باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
←‏سقوط: تمیزکاری، + ماژول ابرابزار با استفاده از AWB
پس از انتخابات [[۲ ژانویه]] ۱۸۷۰ جمهوریخواهان خواستار برافتادن پادشاهی شدند. اینان بر این باور بودند که ''آزادی'' و ''فرمان'' در یکجا با هم نمی‌گنجند. کشته شدن یک روزنامه‌نگار به نام ویکتور نوا به دست پیر بناپارت، عضوی از خانواده پادشاهی دستاویز خوبی را به دست انقلابیها داد؛ ولی امپراتور باز توانست در همه‌پرسی [[۸ مه]] ۱۸۷۰ به سود پادشاهی رای بیاورد.
 
این پیروزی که می‌توانست پایه‌های امپراتوری را استوارتر سازد، واژگونیش را آسان ساخت. شورشیانی در  [[اسپانیا]]  ملکه این کشور را از سلطنت خلع کردند و خواستار پادشاهی لئوپولد آلمانی شدند.  لوئی ناپلئون که از اتحاد پروس و اسپانیا می‌ترسید از پادشاه پروس ویلهلم اول درخواست کرد که از پادشاهی لئوپولد حمایت نکند. ویلهلم که در تعطیلات در امس بود پیامی به بیسمارک فرستاد که به [[تلگراف امس]] مشهور است. [[بیسمارک]] با تحریف پیام ویلهلم و بیان آن در جراید، کاری کرد که خودداری پادشاه پروس از پاسخ به ناپلئون سوم، به گونه‌ای که در مطبوعات اروپا بازتاب یافت برای فرانسه توهین‌آمیز تلقی شود. در نتیجه فرانسه در ژوئیه ۱۸۷۰ روابط خود را با پروس قطع کرد و به این کشور اعلان جنگ داد.
 
امپراتور در راه [[جنگ فرانسه و پروس|جنگ با پروس]] بود که دید یارانش از او سرپیچی کرده و سپاه را خلع سلاح نموده‌اند و این پایان کار امپراتوری دوم فرانسه بود. در اول سپتامبر ۱۸۷۰، ناپلئون سوم که در منطقه  [[سدان]]  در شمال فرانسه محاصره شده بود بدون قیدوبند تسلیم و خواستار آتش‌بس شد.
 
با اسارت و تبعید لوئی ناپلئون بساط امپراتوری دوم جمع شد و در پاریس [[جمهوری سوم فرانسه]] تشکیل گشت. لوئی ناپلئون دز ۱۸۷۳ در کنت انگلستان درگذشت.