باز کردن منو اصلی

تغییرات

منبع
در خصوص  واقعه اعدام حاج علي و همراهانش كسروي مي نويسد:
 
»«در سال 1288 كه پس از آمدن روسيان به تبريز سردار و سالار و به شهبندري عثماني پناهيدند او و شادروان علي موسيو نيز با ايشان بودند تا با ايشان بيرون آمدند. ولي در جنگ با روس گويا دست نداشتند و اين بود كه از شهر نگريخت و چون با فرمانده قزاقان ايراني كه دستهاي در تبريز بودند دوستي داشت به ميانجيگري او به كنسولخانه روس راه يافته و از ميلر زينهار براي خويش گرفت ولي چون صمدخان به شهر در آمد كسانش او را نيز گرفتند و با زدن و آزار بسيار به زندان بردند و سپس از آنجا به باغ شمال فرستادند, روسيان نيز كه بر چنان كسان غيرتمندي هرگز نمي بخشودند او را زنده نگذاردند و در همان روزها به خانه اش هم ريختند و تاراج كردند و سپس نيز با ديناميت آن را ويرانه گردانيدند.» <ref>احمد كسروي تاريخ مشروطه ايران – ص 335</ref>
 
== نقل قول دیگران ==