تفاوت میان نسخه‌های «کنستانتین برانکوشی»

ویرایش
(گسترش)
(ویرایش)
=== کودکی ===
کودکی برانکوشی در روستایی در کوه‌های «کارپاتیان» رومانی گذشت. منطقه‌ای که صنایع دستی سنتی و محلی آن به ویژه حکاکی روی [[چوب]]، معروف است.
الگوهای ساده هندسی این کارها در آثار او دیده می‌شود. نیکولای و ماریا برانکوشبرانکوشی پدر و مادرش رعیت‌های فقیری بودند که در ازای دستمزد کم، سخت کار می‌کردند.
کنستانتین از ۷ سالگی چوپانی گله [[گوسفند|گوسفندان]] خانواده‌اش را به عهده داشت.
در حکاکی و ساخت اشیای چوبی که در کودکی می‌ساخت استعداد زیادی نشان داد.
=== جوانی ===
در ۱۸ سالگی صاحب کارش که استعداد او را در حکاکی دیده بود هزینه تحصیلش را در هنرستان کرایووا پرداخت. در سال ۱۸۹۸ با رتبه ممتاز درس را تمام کرد.
به مدرسه هنرهای زیبای [[بخارست]] رفت و مجسمه‌سازی را به طور آکادمیک فرا گرفت. سخت کار می‌کرد و زود استعدادش را نشان داد.
 
او پس از هنرآموزی در [[بخارست]] سپس در [[وین]] و [[مونیخ]]، ساکن [[پاریس]] شد و در همین شهر، سال‌های زیادی را در سختی و تنگ دستی گذراند.
سپس به [[رودن]] معرفی شد ولی پیشنهاد وی را برای دستیاری نپذیرفت. با [[آمادئو مودیلیانی]]، تجربه‌های پیکره سازی با بهره‌گیری از مجسمه‌های [[آفریقا|آفریقایی]] را دنبال کرد و از هنر قومی کشورش تأثیر گرفت. در همین زمان، روش شکل دهی را وانهاد و به روش کنده کاری روی آورد.
 
برانکوش،برانکوشی، مانند بسیاری از هنرمندان نوگرا، به هنر بدوی جلب شد، ولی بیش از آن تحت تأثیر هنر قومی زادگاهش و هنر مشرق‌زمین قرار گرفت.
او با ساده‌سازی شکلهاشکل‌ها به نتایج درخشان دست یافت، چنان‌که یکی از نخستین مجسمه‌هایش به نام بوسه (۱۹۰۸) را برگردان سه بعدی پرده [[دوشیزگان آوینیون]] [[پابلو پیکاسو]] می‌دانند.
برانکوشبرانکوشی بر خلاف پیکاسو همواره به جنبه نمادگرایانه غیر اروپایی اهمیت می‌داد. مثلاً مجسمه‌های نوزاد (۱۹۱۵) و آغاز جهان (۱۹۲۴)نمادهاین مادهای عام زندگی و باروری را نشان می‌دهند. این مجسمه‌ها از شکلهای ساده تشکیل شده‌اند ولی هندسی یا متقارن نیستند.
برانکوشبرانکوشی چند سال روی ایده ساخت مجسمه سنگی مکعب شکل که دو نفر را در حال بوسیدن هم نشان می‌دهد کار کرد.<ref>گامبریچ، ص ۵۷۰</ref>
 
برانکوش در واپسین سالهای زندگیش در میان هنرمندان معاصر خود موقعیتی یگانه کسب کرد و از اعتباری فراوان برخوردار شد. او ویژگیهایویژگی‌های مواد و مصالح مختلف را به خوبی می‌شناخت و در کاربست آنها مهارتی ستایش انگیز داشت. نومایگی کارش بر پیکره سازی انتزاعی نیمه نخست سده بیستم بسیار اثر گذاشت. او با شیوه انتزاعی خاص خود قادر بود جوهر مفهوم معینی را در فلز یا سنگ مجسم کند.
سردیسهای ساخت او نیز از همین سادگی و گویایی برخوردارند.
کار عمدهٔ برانکوش در سال‌های آخر عمر، صیقل دادن و پرداخت سطح آثار اولیه‌اش بود.