تفاوت میان نسخه‌های «سهراب»

۳۱۸ بایت حذف‌شده ،  ۳ سال پیش
جز
سهراب
جز (ربات:اصلاح خطای مقاله با استفاده از AWB)
جز (سهراب)
 
| label4 = منصب
| data4 = {{{منصب|جنگجوشاه [[سمنگان در شاهنامه|سمنگان]]}}}
 
| label5 = لفب
| data7 = {{{نام مادر|[[تهمینه]]}}}
 
| label8 = موطنملیت
| data8 = {{{موطنملیت|[[زابل در شاهنامه|زابلزابلی]]}}}
 
| header9 = {{#اگر:{{{نام نبرد|{{{نام‌ نبرد|م}}}}}}{{{نوع جنگ|{{{نوع‌ جنگ|}}}}}}{{{سال نبرد|}}}{{{سال نبرد|}}}{{{مدت نبر|}}}{{{مدت نبرد|}}}|سایر اطلاعات}}
 
| label10 = جنگ‌هاشناخته شده
| data10 = {{{جنگ‌هاشناخته شده|تصرّفکشته [[دژبدست سپید]]پدر}}}
 
| label11 = نتیجهجنگ‌ها
| data11 = {{{نتیجهجنگ‌ها|اسارتتصرّف [[هجیردژ سپید]]، کوتوال‌دژ}}}
 
| label12 = جنگ دیگرنتیجه
| data12 = {{{نبرد دومنتیجه|جدال بااسارت [[رستمهجیر]]، کوتوال‌دژ}}}
 
| label13 = نتیجهجنگ دیگر
| data13 = {{{نتیجهنبرد دوم|مقتولجدال توسطبا [[رستم]]}}}
 
| label14 = نتیجه
| header14 = {{#اگر:{{{تولد|{{{سال تولد|}}}}}}{{{مرگ|{{{سال مرگ|}}}}}}{{{فرزندان|}}}{{{تعداد فرزندان|}}}|}}
| data14 = {{{نتیجه|مقتول توسط رستم}}}
 
| header14header15 = {{#اگر:{{{تولد|{{{سال تولد|}}}}}}{{{مرگ|{{{سال مرگ|}}}}}}{{{فرزندان|}}}{{{تعداد فرزندان|}}}|}}
| label15 = تولد
| data15 = {{{تولد|{{{تولد|}}}}}}
 
| label16 = مرگتولد
| data16 = {{{مرگتولد|{{{مرگتولد|}}}}}}
 
| label17 = فرزندانمرگ
| data17 = {{{فرزندانمرگ|{{{فرزندانمرگ|}}}}}}
 
| label18 = فرزندان
| data18 = {{{همسرفرزندان|{{{همسرفرزندان|}}}}}}
 
| label19 =
| data15 data19 = {{{تولدهمسر|{{{تولدهمسر|}}}}}}
}}
 
[[پرونده:RostamMournsSohrab.jpg|بندانگشتی|260px|زاری کردن رستم بر پیکر سهراب]]
'''سهراب'''، (سرخابدر یا سخراب)، شاهنامه، سهرابشاهنامه از پشت [[رستم]] و از بطن [[تهمینه]] دختر شاه سمنگان است. وی در [[سمنگان در شاهنامه|سمنگان]] که بخشی از [[توران در شاهنامه|توران]] محسوب می‌شد به دنیا آمد. پس از بدنیا آمدن سهراب، رستم مهره‌ای بر بازوی او بست تا شناسه‌ای باشد برای فرزندش،او، سپس توران را ترک کرد.
{{شعر}}
{{ب|ور ایدونکِ آید ز اختر پسر|به بندش به بازو نشان پدر}}
{{پایان شعر}}
 
== سهراب در جوانی ==
سهراب پس از آگاهی از اصالت خویش، دریافتن پدرش [[رستم]] تصمیم می‌گیرد ابتدا [[ایران در شاهنامه|ایران]] و سپس [[توران در شاهنامه|توران]] را فتح کرده و پدر خود را بر تخت شاهی هر دو کشور بنشاند. [[افراسیاب]] پادشاه توران پس از اطلاع از تصمیمنیّت سهراب، سوءاو استفاده کردهرا با سپاهسپاهی تورانیراهی او رامرزهای روانه ایران می‌کندکرد.<ref>افراسیاب قصد داشت بوسیلهٔ پهلوانی چون سهراب ایران را به چنگ آورد.</ref> [[کاووس پسر کیقباد|کیکاووس]] شاهپادشاه ایران پس از با خبر شدن از این لشکرکشی، رستم را برای مقابله با آنانآن به جبههٔ نبرد اعزام می‌کند.
 
در ادامهٔ ماجرا، [[هومان]] و [[بارمان]] که بدستور افراسیاب سهرابدر رامعیت همراهی می‌کردند دستسهراب بدستبودند همدسیسه دادندنمودند تا این پدر و پسر همدیگر را نشناسند تابلکه رویکی دراز رویآن یکدیگردو قرارتوسط گیرنددیگری نابود گردد. سهراب در مبارزهٔ تن به تن با دیدن [[رستم]] مهر او در دلش نشست و از او خواست دقیق‌تر خود را معرفی کند و بگوید که رستم است یا نه. اما رستم هر بار انکار می‌کند و از معرفیشناساندن کردن خود طفره می‌رود.
 
باردر پیکار اول سهراب بر رستم چیره می‌شود ولی رستم با مکر و حیله سهراب را می‌فریبد و می‌گوید: ای جوان مگر تو نمی‌دانی که قانون جنگ این است که تو باید پس از سه بار پیروزی بر من، می‌توانی مرا بکشی!رستمبکشی، بهآنگاه درگاهرستم یزدانپس از نیایش کردهبه ودرگاه درخواستیزدان میاز کنداو نیرویمی‌خواهد جوانیشتا کهدر خودغلبه خواستهبر بودهپهلوان بهجوان دلیلاو بهرا زحمتیاری افتادننماید. کمتردر شودپیکار باز گرددسوم، سهراب بار دوم از رستم شکست می خوردمی‌خورد و رستم بر خلاف گفته ی خودقولش امان نمی‌دهد دشنه را کشیده پهلوی سهراب را می‌شکافد. سهراب می‌گوید پدر من از تو انتقام خواهد گرفت، رستم می‌گوید مگر پدر تو کیست؟ می‌گوید رستم است و رستم می‌گوید اگر راست می‌گویی یکی از نشانی‌هایت را بگو و سهراب بازو بند را نشان می‌دهد. رستم افسوس خورده از کیکاووس در خواست می‌کند که '''نوش‌دارو''' را برای نجات سهراب برساند<ref>بعد از مرگ سهراب نوش‌دارو ضرب‌المثل گشت</ref>. کیکاووس که از زنده ماندن سهراب بیم داشت آنقدر در ارسال نوش‌دارو تعلل کرد تا سهراب جان داد.<ref>http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2005/03/050304_pm-rostam-sohrab.shtml</ref>
 
سهراب در حال احتضار می‌گوید: پدر من از تو انتقام خواهد گرفت، رستم می‌گوید مگر پدر تو کیست؟ می‌گوید رستم است و رستم می‌گوید اگر راست می‌گویی یکی از نشانی‌هایت را بگو و سهراب بازو بند را نشان می‌دهد. رستم افسوس خورده از کیکاووس در خواست می‌کند که '''نوش‌دارو''' را برای نجات سهراب برساند<ref>بعد از مرگ سهراب نوش‌دارو ضرب‌المثل گشت</ref>. کیکاووس که از زنده ماندن سهراب بیم داشت آنقدر در ارسال نوش‌دارو تعلل کرد تا سهراب جان داد.<ref>http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2005/03/050304_pm-rostam-sohrab.shtml</ref>
{{شعر}}
{{ب|غمی بود رستم بیازید چنگ|گرفت آن بر و یال جنگی پلنگ}}
== پانویس ==
{{پانویس}}
 
== جستارهای وابسته ==
* [[شاهنامه]]
* [[گرشاسپ‌نامه]]
* [[هفت‌خان رستم]]
* [[سهراب پسر رستم]]
* [[فهرست زنان شاهنامه]]
* [[فهرست ایرانیان در شاهنامه]]
* [[فهرست تورانیان در شاهنامه]]
* [[فهرست پهلوانان ایرانی شاهنامه]]
* [[فهرست شاهان اسطوره‌ای شاهنامه]]
* [[فهرست شخصیت‌های اسطوره‌ای شاهنامه]]
 
== منابع ==
* {{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =الهی قمشه‌ای | نام =دکتر حسین محی‌الدین| پیوند نویسنده =قمشه‌ای| عنوان =شاهنامه فردوسی | ترجمه = ناهید فرشادمهر| سال =۱۳۸۶ | ناشر =نشر محمد|مکان =تهران | شابک =۹۶۴-۵۵۶۶-۳۵-۵}}
 
== پیوند به بیرون ==
{{شخصیت‌های شاهنامه}}
{{ویکی‌نبشته|شاهنامه}}
{{ویکی‌انبار|Shahnama}}
== پیوند به بیرون ==
 
{{شاهنامه}}
{{افراد شاهنامه}}
{{جغرافیای شاهنامه}}
{{تمدن شاهنامه}}
* [[{{شاهنامه]]}}
{{اساطیر ایران}}
{{شاهنامه-خرد}}