تفاوت میان نسخه‌های «عبدالله بن عمر»

(←‏پانویس: تمیزکاری، + ویرایش با ماژول ابرابزار با استفاده از AWB)
اولین مأموریت سیاسی وی توسط پدرش عمر در هنگامی که در بستر مرگ بود به وی داده شد که در شورای انتخاب خلیفه بعدی مشورت دهد. با این حال وی حق رای یا نامزد شدن نداشت. در انتخاب خلفای بعدی، وی بعد از اجماع امت بر آنان، با آنان بیعت می‌نمود و همین مهم را به عنوان دلیل بیعت نکردن بلافاصله با علی ارائه کرد. با محقق نشدن اجماع امت بر سر [[خلافت علی]] و بروز جنگهای داخلی، عبدالله موضعی بی‌طرف اتخاذ نمود. وی در ابتدا خلافت یزید را به علت ایجاد بدعت از سوی معاویه در انتخاب خلیفه نپذیرفت ولی پس از مرگ وی بلافاصله با یزید بیعت نمود. عبدالله به جز چند مأموریت کوچک، هیچ گونه منصب اداری ای قبول نمی‌کرد. شاید به دلیل اینکه تمایل داشت از سیاست به کنار باشد و اوقات خود را صرف انجام عبادت و امورات مذهبی شخصی کند. او به دلیل ترس از اینکه نتواند حکم خدا را جاری کند، هیچ گونه قضاوتی را قبول نمی‌کرد.<ref name="EI" />
 
از معدود کسانی بود که پس از به خلافت رسیدن علی بن ابی طالب، با او بیعت نکرد، اما پس از کشتهبه شهادت رسیدن شدن علی با معاویه بیعت کرد. یزید پسر معاویه را شایسته خلافت نمی‌دانست، اما در دوره عبدالملک مروان که [[حجاج بن یوسف|حجاج]] را والی مدینه کرد، شبانه برای بیعت با حجّاج رفت و به نقل کتب تاریخی، حجاج پای خود را دراز کرد تا عبدالله با پای او بیعت کند.
 
عبدالله در سال ۷۳ هجری/۶۹۳ میلادی به علت عفونت زخمی که بر اثر تماس نوک نیزه یکی از سربازان [[حجاج بن یوسف|حجاج]] در ازدحام جمعیت زائرین حج در راه بازگشت از عرفات به پایش خورده بود، در سنی بالای ۸۰ سال درگذشت. حجاج در هنگام بیماری وی به ملاقاتش می‌آمد و از وی درخواست می‌کرد که اگر آن سرباز را می‌شناسد بگوید تا تنبیه شود. عبدالله وی را به خاطر اینکه اجازه داده بود سربازانش در حریم امن الهی تردد داشته باشند مورد سرزنش قرار داد. دانشنامه اسلام بر این باور است که این روایت سرزنش بعدها در برخی منابع بیان شده تا حجاج را مسئول توطئه‌ای برای کشتن عبدالله به وسیله نوک مسموم یک نیزه بداند.<ref name="EI" />
کاربر ناشناس