تفاوت میان نسخه‌های «سیزیف»

۹۶ بایت اضافه‌شده ،  ۴ سال پیش
ابرابزار
جز (←‏top: تمیزکاری با استفاده از AWB)
(ابرابزار)
| یونانی= Σίσυφος
| فرانسوی=
| تصویر= Punishment sisyph.jpg|220px]]
| bgcolor= gold
| fgcolor= black
'''سیزیف''' یا '''سیسیفوس''' {{به یونانی|Σίσυφος}} قهرمانی در [[اساطیر یونان]] است. او فرزند [[آیولوس]] پادشاه تسالی و [[انارته]] و همچنین همسر [[میروپه (پلیادس)|مروپه]] است. سیزیف پایه‌گذار و پادشاه حکومت افیرا ([[کورینتوس]] کنونی) و مروج بازی‌های ایسمی (Isthmian Games بازی‌هایی که از لحاظ اهمیت در ردهٔ بازی‌های [[المپیک]] قرار داشتند و هر دو سال یکبار برگزار می‌شدند) به حساب می‌آید.
 
در اساطیر یونانی ،یونانی، سیزیف پادشاه افیرا (کورینتوس کنونی)  بود. او به علت خودبزرگ بینی و حیله گری به مجازاتی محکوم شئ که در آن میبایستمی‌بایست سنگ بزرگی را تا نزدیک قله ایقله‌ای ببرد و قبل از رسیدن به پایان مسیر شاهد بازغلتیدن آن به اول مسیر باشد.باشد؛ و این چرخه تا ابد برای او ادامه داشت.
 
ریشه‌شناسی
ریشه شناسی
 
رابرت بیکز یک ریشه پیشایونانی را پیشنهاد میکندمی‌کند و معتقد به ارتباطی بین ریشه واژه سوفوس به معنای حکمت و افسانه ذکر شده است.
 
اسطوره شناسی
 
سیزیف فرزند شاه آئولوس تسالی و انارته بود. وی بنیانگذار و اولین پادشاه افیرا بود. او از طریق مروپه پدر گالوسوس، اورینتیون، آلموس و ترزاندر بود، وی همچنین برادر سالمونوس و پدربزرگ بلروفون بوداز طریق گلایوس. سیزیف کشتیرانی و تجارت را رونق بخشید اما بسیار حریص و حیله گر بود. او همچنین مسافران و مهمانان را کشت، و به ژنیا که تحت تسلط زئوس بود تجاوز کرد. او از این کشتارها لذت میبردمی‌برد زیرا را او را بعنوان یک رهبر مقتدر ابقا میکردمی‌کرد.
 
سیزیف و برادرش سالمنوس از یکدیگر متنفر بودند، و سیزیف با هاتف دلفی مشورت کرد تا راهی برای کشتن برادرش بدون تحمل شکنجه و عواقب آن بیاید. بر طبق گزارش هومر ،هومر، سیزیف بعنوان حیله گرترین افراد مشهور بود. او دختر سالومون را فریفت تا یکی از نقشه هایشنقشه‌هایش را برای کشتن برادرش عملی کند. او تصمیم به قتل فرزندان تیرو گرفت زمانی که وی متوجه شد که نقشه سیزیف استفاده از فرزندانش برای عزل پدرش است.
 
سیزیف به زئوس نیز خیانت کرد. او محل اژینا را که توسط زئوس ربوده شده بود برای پدرش آسوپوس خدای رودها فاش ساخت و در ازای آن رودی در شهر کورینتس روان شد.
 
سپس زئوس به تاناتوستاناتوس، ،مرگ،مرگ، فرمان داد تا سیزیف را تارتاروس به بند بکشد. سیزیف کنجکاو بود که چرا هرمس که وظیفه اش هدایت ارواح به دنیای زیرین بود در این موقعیت ظاهر نشده بود. سیزیف مزورانه از تاناتوس خواست تا به او روش کار زنجیرها را نشان بدهد. زمانی که تاناتوس خواسته او را اجابت میکرد ،می‌کرد، سیزیف از موقعیت استفاده کرد و تاناتوس را به زنجیر کشید. زمانی که مرگ به زنجیر کشیده شد دیگر کسی بر روی زمین نمی مرد. نمی‌مرد؛ و این بلوایی را خصوصاخصوصاً برای آرس بر پا نمود زیرا نبردهای او به دلیل اینکه دشمنانش از دنیا نمیرفتندنمی‌رفتند بدون جذابیت شده بودند.بودند؛ و به همین دلیل در این امر مداخله کرد. آرس خشمگین تاناتوس را نجات و شاه سیزیف را مجددامجدداً زیر سلطه وی قرار داد.
 
در نسخه اینسخه‌ای دیگر، هادس برای به زنجیر کشیدن سیزیف فرستاده میشودمی‌شود اما خود به بند می افتدمی‌افتد. تا زمانی که وی دربند بود کسی نمی مردنمی‌مرد. به همین دلیل قربانی کردن برای خدایان غیرممکن بود و پیران و بیماران رنج و عذاب بسیار میکشیدندمی‌کشیدند. سرانجام خدایان سیزیف را به چنان سیه روزی در زندگی تهدید کردند که وی آرزوی مرگ کند و به این ترتیب او چاره ایچاره‌ای غیر از رهاسازی هادس نداشت.
 
قبل از مرگ، سیزیف به همسرش دستور داد تا بدن عریان او را در میدان عمومی شهر بیفکند و ظاهراظاهراً این گفته را برای امتحان علاقه همسرش به خود بیان کرد. همین باعث شد تا وی در کرانه رود استیکس رها شود. سپس به پرسفونه شکایت کرد که این کار نشانه بی احترامیبی‌احترامی همسرش بوده است.است؛ و او را متقاعد کرد  تا اجازه بازگشت به جهان بالایی را به او بدهد. زمانی که روح شاه به کورینتس برگشت ،برگشت، همسرش را به دلیل عدم تدفین و برگزار نکردن مراسم سوگواری مناسب، چنانچه یک زن عاشق میبایستمی‌بایست انجام میداد،می‌داد، سرزنش کرد . زمانی که شاه سیزیف از بازگشت به جهان زیرین سرپیچی کرد توسط هرمس و به زور به آنجا برده شد. در نسخه اینسخه‌ای دیگر چنین امدهآمده است که پرسفونه الهه جهان زیرین توسط سیزیف فریفته شد که او را اشتباهااشتباهاً به جهان زیرین برده اندبرده‌اند و به همین خاطر دستور رهاسازی شاه را داد.
 
در فیلوکتتس سوفوکلس ارجاعی است به پدر ادیسیوس ( شایعه است که سیزیف باشد و نه لائرتس، که در ادیسه بعنوان پدر میشناسیممی‌شناسیم) درست زمانی که از مرگ باز میگرددبازمی‌گردد.
 
بعنوان مجازاتی برای فریبکاریهایش، شاه سیزیف مجبور به حمل تخته سنگی بزرگ به بالای شیبی تند گردید. تدارک یک تنبیه عجیب و وحشتناک برای سیزیف به این دلیل بود که وی گستاخانه عقیده داشت که در زیرکی از زئوس نیز پیشی گرفته است. بر این اساس زئوس زیرکی خود را در طلسن کردن صخره نشان میدهدمی‌دهد تا قبل از رسیدن به قله دوباره به پایین بغلتد و به این طریف سیزیف را به تلاشی بیحاصل و بی پایان و یک ناکامی ابدی میسپاردمی‌سپارد.  به همین دلیلفعالیتهای بیمعنی و تمام نشدنی را گاهی سیزیف وار خطاب میکنندمی‌کنند. شاه سیزیف موضوعی مشترک برای نویسندگان باستان بود و تصویر وی توسط پلیگنوتوس بر دیوار لشه در معبد دلفی رسم شده است.
 
تفسیرها
 
بر طبق نظریه خورشیدی، سیزیف ،سیزیف، لوح خورشیدی است که هر زوز از شرق برمی خیزدبرمی‌خیزد و در مغرب فرو میرودفرومی‌رود. برخی دیگر او را تجسم شخصیت امواج میدانندمی‌دانند و یا دریای خائن.  در سده یکم پیش از میلاد مسیح ،مسیح، لوکرتیوس فیلسوف اپیکوری اسطوره سیزیف را نشانگر سیاستمدارانی دانست که پیوسته در انتخابات شکست میخورندمی‌خورند. سورن کیرکگارد اسطوره را در واقع نمایانگر علاقه مفرط یک شخص به چیزی خاص میداندمی‌داند « مضحک است که شخصی با اختلال ذهنی تکه ایتکه‌ای از گرانیت را با خود حمل کند زیرا میپنداردمی‌پندارد که آن پول است، و یا اینکه دون خوان 1003۱۰۰۳ معشوقه داشته باشد زیرا اعداد بیانگر غیر واقعی بودن داستان هستند.
 
فردریش ولکر داستان را نمادی از جستجوی بیهوده انسان در پی علم میداند.می‌داند؛ و سالمون ریناخ معتقد است که تنبیه سیزیف برای آن است که وی ساختمانی عظیم بنا کرد و با گستاخی خود را بالاتر از خدایان دانست. البرمو کامو در مقاله ایمقاله‌ای به سال 1942۱۹۴۲ سیزیف را نمایانگر پوچی زندگی انسان دانست، اما در پایان چنین نتیجه میگرد « باید سیزیف را شاد تصور کرد زیزا زیرا تلاش و جدال برای دستیابی به قله هاقله‌ها به تنهایی برای پر کردن دل انسان کافیست». اخیرااخیراً نیگرو سانسونز ح چنین اندیشیده است که واژه «سیزیف» از از صدای تنفس طبیعی انسان که متناوبامتناوباً انجام میشودمی‌شود گرفته شده است و ریشه در تکنینکهای کهن کنترل تنفس دارد.
 
نقل قول
- «[[کامو]] می‌گوید، سیزیف از این طریق که از همهٔ آنچه که ورای تجربهٔ مستقیم او قرار دارد چشم پوشی می‌کند و به دنبال علت و فایدهٔ عمیق‌تری نمی‌گردد، پیروز است.<ref>براین گرین، ماده‌ای که سازندهٔ کهکشان است، صفحهصفحهٔ ۳۷</ref>
 
== منابع ==