تفاوت میان نسخه‌های «مردم آمارد»

جز (تمیزکاری با ویرایشگر خودکار فارسی)
* یحیی ذکاء در «کاروند کسروی» آورده‌است: آما، آماردان یا ماردان، در زمان لشکرکشی اسکندر مقدونی به ایران، این تیره در مازندران نشیمن می‌داشتند و آن هنگام هنوز قبایل [[تپوران]] به آنجا نیامده بودند، ولی سپس چنانکه از گفته‌های [[استرابون]] پیداست در [[آذربایجان]] و [[ارمنستان]] و [[پارس]] و دیگر جاها پراکنده شدند.<ref>ایران باستان [[مادها]] و [[آمردها]]</ref>
 
مرزهای چهارگونه سرزمین مردها بدین‌گونه بود، از مشرق به مرز [[هیرکانه]]<ref>ورگانا، هیرگانا، [[گرگان]]</ref> و قسمتی به [[پارت]]، [[خراسان]]، از شمال به دریاچه[[کاسپین]]<ref>دراکسپین، کاسو، کازاک (قزّاق)</ref> و از مغرب تا آن دست [[لنکران]]<ref>یا [[قفقاز]]</ref> و از جنوب شرقی به کومیسین<ref>قومس، [[دامغان]]</ref> و از جنوب [[ری]]<ref>رکا، رک، رغه</ref> و جنوب غربی به کسپین<ref>[[قزوین|Qazvin]]</ref> و سرزمین [[مدی]] مرز مشترک داشت. «وی در جای دیگر می‌نویسد: در حدود چهار هراز سال پیش از میلاد انبوهی از مردم [[هندواروپایی]] در مسیر مهاجرت خود به سمت [[هندوکش]] و دسته‌ای به سوی [[فلات ایران]] سرازیر و چون از خاک [[گرگان]]<ref>ورکانا</ref> گذشتند و به سرزمین [[مَردها]] رسیدند، منطقه را سبز و خرم یافته، رحل اقامت افکندند؛ آنان میزبانان را دوا، بربر و تور نامیدند». در این مختصر مجال نقد و بررسی موارد مذکور نیست. عقب‌مانده بودن تپورها و آماردها نسبت به آریایی‌های مهاجر و یا القاب دوا، تور و بربر، هم از نظر زبانشناسی و هم از نظر تاریخی جای تامل و نقد دارد.
* [[پورداود]] نوشته‌است: «آمیانوس Ammianus در حدود سال ۳۶۰ میلادی کتاب خود را نوشت: وی و چند تن دیگر در طی جغرافیا و تاریخ روزگار هخامنشی و [[اسکندر]] و [[سلوکیه]] و [[اشکانیان]] و [[ساسانیان]] از قومی به نام [[مردوی]] Mardoi یا آمردی Amardoi یاد می‌کنند که در سواحل [[دریای خزر]] می‌زیستند و تیره‌ای از همین مردم در [[آسیای مرکزی]]، نزدیکی [[مرو]] رود جیحون (آمویه) بسر می‌بردند.»