باز کردن منو اصلی

تغییرات

بدون خلاصه ویرایش
امیر با36غلام سلطان که هریکی امیران بزرگ بودند،سلطان گریخت.بعد از دو روز از قونیه بیرون آمد وبه ولایت لشکری گریخت.باجو به قونیه آمد وقسم خورده بود که آنجا را خراب میکند.اما نظام قیاس کردند و شهرقونیه را از باجو خرید ،باجو بازگشت  و به ولایت بالا رفت .امیران جمع شدند چون نظام الدین خازن و ارسلان طغمش اتابک و خورشید پروانه به بورغلورفتند،سلطان رکن الدین را به قونیه آوردندوبر تخت نشاندند از جانب دیگر چون سلطان عزالدین  شنید که باجو از روم به در رفت از ولایت لشکری بازگشت او به قونیه آمد سلطان رکن الدین با امیران خود به قیصریه رفته و معین الدین پروانه آنجا بود.عزالدین که شنید عزم هولاکو کرد ورکن الدین وعزالدین یرغوکردند ودر آخرکار به صلح انجامید وسرزمین روم را بین خود تقسیم کردند قونیه تختگاه عزالدین شد وقیصریه تختگاه رکن الدین شد.مدتی روزگار به خوبی گذشت ودر آخر امیران عزالدین را برآن داشتند که قصد معین الدین پروانه کند و از این باخبر شد وگریخت،عزم بالا کرد.اوضاع به خان عرضه کرده ،با لشکر بی کران علیجاق تاتار را به روم آورد،قیصریه را از رکن الدین گرفت وعزم قونیه وروم را کردووقتی خبر به سلطان عزالدین رسید واز آنجا گریخت و به ولایت لشکری رفت ودر آنجا ماند.تا زمان وفاتش سلطان رکن الدین قونیه را گرفت و برتخت نشست. روز آذینه چهاردهم ماه رمضان سنة تسع وخمسین وستمایه روزی چند در قونیه بود بعد از آن از آنجا بیرون آمد .سلطان عزالدین هر چه از امیران  را که باقی مانده بودند را بعضی ها را کشت وبعضی ها رو به اطاعت درآورد و دوباره به قونیه آمد و به مراد خود رسید و برتخت نشست و در این زمان سلطنت سلطان بر تخت قونیه بی مانع ومدعی شد.<ref name=":0" />
 
== منابع ==
[[رده:فرمانروایان سلجوقی]]
۲۷۲

ویرایش