باز کردن منو اصلی

تغییرات

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است.، ۲ سال پیش
جز
 
== خلاصه داستان ==
تی. ئی. لارنس، افسر دون پایهٔ ارتش بریتانیا که اطلاعات زیادی راجع به سیاست و فرهنگ کشورهای خاورمیانه دارد، استخدام می‌شود تا ببیند در باب ساماندهی قبایل پراکندهٔ عرب چه کار می‌تواند انجام دهد. در این مرحله از جنگ جهانی اول، بریتانیایی‌ها به کمک و شراکت اعراب در جنگ علیه ترک‌ها، که متحد آلمان‌ها هستند، نیاز دارند. لارنس مجذوب و مسحور آن بیابان‌های بکر و دست نخورده و مردان یکدنده و لجوج قبایل عرب است و بلافاصله پس از آن که شاهزاده فیصل از وی قول همکاری می‌گیرد، تبدیل به یک عرب تمام عیار می‌شود. لارنس به اتفاق دوست جدیدش شریف علی، بندر حیاتی عقبه را فتح می‌کند و همچون قهرمانی مورد استقبال قرار می‌گیرد. لارنس حالا آنقدر جسارت پیدا کرده که بخواهد دست به اعمال نامحتمل بزند. ترک‌ها او را به خاطر جاسوسی می‌گیرند و شکنجه می‌دهند. همین تجربه او را به سلحشوری بی رحم و بی ملاحظه تبدیل می‌کند که به خاطر لذت کشتن، می‌کشد. او به گونه‌ای معجزه آسا موفق می‌شود برای فتح دمشق قبایل عرب را گرد آورد ولی کینه‌های کهنه به رویاهایش پایان می‌دهند. لارنس که خود را به خاطر آنچه بدان تبدیل شده (یعنی مردی ناموفق در انجام مأموریت اش، که وجدان خود را نیز زیر پا گذاشته، ملامت می‌نماید) خاورمیانه را ترک می‌کند...می‌کند…
 
== منابع ==