باز کردن منو اصلی

تغییرات

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است.، ۱ سال پیش
جز
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = ابوالفتح‌خان بختیاری
|تصویر =
|توضیح تصویر =
|محل تولد =
|تاریخ تولد =
|محل مرگ = [[اصفهان]]، [[ایران]]
|تاریخ مرگ = [[۱۱۶۷]]{{سخ}}[[۱۷۵۱ (میلادی)]]
|محل دفن =
|لقب =
|تابعیت =[[ایران]]
|نیرو =
|طول خدمت =
|یگانهای خدمت =
|درجه =
|فرماندهی = حاکم اصفهان
|جنگها =
|نشانهای لیاقت =
|عملیاتهای مهم =
|کارهای مهم = <small>تشکیل اتحاد ۳نفره با{{سخ}}[[کریم‌خان زند|کریم‌خان]] و [[علیمردان‌خان|علی‌مردان‌خان]]</small>
|کارهای دیگر =
|تخصصهای دیگر =
|همسر =
'''ابوالفتح‌خان بختیاری'''، یکی از [[ایلخانی|خوانین]] [[مردم بختیاری|ایل بختیاری]] بود، که پس از ائتلاف با [[کریم‌خان زند]] و [[علی مردان خان]]، یکی از میراث‌داران حکومت [[نادرشاه]] شد. با تشکیل شورای سه نفره حکومتی با کریم‌خان زند و [[علیمردان خان]]، وی به حکومت [[اصفهان]] رسید و پس از شورش علیمردان خان علیه [[کریم‌خان زند]]، توسط علیمردان خان کشته شد.<ref>http://www.iranicaonline.org/articles/abul-fath-khan-baktiari-a-chieftain-of-the-haft-lang-branch-of-the-baktiari-and-paramount-chief-ilkani-of-the-tribe</ref>
 
== زندگینامهزندگی‌نامه ==
در ۱۱۴۵ ق که [[نادر شاه]] به سبب بروز شورش و قتل حاکم بختیاری، به سرزمین آنان لشکر کشید، منابع از ابوالفتح خان در مقام یکی از رؤسای [[ایل بختیاری]] یاد کرده‌اند، که به اطاعت از نادر گردن نهاد.
 
نادر شاه نیز او و برخی از بزرگان بختیاری را به مقام یساولی خود برگزید؛ آنگاه حدود ۳۰۰۰ نفر از بختیاری‌ها را به سرکردگی ابوالفتح‌خان، کاید علی صالح و علی مردان خان، به [[خراسان]] کوچاند و در منطقه جام سکنی داد.<ref>مروی، ۱/۲۴۳-۲۴۵،۲۲۴۳–۲۴۵،۲/۴۷۷</ref>
 
پس از قتل نادر در ۱۱۶۰ق/۱۷۴۷م [[عادل شاه]] به حکومت نشست، اما برادر کهترش [[ابراهیم شاه]] که حکومت ایالات مرکزی [[ایران]] را بر عهده گرفته بود، با پادشاه جدید به کشمکش برخاست. وی هنگامی که روانه [[آذربایجان]] شد، ابوالفتح‌خان را که در آن زمان سمت [[بیگلربیگی]] [[مرو (شهر)|مرو شاه‌جان]] را بر عهده داشت، به حکومت [[اصفهان]]، ، [[کاشان]]، برگماشت.<ref>گلستانه، ۱۴۵، ۱۴۶، رستم‌الحکما،۲۴۵رستم‌الحکما، ۲۴۵</ref>
 
دیری نگذشت که [[شاهرخ میرزا]]، نواده نادر در ۱۱۶۱ ق در [[مشهد]] بر تخت سلطنت نشست و [[ابراهیم شاه]] و [[عادل شاه]]، هر دو مدعی حکومت را به قتل رساند.
 
در این دوران پر آشوب مردم اصفهان پیرامون ابوالفتح خان که قدرت و شوکتی بسیار یافته بود، گرد آمدند و از او استقبال کردند.<ref>رستم‌الحکما، همانجاهمان‌جا</ref> و [[شاهرخ میرزا]] نیز حکومت ابوالفتح خان را بر اصفهان تأیید کرد.<ref>گلستانه، ۱۴۶؛نامی،۱۴۶؛ نامی، ۱۲</ref>
 
در این زمان به سبب همکاری ابوالفتح خان با کسانی چون معیرخان ([[معیرالممالک]])، وزیر سابق نادر، دراصفهان، برخلاف شهرهای دیگر، صلح و آرامش حکم‌فرما بود. اما علی مردان خان رئیس ایل [[چهارلنگ|بختیاری]] که نواحی بختیاری تا [[خوزستان]] و لرستان وکرمانشاه را تسخیر کرده بود و داعیه سلطنت داشت،<ref>بامداد،۱بامداد، ۱/۴۳</ref> نیز برای تسخیر مناطق مرکزی ایران، برآن شد تا به اصفهان هجوم برد.<ref>نامی، ۱۲-۱۳۱۲–۱۳</ref> وی در نزدیکی این شهر اردو زد و نهانی با برخی از رجال این شهر چون [[معیرالممالک]] ارتباط یافت.<ref>بازن، بازن،۶۸ ۶۸</ref>
 
از سوی دیگر سلیم خان افشار که از سوی [[شاهرخ میرزا]] به حکومت اصفهان منصوب شده بود، در رأس سپاهی به این شهر آمد و به ابوالفتح خان پیوست.<ref>همانجاهمان‌جا:نامی،۱۳-۱۴نامی، ۱۳–۱۴</ref>
 
ابوالفتح خان و سلیم خان افشار در ناحیه [[مورچه خورت]]، در نزدیکی اصفهان، [[علی مردان خان]] را شکست داده و به [[گلپایگان]] عقب راندند. آنگاه علی مردان خان با کریم خان زند متحد و این دو در ۱۱۶۳ ق با ۲۰ هزار سپاهی، به اصفهان حمله کردند.<ref> گلستانه (ص۱۶۹-۱۷۱ص۱۶۹–۱۷۱)</ref>
 
در سال ۱۱۶۴ق علی مردان خان پنهانی برخی از فرماندهان سپاه ابوالفتح خان را با خود همراه کرد و به اتفاق کریم خان، سپاه ابوالفتح خان و نیروهای مدافع اصفهان را در کنار این شهر، سخت شکست داد و آنان را به داخل اصفهان عقب راند. دیری نپایید که شهر نیز به دست مهاجمان افتاد.<ref>همو، ۴۵۳؛ نامی، ۱۳-۱۵؛۱۳–۱۵؛ رستم‌الحکما، ۲۴۸-۲۴۹؛میرزا۲۴۸–۲۴۹؛ میرزا محمد رضی، گ۳۹۷، الف</ref>
 
ابوالفتح خان با وساطت یکی از خوانین زند مورد عفو علیمردان خان قرار گرفت.<ref>گلستانه،۱۷۲گلستانه، ۱۷۲</ref> گرچه علی مردان خان اداره شهر را در دست گرفت، اما به خوبی دریافت که بدون همکاری ابوالفتح خان که از پشتیبانی طرفداران حکومت [[صفویان|صفوی]] و نیز طرفداران شاهرخ برخوردار بود، نمی‌تواند شهر را در تصرف خود داشته باشد. از این روی علی مردان خان و ابوالفتح خان به اتفاق کریم خان زند، یکی از نوادگان [[شاه سلطان حسین صفوی]] را با نام [[شاه اسماعیل سوم]] بر تخت سلطنت نشاندند و خطبه به نام او خواندند، پس از آن خود اداره امور را در دست گرفتند.
 
بدین ترتیب که [[علی مردان خان]] در سمت وکیل‌الدوله، نایب‌السلطنه شاه جوان شد، [[کریم خان زند]] به فرماندهی کل سپاه و ابوالفتح خان نیز همچنان در منصب پیشین خود، حکومت اصفهان را در دست گرفت. آنان متعهد شدند که در کارها بدون مشورت یکدیگر اقدامی نکنند.<ref>بازن،۷۱-۷۲؛گلستانه،بازن، همانجا؛۷۱–۷۲؛ گلستانه، همان‌جا؛ نامی، ۱۵-۱۶۱۵–۱۶</ref>
 
ابوالفتح خان در مقام حاکم پایتخت از هیچ قدرتی برخوردار نبود و تنها به سبب تأمین خواسته طرفدارانش این منصب به او سپرده شد. از سوی دیگر [[کریم خان زند]] بر آن بود که وی را به عنوان یکی از اعضای سه گانهسه‌گانه حکومت بر سر کار نگاه دارد تا موازنه‌ای به زیان علی مردان خان، در میان [[طوایف ایل بختیاری|طوایف بختیاری]] به وجود آورد، به هر روی هنگامی که کریم خان زند به قصد مطیع ساختن حکام [[کردستان]] و [[همدان]] از [[اصفهان]] خارج شد، علی مردان خان در اصفهان بخاطر اختلافاتی که با ابوالفتح خان پیدا کرد، ابوالفتح خان را دستگیر کرد و به قتل رساند.<ref>نامی،۱۷؛بامداد،۱نامی، ۱۷؛ بامداد، ۱/۴۴؛نیز۴۴؛ نیز نکـ:پری،۳۷پری، ۳۷</ref>
 
سرانجام کریم خان ظاهراً به انتقام قتل ابوالفتح خان در نبردهایی علی مردان خان را شکست داد.
* پری، جان‌ر، کریم خان زند، ترجمه علی محمد ساکی، تهران ۱۳۶۵،
* عبدالرزاق بیک، تجربة الاحرار و تسلیةالاحرار، به کوشش حسن قاضی طباطبائی، تبریز، ۱۳۵۰
* رستم‌الحکما، محمد هاشم آصف، رستم‌التواریخ، به کوشش محمد مشیری، تهران،۱۳۴۸تهران، ۱۳۴۸
* ساکی، علی محمد، تعلیقات بر کریم خان زند
* گلستانه، ابوالحسن بن محمد امین، مجمل‌التواریخ، به کوشش محمد تقی مدرس رضوی، تهران، ۱۳۴۴
* مروی، محمدکاظم، عالم آرای نادری، به کوشش محمد امین ریاحی، تهران. ۱۳۶۴
* میرزامحمد رضی، زینه‌التواریخ، نسخه خطی آستان قدس، شم۴۷۹۸
* نامی، میرزا محمد صادق، تاریخ گیتی گشا، به کوشش سعید نفیسی، تهران. ۱۳۶۳