تفاوت میان نسخه‌های «شکافته (فیلم ۲۰۱۶)»

بدون خلاصه ویرایش
(تغییر نام فیلم در متن)
| کشور = ایالات متحده
| بودجه = ۹ میلیون دلار
| فروش = ۱۰۷٬۸۱۴۶٬۳ میلیون دلار
}}
'''شکافته''' {{به انگلیسی|Split}} یک فیلم [[وحشت روان‌شناختی]] [[مهیج]] آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی [[ام. نایت شیامالان]] است. در این فیلم بازیگرانی همچون [[جیمز مک‌آووی]]، [[آنیا تیلور-جوی]]، جسیکا سولاسولا، [[هالی لو ریچاردسون]] و [[بتی باکلی]] ایفای نقش می‌کنند. در ابتدا برای ایفای نقش نخست فیلم صحبت از جوکین فونیکس شده بود، بعد لئوناردو دی‌کاپریو در نظر گرفته شده بود، ولی در پایان این نقش به جیمز مک‌آووی واگذار شّد{{نیازمند منبع}}.داستان فیلم دربارهٔ مردی با [[اختلال تجزیه هویت|۲۳ هویت متفاوت]] است که اقدام به ربودن سه دختر نوجوان می‌کند. ''شکافته'' به عنوان دنباله‌ای بر فیلم ''[[نشکن (فیلم)|نشکن]]'' در سال ۲۰۰۰ به شمار می‌رود.
 
کار تصویربرداری فیلم ''شکافته'' از ۱۱ نوامبر ۲۰۱۵ در [[فیلادلفیا، پنسیلوانیا|فیلادلفیا]]، [[پنسیلوانیا]] انجام شده است و نخستین نمایش آن در تاریخ ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۶ و در طی جشنواره فیلم فنتستیک فست بود، و همچنین توسط [[یونیورسال استودیوز]] در تاریخ ۲۰ ژانویه ۲۰۱۷ در ایالات متحده اکران شد.
 
== داستان ==
سه نوجوان با نامنام‌های هایکلر کلر،([[هالی لو ریچاردسون]])، مارسیا (جسیکا سولا) و کیسی ([[آنیا تیلور-جوی]]) توسط دنیس دزدیده می شوندمی‌شوند و در سردابی نگه دارینگهداری می شوندمی‌شوند. دنیس یکی از ۲۳شخصیت۲۳ شخصیت مجزای کوین وندل کرامب ([[جیمز مک‌آووی]]) است. او قربانی آزار و اذیت دوران کودکی است و از [[اختلال تجزیه هویت]] داردرنج می‌برد. روان پزشکروانپزشک کوین، دکتر کرن فلچر،فلچر ([[بتی باکلی]])، باور دارد در چنین مواردی عدم تعادل روانی می تواندمی‌تواند منجر به تغییرات فیزیولوژیکی شود. فلچر ایمیلی از شخصیت مسلط کوین به نام "بری" دریافت می کندمی‌کند که از او خواسته با یکدیگر ملاقات کنند. در طی سال هایسال‌های درمان، کوین به ظاهرظاهراً به ثبات رسیده است: تمام شخصیت هایششخصیت‌هایش در اتاقی روی صندلی نشسته اندنشسته‌اند و منتظر نوبت هستند تا خودی نشان دهند (کنترل جسم را بدست بگیرند)و "بری" مسئول نوبت دادن است. دو شخصیت "دنیس" و "پاتریشیا" خارج از گود نگه داشته می شوندمی‌شوند. دلیل این امر برای "دنیس" این است که او دوست دارد رقص برهنه دختران جوان را تماشا کند و تمایلات خشونت امیزخشونت‌آمیز و [[اختلال [[وسواس فکری عملی]] دارد.
 
دکتر فلچر به این نتیجه می رسدمی‌رسد که افرادی مثل کوین با تغییر شخصیت خود می توانندمی‌توانند بر عدم ثبات خود مسلط شوند. در ادامه فیلم و درجهتدر جهت توضیح شخصیت جدید خود، فلچر به یاد دختر نابینایی با اختلال شخصیت را می افتدمی‌افتد که وقتی شخصیتش را عوض میمی‌کرد، کرد، می توانستمی‌توانست ببیند. او به یک کنفرانس آنلاین می رودمی‌رود تا این حرفش را ثابت کند و آن را درمانی برای تمام اختلالات معرفی کند.
 
کلر و مارسیا توطئهتوطئه‌ای میرا ترتیب کنندمی‌دهند تا به "دنیس" حمله کنندکنند، ولیاما کیسی مانعکه میبه شود.نظر ظاهرامی‌رسد در اوگذشته تجربهتجربهٔ آزار و اذیت راداشته، داشتهمانع از کار آن‌ها شده و منتظر فرصت بهتری استمی‌شود. بالاخره "پاتریشیا" که شخصیت زنانه است، خود را نشان می دهدمی‌دهد و به دخترها اطمینان می دهدمی‌دهد که "دنیس" حق ندارد به انهاآن‌ها دست بزند، چون آنهاآن‌ها برای هدف برتری هستند. کیسی سعی می کندمی‌کند با "هدویگ" دوست شود (شخصیت یک پسر ۹ساله۹ ساله). هدویگ ادعا می کندمی‌کند که دخترها برای "دیو" قربانی خواهند شد (شخصیت بیست و چهارم). بعلاوه سهوا فاش می کندمی‌کند که سردابه اخیرا تعمیر شده است. کیسی و مارسیا جلوی در را می گیرندمی‌گیرند تا کلر ازبیناز بین تیغه تازه ساز اتاق بخزد و برود ولی "دنیس" ظاهر می شودمی‌شود و جلویش را می گیردمی‌گیرد و کلر را در سلولی جدا زندانی می کندمی‌کند.
 
"دنیس" خود را به جای "بری" جا می زندمی‌زند و به دیدن دکتر فلچر می رودمی‌رود. دکتر فلچر متوجه تناقضاتی در رفتار او می شودمی‌شود و سریع می فهمدمی‌فهمد که "دنیس" و "پاتریشیا" جای "بری" را بعنوان شخصیت مسلط گرفته اندگرفته‌اند. بعدا "پاتریشیا" کیسی و مارسیا را به اشپزخانهآشپزخانه می بردمی‌برد تا غذا بخورند. در این فرصت، مارسیا با صندلی "پاتریشیا" را می زندمی‌زند و فرار می کندمی‌کند، ولی گیر می افتدمی‌افتد و در سلول دیگری زندانی می شودمی‌شود. کیسی به دوستی با "هدویگ" ادامه می دهدمی‌دهد و می فهمدمی‌فهمد در اتاق او پنجره ایپنجره‌ای وجود دارد.
 
"دنیس" دوبارهیکبار دیگر به دیدن دکتر فلچر می رودمی‌رود و درباره پدر کوین باهمبا حرفیکدیگر میگفتگو زنندمی‌کنند. او در کودکی، کوین را در قطاری رها کرده و باعث شده بقیه شخصیت هاشخصیت‌ها فکر کنند که "دیو" در واگن قطار مخفی شده است. شخصیت هاشخصیت‌ها ظاهر می شوندمی‌شوند تا به کوین کمک کنند با آزار و اذیت های مادرش (زنی که وسواس فکری عملی داشته) کنار بیاید. بعدا در سلول کیسی، "هدویگ" او را اتاق خوابش می بردمی‌برد ولی کیسی میمتوجه فهمدمی‌شود در آنجا فقط یک نقاشی از پنجره وجود دارد. او یک دستگاه [[واکی تاکی]] پیدا می کندمی‌کند و درخواست کمک می دهدمی‌دهد. ولی فرد مقابل به او اهمیت نمی دهد.نمی‌دهد، بنابراین تسلیم "پاتریشیا" می شودمی‌شود.
 
بعداسپس خاطرات آزار جنسی عمو جان به یاد کیسی می آیدمی‌آید. بعد از مرگ پدر کیسی، جان قیم قانونی او بوده است. نخستین بار وقتی همراه با پدر و عمویش به شکار رفته بودند، مورد آزار قرار می گیردمی‌گیرد. او تصمیم می گیردمی‌گیرد با اسلحه جان، او را بکشد ولی تردید می کند و فرصت را ازدستاز میدست دهدمی‌دهد.
 
دکتر فلچر ایمیل هایایمیل‌های زیادی مبنی بر کمک از "بری" دریافت می کندمی‌کند. به خانه کوین می رودمی‌رود. کوین درباره نقشه اینقشه‌ای مبهم حرف می زندمی‌زند. فلچر شک می کندمی‌کند که او مسئول دزدی دخترها باشد. بنابراین به بهانه رفتن به دستشویی، یکی از دخترها را پیدا می کندمی‌کند. قبل از اینکه بتواند به آنها کمک کند، "دنیس" او را پیدا میکرده، کند،و سپس او را بیهوش و زندانی می کندمی‌کند. سپس "دنیس" به یک واگن قطار می رودمی‌رود و تبدیل به "دیو" می شودمی‌شود. "دیو" سرعت، قدرت، انعطاف و چابکی فراانسانی از خود نشان می دهدمی‌دهد. دکتر فلچر می داندمی‌داند که تنها راه نمایان کردن کوین، این است که نام کامل او برده شود. پس آن را روی تکه کاغذی می نویسدمی‌نویسد و بعد توسط "دیو" کشته می شودمی‌شود. در همین زمان، دخترها جداگانه سعی می کنندمی‌کنند از سلول هایشانسلول‌هایشان فرار کنند.
 
"دیو" اولابتدا سراغ مارسیا و بعدسپس کلر می رودمی‌رود. کیسی جسد دکتر فلچر و تکه کاغذ را پیدا می کندمی‌کند و با گفتن نام کوین، او را نمایان می کندمی‌کند. کوین که از کارهایش وحشت کرده، اسلحه اشاسلحه‌اش را به او می دهدمی‌دهد تا قبل از ظهور شخصیتی دیگر، او را بکشد. شخصیت هاشخصیت‌ها یکی یکی نمایان می شوندمی‌شوند تا اینکه "دیو" برمیبر گرددمی‌گردد و کیسی را گیر می اندازدمی‌اندازد. کیسی شلیک می کندمی‌کند ولی ظاهرا تاثیریتأثیری ندارد. "دیو" می گویدمی‌گوید قصد دارد دنیا را از "افراد دست نخورده" خالی کند؛ کسانی که قلب ناپاکی دارند چون هرگز در زندگی زجر نکشیده اندنکشیده‌اند.
 
"دیو" امادهآماده کشتن کیسی می شودمی‌شود که متوجه زخم هایزخم‌های متعددی روی بدن او می شودمی‌شود و از اینکه او "پاک" است خوشحال می شودمی‌شود. "دیو" عقیده دارد انسان هایانسان‌های آشفته استثنایی هستند؛ پس از جان کیسی می گذردمی‌گذرد و می رودمی‌رود. بعدا، یکی از همکاران کوین کیسی را نجات می دهدمی‌دهد و معلوم می شودمی‌شود که او زیر [[باغ وحش فیلادلفیا]] زندانی بوده است (محل کار و زندگی کوین). افسر پلیس می خواهدمی‌خواهد او را پیش عمویش برگرداند. چهره کیسی نشان می دهدمی‌دهد که او امادهآماده افشای رفتار آزاردهنده جان است.
 
در مخفیگاهی دیگر، "دنیس" و "پاتریشیا" و "هدویگ" کنترل دائمی بدن کوین را بدست می گیرندمی‌گیرند و قدرت و نقشه "دیو" برای تغییر دنیا را تحسین می کنندمی‌کنند.
 
در یک رستوران، مردم در تلویزیون از جنایت هایجنایت‌های کوین آگاه می شوندمی‌شوند که لقب "گروه مغول" را گرفته است. زنی به تشابه کوین با یک تروریست اشاره می کندمی‌کند که [[نشکن (فیلم)|روی ویلچر می نشیند و ۱۵سال پیش دستگیر شده]] است. معلوم می شودمی‌شود مردی که کنار او نشسته، دیوید دان است و زن را به یاد "اقایآقای شیشه ایشیشه‌ای" می اندازدمی‌اندازد.
 
در یک رستوران، مردم در تلویزیون از جنایت های کوین آگاه می شوند که لقب "گروه مغول" را گرفته است. زنی به تشابه کوین با یک تروریست اشاره می کند که [[نشکن (فیلم)|روی ویلچر می نشیند و ۱۵سال پیش دستگیر شده]] است. معلوم می شود مردی که کنار او نشسته، دیوید دان است و زن را به یاد "اقای شیشه ای" می اندازد.
== منابع ==
{{پانویس}}
* {{Imdb title|4972582|شکافته}}
{{ام. نایت شیامالان}}
 
{{فیلم-خرد}}
 
[[رده:اختلال تجزیه هویت در ادبیات داستانی]]