باز کردن منو اصلی

تغییرات

[[پرونده:ElezioneBrunate.jpg|بندانگشتی|220 px|[[انتخابات]] [[پارلمان اروپا]] در [[ایتالیا]] و پوستری که فهرست احزاب نامزد را نمایش می‌دهد.]]
 
'''حزب''' در سیاست سازمانی سیاسی است که به دنبال تأثیرگذاری در [[حکومت]] است، این تأثیرگذاری معمولاً از طریق نامزد کردن کسانی با دیدگاه‌هایی همسو با حزب برای کسب مسئولیت‌ها و مناصب سیاسی صورت می‌پذیرد.<ref>{{cite book|last=Mc Donald|first=Neil|title=The Study of Political Parties|year=1963|location=New York}}</ref> احزاب در فعالیت‌هایی نظیر [[کارزار سیاسی|کارزارهای انتخاباتی]]، پژوهش‌های آموزشی و یا اعتراض‌های سیاسی مشارکت می‌جویند. احزاب معمولاً به دنبال به کار بستن ایدئولوژی خاص یا دیدگاهی مشخص هستند که با اهدافی معین در ساختار و برنامه هایشان ذکر شده است و باعث پدیدآیی افرادی با اهداف یکسان حول محور حزب می‌شود.
 
== ساختار ==
مسائلی از قبیل تشکیل یک حزب، اعلام عضویت در آن و برگزاری [[کارزار انتخاباتی]] برای نامزدهای یک حزب سیاسی، همه و همه ارزش‌هایی سیاسی هستند که در یک [[لیبرال دموکراسی]] باید محترم شمرده شده و مورد اعمال قرار گیرند. نظام یک حزب ممکن است مقرر دارد که در سرکوبی احزاب مخالف سخت گیری‌های شدیدی صورت پذیرد، کما این که چنین چیزی در یک دولت [[تمامیت‌خواهی|تمامیت خواه]] امری عادی به حساب می‌آید، یا ممکن است به این صورت باشد که فقط احزاب خاصی که نظریات و دیدگاه‌هایی کاملاً مخالف ایدئولوژی عام دولت دارند مورد تنبیه و سرکوب قرار گیرند.
 
گذشته از این، در مواردی که احزاب خیلی راست، خیلی چپ و یا منطقه‌ای در سطح [[مجلس ملی]] وجود داشته باشند، همان‌طور که در [[اتحادیه اروپا]] به این شکل است، جریان اصلی احزاب سیاسی ممکن است دست به تشکیل یک قرنطینه بزنند که در آن سیاست‌هایی اعمال شود که منجر به منزوی کردن احزاب مخالف شده و کاری کند که دیدگاه‌های آنان در [[مجلس قانون گذاری]] ضد نظام تلقی شده و توسط دولت قابل پذیرش نباشد. با این وجود این فضای قرنطینه‌ای در دو دهه گذشته در کشورهایی که به دموکراسی‌های چند حزبی پای بندند به شدت ممنوع شده است چرا که باعث می‌شود عده‌ای از احزاب نتوانند به گونه‌ای برابر در انتخابات مشارکت جسته و احتمالاً برنده آن باشند، جدا از این که خود این امر باعث افزایش بی میلی این احزاب منزوی برای مشارکت جستن در دولت شده و در این صورت دولت دیگر نمی‌تواند نمادی از جمع آرای ملت یا حداقل پتانسیل احتمالی آن باشد.<ref>McDonnell and Newell (2011) 'Outsider Parties'</ref>
 
در نیمه دوم قرن بیستم دموکراسی‌های مدرن شروع به معرفی قواعدی برای به جریان افتادن منابع مالی احزاب کردند، برای مثال می‌توان به انتخابات قانون [[کانادا]] در سال ۱۹۷۶، انتخابات پی.پی.آر. ای در [[انگلستان]] و انتخابات اف.ای.سی. ای در [[ایالات متحده]] اشاره کرد که همگی در این راستا برگزار شدند. چنین نظام‌هایی گونه‌های مختلفی از مقررات را برای نقل و انتقال منابع مالی و هزینه کردن آنها فراهم آوردند؛ به علاوه محدودیت‌ها و موانعی مشخصی را بر سر راه بعضی از فعالیت‌های عمومی احزاب سیاسی، مانند کارزارهای انتخاباتی، قرار دادند.
چنین فعالیتی که از آن‌ها با نام تأثیر نامشخص یاد می‌شود باعث این شد تا تقاضایی ایجاد شود که میزان این کمک‌های مالی محدود و معین شود و از یک میزانی بالاتر کسی حق کمک مالی نداشته باشد. پس همان‌طور که هزینه‌های انتخاباتی شدت می‌یافت، تقاضا برای تأمین منابع مالی حزب نیز افزایش یافت. در انگلستان بعضی از سیاستمداران از این ایده حمایت کردند که احزاب باید به وسیله دولت تأمین مالی شوند؛ پیشنهادی که این نوید را می‌داد که دولت به فعالیت‌ها و بحث‌های جالبی که در کارزار انتخاباتی در کشور می‌شود کمک مالی کرده و هزینه آن‌ها را تأمین کند. (در سال ۱۸۸۳)
 
در بسیاری از دموکراسی‌های دیگر چنین کمک‌های دولتی (چه به صورت کلی و یا تنها برای کارزارهای انتخاباتی) دهه‌ها پیش پایه‌گذاری شده‌اند. تأمین منابع مالی توسط دولت برای احزاب و نامزدها (در زمان انتخابات و دیگر مواقع) موارد متعددی داشته و به شدت رایج است. [[آلمان]]، [[سوئد]]، [[اسرائیل]]، [[کانادا]]، [[اتریش]] و [[اسپانیا]] مواردی از این دست هستند، گرچه کانادا عملاً تأمین منابع مالی برای احزاب توسط دولت را از سال ۲۰۱۰ برداشته است. از کشورهای دیگری که به تازگی در این زمینه گام برداشته‌اند می‌توان از [[فرانسه]]، [[ژاپن]]، [[مکزیک]]، [[هلند]] و [[لهستان]] یاد کرد.<ref>For details you may want to consult specific articles on [[Campaign finance in the United States]], [[Federal political financing in Canada]], [[Party finance in Germany]], [[Political donations in Australia]], [[Political finance]], [[Political funding in Japan]], [[Political funding in the United Kingdom]].</ref>
 
دو دسته‌بندی عمده در تأمین منابع مالی وجود دارد؛ '''مستقیم'''، که یعنی انتقال مستقیم پول به حزب، و '''غیر مستقیم'''، که شامل زمان تبلیغات و برنامه‌های تلویزیونی در رسانه‌های دولتی، خدمات پستی و کالایی می‌باشد. بر طبق آمار مقایسه‌ای که توسط شبکه دانش انتخاباتی ای سی ای ارائه شده است، در بررسی بیش از صد و هشتاد کشور، ۲۵ درصد کشورها هیچ تأمین مالی مستقیم یا غیر مستقیمی را انجام نمی‌دهند، ۵۸ درصد فراهم آورنده کمک‌های مالی مستقیم هستند و ۶۰ درصد کشورها کمک‌های غیر مستقیم اعطا می‌کنند.<ref>[http://aceproject.org/epic-en/CDMap?question=PC12 ACEproject.org] ACE Electoral Knowledge Network: Comparative Data: Political Parties and Candidates</ref> همان‌طور که از این اطلاعات مشخص است بعضی از کشورها به احزاب سیاسی خود هم کمک‌های مستقیم و هم غیر مستقیم را ارائه می‌دهند. کمک‌های دولتی ممکن است به تمام احزاب یکسان داده شده و یا بسته نتایج کارزارهای قبلی یا تعداد نامزدهای شرکت کننده در انتخابات متفاوت باشد.<ref>[http://aceproject.org/epic-en/CDMap?question=PC15 ACEproject.org] ACE Electoral Knowledge Network: Comparative Data: Political Parties and Candidates</ref> متعاقباً احزاب نیز متکی به مخلوطی از کمک‌های مالی دولتی و بخش خصوصی هستند و باید منابع مالی خویش را به دقت و با جزئیات به هیئت اجرایی انتخابات ارائه کنند.<ref>[http://aceproject.org/ace-en/focus/core/crb/crb05/?searchterm=party%20funding ACEproject.org] ACE Encyclopaedia: Public funding of political parties</ref>
 
تأمین منابع مالی همچنین می‌تواند از طریق کمک‌های خارجی (دولت خارجی) فراهم شود. یاری رسانان بین‌المللی برای احزاب سیاسی در [[کشورهای در حال توسعه]] منابع مالی فراهم می‌کنند تا وسیله‌ای باشد برای ارتقای دموکراسی و پدیدآیی یک دولت خوب در آن کشور.<ref name=ODI /> این حمایت می‌تواند صرفاً مالی باشد یا به طرق دیگر باعث افزایش ظرفیت توسعه قرار بگیرد با فعالیت‌هایی نظیر بهبود بخشیدن به مرامنامه حزب، اساسنامه حزب و مهارت‌های کارزاری.<ref name=ODI /> بهبود ارتباط میان احزابی که از نظر ایدئولوژیکی با هم یکسو هستند نیز راه رایج دیگری برای حمایت‌های بین‌المللی است.<ref name=ODI /> گهگاه این حمایت‌ها می‌تواند حمایت مستقیم سیاسی از یک حزب سیاسی باشد، نظیر کمک و حمایتی که دولت ایالات متحده از حزب گرجی در [[گرجستان]] در انقلاب رز کرد. یاری رسانان غیردولتی بر پایه کمک‌های بیشتر بی طرفانه عمل می‌کنند، و به این شکل چند یاری دهنده با کمک یکسان به تمام احزاب یک کشور سعی در بهبود وضعیت دموکراتیک آن کشور دارند.<ref name=ODI /> از دیگر اقداماتی که توسط یاری رسانان به کشورهای در حال توسعه برای پدیدآیی یک دولت خوب و بهبود وضعیت دموکراسی انجام می‌پذیرد می‌توان به گسترش اندیشکده‌هایی در جای جای جهان اشاره کرد که هدفی جز حمایت از گسترش و ایجاد دموکراسی در کل جهان ندارند.<ref name=ODI />
طرح رنگ‌ها در [[سیاست ایالات متحده]] از استانداردهای بین‌المللی منشعب شده است. از سال ۲۰۰۰ رنگ قرمز تبدیل به رنگ جناج راست یا همان حزب جمهوری‌خواه شده و رنگ آبی نشان از جناح چپ یا حزب دموکرات دارد. با این وجود، بر خلاف رنگ احزاب در دیگر کشورها، احزاب آمریکایی خود این رنگ‌ها را انتخاب نکرده‌اند، بلکه این رنگ‌ها در رسانه‌ها در انتخابات سال ۲۰۰۰ و توسط خبرنگاران برای این دو حزب در نظر گرفته شد. قبل از انتخابات سال ۲۰۰۰ در هر [[انتخابات ریاست جمهوری]] رسانه‌ها اعلام می‌کردند که چه رنگی مربوط به کدام نامزد و حزب است. این چرخه تعویض رنگ‌ها تا سال ۲۰۰۰ ادامه یافت تا این که رنگ‌های مطرح شده در این انتخابات مورد قبول و توجه عام واقع شد و برای عدم بروز سردرگمی دیگر این رنگ‌ها برای همیشه برای این احزاب در نظر گرفته می‌شوند.<ref>{{citation |publisher =Washington Post | title= Elephants Are Red, Donkeys Are Blue | url=http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/articles/A17079-2004Nov1.html |first=Paul |last=Farhi |date=2004-11-02}}</ref>
 
نماد احزاب سوسیالیستی عموماً مشتی است که یک رز را دربر گرفته است. احزاب کمونیست عموماً از چکش استفاده می‌کنند تا نمایان گر کارگران باشد و یا از داس برای نشان دادن کشاورزان بهره می‌جویند و یا این که هر دوی چکش و داس را برای اشاره به هر دوی کارگران و کشاورزان در نمادهای خویش به کار می‌برند.
 
سمبل و نماد نازیسم صلیب شکسته است که ریشه در دوران باستان دارد و در طول زمان همیشه توسط گروه‌هایی که به تفوق نژادی و نژادپرستی معتقد بوده‌اند، مورد استفاده قرار می‌گرفته است.
دانشمند فرانسوی علم سیاست، [[موریس دوررزه]]، تمایزی میان احزاب کادری و احزابی با اعضای بسیار قائل می‌شود. احزاب کادری نخبگان سیاسی هستند که دغدغه پیروزی در انتخابات و تأثیر محدودی بر فضای خارج از خود را دارند، و تنها در کارزارهای انتخاباتی مشغول به کار می‌شوند. اما احزاب بزرگ در صدد جذب و به کار گیری اعضای جدید می‌باشند که به گونه‌ای منبع حزب برای تأمین منابع مالی در نظر گرفته می‌شوند و از آنان انتظار می‌رود در جهت گسترش ایدئولوژی حزب همان‌طور که در انتخابات فعالیت می‌کنند، کوشا باشند. احزاب سوسیالیست نمونه‌ای از این نوع احزاب هستند در حالیکه [[حزب محافظه کار بریتانیا]] و اتحادیه مسحیان دموکرات آلمان نمونه‌هایی از احزاب کادری می‌باشند. در ایالات متحده که هر دوی احزاب اصلی احزاب کادری تلقی می‌شوند، رقابت در دوره انتخابات قبل از این که به عرصه عمومی برسد به گونه‌ای درون حزبی است و افراد حزب با رقابت در حزب خویش می‌کوشند تا به عنوان نامزد حزب برای انتخابات معرفی شوند.<ref>Ware, ''Political parties'', pp. 65-67</ref>
 
[[کلوس ون بیمه]]، احزاب اروپایی را به نه خانواده دسته‌بندی می‌کند، که اکثر احزاب در این دسته‌ها جای می‌گیرند. او توانست هفت دسته از این دسته‌ها را از چپ تا راست مرتب کند: [[کمونیست]]، [[سوسیالیست]]، [[حزب سبز|سبز]]، [[لیبرال]]، [[دموکرات مسیحی]]، [[محافظه کار]] و [[لیبرتارین]]. جایگاه دو نوع دیگر که احزاب منطقه‌ای و قومی هستند، متفاوت می‌باشد.<ref>>Ware, ''Political parties'', p. 22</ref>
 
== پانویس ==
 
{{حقوق}}
 
[[رده:انتخابات]]
[[رده:جامعه‌شناسی سیاسی]]