باز کردن منو اصلی

تغییرات

افزودن پیوند و ویراستاری
}}
[[پرونده:Gabriel Garcia Marquez 1984.jpg|200px|بندانگشتی|چپ|مارکز در سال ۱۹۸۴]]
'''گابریل خوزه گارسیا مارکِز''' {{اسپانیایی|Gabriel José García Márquez}} (زادهٔ [[۶ مارس]] [[۱۹۲۷ (میلادی)|۱۹۲۷]] در دهکدهٔ آرکاتاکا{{نشانه|arc}} درمنطقهٔ سانتامارا{{نشانه|santa}} در [[کلمبیا]] – درگذشته ۱۷ آوریل ۲۰۱۴) [[رمان|رمان‌]]نویس، نویسنده، روزنامه‌نگار، ناشر و فعال سیاسی [[کلمبیا]]یی بود. او بین مردم کشورهای [[آمریکای لاتین]] با نام ''گابو'' یا ''گابیتو'' (برای تحبیب) مشهور بود و پس از درگیری با رییس دولت کلمبیا و تحت تعقیب قرار گرفتنش در [[مکزیک]] زندگی می‌کرد. مارکز برنده [[جایزه نوبل ادبیات]] در سال ۱۹۸۲ را بیش از سایر آثارش به خاطر رمان [[صد سال تنهایی|''صد سال تنهایی'']] چاپ ۱۹۶۷ می‌شناسند که یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان است.
 
== زندگی ==
او در ۶ مارس ۱۹۲۷ با نام کامل گابریل خوزه گارسیا مارکز متولد شد و پدربزرگ و مادربزرگش او را در شهر فقیر آراکاتاکا در شمال کلمبیا بزرگ کردند. او بعدها در اولین کتاب خاطراتش با عنوان ''[[زنده‌ام که روایت کنم]]'' نوشت که دوران کودکی سرچشمه الهام تمام داستانهای وی بوده است. او تحت تاثیر پدربزرگش که شخصیتی آزادیخواه بود و در هر دو جنگ داخلی کلمبیا شرکت کرده بود آگاهی سیاسی پیدا کرد.
 
او در سال ۱۹۴۱ اولین نوشته‌هایش را در روزنامه‌ای به نام Juventude که مخصوص شاگردان دبیرستانی بود منتشر کرد و در سال ۱۹۴۷ به تحصیل رشتهٔ حقوق در دانشگاه [[بوگوتا]] پرداخت و همزمان با روزنامه آزادیخواه ''ال‌اسپکتادور'' به همکاری پرداخت. در همین روزنامه بود که گزارش داستانی [[سرگذشت یک غریق]] را بصورت پاورقی چاپ شد.<ref name="ReferenceA">سرگذشت یک غریق، برگردان رضل قیصریه، نشر روزگار ما،۱۳۵۹، درمورد نویسنده</ref>
در سال ۱۹۷۰ کتاب سرگذشت یک غریق را در [[بارسلون]] چاپ کرد و در همان سال به وی سفارت (کنسولگری؟) کلمبیا در [[اسپانیا]] پیشنهاد داده شده که وی این پیشنهاد را رد کرد و یک سفر طولانی به مدت ۲ سال را در کشورهای [[کارائیب]] آغاز کرد و در طول این مدت کتاب [[داستان باورنکردنی و غم‌انگیز ارندیرای ساده‌دل و مادربزرگ سنگدل‌اش]] را نوشت که جایزه [[رومولوگایه گوس]] بهترین رمان را بدست آورد. وی سپس دوباره به اسپانیا برگشت تا روی دیکتاتوری [[فرانکو]] از نزدیک مطالعه کند که حاصل این تجربه رمان [[پاییز پدرسالار]] بود.<ref name="ReferenceA"/>
 
در اوایل دهه ۸۰ به کلمبیا برگشت ولی با تهدید ارتش کلمبیا دوباره به همراه همسر و دو فرزندش برای زندگی به مکزیک رفت. او در سال ۱۹۹۹ رسماً مرد سال [[آمریکای لاتین]] شناخته شد و در سال ۲۰۰۰ مردم کلمبیا با ارسال طومارهایی خواستار پذیرش ریاست جمهوری کلمبیا توسط مارکز بودند که وی نپذیرفت.
 
مارکز یکی از نویسندگان پیشگام سبک ادبی [[رئالیسم جادویی]] بود، اگرچه تمام آثارش را نمی‌توان در این سبک طبقه‌بندی کرد. پزشکان در سال ۲۰۱۲ اعلام کردند که مارکز به بیماری [[آلزایمر]] مبتلا شده است.<ref>[http://avinyfilm.ir/main/index.php?Page=definition&UID=1971603 فرشتهٔ فراموشی دور سر گارسیا مارکز<!-- عنوان تصحیح شده توسط ربات -->]</ref><ref>[http://www.elpais.com.uy/120611/ultmo-645817/ultimomomento/gabriel-garcia-marquez-padeceria-alzheimer/ Gabriel García Márquez padecería Alzheimer - Diario EL PAIS - Montevideo - Uruguay<!-- عنوان تصحیح شده توسط ربات -->]</ref>
 
== جنجال‌خواهی ==
از آثار مارکز به خاطر نثر غنی آن در منتقل کردن تخیلات سرشار نویسنده به خواننده ستایش شده است. اما برخی از منتقدان، آثار او را اغراقی آگاهانه و توسل به افسانه و [[فراطبیعی|ماوراء طبیعت]] برای گریز از ناآرامی و خشونت‌های جاری در کلمبیای آن دوران می‌دانند.
 
ناآرامی و خشونت‌های سیاسی، خانواده به عنوان یک عنصر وحدت بخش، ترکیب آن با شور مذهبی و باور به فراطبیعت روی هم رفته سبک ادبی شاخص مارکز را به هم بافته‌اند. آثار وی نظیر پدرسالار و یا [[ژنرال در هزارتوی خود]] به خوبی تقویت انگیزه‌های سیاسی او در واکنش به تشدید خشونت در کشورش کلمبیا را نشان می‌دهند. او پس از نوشتن مقاله‌ای در مخالفت با دولت کلمبیا به اروپا تبعید شد. وقتی که کتاب غیر داستانی سفر مخفیانه میگل لیتین به شیلی را در سال ۱۹۸۶ نوشت، حکومت دیکتاتوری [[ژنرال پینوشه]] ۱۵ هزار نسخه از آن را در آتش سوزاند. او به نوشتن آثاری که گرایش به [[جناح چپ]] سیاست در آن مشهود بود ادامه داد. او با [[فرانسوا میتران]] رییس جمهور سوسیالیست [[فرانسه]] در دهه ۱۹۸۰ دوستی نزدیکی داشت و مدتها نیز از دوستان نزدیک و حتی نماینده [[فیدل کاسترو]]، رهبر سابق کوبا، بود. گارسیا مارکز به دلیل دفاع از حکومت فیدل کاسترو که از نگاه گروه کثیری از روشنفکران و نویسندگان به مرور به یک رژیم خودکامه بدل شده بود، وارد بحث‌های تندی شد که یکی از نمونه‌های برجسته آن مجادله اش با [[سوزان سونتاگ]]، نویسنده معروف آمریکایی، بود. به خاطر دفاعش از حکومت کوبا او مدتی حق ورود به آمریکا را نداشت. دولت آمریکا بعدها در این تصمیم خود تجدید نظر کرد و مارکز بارها برای معالجه [[سرطان]] [[غدد لنفاوی]] به [[کالیفرنیا]] سفر کرد.<ref name="گابریل گارسیا مارکز؛ زندگی و کتابها"/> او به مداخلات آمریکا در [[ویتنام]] و [[شیلی]] انتقاد کرده بود. به‌رغم این انتقادها [[بیل کلینتون]] و [[فرانسوا میتران]] روسای جمهور پیشین آمریکا و فرانسه از جمله دوستان گابریل گارسیا مارکز بودند.<ref name="واکنش‌ها به مرگ گابریل گارسیا مارکز">[http://www.dw.de/واکنشها-به-مرگ-گابریل-گارسیا-مارکز/a-17578249 واکنش‌ها به مرگ گابریل گارسیا مارکز] دویچه‌وله فارسی</ref>
 
او با [[فرانسوا میتران]] رییس جمهور سوسیالیست [[فرانسه]] در دهه ۱۹۸۰ دوستی نزدیکی داشت و مدتها نیز از دوستان نزدیک و حتی نماینده [[فیدل کاسترو]]، رهبر سابق کوبا، بود. گارسیا مارکز به دلیل دفاع از حکومت فیدل کاسترو که از نگاه گروه کثیری از روشنفکران و نویسندگان به مرور به یک رژیم خودکامه بدل شده بود، وارد بحث‌های تندی شد که یکی از نمونه‌های برجسته آن مجادله اش با [[سوزان سونتاگ]]، نویسنده معروف آمریکایی، بود. به خاطر دفاعش از حکومت کوبا او مدتی حق ورود به آمریکا را نداشت. دولت آمریکا بعدها در این تصمیم خود تجدید نظر کرد و مارکز بارها برای معالجه [[سرطان]] [[غدد لنفاوی]] به [[کالیفرنیا]] سفر کرد.<ref name="گابریل گارسیا مارکز؛ زندگی و کتابها" /> او به مداخلات آمریکا در [[ویتنام]] و [[شیلی]] انتقاد کرده بود. به‌رغم این انتقادها [[بیل کلینتون]] و [[فرانسوا میتران]] روسای جمهور پیشین آمریکا و فرانسه از جمله دوستان گابریل گارسیا مارکز بودند.<ref name="واکنش‌ها به مرگ گابریل گارسیا مارکز">[http://www.dw.de/واکنشها-به-مرگ-گابریل-گارسیا-مارکز/a-17578249 واکنش‌ها به مرگ گابریل گارسیا مارکز] دویچه‌وله فارسی</ref>
 
== مارکز در ایران ==
[[بهمن فرزانه]] در سال ۱۳۵۴ با ترجمه «صد سال تنهایی»، نویسنده بزرگ [[آمریکای لاتین]] گابریل گارسیا مارکِز را به کتاب‌خوانان ایرانی معرفی کرد. این کتاب با استقبال زیادی روبرو شد و نویسنده آن در ایران به محبوبیت فراوان رسید.
 
تقریباً تمام آثار داستانی مارکز به فارسی ترجمه و منتشر شده است، و بیشتر آنها بیش از یک بار. برخی از داستان‌های او مانند رمان «عشق در سالهای وبا» با سانسور به بازار آمده و صحنه‌های [[اروتیک]] آن حذف شده است. خوانندگان ایرانی آثار مارکز را دنبال می‌کنند و برخی نویسندگان به تأثیر از سبک «رئالیسم جادویی» منسوب به او کتاب می‌نویسند.