تفاوت میان نسخه‌های «محسن پزشکیان»

جز
جز (حذف پیوند تاریخ (سال‌ها و روزهای خورشیدی) با استفاده از AWB)
 
=== نگاهی به شش دفتر مجموعه اشعار محسن پزشکیان ===
نگاهی به آثار او به خوبی، یکپارچگی و یکدستی زبان و تنوع تجارب شعری و تسلط او را بر اصول و مبانی شعر قدیم و جدید نشان می‌دهد و جایگاه او را به عنوان یکی از شاعران پیش گام و برجسته تثبیت می‌کند و در قیاس با بسیاری از شاعران متعهد آن زمان اشعار پزشکیان یک سروگردن بالاتر می‌ایستد.<ref name="نامی بر شیشه‌های سرد" >{{یادکرد وب|نشانی =http://bookcity.org/news-1974.aspx|عنوان = نامی بر شیشه‌های سرد زمستان|ناشر = شهر کتاب |تاریخ =21 تیر 1391}}</ref>
 
پزشکیان، در تجربه کردن و سرک کشیدن‌هایش به آفاق شعر امروز ایران با اشعار برخی شاعران بزرگ معاصر آشنایی و الفت خاصی داشته است و به خصوص در دو دفتر اول کتاب این حالت تجربی مشهود است. چنان‌که از همان شعر آغازین کتاب دل بستهٔ [[سهراب سپهری]] و خیالات نازک اوست. در دفتر دوم گاه گداری نشانه‌هایی از توجه شاعر به زبان و لحن [[مهدی اخوان ثالث]] دیده می‌شود، گرچه بسیار کمرنگ و گذرا.<ref name="نامی بر شیشه‌های سرد" />
در دفتر سوم پزشکیان به تدریج خود را از افسون وزن‌های گوش نواز و پایان بندی‌های تمیز و رعایت دقیق اسلوب‌های نیمایی می‌رهاند و گوشه چشمی نیز به تجارب و آزمون‌های [[فروغ فرخزاد]] در شکست اوزان نیمایی دارد.
شاعر در دفتر پنجم، که حاوی واپسین سروده‌های اوست، از زبان نسبتاً ورز یافته و تثبیت شدهٔ خود در بیان عصیان‌ها و اعتراض‌های اجتماعی بهره برده است. این زبان اما، همچون اغلب شعرهای میانهٔ دههٔ پنجاه در مواردی، سخت وام دار [[احمد شاملو]] است.<ref name="نامی بر شیشه‌های سرد" /> از اقسام شعر، اگر چه پزشکیان به شعر نو نیمایی گرایش بیشتری دار د، چیره‌دستی او در قالب کهن مثل غزل و رباعی، و به ندرت مثنوی و قصیده، یادکردنی است. غزل‌های اولیهٔ شاعر حاکی از علاقهٔ او به مفاهیم تغزلی با عنایت به شیوهٔ سخن سرایی [[سعدی]] است، اما به تدریج گرایش او به مفاهیم اجتماعی عمق و تازگی خاصی به غزل‌های نو کلاسیک او بخشیده است و از این لحاظ و با توجه به جدیت و پیگیری شاعر طی یک دهه فعالیت مستمر شاعری در قالب غزل می‌توان پزشکیان را از کسانی دانست که در دههٔ پنجاه در احیای این قالب سنتی و تلفیق آن با دستاوردهای نو گرایانه همت گمارده‌اند. گو اینکه، به لحاظ انتشار نیافتن شعرهایش در زمان سرایش نمی‌توان برای او نقشی تأثیر گذار قائل شد. البته با توجه به آشنایی شاعر همشهری اش، [[نصرالله مردانی]]، با توجه به شعرهای او به ویژه در حوزهٔ غزل نو می‌توان گفت پزشکیان به طور غیرمستقیم در احیای قالب غزل در دههٔ شصت نقش داشته و تجربه‌های او از طریق مردانی به نسل بعد، که نسل اول انقلاب بودند، منتقل شده است.<ref name="نامی بر شیشه‌های سرد" /><ref>{{یادکرد وب|نشانی =http://www.kazeroonnema.ir/fa/news/2232/اندرباب-هزارسالگی-شعر-کازرون|عنوان = اندرباب هزارسالگی شعر کازرون|ناشر = جستاری در ادبیات و اندیشه |تاریخ =19 تیر 1388}}</ref>
 
زبان پزشکیان در غزل‌هایش زبانی تراش خورده و پر انرژی است. غزل‌های اولیهٔ شاعر، در دفتر اول و دوم، رنگ و بویی رمانتیک و شخصی دارد، با اوزانی نرم و نسیم گونه اما، به مرور (از نیمه‌های دفتر دوم)، صبغهٔ اجتماعی غزلهای او روشن‌تر و پر رنگ تر می‌شود. غیر از غزل، بیشترین گرایش شعری پزشکیان در قالب‌های قدیم و رباعی و دوبیتی است. البته، رباعیات و دوبیتی‌های او، به رغم شور و فروزندگی شاعرانه‌ای که دارند، همپای غزل‌های او نیستند؛ ولی از کنار کوشش‌های شاعر در احیای این دو قالب کهن نباید بی اعتنا گذشت و نام پزشکیان را باید در زمرهٔ آن دسته از شاعران نو پرداز معاصر یاد کرد که سعی در دمیدن روحی تازه در پیکر فرسودهٔ شعر کهن فارسی داشته‌اند.
حرکتی که با رباعیات [[سیاوش کسرایی]] آغاز شد در رباعیات [[منصور اوجی]] تثبیت شد و با رباعیات شاعران دورهٔ انقلاب همچون [[سید حسن حسینی]] و [[قیصر امین پور]]، در نیمهٔ نخست دههٔ شصت، به اوج خود رسید.<ref name="نامی بر شیشه‌های سرد" />
 
در سرتاسر پنج دفتر شعر محسن پزشکیان، رویکرد شاعر به واژگان بومی و استخدام آنها در شعرهای نو به خوبی نمایان است، حال و هوایی که یادآور شعرهای جنوبی [[منوچهر آتشی]] نیز هست. اقامت شاعر در بوشهر، زادگاه آتشی، مُهر تأییدی پای آشنایی نزدیک او با فضای شعرهای آتشی می‌گذارد.
 
=== سانحه رانندگی ===
پزشکیان آنقدر عمر کرده که ثمرهٔ تلاش‌های ملت ایران را در نظام فکری و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی کشور در بهمن سال ۱۳۵۷ نظاره گر باشد، اما فرصت نیافت که سرنوشت آن را دنبال کند وی در سال ۱۳۵۸ در سن ۳۲ سالگی در سانحه رانندگی کشته شد.<ref name="نامی بر شیشه‌های سرد" /><ref>{{یادکرد وب|نشانی =http://www.sherane.ir/index.php/component/content/article/98-news/667-2012-07-17-10-08-20.html|عنوان = داماد شهر زخم - گزارش نقد شش دفتر محسن پزشکیان در نشست شهر کتاب|ناشر = وبسایت شعرانه |تاریخ =21 تیر 1391}}</ref>
 
== شهرت ==
وی به سه دلیل تا سه دهه بعد از فوتش ناشناخته ماند:<ref name="انتشار دیوان">{{یادکرد وب|نشانی = http://www.persianacademy.ir/fa/X280890.aspx|عنوان = انتشار دیوان پزشکیان|ناشر = فرهنگستان زبان و ادب فارسی|تاریخ =۱۳۹۰/۸/۲۸}}</ref>
* کم کیفیت بودن نوارهای ضبط شده از او
* فعالیت‌های سیاسی اش در ۱۰ سال قبل از [[انقلاب اسلامی ایران]] و مرگ زودرسش پس از پیروزی انقلاب که فرصت چاپ دفاتر شعر و آثار هنری اش را از او گرفت.<ref name="انتشار دیوان" />
* وفاداری اش به سبک محلّی<ref>{{یادکرد وب|نشانی = http://shahrestanadab.com/Default.aspx?1 |عنوان = بومی‌سروده‌های پزشکیان فراموش نمی‌شود|ناشر = شهرستان ادب|تاریخ =06 تیر 1392}}</ref>
 
 
== نمایشگاه طرح ==
در اسفند ماه سال ۱۳۵۲ محسن پزشکیان یک برگ دیگر رو کرد و طرح‌ها و [[نقاشی]]هایش را در یک [[نمایشگاه]] در سالن دانشکده ادبیات [[دانشگاه تهران]] به نمایش گذاشت؛<ref name="shahrestanadab.com" /> طرح‌هایی به‌غایت ظریف و در عین حال ساده. خیلی‌ها بعدها همین نمایشگاه را از دلایل اصلی دستگیری او توسط [[ساواک]] برشمردند. طرح‌هایی ساده با خطوطی قوی، محکم و درونمایه‌ای کاملاً سیاسی، مخازن [[نفت]]، دکل‌های حفاری و آدمی که به آن‌ها تکیه داده و دستش را مثل گداهای کنار خیابان به امید سکه‌ای دراز کرده است؛ به‌طوری که دست، از دور دست بزرگ‌نمایی و نقطه دید موضوع شده است. یا عده‌ای که تابوتی را حمل می‌کنند که در آن خورشید مرده همچنان نور می‌افشاند یا درختی که به‌جای میوه از آن بلندگوهای تبلیغاتی حکومت روییده‌اند. یا یک خیابان طولانی را تصویر کرده بود با تیرهای چراغ برق که بر بالای این تیرها به‌جای لامپ، خنجر بود که می‌درخشید. در [http://shahrestanadab.com/Portals/0/Images/Content-Images/1_PTDC0007.JPG بروشور نمایشگاه] محسن پزشکیان چنین نوشته است:
 
"شاید ابراز وجودی از سر تفنن و و شاید تکاندن بالی به اشتیاق پروازی دور و بلند و آزاد، هر چه حسابش کنید. اما انکار نباید کرد که هر حرکتی هرچند ناچیز نشتری‌ست بر دمل چرکی سکون و آنکه می‌داند و می‌ماند خار پای رهروانست و سزاوار نفرین.
=== دستگیری توسط [[ساواک]] ===
پس از صیادان، و با وجود پایان تحصیل فرامرز طالبی و رفتن او از دانشگاه، محسن پزشکیان نتوانست کار [[تئاتر]] را رها کند. حال خود نمایش‌هایی را به اجرا درمی‌آورد و نقش‌های اصلی آن را نیز خود بر عهده می‌گرفت. هر روز فضا ملتهب‌تر می‌شد و تئاترهای پزشکیان نیز بیشتر رنگ و بوی سیاسی می‌گرفت. دوستانش پس از تماشای هریک از نمایش‌هایش با خود می‌گفتند او امشب دیگر برنمی‌گردد و تحقق این پیش‌بینی زمان زیادی به طول نینجامید. سرانجام یک شب عوامل [[ساواک]] به خانه‌اش ریخته و او را دستگیر کردند. باور بی‌ارتباط بودن پزشکیان با گروه‌های [[چریک]] و [[مبارز]] و اجرای چنین نمایش‌هایی از روی دغدغه‌های شخصی، برای [[ساواک]] آن‌چنان سخت بود که یک سال او را در زندان نگاه داشتند و در طول این مدت حتی از [[شکنجه]] او نیز درنگذشتند.
پزشکیان پس از یکسال [[حبس]] و [[شکنجه]] سرانجام در آذر ۵۳ آزاد شد، اما هیچ‌گاه دست از [[مبارزه]] نکشید.<ref name="guilan-e-ma.ir" /><ref name=" ولی ما جدی بودیم"/>
 
== شعرهای تقدیمی به پزشکیان ==
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:پزشکیان، محسن}}
 
[[رده:آموزگاران اهل ایران]]
[[رده:اهالی کازرون|پزشکیان، محسن]]
[[رده:خاک‌سپاری‌ها در کازرون]]
[[رده:دانش‌آموختگان دانشگاه تهران]]
[[رده:شاعران اهل کازرون]]
[[رده:شاعران فارسی‌زبان اهل ایران|پزشکیان، محسن]]
[[رده:شاعران فارسی‌زبان سده چهاردهم (قمری)]]
[[رده:خاک‌سپاری‌هاشاعران درمرد کازروناهل ایران]]
۴٬۰۶۹٬۲۳۸

ویرایش