تفاوت میان نسخه‌های «بهاءالله»

حذف القاب به جهت حفظ بی‌طرفی مقاله
(حذف القاب به جهت حفظ بی‌طرفی مقاله)
{{بهائی}}
 
'''میرزا حسینعلی نوری''' (زاده:[[۱۸۱۷ (میلادی)|۱۸۱۷]]، مرگ:[[۱۸۹۲ (میلادی)|۱۸۹۲]]) ملقب به '''بهاءالله'''، پایه‌گذار [[بهائیت]] بود. بهائیان معتقدند که بهاءالله،حسینعلی نوری، بنیانگذار دین بهائی جدیدترین فرستاده الهی در سلسله [[پیامبران]] پیشین چون [[ابراهیم]]، [[موسی]]، [[بودا]]، [[زردشت]]، [[مسیح]] و [[محمّد]] است و رسالتش برای ایجاد تمدّنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. بهائیان پیامبران را تجلی روح اعظم الهی بر روی زمین می‌دانند.<ref name="amuzeh">
{{یادکرد
|نویسنده=موهبت سبحانی
 
میرزا حسینعلی نوری از اهالی منطقه نور [[مازندران]]، در سال ۱۱۹۵ [[هجری شمسی]] در [[تهران]] متولد شد.
بهائیان نسبت وی را از یک سو به [[زرتشت]] و از سوی دیگر به [[یزدگرد سوم]]، آخرین پادشاه ساسانی می‌دانند. همچنین به اعتقاد بهائیان، بهاءاللهحسینعلی نوری از طریق همسر سوم [[ابراهیم]]، (قطوره )به وی منسوب است.<ref>نفحات ظهور بهاءالله، صفحه ۱۵</ref> پدرش [[میرزا بزرگ نوری]] از رجال دوره [[فتحعلی شاه]] و مردی ادیب و خطاط بود و در دربار شاه ایران منصبی عالی داشت. با آغاز دعوت [[سید علی‌محمد باب]] ملقب به [[باب]] در سال ۱۲۲۱ (۱۸۴۴ میلادی) به او پیوست (۲۷ سالگی)اقدامات و فعالیتهای او در گسترش [[آیین بابی]] او را تبدیل به یکی از مهم‌ترین پیروان باب نمود.
 
منابعی اینگونه بیان می‌کنند که بهاءاللهحسینعلی نوری از یک خانواده ثروتمند بود. او به مانند دیگر فرزندان چنین خانواده‌هایی آموزش‌هایی چون خواندن، نوشتن، خوشنویسی، خواندن قرآن و اشعار شعرای مشهور ایرانی (چون عطار، حافظ و مولوی) را دریافت کرد. معلمین خصوصی برای تدریس به خانه او می‌آمدند.<ref>The Story of Baha'u'llah: Promised One of All Religions نوشته Druzelle Cederquist، صفحه ۸</ref><ref>[http://www.lvbahai.org/bahaulla.htm بهاء الله مظهر خدا]</ref>
این درحالی است که خود منکر سواد داشتن (پیش از ادعای پیامبری) بوده و در نامه‌ای خطاب به [[ناصرالدین‌شاه قاجار]] می‌نویسد: «من تحصیل علم نکرده‌ام و در مدرسه وارد نشده‌ام، می‌توانید از مردم شهری که در آن ساکن بودم بپرسید.»<ref>مقاله شخصی سیاح، مؤسسه مطبوعات امری آلمان، ۲۰۰۱، ص ۶۲.</ref>
 
=== ازدواج‌ها ===
ازدواج‌های بهاءاللهحسینعلی نوری همه قبل از اظهار پیامبری او و حتی قبل از [[کتاب اقدس]]، کتاب [[احکام بهائی]] بوده‌است.<ref name="bahai-library.com">{{یادکرد وب
| نشانی = http://bahai-library.com/index.php5?file=uhj_wives_bahaullah
| عنوان = Wives of Baha'u'llah, by Universal House of Justice
| تاریخ = ۱۹۹۵-۱۰-۲۳
| زبان = انگلیسی}}</ref>
او به طور هم‌زمان سه همسر داشته‌است. آسیه خانم<ref>{{یادکرد|فصل= |کتاب=A Concise Encyclopedia of the Bahá'í Faith|ناشر= Oneworld Publications|چاپ= |شهر= Oxford, UK|کوشش= |ویرایش= |سال= ۱۹۹۹ |شابک= ISBN 1-85168-184-1 |نویسنده= Smith, Peter|نویسندگان سایر بخش‌ها=|ترجمه=|صفحه= |زبان=en |مقاله= |ژورنال= |نشریه= |تاریخ= |دوره= |شماره= |شاپا=}}</ref>، فاطمه و گوهر (بنا بر برخی منابع به نظر می‌رسد گوهر خدمتکار همسر اول بهاءاللهحسینعلی نوری بود).<ref>{{یادکرد وب
| نشانی = http://www-personal.umich.edu/~jrcole/bahabio.htm
| عنوان = A Brief Biography of Baha'u'llah
امیرکبیر به میرزا حسینعلی پیشنهاد کرد که: در حال حاضر که شاه عازم اصفهان است، بهتر است شما از پایتخت دور باشید.<ref>بهاءالله شمس حقیقت، ح. م. بالیوزی، ترجمه از انگلیسی، مینو ثابت. م George Roland Publisher ۱۹۸۰، ص ۸۷</ref>
 
بهاءاللهحسینعلی نوری به کربلا می‌رود و درآنجا ساکن می‌شود و یکسال بعد به ایران باز می‌گردد. با وجود آنکه امیرکبیر ضربات شدیدی بر پیکر جنبش بابی می‌زند، ولی چون وطن‌خواه و اصلاح‌طلب و درست‌کار بوده‌است در آثار بهاءاللهحسینعلی نوری از او به نیکی یاد می‌شود.<ref>بهاءالله شمس حقیقت... یاد شده، ص ۹۶- ۹۵</ref>
 
در زمان صدارت [[میرزا آقاخان نوری]] او از بهاالله دعوت به بازگشت به ایران می‌کند. او پس از بازگشت ماهها میهمان [[صدر اعظم]] بود.<ref name=ToolAutoGenRef2>قبله عالم، عباس امانت، نشر کارنامه، ص ۲۸۸</ref>
 
بهاءاللهحسینعلی نوری به تازگی وارد تهران شده بود که طوفان تازه‌ای دامنگیر جامعه بابی می‌شود. علت این گرفتاری «منسوبان بی‌اندیشه و عصبانی جامعهٔ بابی بودند» که بعد از اعدام باب، تصمیم به قصاص شاه گرفته و به جان او سوء قصد کردند. بها قبل از سوء قصد به جان شاه در منزل یکی از برادران میرزا آقا خان در شمیران به سر می‌برد. به گفته [[نبیل زرندی]] او در آنجا با عظیم پیشوای بابیه ملاقات کرده و او را از نقشه قتل شاه برحذر داشته بود.<ref name=ToolAutoGenRef2/>
 
بلافاصله بعد از سوءقصد نافرجام و درهمان روزهای اول ۳۶ نفر بابی دستگیر می‌شوند. «تفحصی بسزا درکار هر یک بعمل آمده سه چهار نفر نوری چون کفر و ارتداد ایشان به ثبوت شرعی نرسیده به جان امان یافته محبوس شدند. بقیه را بین الناس تقسیم نمودند که عموم بندگان خدا از این فیض عظمی بی نصیب نباشند.»<ref>حقایق الاخبارناصری، محمد جعفرخورموجی نشر نی ۱۳۶۳، ص ۱۱۶</ref>
با این ابتکار دولتیان و روحانیون دو هدف را تعقیب می‌کردند. یکی آلوده کردن دست همه گروه‌های اجتماعی به خون بابیان، و دوم در امان بودن از حمله احتمالی بابیان به عنوان قصاص از عاملین کشتار. از این نظر هر یک از بابیان را به گروهی که متعلق به آن بوده‌اند جهت اعدام می‌سپارند. برای نمونه «میرزا نبی دماوندی که مردی عالم بوده‌است به دست معلمین دارالفنون، ملا شیخ علی که از روحانیون بوده‌است به دست علما و طلاب، محمد تقی شیرازی که کارگری ساده بوده‌است به دست عمله اصطبل و محمد علی نجف آبادی که یک سرباز بوده‌است به دست خمپاره‌چیان می‌سپارند که هرطور میل دارند آنها را بکشند.»<ref>حقایق الاخبارناصری... یاد شده، ص ۱۱۶</ref>
 
بعد از این واقعه، جامعه بابی تحت فشار قرار می‌گیرد و بابیان، قتل‌عام می‌شوند. بهاءاللهحسینعلی نوری با وجود اینکه می‌توانست خود را حفظ کند و یا با وساطت شوهر خواهرش در سفارت روس پناه گیرد و یا از کشور خارج شود ولی خود را تسلیم مأموران دولتی می‌کند.<ref name="iranica_bahaullah">{{پک|Cole|1989|ک=BAHĀʾ-ALLĀH|ص=422-429}}</ref>
 
بهاءاللهحسینعلی نوری را به زندان سیاه چال طهران می‌برند و مدت چندین ماه در غل و زنجیر نگه می‌دارند. سیاه چال در قدیم خزینه حمام بوده که به زندان تبدیل شده بود.<ref>حقایق الاخبارناصری، محمد جعفرخورموجی نشر نی ۱۳۶۳، صفحه ۱۱۹</ref>
 
=== آزادی بهاءاللهحسینعلی نوری از زندان ===
میرزا آقاخان در دوران [[حاج میرزا آقاسی]] توقیف شد، وی را چوب زدند و محکوم به پرداخت وجهی شد که امکان پرداخت آن را نداشت. بهاءاللهحسینعلی نوری به کمک او آمد و پول مورد لزوم را برای او تهیه کرد و همچنین در دورانی که در کاشان در تبعید به سر می‌بُرد و از نظر مالی در مضیقه بود. حسینعلی بهاءاللهنوری به او کمک کرد.<ref>بهاءالله، شمس حقیقت، بالیوزی، صفحه ۱۲۹</ref>
 
با وجود اثبات بی‌گناهی بهاءاللهحسینعلی نوری و اقداماتی که از طرف اقوام او و خصوصاً شوهرخواهر او مجید آهی منشی سفارت روسیه و میرزا آقاخان صدراعظم انجام شد، وی بعد از ۴ ماه به دستور شاه از زندان آزاد شد؛ مشروط براینکه ایران را ترک کند. برای ترک ایران یک ماه به او مهلت دادند..<ref>بهاءالله، شمس حقیقت، بالیوزی، صفحه ۱۳۰</ref>
 
این که او صرفاً به دلیل بی گناه بودن آزاد شده باشد بعید است چرا که بابیان بسیار دیگری کشته یا محبوس شدند. از نظر حکومت جایگاه او در نزد بابیان و ارتباط او با پیشوای آنان، عظیم، برای مجرم بودن اش کافی بود. پیوند او با پرنس [[دیمیتری دالگوروکی]] (سفیر روسیه در ایران) و شاید یاری او، موجب نجات او از اعدام شد.<ref>قبله عالم، عباس امانت، نشر کارنامه، ص ۲۹۷</ref> سفیر [[روسیه]] پیشنهاد اقامت در روسیه را به بهاء [[اللهحسینعلی داد]]نوری ولی او قبول نکرد و در اولین ماه سال ۱۸۵۳ به همراه خانواده و دو برادرش ایران را به قصد [[عراق]] ترک کرد. در آن دوران عراق جزو متصرفات دولت [[عثمانی]] بود.
 
بهاءحسینعلی اللهنوری در بغداد معاون و کارگزار میرزا یحیی نوری برادر دیگرش بود که باب به او لقب صبح ازل داده بود میرزا یحیی در بغداد دستگاهی پدید آورد و ۱۰ سال در انجا به ریاست و دعوت پرداخت اما غالب امور را برادرش حسینعلی اداره می‌کرد.<ref name=ToolAutoGenRef1>سجادی، صادق؛ بابیه، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج۱۱</ref>
 
پس از گذشت ۱۰ سال از تبعید بهاءاللهحسینعلی نوری در [[بغداد]]، وی از بغداد به شهر [[استانبول]] تبعید گردید. وی قبل از خروج از بغداد اعلان نمود که همان موعود و یا [[من یظهره‌الله]] است که باب به ظهور او بشارت داده و پیروان خویش را به ایمان به او سفارش نموده بود. بعدها این تاریخ در بین بهائیان به [[عید رضوان]] مشهور شد.<ref>{{یادکرد
|نویسنده=Manfred Hutter
|مقاله=Bahā'īs
|دوره=۱۸
|شماره=۱
|صفحه=۱۱۷}}</ref> بهاءاللهحسینعلی نوری پس از مدت چهار ماه اقامت در استانبول به شهر [[ادرنه]] تبعید گردید. وی در آنجا نامه‌هایی به سران ممالک نوشت که می‌توان از آن جمله نامه‌ای به ناپلئون و پاپ و هم چنین ناصرالدین شاه پادشاه ایران اشاره نمود. وی در آن نامه‌ها، سران ممالک را با تعالیم خویش آشنا نمود.<ref>{{Cite book
|last = Taherzadeh
|first = A.
|place = Oxford, UK
|isbn = ۰۸۵۳۹۸۰۷۱۳
|url = http://www.peyman.info/cl/Baha'i/Others/ROB/V2/Cover.html}}</ref> پس از تیرباران [[باب]]، پیروانش که به «بابی» مشهور بودند بر طبق بیانات باب در کتاب [[بیان]] به دنبال [[مظهر ظهور]] بعدی که در این کتاب به «ظهور [[من یظهره الله]]» اشاره شده‌است، گشتند. در سال ۱۸۶۳ بود که بهاءاللهحسینعلی نوری خود را من یظهره الله موعود در [[کتاب بیان]] معرفی کرد. اکثر بابیان به او ایمان آورده و بهائی نامیده شدند. لازم به ذکر است که نابرادری کوچک او [[یحیی صبح ازل]]، ادعای رهبری بابیان را داشت و کسانی که به ازل گرویدند [[ازلی]] نامیده می‌شوند.
 
=== مرگ ===
[[پرونده:Shrine of Bahá’u’lláh.jpg|بندانگشتی|300px|آرامگاه میرزا حسین‌علی نوری بهاءالله]]
پس از ۵ سال اقامت در ادرنه، بهاءاللهحسینعلی نوری به زندان [[دولت عثمانی]] یعنی «[[عکا]]» واقع در اراضی فلسطین تبعید گردید. [[صادق سجادی]] علت این تبعید را ترس از جنگ دو [[فرقه بهائی]] به رهبری این دو برادر می داند که سخت به دشمنی می‌پرداختند<ref name=ToolAutoGenRef1/>. او در قلعه‌ای زندانی شد و پس از زندان عکا بالاخره این امکان را یافت که ادامه زندگی را در خانه‌ای به نام قصر بهجی به سر بَرَد. وی در سال ۱۸۹۲ میلادی و در سن ۷۵ سالگی به مرگ طبیعی درگذشت.<ref>{{یادکرد وب
| نشانی = http://www.muslimhope.com/Bahai.htm
| عنوان = MuslimHope.com
| سال = August
| ماه = ۲۰۰۶}}</ref>
گور او در شهر عکا به نام «[[روضه مبارکه]]» قبله بهائیان می‌باشد. بنا به [[کتاب عهدی]]، وصیت‌نامهٔ بهاءالله،حسینعلی نوری، فرزند ارشدش [[عبدالبهاء]] جانشین او برای تبیین آثار در امور بهائی شد.<ref>بریتانیکا، مدخل بهاءالله</ref><ref>30. ↑ Taherzadeh, Adib (۲۰۰۰). The Child of the Covenant. Oxford, UK: George Ronald. ISBN 0-85398-439-5. ۲۶۵</ref>
 
== جانشین ==
بنا به [[کتاب عهدی]]، وصیت‌نامهٔ بهاءالله،حسینعلی نوری، فرزند ارشدش [[عبدالبهاء]] جانشین او پس از وفاتشمرگش شد.<ref>Taherzadeh, Adib (۲۰۰۰). The Child of the Covenant. Oxford, UK: George Ronald. ISBN 0-85398-439-5. ۲۶۵</ref><ref>سیری در کتابهای بهائیان، سلطانزاده، ج۱، ص۵۹</ref><ref>ماجرای باب وبهاء، ص۲۱۸</ref><ref>[http://reference.bahai.org/fa/t/b/AHM/ahm-418.html ادعیه حضرت محبوب، بهاءالله، صفحه ۴۱۸]</ref> او [[میرزا محمد علی]] را به عنوان نفر دوم و زیردست عبدالبهاءحسینعلی نوری تعیین کرده بود.<ref>Smith, Peter (۲۰۰۸). An Introduction to the Baha'i Faith. Cambridge: Cambridge University Press. ISBN 0-521-86251-5. http://books.google.com/books?id=z7zdDFTzNr0C. pp. ۴۳–۴۴</ref>
 
== جایگاه بهاءاللهحسینعلی نوری در آثار بهائی و در باب ادعای خدایی ==
بهائیان بهاءاللهحسینعلی نوری را مظهر ظهور الهی و محل تجلی الهی در این زمان می‌دانند. آنها معتقدند که بهاءالله،حسینعلی نوری، بنیانگذار دین بهائی جدیدترین فرستاده الهی در سلسله [[پیامبران]] پیشین چون [[ابراهیم]]، [[موسی]] و [[بودا]] و [[زردشت]] و [[مسیح]] و [[محمّد]] است و رسالتش برای ایجاد تمدّنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. بهائیان پیامبران را تجلی روح اعظم الهی بروی زمین می‌دانند.<ref name="amuzeh"/>
 
در این میان این دیدگاه که [[باب]] و بهاءاللهحسینعلی نوری ادعای خدایی کرده‌اند و بهائیان آنان را خدا می‌دانند بیش از هر اتهامی توسط برخی منتقدین مطرح می‌شود. آن‌ها برخی گفته‌های او را مستند خود قرار داده‌اند:<ref>خدای عصر ارتباط، محمد رضا حسینی، انتشارات گوی، ص ۲۵ تا ۳۵</ref><ref>ماجرای باب و بهاء، ص ۱۴۷</ref>
بهاءحسینعلی اللهنوری در دعایی که برای شب ولادتش تعلیم داده می‌گوید: «و فیه ولد من لم یلد و لم یولد»<ref>اشراق خاوری، رساله ایام تسعه، ص۲۵</ref> (یعنی در آن کسی که نه می‌زاید و نه زاده می‌شود، زاده شده‌است )و در کتاب مبین در ایام زندانی بودنش می‌نویسد:... «انه لا اله الا انا المسجون الفرید»<ref>میرزا حسینعلی نوری، آثار قلم اعلی، ج۱، ص ۲۲۹</ref> (یعنی... که خدایی جز من زندانی تنها نیست )و در جای دیگر با اشاره به سکونتش در بدترین شرایط می‌گوید: «ان الذی خلق العالم لنفسه حبس فی اخرب البلاد»<ref>لوح ابن الذئب، صفحه ۴۲</ref> (یعنی همان که عالم را برای خودش آفرید در خرابترین بلاد زندانی شده‌است.)
 
[[دنیس مک‌ایون]] بهایی پژوه و از بهائیان سابق می‌گوید، عده‌ای از بهائیان در [[کرمان]] اعتقاد به خدایی بهاءاللهحسینعلی نوری داشته‌اند.<ref>Denis MacEoin, «Divisions and Authority Claims in Babism (۱۸۵۰-۱۸۶۶),» Studia Iranica ۱۸:۱ (۱۹۸۹), p. ۱۲۷.</ref>
 
== آثار ==
* [[کتاب ایقان]] که در پاسخ به سؤالات فردی در مورد ظهور قائم و متشابهات قرآن می‌باشد.
* [[کلمات مبارکه مکنونه]]، که روش و نحوه زندگی برای افراد بشر در آن ذکر گردیده‌است از اصلی ترین آثار بهاالله می‌باشد.
*: از دیگر آثار بهاءاللهحسینعلی نوری می‌توان به مکتوباتی که برای پیروانش می‌فرستاد اشاره کرد وی در خلال این مکتوبات [[تعالیم دیانت بهائی]] را برای پیروانش تشریح می‌نمود. این مکتوبات در میان بهائیان به «[[لوح]]» مشهورند و تعداد آنها بیش از شانزده هزار لوح می‌باشد. که از آن جمله می‌توان به مکتوباتی خطاب به سلاطین وقت اشاره نمود. (هم چون ناپلئون، پاپ و...)
 
دیگر آثار او: جواهر الاسرار، [[هفت وادی]]، [[چهار وادی]]، الواح سلاطین و...<ref>گفتاری کوتاه در مورد آئین بهائی، موژان مومن</ref>
 
== دیدگاه بهائیان درباره تصویر بهاءاللهحسینعلی نوری ==
بهائیان معتقدند تصویر [[مظهر ظهور|مظاهر ظهور]] باید با نهایت احتیاط و حفظ احترام شایسته نمایانده شود. از این قرار تصویر وی تنها در هنگام نیایش در [[مقام اعلی]] به نمایش گذاشته می‌شود و بهائیان در صورتی که مطمئن نباشند که شرایط مورد نظر برای نشان دادن تصویر مهیا نیست از نمایاندن آن در معرض عموم خودداری می‌ورزند. بنیادهای بهائی نیز همواره از رسانه‌ها می‌خواهند تا از چاپ تصویر بهاءاللهحسینعلی نوری خودداری کنند.{{مدرک}}
 
== پانویس ==