باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
{{نقل قول|حاج‌علی مرحوم هیچ گناهی جز وطن‌پرستی و مشروطه طلبی نداشت. کسی که از محبس صمدخان فرار کرده بود بمن گفت که حاج علی در محبس در حالی که به زنجیر گردنش اشاره می‌کرد به او گفته: فلانکس این زنجیر، فُکل وطن‌پرستان و آزادی طلبان است.<ref>{{پک|براون|۱۳۶۱|ک=نامه‌هائی از تبریز|ص=۲۲۵}}</ref>}}[[احمد کسروی]] در بارهٔ وی گفته است:
 
تبريزتبریز با تهران يكيیکی نمينمی‌بود، بود، دراينجادراینجا چند هزار مجاهد ورزيده،ورزیده، سروسامان يافتهیافته و آماده مي بودندمی‌بودند و خواهيمخواهیم ديددید كهکه چه مردانِ دليردلیر و كاردانيکاردانی از ايشانایشان برخاست، از آن سويسوی سران آزاديآزادی كسانيکسانی همچون عليعلی مسيومسیو و حاج عليعلی دوافروش و مانند ايناناینان میمی‌بودند بودندکه كه پروايپروای جان و دارائی را كنارکنار گذارده از هيچ فداكاری بازهیچ نميفداکاری ايستادندبازنمی‌ایستادند.<ref>كسرويکسروی''،'' ''تاريختاریخ مشروطه ايرانایران – ص 78 و 167''</ref>
 
ادوارد براون در مورد وی گفته است:
 
در دوره مشروطه ثانيثانی اغلب اوقات خود را به نشر معارف صرف مي كردمی‌کرد و با كمالکمال فعاليتفعالیت كوشيدکوشید مدرسه سعادت كهکه قريبقریب به پانصد نفر شاگرد داشت و بهترينبهترین و عاليترينعالیترین و كاملترينکاملترین و منظممنظم‌ترین ترين كلکل مدارس تبريزتبریز بود,بود، به فعاليتفعالیت او پايدارپایدار بود. شاگران ايناین مدرسه اغلب جوانان لايقلایق و وطن پرستوطن‌پرست قابل و محرر مقالات و عالم ببار آمدند. <ref>براون''، نامه هايينامه‌هایی از تبريزتبریز ص 224''</ref>
 
== پانویس ==