پیرمرد و دریا: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
تمیزکاری، + ماژول ابرابزار با استفاده از AWB
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (تمیزکاری، + ماژول ابرابزار با استفاده از AWB)
|ویراستار=
|به کوشش=
|تصاویر کتاب از= ا. ریموند شپرد - سی. اف. تانی کلیف
|ناشر= [[انتشارات امیر کبیر]]
|نوبت چاپ = سوم
'''پیرمرد و دریا''' {{به انگلیسی|''The Old Man and the Sea''}} نام رمان کوتاهی است از [[ارنست همینگوی]]، نویسنده سرشناس آمریکایی. این رمان در سال ۱۹۵۱ در [[کوبا]] نوشته شد و در ۱۹۵۲ به چاپ رسید. ''پیرمرد و دریا'' واپسین اثر مهم داستانی همینگوی بود که در دوره زندگی‌اش به چاپ رسید. این داستان، که یکی از مشهورترین آثار اوست، شرح تلاش‌های یک ماهیگیر پیر کوبایی است که در دل دریاهای دور برای به دام انداختن یک [[نیزه‌ماهی]] بسیار بزرگ با آن وارد مبارزهٔ مرگ و زندگی می‌گردد. نوشتن این کتاب یکی از دلایل عمده اهدای [[جایزه ادبی نوبل]] سال ۱۹۵۴ به ارنست همینگوی بوده‌است.
 
ارنست همینگوی در این کتاب به حوزه یحوزهٔ زندگی پیرمردی چنگ می اندازدمی‌اندازد که روزی قلمرو بزرگ دریا در حیطه اقتدارش بود و عروسکان خوش خرام دریا بیوهبیوه‌هایی هایی بوده اندبوده‌اند درمانده در تار و پود تورش و اینک زندگی او به پایان خود می رسد ،می‌رسد، در آرزوی بزرگترین صیدش دل به دریای بزرگ می سپاردمی‌سپارد و بزرگترین صیدش را به چنگ می آوردمی‌آورد ولی آن قدرتی که بتواند شاهکار آخرین خود را به ساحل بکشد ندارد و چیزی جز اسکلت به ساحل نمی آوردنمی‌آورد. همینگوی در [[پیرمرد و دریا]] شکوه قلمرو دریا را با افت و خیز زندگی دراز یک صیاد در هم می آمیزدمی‌آمیزد و از این آمیزش زندگینامه ایزندگینامه‌ای سرشار از اندوه برای صیادی از پا افتاده فراهم می کندمی‌کند.
 
''پیرمرد و دریا'' یک «رمان کوتاه» است، چراکه این رمان به فصل‌ها یا قسمت‌های جدا تقسیم نشده‌است و علاوه بر این فقط اندکی از یک [[داستان کوتاه]] بلندتر است. ''پیرمرد و دریا'' اولین بار در تمامیت خود، شامل ۲۶٬۵۰۰ واژه، در شماره یکم سپتامبر ۱۹۵۲ مجله ''لایف'' (''Life'') منتشر شد و باعث شد ظرف فقط ۲ روز بیش از ۵ میلیون نسخه از این مجله فروش برود. نقدهایی که دربارهٔ این داستان نوشته شد همگی بدون استثناء و به طور اغراق‌آمیزی مثبت بودند. هرچند بعدها تعداد کمی نقد مخالف نیز نوشته شد که نویسندگانشان زیاد با ''پیرمرد و دریا'' میانه خوبی نداشتند و به آن خرده می‌گرفتند. در یکی از چاپ‌های اولیه نام کتاب بر روی جلد اشتباهاً ''پیرمردها و دریا'' چاپ شده بود.
 
[[الکسی لئونوف]] در خاطراتش نقل کرده که ''پیرمرد و دریا'' یکی از کتاب‌های مورد علاقه [[یوری گاگارین]] بوده است. وی این موضوع را در سفرش به کوبا به خود [[ارنست همینگوی]] هم گفته بوده است.<ref name="LeonovBook">{{یادکرد|فصل= |کتاب=Two Sides of the Moon|ناشر= |چاپ= |شهر= |کوشش= |ویرایش= |سال=2004 |شابک= ISBN 0-312-30865-5 |نویسنده=Leonov, {{چر}}Alexei |نویسندگان سایر بخش‌ها=Scott, David|ترجمه=|صفحه=218- |زبان=en |مقاله= |ژورنال= |نشریه= |تاریخ= |دوره= |شماره= |شاپا=}} </ref>
 
== الهام از واقعیت ==
 
== نمادگرایی و شخصیت ==
[[درون مایه]] داستان ''پیرمرد و دریا'' را می‌توان به روش‌های گوناگون تعبیر و تفسیر کرد. خود همینگوی در این مورد گفته‌است:<blockquote>شما هیچ کتاب خوبی پیدا نمی‌کنید که نویسنده اش پیشاپیش و با تصمیم قبلی نماد یا نمادهایی در آن وارد کرده باشد...باشد… من کوشش کردم در داستانم یک پیرمرد واقعی، یک پسربچه واقعی، یک دریای واقعی، یک ماهی واقعی و یک کوسه‌ماهی واقعی خلق نمایم؛ و تمام این‌ها آن قدر خوب و حقیقی از کار درآمدند که حالا هریک می‌توانند به معنی چیزهای مختلفی باشند.<ref>مجله ''تایم''، ۷ ژوئیه ۱۹۹۹</ref> </blockquote>
 
سبک داستان، سادگی اش و واقعی و باورپذیر بودن ماجراهایش این امکان را پدید می‌آورندپدیدمی‌آورند که داستان را بتوان به صورت‌های گوناگون تعبیر و تفسیر کرد. چند نمونه از این تفاسیر بدین شرح‌اند:
 
'''سانتیاگو به‌عنوان نماد یک قهرمان شکست‌خورده''' :
 
سانتیاگو شخصیت اصلی داستان ''پیرمرد و دریا'' می‌تواند نماد یک قهرمان شکست خورده باشد. او نمونه‌ای است از شجاعت، قدرت و استقامت نژاد انسان. او مثل تمام انسان‌ها با سرنوشت (ماهی) و زندگی که هم دوست‌داشتنی است و هم مورد نفرت (دریا) به مبارزه برمی‌خیزد. چیزی که در واقعیت امر باعث شکست سانتیاگو می‌شود غرور اوست. سانتیاگو نمادی است برای نوع انسان. همینگوی در چندین جا او را با [[عیسی مسیح]] مقایسه کرده‌است. سانتیاگو «دکل قایقش را روی شانه‌هایش گذاشت و به طرف بالای جاده به راه افتاد...افتاد… او قبل از آنکه به کلبه‌اش برسد پنج بار بر زمین نشست». و این شباهت زیادی دارد به حالت‌های عیسی مسیح وقتی صلیب بر دوش به سمت مصلوب شدن گام برمی‌داشت. جلوتر در داستان می‌خوانیم که وقتی سانتیاگو خوابید «صورتش رو به پایین بود...بود… بازوانش به دو طرف دراز شده و کف دستانش رو به بالا بودند». حالتی که کاملاً به قرار گرفتن مسیح بر روی صلیب شباهت دارد. پیرمرد در تمام طول داستان در آرزوی داشتن نمک، این ادویه و چاشنی اصلی غذای نوع انسان، است. او مانند پطرس [[حواری مسیح]] ماهی گیر است.
'''سانتیاگو به‌عنوان نماد یک قهرمان شکست‌خورده''' :
سانتیاگو شخصیت اصلی داستان ''پیرمرد و دریا'' می‌تواند نماد یک قهرمان شکست خورده باشد. او نمونه‌ای است از شجاعت، قدرت و استقامت نژاد انسان. او مثل تمام انسان‌ها با سرنوشت (ماهی) و زندگی که هم دوست‌داشتنی است و هم مورد نفرت (دریا) به مبارزه برمی‌خیزد. چیزی که در واقعیت امر باعث شکست سانتیاگو می‌شود غرور اوست. سانتیاگو نمادی است برای نوع انسان. همینگوی در چندین جا او را با [[عیسی مسیح]] مقایسه کرده‌است. سانتیاگو «دکل قایقش را روی شانه‌هایش گذاشت و به طرف بالای جاده به راه افتاد... او قبل از آنکه به کلبه‌اش برسد پنج بار بر زمین نشست». و این شباهت زیادی دارد به حالت‌های عیسی مسیح وقتی صلیب بر دوش به سمت مصلوب شدن گام برمی‌داشت. جلوتر در داستان می‌خوانیم که وقتی سانتیاگو خوابید «صورتش رو به پایین بود... بازوانش به دو طرف دراز شده و کف دستانش رو به بالا بودند». حالتی که کاملاً به قرار گرفتن مسیح بر روی صلیب شباهت دارد. پیرمرد در تمام طول داستان در آرزوی داشتن نمک، این ادویه و چاشنی اصلی غذای نوع انسان، است. او مانند پطرس [[حواری مسیح]] ماهی گیر است.
 
نیزه‌ماهی نماد مذهب است. ماهی از همان روزهای اول پیدایش مسیحیت، نماد این دین بوده‌است. دریا نشانه زندگی است، چراکه زندگی از آنجا آغاز شده‌است و بقای بشریت بسته به وجود آن است.
سانتیاگو یک قهرمان است ولی یک قهرمان شکست خورده. او بر حریف که او آ نرا برادر خود می‌خواند چیره می‌گردد اما پیروز از میدان بیرون نمی‌آید، چراکه به هدف خود (فروش ماهی) نمی‌رسد. پیرمرد هرچند در پایان داستان زنده می‌ماند اما بخشی از شخصیت او قهرمانانه جان سپرده‌است.
 
'''سانتیاگو به‌عنوان نماد یک قهرمان شکست ناپذیر''' :
پیرمرد در طول ۸۴ روزی که موفق به صید ماهی نمی‌شود شکم خود را با اندک غذایی که کافه‌چی محل از روی دلسوزی به او می‌دهد سیر می‌کند. او گرسنگی و تحقیر را تحمل می‌کند ولی هرگز امید خود را برای صید یک ماهی بزرگ از دست نمی‌دهد. او به انتظار روز موعود می‌نشیند. ذات صید کردن برای او مهم‌تر از سیر کردن شکم گرسنه خویش است؛ و آن ماهی بزرگ بالاخره روزی واقعاً از راه می‌رسد. پیرمرد برای اثبات مهارت و قدرت خویش در ماهی گیری گرسنگی خود را نادیده می‌گیرد؛ ولی وقتی ماهی را صید می‌کند، قسمتش نیست که بتواند آن را برای خود نگه دارد. شانسی که در پیدا کردن و صید آن ماهی غول‌پیکر داشته‌است در مقابل یک ضرر مادی (خورده شدن ماهی توسط کوسه‌ها) قرار می‌گیرد. ماهی می‌توانست پاداشی باشد برای آن همه تلاش، مبارزه و تحمل درد. اما وقتی سانتیاگو توجه خود را از شور و حال به دام انداختن ماهی منحرف کرده و به طمع و منافع مادی (فروش ماهی در بازار) متمرکز می‌کند، شانس و اقبال از وی روی برمی‌گردانند، چراکه دریا طمع‌کاری را پاداش نمی‌دهد.
اما پیرمرد هرچه باشد بازی را نباخته‌است. یکی از پیام‌هایی را که مکرراً در کارهای همینگوی به چشم می‌خورد می‌توان در نقل قول زیر خلاصه کرد:
 
== منابع ==
# ویکی‌پدیای انگلیسی [//[:en.wikipedia.org/wiki/The_Old_Man_and_the_Sea:The Old Man and the Sea|The Old Man and the Sea]]
 
== پیوند به بیرون ==