تفاوت میان نسخه‌های «محمدجواد غروی»

جز
این [[ارث]] را از تمام ما ترک می‌داند (طبق آیات کتاب) و آن را منقسم به منقول و غیرمنقول نمی‌کند.<ref name="ReferenceC">فقه استدلالی در مسائل خلافی، نشر اقبال، ۱۳۷۷، بخش سوم:احکامی چند در تعدیل ثروت</ref>
 
'''۱۲۱2. برده[[نماز داریجمعه]]'''
این مسئلهنماز را موردواجب تأییدعینی می‌داند یعنی به جای نماز ظهر روز [[قرآنجمعه]] یاحتماً باید [[سنتنماز]] نمی‌داند،جمعه بلکهاقامه ثابتشود؛ کرده‌است کهو این عملحکم ضدصریح کرامتخداوند انسانیاست ودر مغایرسوره با احکام کلیجمعه و انسانینیز قرآنسنت می‌باشدقطعیه. ونماز پیامبرعیدین اسلام(فطر تدریجاًو آنقربان) را از جامعه اسلامی که هنوز با عاداتهم جاهلیجزو بودنمازهای حذفواجب نمودمی‌شمرد.<ref name="ToolAutoGenRef3">نماز جمعه یا قیام توحیدی هفته، دفتر نشر جمعه، ۱۳۵۷</ref>
 
'''۱۳۱3. [[نمازمغرب]] جمعهو [[هلال]]'''
این نماز را واجب عینی می‌داند یعنی به جای نماز ظهر روز [[جمعه]] حتماً باید [[نماز]] جمعه اقامه شود؛ و این حکم صریح خداوند است در سوره جمعه و نیز سنت قطعیه. نماز عیدین (فطر و قربان) را هم جزو نمازهای واجب می‌شمرد.<ref name=ToolAutoGenRef3 />
 
'''۱۴. [[مغرب]] و [[هلال]]'''
در موضوع مغرب، زمان فرارسیدن نماز مغرب و [[افطار]] را همان غروب آفتاب می‌داند و قائل به فاصله احتیاطی نیست. غره شهور قمریه را هم طلوع ماه بر کره زمین دانسته قائل به افق و تفکیک کشورها بر حسب مرزهای جغرافیایی نمی‌باشد و اختلاف موجود بین کشورهای اسلامی را یک امر [[سیاسی]] زیان بار می‌داند نه یک مسئله شرعی. زیرا جنبه غالب و عملی در احکام اسلام، ایجاد وحدت بین [[امت]] است نه انتشار تفرقه.<ref>مغرب و هلال، نشر حجت، ۱۳۷۰</ref>
 
'''۱۵۱4. [[بلوغ]] دختران و پسران'''
این موضوع را تابع جغرافیای محیط می‌داند که ربطی به سن آنان ندارد. [[قرآن]] برای [[بلوغ]] دو جنبه قائل است:
''فکری'' و ''جسمی'' که تا هردو در یک شخص پدیدار نگردد مسئولیتی متوجه او نیست و مکلف به انجام حکمی نمی‌باشد. این دو بلوغ علائمی دارد که [[قران]] تعیین می‌نماید. [[بلوغ]] جسمی وقتی است که [[دختر]] و [[پسر]] بتوانند تولید مثل کنند پس [[بلوغ]] دختران به [[حیض]] است و بلوغ پسران به [[احتلام]]. بلوغ فکری نیز منوط است به آزمونی که در مسائل اجتماعی، [[اقتصادی]] و [[اخلاقی]] از دختران و پسران به عمل می‌آید.<ref>رساله بلوغ (ضمیمه کتاب مبانی حقوق در اسلام) نشر جهاد دانشگاهی، ۱۳۷۳</ref>
 
'''۱۶۱5. [[حقوق]] [[زن]]'''
معتقد است خداوند متعال در [[قرآن]] به بیان صریح و نص بلیغ گفته‌است که [[زن]] و [[مرد]] را از یک نفس آفریده‌است و شرط کرامت [[انسان]] (چه مرد، چه زن) را در تقوای او دانسته‌است و هر دو را در [[حقوق]] مادی و معنوی برابر و حتی در برخی موارد [[زن]] را ترجیح داده‌است. بنابرای باید در فهم آیاتی که معنای تقابل و تفاوت درجه بین [[زن]] و [[مرد]] از آن‌ها اسنتباط می‌شود (مثل شهادت شهود) بیشتر دقت و تفحص نموده و حکمتشان را دریافت.<ref>مبانی حقوق در اسلام، نشر جهاد دانشگاهی، ۱۳۷۳، فصل پنجم:حقوق زن و فصل اول:حقوق خانواده</ref>
 
'''۱۷۱6. [[قضا و قدر]]'''
قضا به معنای حکم ازلی ثابت در قانون عالم است و معلولات و اسباب و مسبباتی است که تغییر نمی‌پذیرد؛ و قدرتعین قضا ازلی در اندازه‌ای معین است که در اختیار انسان می‌باشد. به عنوان مثال رب متعال
[[قضا]] نموده که آتش هر چیز قابل سوختنی را بسوزاند، حال اگر این حکم در معرض ظهور واقع شد [[قدر]] است و در اختیار انسان قرار گرفته و هرگاه بخواهد آنرا بکار گیرد مکان و زمان و سایر شروطش را به حکم عقل و شرع معین می‌سازد.
امیرالمؤمنین در پاسخ به شخصی که آیا سیر حکت ما به سوی شام برای جنگ با معاویه به قضا و تقدیر خداوند بود؟، فرمود:مبادا چنین گمان کرده باشی که قضایی لازم و قدری محتوم بوده‌است، خداوند اجرتان را در هر رفت و بازگشتی بزرگ داشته، ولی در هیچ حالتی مجبور یا ناچار نبوده‌اید. اگر چنین باشد ثواب و عقاب باطل می‌شود، وعدهٔ پاداش و کیفر ساقط می‌گردد، همانا خدای سبحان امر به طاعت و عبودیت نموده و به مردم اختیار داده که به خواست خود اوامر او را پیروی کنند.<ref>چند گفتار، نشر نگارش، ۱۳۷۹، گفتار پنجم:قضاوقدر</ref>
 
'''۱۸۱7. [[شفاعت]]'''
به گفته وی در بین برخی از عوام مردم -به غلط- به این معناست که انسان هر گناهی کرده باشد، با سلام کردن و زیارت قبور ائمه هدی و گریستن و عزاداری برای آنها، شفاعت آنها را حاصل و گناهانش بخشیده می‌شود! که نتیجهٔ چنین عقیده‌ای آنست که مردم در ارتکاب معصیت جرات یافته و با اطمینان به [[شفاعت]]، بی پروا به معاصی روی می‌آورند و بدون هیچ خوفی از مواخده الهی مرتکب انوع جرائم می‌گردند.
در واقع شفاعت به معنای مقرون شدن و سنخیت یافتن با قرآن و مطیعین و طیبین است. در حالیکه مسلمین از قرآن و حدیث و هدایت خدا و رسول بهره کافی نبرده‌اند.
برطبق نص صریح آیات الهی در قرآن کریم، شفاعت موقوف به اذن خداست و خدای متعال وقتی اجازه می‌دهد که، کسی که برایش [[شفاعت]] می‌شود با [[پیامبر]] و ائمه سنخیت داشته باشد و اخلاق و اعمالش مورد رضایت خدا باشد، و رضای خدا از بنده جز به سبب اطاعت از اوامر و احتراز از نواهی تحقق نیابد، وگرنه مشمول رحمت و شفاعت نخواهد شد.<ref>چند گفتار، نشر نگارش، ۱۳۷۹، گفتارهشتم:پاسخ به چند سؤال</ref>
 
'''۱۹۱8. [[خمس]]'''
آن را در ارباح [[تجارت]] (سود تجارت) واجب می‌شمارد و یک پنجم آن را، طبق آیه، متعلق به فقراء بنی هاشم می‌داند و معتقد است ارباح مکاسب، امروز، چون رنج تولید را ندارد، همان غنیمت است و باید [[خمس]] آن را در شش موردی که [[قرآن]] تعیین نموده هزینه کرد و ضرورتی ندارد حتماً به علماء و مراجع داده شود، بلکه خود شخص می‌تواند به مصارفی که خداوند تعیین فرموده برساند.<ref name="ReferenceC" />
 
'''۲۰19.[[ولایت فقیه]] و ظن فقیه'''
''مقبوله عمر بن حنظله'' (مورد استناد در موضوع ولایت فقیه) و ''[[حدیث من بلغه ثواب]]'' (مورد استناد در موضوع تقلید و ظن فقیه) را از مجعولات شمرده و این دو را از مهمترین اخبار آحاد منحوله در ایجاد انحراف و کژی در اسلام و شیعه قلمداد کرده است.<ref>فقه استدلالی در مسائل خلافی، نشر اقبال، ۱۳۷۷، بخش چهارم:بحثی در اخبار موضوعه</ref>
 
'''۲۱۲0. حکم قتل [[مرتد]]'''
این حکم در [[قرآن]] نیست و در زمان [[رسول]] [[خدا]] و پس از او که ''رده'' پدید آمدند و مرتدان بسیار گشتند کسی از آن‌ها به حکم پیامبر یا خلفاء دین به قتل نرسید؛ بنابراین [[مرتد]] را نمی‌توان به قتل رساند زیرا خلاف اختیار و آزادی است که خدا به بشر اختیار فرموده است.<ref>فقه استلالی در مسائل خلافی، نشر اقبال، ۱۳۷۷، بخش پنجم: حدود و تعزیرات</ref>
 
'''۲۲۲1. [[جنگ]] ابتدائی'''
[[جنگ]] ابتدائی را مجاز نمی‌شمارد و اثبات می‌کند که جنگ‌های [[پیامبر]]، تماماً، دفاعی بوده و هیچگاه نمی‌توان به منظور [[توسعه]] [[اسلام]]، به سرزمینی هجوم برد.<ref>خورشید معرفت، جلد دوم، کار در اسلام، ۱۳۴۱</ref>
 
'''۲۳۲2. حلال بودن حیوانات [[ذبح]] شده توسط [[اهل کتاب]]'''
با مستند آوردن آیات و احادیث قطعیه الصدور به اثبات این معنی پرداخته که نام و ذکر خدا در ذبح [[حیوان]] آنست که در نیت ذابح، که اصولاً هم قصاب است هم مصرف‌کننده گوشت، این باشد که گوشت حیوان مذبوح در راه خدا و تعالی انسان مصرف شود نه اینکه گوشت را بخورند و پشت سر بت‌ها بدوند و به پای مقاصد آن‌ها جان فشانی کنند. بلکه این توانی را که از [[گوشت]] به دست آورده‌اند در راه رضا و خشنودی حق مصرف نمایند. بنابرای اگر ذابح، مسلمان باشد و به هنگام ذبح هم بارها نام خدا را بر زبا جاری کند، ولی این گوشت در راه حمایت از بت‌ها و ظالمان و جباران مصرف شود یا هر انسانی که از آن قدرت جسمی و ذهنی یافته، دست به معصیت و عصیان و سرپیچی از اوامر و نواهی إلهی بزند، در واقع این حیوان ''ذبح علی النصب'' بوده و گوشتش حرام گشته است.<ref name="ReferenceB" />
 
'''۲۴۲3. زمان یائس شدن زنان'''
برحسب مناطق و اقوام مختلف بین پنجاه تا شصت‌سالگی است که باید بر قاعده استصحاب عمل نمود و میان سیّده و غیرسیّده و قُرَشیَه و غیر آن تفاوتی نیست<ref>{{یادکرد وب | عنوان = زمان یائس شدن زنان | نشانی = http://arbabehekmat.org/fa/excerpt/browse/term/2/post/584 | بازبینی = ۶ آبان ۱۳۹۲}}</ref>
 
'''۲۵۲4. برده داری'''
این مسئله را مورد تأیید [[قرآن]] یا سنّت نمی‌داند، بلکه ثابت کرده است که این عمل ضد کرامت انسانی و مغایر با احکام کلی و انسانی [[قرآن]] می‌باشد و [[پیامبر اسلام]] (ص) تدریجاً آن را از [[جامعه]] اسلامی که هنوز با عادات جاهلی بود حذف نمود.<ref>{{یادکرد وب | عنوان = برده داری | نشانی = http://arbabehekmat.org/fa/excerpt/browse/term/2#!/fa/excerpt/browse/term/2/post/598 | بازبینی = ۶ آبان ۱۳۹۲}}</ref>
 
'''۲۶۲5.[[حکومت]]'''
آن را یک امر دنیایی نه الهی می‌داند که مردم بر اساس همفکری و مشورت و ایجاد هم‌رأیی به تشکیل آن مبادرت می‌کنند و استدلال او این است که کلمة «امر» که جمع آن «امور» است در قرآن به معنای کارهای دنیایی مردم از جمله تشکیل [[دولت]] و [[حکومت]] است.<ref>{{یادکرد وب | عنوان = حکومت | نشانی = http://arbabehekmat.org/fa/excerpt/browse/term/2#!/fa/excerpt/browse/term/2/post/598 | بازبینی = ۶ آبان ۱۳۹۲}}</ref>
 
'''۲۷۲6.[[موسیقی]]'''
قائل به حرمت مطلق نیست و [[موسیقی]] و آلات آن را هم مثل سایر پدیده‌ها دو وجهی می‌داند که هم جنبة منفعت و سودبخشی دارد و هم می‌تواند مضر و آسیب‌رسان باشد مانند چاقو و امثال آن.<ref>{{یادکرد وب | عنوان = حکومت | نشانی = http://www.arbabehekmat.org/fa/excerpt/browse/term/2#!/fa/excerpt/browse/term/2/post/592 | بازبینی = 6 آبان 1392}}</ref>
 
'''۲۸۲7. حلیت انواع [[ماهی]]‌ها'''
طبق آیة «وَ اُحلَّ لَکُم صَیدُ البَحر. هر چه از [[دریا]] صید شود برای شما حلال است»([[مائده]] 96).<ref>{{یادکرد وب | عنوان = حلیت انواع ماهی‌ها | نشانی =http://www.arbabehekmat.org/fa/excerpt/browse/term/2#!/fa/excerpt/browse/term/2/post/590| بازبینی = ۶ آبان ۱۳۹۲}}</ref>
 
۷۱

ویرایش