باز کردن منو اصلی

تغییرات

== سالهای پایانی زندگی ==
در سالهای پایانی زندگی و به مرور زمان خلاقیت و توان نویسندگی مارکز رو به کاهش گذاشت. او برای نوشتن کتاب خاطرات روسپیان غمگین من، چاپ ۲۰۰۴ حدود ده سال وقت صرف کرد. در ژانویه ۲۰۰۶ اعلام کرد که دیگر تمایل به نوشتن را از دست داده‌است. میراث او مجموعه بزرگی از کتابهای داستانی و غیرداستانی است که با پیوند دادن افسانه و تاریخ در آن هر چیز ممکن و باورکردنی می‌نماید.
تمام داستانهای وی به نثری نوشته شده‌اند که از نظر رنگارنگی و جاذبه غریبشان فقط می‌توان آنها را با کارناوالهای آمریکای جنوبی مقایسه کرد.<ref name="گابریل گارسیا مارکز؛ زندگی و کتابها">[http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/04/140405_l41_marquez_obituary.shtml گابریل گارسیا مارکز؛ زندگی و کتابها] بی‌بی‌سی فارسی</ref> آخرین اثری که از او منتشر شد، کتابی است به عنوان «نیامدم که سخنرانی کنم»، که ۲۲ سخنرانی او را که به مناسبت‌های گوناگون در سراسر جهان ایراد کرده، در بر می‌گیرد.
 
پزشکان در سال ۲۰۱۲ اعلام کردند که مارکز به بیماری [[آلزایمر]] مبتلا شده‌است.<ref>[http://avinyfilm.ir/main/index.php?Page=definition&UID=1971603 فرشتهٔ فراموشی دور سر گارسیا مارکز<!-- عنوان تصحیح شده توسط ربات -->]</ref><ref>[http://www.elpais.com.uy/120611/ultmo-645817/ultimomomento/gabriel-garcia-marquez-padeceria-alzheimer/ Gabriel García Márquez padecería Alzheimer - Diario EL PAIS - Montevideo - Uruguay<!-- عنوان تصحیح شده توسط ربات -->]</ref>
از آثار مارکز به خاطر نثر غنی آن در منتقل کردن تخیلات سرشار نویسنده به خواننده ستایش شده‌است. اما برخی از منتقدان، آثار او را اغراقی آگاهانه و توسل به افسانه و [[فراطبیعی|ماوراء طبیعت]] برای گریز از ناآرامی و خشونت‌های جاری در کلمبیای آن دوران می‌دانند.
 
ناآرامی و خشونت‌های سیاسی، خانواده به عنوان یک عنصر وحدت بخش، ترکیب آن با شور مذهبی و باور به فراطبیعت روی هم رفته سبک ادبی شاخص مارکز را به هم بافته‌اند. آثار وی نظیر پدرسالار و یا [[ژنرال در هزارتوی خود]] به خوبی تقویت انگیزه‌های سیاسی او در واکنش به تشدید خشونت در کشورش کلمبیا را نشان می‌دهند. او پس از نوشتن مقاله‌ای در مخالفت با دولت کلمبیا به اروپا تبعید شد. وقتی که کتاب غیر داستانی سفر مخفیانه میگل لیتین به شیلی را در سال ۱۹۸۶ نوشت، حکومت دیکتاتوری [[ژنرال پینوشه]] ۱۵ هزار نسخه از آن را در آتش سوزاند. او به نوشتن آثاری که گرایش به [[جناح چپ]] سیاست در آن مشهود بود ادامه داد.
 
او با [[فرانسوا میتران]] رئیس جمهور سوسیالیست [[فرانسه]] در دهه ۱۹۸۰ دوستی نزدیکی داشت و مدتها نیز از دوستان نزدیک و حتی نماینده [[فیدل کاسترو]]، رهبر سابق کوبا، بود. گارسیا مارکز به دلیل دفاع از حکومت فیدل کاسترو که از نگاه گروه کثیری از روشنفکران و نویسندگان به مرور به یک رژیم خودکامه بدل شده بود، وارد بحث‌های تندی شد که یکی از نمونه‌های برجسته آن مجادله اش با [[سوزان سونتاگ]]، نویسنده معروف آمریکایی، بود. به خاطر دفاعش از حکومت کوبا او مدتی حق ورود به آمریکا را نداشت. دولت آمریکا بعدها در این تصمیم خود تجدید نظر کرد و مارکز بارها برای معالجه [[سرطان]] [[غدد لنفاوی]] به [[کالیفرنیا]] سفر کرد.<ref name="گابریل گارسیا مارکز؛ زندگی و کتابها" /> او به مداخلات آمریکا در [[ویتنام]] و [[شیلی]] انتقاد کرده بود. به‌رغم این انتقادها [[بیل کلینتون]] و [[فرانسوا میتران]] روسای جمهور پیشین آمریکا و فرانسه از جمله دوستان گابریل گارسیا مارکز بودند.<ref name="واکنش‌ها به مرگ گابریل گارسیا مارکز">[http://www.dw.de/واکنشها-به-مرگ-گابریل-گارسیا-مارکز/a-17578249 واکنش‌ها به مرگ گابریل گارسیا مارکز] دویچه‌وله فارسی</ref>
|[[پاییز پدرسالار]]
|The autumn of the patriarch
|[[اسدالله امرایی]]
|[[اسدالله_امرایی]]
|[[نشر ثالث‏‫]]
|-