تفاوت میان نسخه‌های «نیکلای اردمان»

جز
اِردمان در سال ۱۹۳۳ سر صحنهٔ فیلمبرداری فیلم ''[[بچه‌های خوشحال]]'' دستگیر و به [[سیبری]] تبعید شد. علت دستگیری، سرودن حکایتی منظوم بود که شخصی با بی‌احتیاطی آن را در مراسمی در [[کرملین]] خوانده بود. در تیتراژ فیلم مشهور ''[[بچه‌های خوشحال]]'' که در ۱۹۳۴ به نمایش درآمد، نام نویسندگان سناریو، ن. اِردمان و و. ماس برداشته شد.
 
در ۱۹۳۴ تبعیدگاه اِردمان به [[تومسک]] تغییر یافت. در تئاتر تومسک متن رمان ''[[مادر ماکسیم گورکی|مادر]]'' [[گورکی]] را برای اجرا بر روی صحنه آماده کرد. در ۱۹۳۶ اجازه یافت در شهر [[کالینینتور (روسیه)|تور]] سکونت کند و آنجا کار روی سناریوی فیلم ''[[ولگا، ولگا]]'' (برندهٔ جایزهٔ دولتی در ۱۹۴۱) را آغاز کرد. تا جنگ جهانی دوم در شهرهای کوچک مختلفی که زندگی کردن در آنها برای تبعیدیان مجاز بود به سر می‌برد. در ۱۹۳۸ در یکی از سفرهای مخفیانه‌اش به [[مسکو]]، در آپارتمان [[میخائیل بولگاکف|میخاییل بولگاکوف]] پردهٔ نخست نمایشنامهٔ ''هیپنوتیزم‌کننده'' را برای او خواند (اِردمان هیچ‌گاه این نمایشنامه را به پایان نرساند). در همان سال [[میخائیل بولگاکف|بولگاکوف]] در نامه‌ای از [[استالین]] خواست که به اِردمان اجازهٔ سکونت در [[مسکو]] داده شود. نامه بی‌جواب ماند.
 
در زمان جنگ جهانی دوم، پس از درخواستهای مکرر از جانب اِردمان و امتناع حکومت، به ارتش فرا خوانده شد: در واحدی متشکل از افراد فاقد حقوق اجتماعی و کشیشان سابق. به نفرات این واحد حتی سلاح و لباس نظامی هم داده نمی‌شد. در عقب‌نشینیهای طولانی، اِردمان که به سختی بیمار شده بود به [[ساراتوف]] رسید و از آنجا با دستور [[بریا]] به [[مسکو]] و گروه رقص و آواز [[ان.کا.و.د.]] (کمیساریای مردمی امور داخلی) فرا خوانده شد و تا ۱۹۴۸ در آنجا به آماده کردن آثار مختلف برای اجرا بر روی صحنه مشغول بود.
۳۶۰٬۳۰۰

ویرایش