تفاوت میان نسخه‌های «آتش کاروان»

بدون خلاصه ویرایش
 
== متن شعر==
 
آتشی ز کاروان جدا مانده
آتشی ز کاروان جدا مانده این نشان ز کاروان به جابه‌جا مانده
 
یک جهان شرار تنها
یک جهان، شرار تنها مانده در میان صحرا به درد خود سوزد، به سوز خود سازد
 
به درد خود سوزد
سوزد از جفای دوران فتنه و بلای طوفان فنای او خواهد، به سوی او تازد
به سوز خود سازد
 
سوزد از جفای دوران
من هم ایهمه یاران تنها ماندم آتشی بودم بر جا ماندم
فتنه و بلای طوفان
 
فنای او خواهد
با این گرمی جان در ره مانده حیران این، غم خود، به کجا ببرم؟
به سوی او تازد
 
من هم ای یاران تنها ماندم
با این جان لرزان، با این پای لغزان ره به کجا ز بلا ببرم؟
آتشی بودم برجا ماندم
 
با این گرمی جان در ره مانده حیران
می‌سوزم گرچه با بی پروایی می‌لرزم بر خود از این تنهایی
این غم خود به کجا ببرم؟
 
با این جان لرزان
من همه یاران تنها ماندم آتشی بودم بر جا ماندم
با این پای لغزان
 
ره به کجا ز بلا ببرم؟
آتشین خو هستی سوزم شعله جانی بزم افروزم
می سوزم با بی پروایی
 
می لرزم بر خود از این تنهایی
بی پناهی محو یاران، بی نصیبی تیر روزم
آتشی خو هستی سوزم
 
شعله جانی بزم افروزم
من همه یاران تنها ماندم آتشی بودم بر جا ماندم
بی پناهی محفل آرا
 
بی نصیبی تیره روزم
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی؟ره ز که پرسی؟چه کنی؟چون باشی
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
 
== جستارهای وابسته==
۵۳

ویرایش