تفاوت میان نسخه‌های «سهراب»

برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه متن دارای ویکی‌متن نامتناظر
{{دیگر کاربردها}}
{{ Infobox
| bodystyle =
| bodyclass = vcard
| titlestyle =
| title =
| abovestyle = background: #CD853F
| aboveclass = fn org
| above = سهراب
 
| imagestyle =
| captionstyle =
| image = [[پرونده:Suhrab (The Shahnama of Shah Tahmasp).png|بندانگشتی|وسط|نگاره سهراب در [[شاهنامه تهماسبی]]]]
| caption =
 
| headerstyle = background: #F0E68C
| labelstyle =
| datastyle =
 
| header1 = اطلاعات کلی
 
| label3 = نام کامل
| data3 =
 
| label4 = منصب
| data4 = شاه [[سمنگان در شاهنامه|سمنگان]]
| label5 = لقب
| data5 =
 
| label6 = نام پدر
| data6 = [[رستم]]
 
| label7 = نام مادر
| data7 = [[تهمینه]]
 
 
| header15 =
 
| label16 = تولد
| data16 =
 
| label17 = مرگ
| data17 =
 
| label18 = فرزندان
| data18 =
 
| label19 =
| data19 =
}}
 
[[پرونده:RostamMournsSohrab.jpg|بندانگشتی|260px|زاری کردن رستم بر پیکر سهراب]]
'''سهراب''' در شاهنامه از پشت [[رستم]] و از بطن [[تهمینه]] دختر شاه سمنگان است. وی در [[سمنگان در شاهنامه|سمنگان]] که بخشی از [[توران در شاهنامه|توران]] محسوب می‌شد به دنیا آمد. [[رستم]] پیش از به دنیا آمدن سهراب [[سمنگان در شاهنامه|سمنگان]] را ترک کرد و مهره ای به [[تهمینه]] به عنوان نشان داد. وگفت:اگر فرزند ما دختر بود این مهره را به گیسویش بیند و اگر پسر بود به بازویش ببند.
{{شعر}}
{{ب|به بازوی [[رستم]] یکی مهره بود|که آن مهره اندر جهان شهره بود}}
{{ب|بدو داد و گفتش که این را بدار|اگر دختر آرد تو را روزگار}}
{{ب|بگیر و به گیسوی او بر بدوز|به نیک اخترنیک‌اختر و فال گیتی فروز}}
{{ب|ور ایدونک آید ز اختر پسر|ببندش به بازو نشان پدر}}
{{ب|به بالای [[سام نریمان]] بود|به مردی و خوی کریمان بود}}
 
== سهراب در جوانی و نبرد با رستم ==
زمانی که سهراب ده ساله شد به پیش [[تهمینه]‌‌] آمده و نام پدرش را از مادر می پرسدمی‌پرسد و [[تهمینه]] این گونهاین‌گونه جواب می دهدمی‌دهد:
{{شعر}}
{{ب|بدو گفت مادر که بشنوسخن|بدین شادمان باش و تندی مکن}}
{{ب|تو پور گو‌گو پیلتن رستمی|ز دستان و سامی و از نیرمی}}
{{ب|ازیرا سرت ز آسمان بر تربرتر است|که تخم تو زان نامور گوهر است}}
{{ب|جهان آفرین تا جهان آفرید|سواری چو رستم نیامد پدید}}
{{ب|چو سام نریمان به گیتی نبود|سرش را نیارست گردون به سود}}
{{پایان شعر}}
سهراب پس از آگاهی از اصالت خویش، دریافتن پدرش [[رستم]] تصمیم می‌گیرد ابتدا [[ایران در شاهنامه|ایران]] و سپس [[توران در شاهنامه|توران]] را فتح کرده و پدر خود را بر تخت شاهی هر دو کشور بنشاند. [[افراسیاب]] پادشاه توران پس از اطلاع از نیّت سهراب، او را با سپاهی راهی مرزهای ایران کرد.<ref>افراسیاب قصد داشت بوسیلهٔ پهلوانی چون سهراب ایران را به چنگ آورد.</ref> [[کیکاووس]] پادشاه ایران پس از با خبر شدن از این لشکرکشی، [[رستم]] را برای مقابله با آن به جبههٔ نبرد اعزام می‌کند.
 
در ادامهٔ ماجرا، [[هومان]] و [[بارمان]] که بدستور افراسیاب در معیت سهراب بودند دسیسه نمودند تا این پدر و پسر همدیگر را نشناسند بلکه یکی از آن دو توسط دیگری نابود گردد. سهراب در مبارزهٔ تن به تن با [[رستم]] مهر او در دلش نشست و از او خواست دقیق‌تر خود را معرفی کند و بگوید که [[رستم]] است یا نه. اما [[رستم]] هر بار انکار می‌کند و از شناساندن خود طفره می‌رود.
 
در پیکار اول سهراب بر [[رستم]] چیره می‌شود ولی [[رستم]] با مکر و حیله سهراب را می‌فریبد و می‌گوید: ای جوان مگر تو نمی‌دانی که قانون جنگ این است که تو پس از سه بار پیروزی بر من، می‌توانی مرا بکشی، آنگاه [[رستم]] پس از نیایش به درگاه یزدان از او می‌خواهد تا در غلبه بر پهلوان جوان او را یاری نماید. در پیکار سوم، سهراب از رستم شکست می‌خورد و [[رستم]] بر خلاف قولش امان نمی‌دهد دشنه را کشیده پهلوی سهراب را می‌شکافد.
 
سهراب در حال احتضار می‌گوید: پدر من از تو انتقام خواهد گرفت، [[رستم]] می‌گوید مگر پدر تو کیست؟ می‌گوید [[رستم]] است و [[رستم]] می‌گوید اگر راست می‌گویی یکی از نشانی‌هایت را بگو و سهراب بازو بند را نشان می‌دهد. [[رستم]] افسوس خورده از [[کیکاووس]] در خواست می‌کند که '''نوش‌دارو''' را برای نجات سهراب برساند.<ref>بعد از مرگ سهراب نوش‌دارو ضرب‌المثل گشت</ref>. [[کیکاووس]] که از زنده ماندن سهراب بیم داشت آنقدر در ارسال نوش‌دارو تعلل کرد تا سهراب جان داد.<ref>http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2005/03/050304_pm-rostam-sohrab.shtml</ref>
{{شعر}}
{{ب|غمی بود رستم بیازید چنگ|گرفت آن بر و یال جنگی پلنگ}}
{{ب|خم آورد پشت دلیر جوان|زمانه بیامد نبودش توان}}
{{ب|زدش بر زمین بر به کردار شیر|بدانست کاو هم نماند به زیر}}
{{ب|سبک تیغ تیز از میان بر کشیدبرکشید|بر شیر بیدار دل بر درید}}
{{ب|بپیچید زان پس یکی آه کرد|ز نیک و بد اندیشه کوتاه کرد<ref>شاهنامه. جلد دوم. سهراب، ص ۱۱۱</ref>}}
{{پایان شعر}}
 
== ریشه و مفهوم نام ==
نام سهراب همان کلمهٔ سرخاب است که از sohr به معنای «سرخ» + ab «آب» تشکیل شده و به معنای دارندهٔ آب و رنگ [خون] سرخ است، همچون [[یاقوت]] و [[شراب]].<ref>نامنامهٔ ایرانی، صفحه 313</ref><ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=رستگار فسایی |نام=منصور |کتاب=فرهنگ نام‌های شاهنامه | ناشر=پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی |سال=1379}}</ref>.
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
 
== منابع ==