باز کردن منو اصلی

تغییرات

۱۱۰ بایت اضافه‌شده ،  ۳ سال پیش
←‏سایر نظریه ها: عدم منافات تعیین پیامبر یا خلیفه اش با بیعت کردن مردم با او
بعد از مرگ [[عثمان]] ، طبقات مختلف مردم به خانة [[علی]] رفته و می گویند: يا اباالحسن [[عثمان]] کشته شد و ما به پيشوا نيازمنديم و امروز هيچ فردي را شايسته‌تر از تو نمي‌دانيم. [[علی]] درخواست آنها را رد می کند.
اگرخلافت برای [[علی]] اصل بود ، آیا [[علی]] اجازه تعارف و رد خلافت را داشت؟
ادّعای بیعت گرفتن برای [[علی]] از طرف پیامبر برای خلافت، ناقض عقیده به نصب وی از سوی خدا است. البته ناقض چنین عقیده و نظری هم مضمون آیه 18 سوره فتح می باشد زیرا که از رضایت خداوند از بیعت مردم یثرب با پیامبر اسلام که از جانب حداوند منصوب شده در زیر درخت مشخص شده خبر می دهد و بیعت مردم را با او انکارموجب نمیرضایت نمایدخداوند معرفی می کند. که این موضوع مخالف با استدلالی است که می گوید: اگر کسی به عنوان خلیفۀ پیامبر از سوی خدا تعیین شده باشد دیگر بیعت گرفتن برای وی معنی ندارد. پیامبر در غدیر خم [[علی]] را به عنوان امام و جانشین شرعی خود معرفی میکند نه بعنوان خلیفه برای حکومت سیاسی بر جامعه.<ref>حقیقت امامت ، رضا قهرمانی ، ص 37</ref>
این مسئله که [[فاطمه]]، [[علی]] و [[بنی هاشم]] با [[ابوبکر]] بر سر خلافت اختلاف داشتند غیرقابل انکار است اما اعتراض بزرگان [[بنی هاشم]] ، [[علی]] و تعدادی از اصحاب برای انتخاب خلیفه نبود و انتخاب خلیفه را خلاف قرآن و سخنان پیامبر نمی دانستند ،آنها به نحوه برگزیده شدن و عدم حضور [[بنی هاشم]] و [[مهاجران]] و شتابزدگی برای انتخاب خلیفه معترض بودند.<ref>حقیقت امامت ، رضا قهرمانی ، ص 51</ref>
در [[نهج البلاغه]] آمده:«به جان خودم سوگند، در جنگیدن با کسی که مخالفت حق کرده و در راه گمراهی قدم نهاده است سستی و مسامحه نمی‌کنم»<ref>نهج البلاغه خطبۀ 24</ref>
کاربر گمنام