تفاوت میان نسخه‌های «تساوی حقوق زن و مرد در دین بهائی»

== کیفیت تساوی در تاریخ بهائیت ==
=== از شرق به غرب ===
پس از وفات بهاء الله در سال ۱۲۷۱، رهبری جامعه بهائی به پسر بزرگش عبد البها رسید. سال بعد یک بهائی- لبنانی الاصل که قبلاً مسیحی وبوده لبنانی الاصل بود-به بنامنام ابراهیم خیر الله، آیین بهائی را به غرب برد. همانگونه که در سایر گروه‌های دینی قرن ۱۹ (میلادی) آمریکا ملاحظه می‌شود، زنان در آن دوره، نقش مهمی در گروه‌های مذهبی داشتند. معمولاً تعداد زنانی که کیش خود را تغییر می‌دادند دو برابر مردان بود. در نشریه بهائی نیوز منتشره بهذر تاریخ ۲۸ مرداد ۱۲۸۹ مطرح شده است که ۹۰ درصد نیروی فعال در کار امر در غرب را زنان تشکیل می‌دهند؛ و البته همه آقایان بهائی از این روند راضی و خوشحال نبودند؛ و در همان شماره بهائی نیوز مطلبی از چارلز میسن رمیریمی چاپ شده که گله و شکایت می‌کند اکثریت جلسات محلی بهائی را خانمها برنامه ریزی می‌کنند؛ و وقت جلسات در بعد از ظهر است و عموماً آقایان نمی‌توانند در این جلسات شرکت کنند. او عقیده داشت که خانمها فقط به تشکیل و برگزاری جلسات دلخوش هستند ولی آقایان به نتیجه کارو بهره‌وری مطلوب توجه دارند.
 
این عقیده تقریباً در میان مردان آمریکایی بهائی حاکم بود که خانمها فقط باید به کار تبلیغی بپردازند و کارهای اداری و تشکیلاتی را به آقایان بسپارند. این طرز فکر آشکار مورد تأیید بسیاری از آقایان ایرانی مبلغ، که از سوی عبد البها برای فعالیت تبلیغی به آمریکا اعزام شده بودند قرار داشت. در پاییز سال ۱۸۹۹ (میلادی) ادوارد گِتسینگر یک هیئت مشاوران {{به انگلیسی|Board of counsels}} برای بهائیان شمال نیوجرسی تشکیل داد. خانم ایزابلا برتینیگهام. بعنوان منشی آن هیئت، بدون حق رأی، منصوب شد. در مارس ۱۹۰۰ (میلادی) خانم تورنتون چیس گزارش داده که در شیکاگو یک هیئت مشاوران، متشکل از ۱۰ نفر آقا تشکیل شده است. متعاقباً عبد الکریم طهرانی آن هیئت را تجدید سازمان داده و تعداد اعضاء را به ۱۹ نفر رساند که زنان هم جزء آنها بودند. سال بعد میرزا اسدالله اصفهانی دوباره دست به بازسازی آن هئیت زد و اصرار و تأکید داشت که فقط آقایان می‌توانند به عضویت هیئت مشاوران در آیند. در آنزمان،آن زمان، این هیئت نام بیت العدل را برای خود انتخاب کرد. برخی از خانمهای بهائی از ترتیبات و روشهای صورت گرفته ابراز عدم رضایت و گله و شکایت کردند که میرزا اسدالله ما را نادیده گرفته و اگر چه ما را دعوت کردند ولی بیت العدلی صرفاً مردانه برپاکردندبرپاکرده اند. شاید ناراضی‌ترین فرد از این برنامه‌ها و عملکردها خانم کورین ترو بود که شکوائیه‌ای به عبد البها نوشت تا دستور العمل مربوط به انحصار حضور مردان در بیت العدل را لغو کند. او پاسخی در ژوئن ۱۹۰۲ (میلادی) از عبد البها دریافت نمود، ولی تا قبل از پاییز آن سال با مردم شیکاگو در میان نگذاشت. جوابیه چنین است:
::بدان ای امة الله، که نظر بهاء الله چنان است که زنان عیناً مردانند، و خداوند همه انسانها را شبیه خودش خلق کرده است. یعنی مردان و زنان، به یکسان مظهر اسماء و صفات اویند و از نظر معنوی فرقی و تفاوتی میان آنها نیست ... در عین حال، بیت العدل، بنابر تصریح حکم خدا، منحصر به مردان است و این بنابر حکمت الهی است که آنهم بزودی دلیلش همچون آفتاب وسط روز روشن و واضح خواهد شد. واما تو ای امة الله که شیفته جمال الهی هستی، مساعی خود را بکار ببر و محافل روحانیه را بر پا کن، چرا که این محافل اساس نشر و گسترش شهد شیرین الهی، و بر پایی چراغ و نور جمال الهی و ترویج دین او و تبلیغ تعالیم او می‌باشند و چیزی بالاتر از این زیبایی نیست.
پیش از این کورین ترو بهمراهبه همراه الا ناش یک هیئت بانوان تشکیل داده بود که پس از این نامه، بنام محفل تبلیغی بانوان معروف شد. در عمل این محفل کاری مشابه بیت شیکاگو انجام می‌داد. ظاهراً این محفل بخش عمده‌ای از امرامور مالی جامعه بهائی شیکاگو را در دست خود داشت. شاید بدان خاطر که عمده تبرعات از سوی خانمها انجام می‌شد. بتدریج بیت شیکاگو خود را فاقد پشتوانه مالی کافی دید. ارتباط این دو مؤسسه هم محدود به جلسات هماهنگی بود.
 
پیش از این کورین ترو بهمراه الا ناش یک هیئت بانوان تشکیل داده بود که پس از این نامه، بنام محفل تبلیغی بانوان معروف شد. در عمل این محفل کاری مشابه بیت شیکاگو انجام می‌داد. ظاهراً این محفل بخش عمده‌ای از امر مالی جامعه بهائی شیکاگو را در دست خود داشت. شاید بدان خاطر که عمده تبرعات از سوی خانمها انجام می‌شد. بتدریج بیت شیکاگو خود را فاقد پشتوانه مالی کافی دید. ارتباط این دو مؤسسه هم محدود به جلسات هماهنگی بود.
 
آقای تورنتون چیس، بعنوان اولین آمریکایی بهائی، شدیداً با مشارکت زنان در موسسات تشکیلاتی بهائی، در شرایطی که آقایان برای انجام آن امور وجود داشتند، مخالف بود. او عقیده داشت که زنان بیش از اندازه عاطفی و احساسی هستند و بهاء الله صراحتاً آنها را از مشارکت در ” امور تجاری” کنار گذاشته است؛ ولی ظاهراً بنظر می‌رسید که عبد البها با توانایی برنامه ریزی و تشکیلاتی زنان مخالفتی نداشت. در سال ۱۹۰۳ (میلادی) ” بیت روحانی شیکاگو” تصمیم گرفت تا مشرق الاذکاری شبیه آنچه بهائیان عشق آباد – روسیه- شروع به ساخت کرده بودند، بنا کند. خانم کورین ترو در سال ۱۹۰۶ (میلادی) عبد البها را در فلسطین ملاقات کرد. در آنجا عبد البها دستورهای خاصی به او دربارهٔ ساخت معبد شیکاگو ابلاغ کرد. کمی بعد، تورنتون چیس هم برای زیارت وارد فلسطین شد. در پاسخ به سوال‌های چیس دربارهٔ معبد، عبد البها پاسخ داد که دستورهای لازم را به خانم ترو داده و چیس باید با او مشورت کند. وقتی مشخص شد که ساخت مشرق الاذکار فراتر از توان و مسولیت آنروز جامعه بهائی شیکاگو بود، خانم کورین ترو پیشنهاد کرد که یک مجمع ملی بهائی برای آن منظور تشکیل شود. در سال ۱۹۰۲ (میلادی) عبد البها از بیت عدل شیکاگو خواست تا نامش را به بیت روحانی تغییر دهد تا اطمینان حاصل کند که هیچ‌کس گمان فعالیت سیاسی از آن نخواهد داشت. پس از مدتی موسسات رهبری محلّی و ملّی بهائی بنام محفل روحانی محلی و ملّی شناخته شدند و عبارت بیت العدل برای مؤسسه رهبری جهانی بهائی اختصاص یافت؛ ولی در اوائل قرن بیستم، همه عناوین و اصطلاخات بصورت شناور استفاده می‌شد. با تأیید عبد البها، در سال ۱۹۰۹ (میلادی) نمایندگان جوامع بهائی سراسر آمریکای شمالی جمع شدند و اعضای هیئت اجرایی معبد بهائی را انتخاب کردند. از ۹ نفر فرد منتخب ۳ نفر زن بودند و کروین ترو هم بعنوان مسئول امور مالی مشغول به کار شد. برخی از مردان بهائی به این سرقت آشکار مناصب در موسسات مختلف امری توسط خانمها…. اعتراض کردند<ref>{{harvnb|Lee|1988}}</ref>.”
 
برخی دیگر به دفاع از آن وضعیت پرداخته و استدلال کردند که جامعه بهائی در آن موقعیت احتیاج به توجه «مادرانه» دارد و تنها زنان قادر به ایفای آن مسئولیت می‌باشند. به تدریج و تا سال ۱۹۲۵ (میلادی)، نام هیئت اجرایی به محفل ملی روحانی بهائیان آمریکا و کانادا تغییر یافت. در سال ۱۹۰۹ (میلادی) کورین ترو، پس از چند بار سؤال و اصرار دربارهٔ موضوع خدمت زنان در بیت عدل، نامه‌ای از عبد البها، با این مضمون دریافت کرد:
::بموجب احکام آیین الهی، زنان و مردان، به جز در مورد عضویت در بیت العدل جهانی در همه حقوق با یکدیگر برابر و مساوی هستند و همان‌طور که در متن کتاب بیان شده، هم ریاست و هم عضویت در بیت عدل اختصاص به مردان دارد؛ بنابراین در سایر نهادها و موسسات، همچون کمیته ساخت معبد، کمیته تبلیغات، محفل روحانی و موسسات خیریه و علمی، زنان حقوق مساوی و یکسان با مردان دارند.<ref>منتخبی از آثار عبد البها، حیفا :مرکز جهانی بهائی، ۱۹۷۶ (میلادی)، صص ۸۰–۷۹</ref>
 
برخلاف مکاتبه قبلی عبد البها، بنظر می‌رسد این نامه زنان را تنها از عضویت در یک نهاد بین‌المللی تشکیل نشده بهائی کنار می‌گذارد و نه عضویت در بیوت عدل محلّی و ملّی. حداقل این برداشت خانم کورین ترو بود؛ و بر این اساس برای عضویت و انتخاب زنان در بیت روحانی شیکاگو تلاش و تقلا کرد. البته تورنتون چیس، با عصبانیت از فعالیتهای ترو، در سال ۱۹۱۰ (میلادی) نوشت: چند سال قبل، بلافاصله پس از تشکیل بیت عدل، خانم ترو نامه‌ای به عبد البها نوشت و پرسید آیا زنان نباید عضو بیت شوند؟ او پاسخ داد که اعضای بیت منحصراً از مردان باشند و گفت که حکمتی در این کار است.<ref>بروس وایت مور، جایگاه صبحگاهی، ویلمیت،انتشارت بهائی، ۱۹۸۴ (میلادی)، ص 23</ref>
 
از آن تاریخ تا کنون، این خانم نوعی حس منفی و مخالفت با بیت روحانی دارد که آنرا به انحاء مختلف بروز می‌دهد…. حال خانم ترو لوحی در پاسخ به سوالش دریافت کرده که بیان می‌دارد این حق خانمها است که در همه «مجامع روحانی» به جز «بیت العدل جهانی» عضو شوند؛ و حالا ایشان به یکباره نتیجه‌گیری می‌کند که خانمها می‌توانند عضو بیت روحانی و هیئتهای مشورتی {{به انگلیسی|House of spirituality counsel Boards}} بشوند. در برخی از الواح عبد البها آنرا «محفل روحانی» یا «مجمع روحانی» خطاب کرده، ولی بیت روحانی، با تفسیر خانم ترو از عبارت سرکار آقاعبدالبهاء موافق نیست.
 
تحقیقات بیشتری از سوی محفل روحانی شیکاگو نشان داد که در سایر مناطق آمریکا، عبد البها اجازه عضویت زنان و مردان را در موسسات و تشکیلات محلی داده بود؛ لذا آنها چنین برداشت کردند که بنظر می‌رسد اکنون تشکیل محافل روحانی شور و مشورت متشکل از زنان و مردان از سوی عبد البها مجاز می‌باشد. بدون شک، حکمت اینکار، در زمان مقتضی آشکار خواهد شد. ظاهراً اعضای این مجموعه‌ها انتظار داشتند که پس از رسمیت یافتن محافل محلی و ملّی و تبدیل آنها به ” بیوت عدل”، زنان از عضویت آنها کنار گذاشته شوند، ولی تا آن زمان مردان می‌باید با شرایط کنار بیایند. سرانجام با سفر عبد البها به آمریکا در سال ۱۹۱۲، کلیه نهادها و موسساتی که همه اعضای آنها منحصراً آقایان بودند، منحل گردیدند. شوقی افندی و بیت العدل جهانی برای عضویت در بیت العدل از ضمایر مردانه و مذکر استفاده کرده‌اند که هرگز آن ضمایر را برای محافل محلی و ملّی بکار نگرفته‌اند. ظاهراً بیت العدل بر این عقیده است که عبد البها در نامه ۱۹۰۹ خود، صرفاً به توضیح نظراتش در نامه سال ۱۹۰۲ پرداخته و لذا هیچ تغییر سیاستی در کار نبوده است. بیت العدل جهانی عقیده دارد که احکام راجع به عضویت (آقایان) در نصوص موجود بود و تنها از سوی مفسر و مبین منصوب الهی، مجدداً بازگویی شده است؛ لذا نه قابل اصلاح و تغییر است و نه قابل بررسی برای تغییر در آینده. آنها تا آنجا مطلب را ادامه می‌دهند که ” عدم اجازه عضویت و خدمت زنان در بیت العدل، دلیل و شاهدی بر برتری مردان نسبت به زنان نیست. ” (پیام ۳۱ مه ۱۹۸۸)
 
=== از غرب به شرق ===
چارلز میسن رمی که در سال ۱۹۰۸ (میلادی) مقاله‌ای منتشر و تجربه سفر خود را به ایران در آن نوشته، مشاهده کرده که بسیاری از زنان بهائی از شرایط و اوضاع در جامعه بهائی ایران ناخرسند و خواستار تغییرات بودند. او شرح می‌دهد که در یک مجلس بهائی سخنرانی می‌کرده که در آن خانمها و آقایان با پرده از یکدیگر جدا بودند. خانم میزبان از رمی می‌خواهد تا دربارهٔ فعالیتهای زنان بهائی آمریکایی صحبت کند. با صحبتهای رمی، آن خانم دچار هیجان شد و بالاخره پرده را کنار زد و به خانمها گفت که حجاب خود را بر دارند و کنار آقایان بنشینند. آقایان کمی جا خوردند و با ناراحتی خود را عقب کشیدند و جا برای خانمها باز کردند؛ ولی کم‌کم به خود آمدند و سعی کردند جای بیشتری برای خود ایجاد کنند لذا کم‌کم به سمت خانمها رفتند و اینبار خانمها دستپاچه شدند و خود را عقب کشیدند؛ ولی ناگهان همه آنها برخاستند و مثل دسته پرندگان از اتاق خارج شدند. رمی در پایان این شرح خود پیشنهاد می‌کند که زنان بهائی غربی با خواهران شرقی خود مکاتبه و نامه نگاری کنند. او امیدوار بود که چند تن از زنان غربی بتوانند بعنوان معلم و پزشک به ایران رفته و در آنجا ساکن شوند.<ref>یادداشتهای یک مسافر بهائی، ۱۹۰۸(میلادی)، ص ۷۶</ref>
 
سال بعد دکتر سوزان مودی از شیکاگو به طهرانتهران رفت تا بهمراهبه همراه چند تن از پزشکان بهائی ایرانی بیمارستانی در طهرانتهران تأسیس کنند. طی سالهای بعد، پرستار الیزابت استورات، نرس، دکتر سارا کلاک و لیلیان کیپز، که معلم بوده،لیلیان کیپز به او ملحق شدند. تا آنزمانآن زمان چند مدرسه دخترانه، بطور غیررسمی، توسط زنان بهائی اداره می‌شد. از آنجا که با همکاری بهائیان آمریکایی، جامعه بهائی ایران صاحب یک مدرسه پسرانه معتبر شده بود، دکتر مودی کمیته اجرایی آن مدرسه را متقاعد کرد تا یکی از این مدارس دخترانه را بعنوان بخش مستقلی از مدرسه خود در نظر بگیرند. نهایتاً آن مدرسه به یکی از بهترین مدارس پیشسال چهارم دانشگاهیدبیرستان در ایران تبدیل شده است.<ref>{{harvnb|Armstrong-Ingram|1986|pp=181-210}}</ref>
 
در سال ۱۹۱۱ (میلادی)، قدسیه اشرف اولین زن بهائی ایرانی بود که برای اخذ مدرک دانشگاهی در رشته روانشناسی آموزش به آمریکا رفت. او سپس به ایران بازگشت و در مدارس بهائی به تدریس پرداخت. طی سفر عبد البها به غرب، در سالهای ۱۲–۱۹۱۱ (میلادی)، او بر ضرورت آموزش زنان تأکید کرد و فقدان آنرا یکی از دلایل عقب ماندگی زنان دانست. او آموزش زنان را بمنظور تربیت فرزندان ضروری توصیف، ولذا آموزش دختران را مقدم بر آموزش پسران قلمداد کرد.