باز کردن منو اصلی

تغییرات

۱٬۳۰۱ بایت اضافه‌شده ،  ۲ سال پیش
جز
بدون خلاصه ویرایش
}}
 
'''شارل لویی ناپلئون پناپارت''' {{به فرانسوی|Napoleon III}} (زادهٔ ۲۰ آوریل ۱۸۰۸ در پاریس، فرانسه – درگذشتهٔ ۹ ژانویهٔ ۱۸۷۳ در کنت، انگلستان) از ۱۸۴۹ تا ۱۸۵۲ [[رئیس جمهور]] [[فرانسه]] بود و سپس از ۱۸۵۲ تا ۱۸۷۰ تحت عنوان «'''ناپلئون سوم'''» امپراتور این کشور شد.
 
لویی ناپلئون، فرزند [[لویی بناپارت]] هورتنس بوهارنه بود. لویی بناپارت برادر [[ناپلئون بناپارت]] بود و هورتنس بوهارنه، فرزند [[ژوزفین بوهارنه]] از ازدواج اول او بود. به این ترتیب ژوزفین که همسر ناپلئون بناپارت بود، مادربزرگ مادری لویی ناپلئون بود.
 
نوع سیستم حکومتی که او بنا نهاد را [[بناپارتیسم]] گویند.<ref>کارل مارکس اولین بار این اصطلاح را به کارگرفت</ref>
 
=== دوران اقتدار ===
پس از [[جنگ کریمه]] در سال ۱۸۵۵ و همچنین [[جنگ فرانسه و اتریش]] در ۱۸۵۸، شکوه و اعتبار سیاسی [[ناپلئون سوم]] به عنوان حامی ملت‌های ضعیف اروپامسیحی از جملهدر بالکان و رومانی به اوج خود رسید و به دوستی بریتانیا نیز پشت‌گرم بود. اما از همین زمان به علت برنامه‌های جاه طلبانه مقدمات ضعف و سقوطش آماده شد.
 
در فاصله ۱۸۵۷ تا ۱۸۶۰ ناپلئون سوم به همراه بریتانیا به مداخله در چین پرداخت ([[جنگ دوم تریاک]]) و نه تنها قرادادهای یک‌طرفه‌ای با چین امضا کرد که قیومیت فرانسه بر [[هندوچین]] را نیز به این کشور تحمیل کرد.
 
=== دوران افول ===
اشتباه بزرگ لوئی ناپلئون [[جنگ فرانسه و مکزیک|مداخله نظامی در مکزیک]] بین سالهای ۱۸۶۲ تا ۱۸۶۷ بود؛ زیرچرا که نه فرانسه توان اقتصادی دخالت در امور آمریکای لاتین را داشت و نه بریتانیا اجازه این را به فرانسه می‌داد که وارد حوزه اقتصادی‌اش شود. بریتانیا که از جاه‌طلبی لوئی ناپلئون نگران بود [[پروس]] (به صدراعظمی [[بیسمارک]] که در جنگ ۱۸۶۶ با اتریش بر شاهزاده‌نشین‌هایشهریارنشین‌های آلمانی تسلط یافته بود) را تشویق کرد که به فرانسه حمله کند.
 
=== سقوط ===
پس از انتخابات [[۲ ژانویه]] ۱۸۷۰ جمهوریخواهان خواستار برافتادن پادشاهی شدند. اینان بر این باور بودند که ''آزادی'' و ''فرمان'' در یکجا با هم نمی‌گنجند. کشته شدن یک روزنامه‌نگار به نام ویکتور نوا به دست پیر بوناپارت،بناپارت، یک تنعضوی از خانواده پادشاهی دستاویز خوبی را به دست انقلابیها داد؛ ولی امپراتور باز توانست در همه‌پرسی [[۸ مه]] ۱۸۷۰ به سود پادشاهی رای بیاورد. این پیروزی که می‌توانست پایه‌های امپراتوری را استوارتر سازد، واژگونیش را آسان ساخت. امپراتور در راه [[جنگ فرانسه و پروس|جنگ با پروس]] بود که دید یارانش از او سرپیچی کرده و سپاه را خلع سلاح نموده‌اند و این پایان کار امپراتوری دوم فرانسه بود.
 
این پیروزی که می‌توانست پایه‌های امپراتوری را استوارتر سازد، واژگونیش را آسان ساخت. شورشیانی در [[اسپانیا]] ملکه این کشور را از سلطنت خلع کردند و خواستار پادشاهی لئوپولد آلمانی شدند.  لوئی ناپلئون که از اتحاد پروس و اسپانیا می‌ترسید از پادشاه پروس ویلهلم اول درخواست کرد که از پادشاهی لئوپولد حمایت نکند. ویلهلم که در تعطیلات در امس بود پیامی به بیسمارک فرستاد که به [[تلگراف امس]] مشهور است. [[بیسمارک]] با تحریف پیام ویلهلم و بیان آن در جراید، کاری کرد که خودداری پادشاه پروس از پاسخ به ناپلئون سوم، به گونه‌ای که در مطبوعات اروپا بازتاب یافت برای فرانسه توهین‌آمیز تلقی شود. در نتیجه فرانسه در ژوئیه ۱۸۷۰ روابط خود را با پروس قطع کرد و به این کشور اعلان جنگ داد.
با تبعید لوئی ناپلئون بساط امپراتوری دوم جمع شد و در پاریس جمهوری سوم فرانسه تشکیل گشت. لوئی ناپلئون دز ۱۸۷۳ در کنت انگلستان درگذشت.
 
امپراتور در راه [[جنگ فرانسه و پروس|جنگ با پروس]] بود که دید یارانش از او سرپیچی کرده و سپاه را خلع سلاح نموده‌اند و این پایان کار امپراتوری دوم فرانسه بود. در اول سپتامبر ۱۸۷۰، ناپلئون سوم که در منطقه [[سدان]] در شمال فرانسه محاصره شده بود بدون قیدوبند تسلیم و خواستار آتش‌بس شد.
 
با اسارت و تبعید لوئی ناپلئون بساط امپراتوری دوم جمع شد و در پاریس [[جمهوری سوم فرانسه]] تشکیل گشت. لوئی ناپلئون دز ۱۸۷۳ در کنت انگلستان درگذشت.
 
== جستارهای وابسته ==