تفاوت میان نسخه‌های «تفکر جانبی»

۲٬۳۰۶ بایت اضافه‌شده ،  ۴ سال پیش
بدون خلاصه ویرایش
(به نسخهٔ 19451494 ویرایش Siahkaly واگردانده شد: ناسرشناس. (توینکل))
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با نرم‌افزار تلفن همراه
 
این اصطلاح نخستین بار به سال ۱۹۶۷ توسط ادوارد دوبونو مطرح شد. او به عنوان مثالی برای این نوع استدلال غیر مستقیم، از ماجرای قضاوت سلیمان نام برد، آنجا که سلیمان نزاع دو زن بر سر این که کدام مادر حقیقی کودک است را، به این صورت حل کرد که کودک به دو نیم شود و هر زن یک سهم بردارد، اما در حقیقت می خواست با مشاهده‌ی واکنش زنان در مقابل این حکم، قضاوت کند که کدام یک مادر حقیقی کودک است. <ref>LLC, New York Media (18 November 1968). "New York Magazine". New York Media, LLC. Retrieved 11 December 2016.</ref>
 
'''تفکر جانبی و معرفت شناسی نوفهمی'''
 
شاید بتوان حمید رجایی را از اولین متفکرینی دانست که تکنیک تفکر جانبی را در آثار خود در تعامل با معرفت دینی و نوفهمی بسط داده است. وی معتقد است نوفهمی دینی و غیردینی در ادراکات قضیه ای (Propositional Perceptions)، مسبوق به فهم هایی هستند که اگر چه می تواند منبع اولیه آن اشراق باشد، اما گذرگاهی مانند تفکر جانبی دارد. زیرا تفکر آلگوریتیمی نمی تواند به نواندیشی بیانجامد. وی کژکارکاردهای باورهای ایدئولوژیک را از جمله موجبات رکود خلاقیت برشمرده است. تفکر خطی، خود، از نوعی معرفت‌شناسی ناشی می‌شود. در منطق ارسطویی، بنابه مقتضای کژکارد تعریف جنس و فصلی، ذهن با اکتفاء به یافتن تعریف واحد، انگیزه کمتری برای واکاوای‌های جانبی پیدا می‌کند. براساس دیدگاه رجایی ( نظریه کهکشان سانی معرفت ) و قول به تشکیک در مطابقت گزاره‌ها با واقعیت (ضمن حفظ اعتقاد به صدق گزاره) زیرساخت معرفت شناختی مناسبی برای خلاقیت بوجود می‌آید. در این زیر ساخت، ذهن می‌تواند مفاهیم و ایده‌ها را با اجزاء سازنده ی آن در نظر آورد و آن را با سایر دانسته ها، به تعامل وادارد. در حالی که در تفکر الگوریتمی و ارسطویی، مبنا قرار گرفتن جنس و فصل منطقی که در بیان ماهیت اشیاء، الکن است و می‌رود که فصل الخطاب تعریف یک پدیده و بستن پرونده آن شود. نظریاتی که متوجه نامتناهی بودن فهم و تعریف پدیده‌ها، بینهایت بودن کشف راه حل‌ها و ایده‌ها هستند؛ زیرساخت‌های مناسب خلاقیت، نوفهمی و نوآوری هستند.
 
== منابع ==
۳۰۸

ویرایش