باز کردن منو اصلی

تغییرات

۵۸ بایت اضافه‌شده ،  ۲ سال پیش
جز
date=۷ روز ۱۰ [[جمادی‌الاولی]] [[۳۶ (قمری)|۳۶]] هجری قمری تقریباً مقارن با ۴ نوامبر ۶۵۶ میلادی، یا روز ۱۵ [[جمادی‌الاولی]]، یا روز ۱۰ جمادی‌الثانی تقریباً مقارن با ۴ دسامبر یا ۱۵ جمادی‌الثانی مقارن با ۹ دسامبر<ref name="Madelungchron">{{پک|Madelung|1997|ک=Succession to Muhammad|زبان=en|ص=xvi}}</ref>|
place=[[بصره]]، [[عراق]]|
result= پیروزی [[علی بن ابیطالب]]|
combatant1=سپاه علی|
combatant2=سپاه جمل|
|commander1=[[علی بن ابی‌طالب]]{{سخ}}[[مالک اشتر]] (جناح راست){{سخ}}[[عمار یاسر]] (جناح چپ){{سخ}}[[محمد حنفیه]] (پرچمدار){{سخ}}[[نعمان بن ربعی انصاری]]{{سخ}}[[جندب بن زهیر]] <ref name="Jafarian-p60" >{{پک|جعفریان|۱۳۸۷|ک= تاریخ و سیره سیاسی امیرمومنان علی بن ابی طالب (ع)|زبان=fa|ص= 60|url=http://library.tebyan.net/fa/Viewer/Pdf/177656/1#31|accessdate=11 January 2017}}</ref>
|commander2=
[[عایشه]]{{سخ}}[[طلحه]] {{کشته‌شده در نبرد}}{{سخ}}[[زبیر بن عوام]] {{کشته‌شده در نبرد}}{{سخ}}[[محمد بن طلحه]]{{سخ}} [[عبدالله بن زبیر]]{{سخ}} [[مروان بن حکم]]<ref name="cgie" />
 
در ابتدای [[خلافت علی بن ابی طالب]]، [[طلحه]] و [[زبیر]] در [[مدینه]] با وی [[بیعت]] نمودند، اما چهار ماه بعد بیعت خود را شکستند و راهی مکه شدند؛ و در آنجا به [[عایشه]]، همسر [[محمد]] [[پیامبر اسلام]]، که از دشمنان علی بود پیوستند و مردم را به خونخواهی [[عثمان]] برانگیختند و با حدود سه هزار نفر به سوی [[بصره]] حرکت کردند. در بصره سپاه عایشه به [[بیت المال]] حمله کردند و محافظان بیت المال را کشتند. همچنین [[عثمان بن حنیف]]، والی منصوب علی، را مجبور کردند که قصر حکومتی را ترک کند و موی سر و ریشش را کندند.
از طرفی هم علی با قوای خود در پی آنان آمد و لشکری از [[کوفه]] به وی پیوست. علی به بصره نزدیک شد و باب مذاکرات با طلحه و زبیر و عایشه را باز کرد. در حالی که، همه در حال حاضر فکر می‌کردند توافق بین طرفین حاصل شده است،شده‌است، جنگ بین دو سپاه ناگهان آغاز گردید. در منابع در مورد آغازگر جنگ روایاتی گوناگون داریم. بر طبق برخی روایات، علی به لشکریانش دستور داد که جنگی را آغاز نکنند، اما پس از آنکه برخی از حامیان علی کشته شدند، وی خود را مستحق دانست که با سپاه جمل وارد جنگ شود.
 
آنچه از این روایات بر می‌آید این است که بنا به سنت [[عرب]]، جنگ بیشتر شامل نبردهای دو نفره و دوئل وار بوده و درگیری گروهی و گسترده در آن به چشم نمی‌خورد. طلحه توسط تیری زخمی شد و سپس در گذشت. زبیر نیز پس از دیدار با علی، با تردید میدان جنگ را ترک نمود. برخی افراد از قبیله [[بنی تمیم]] وی را تعقیب کردند و در جایی خلوت کشتند. مهمترین بخش جنگ، حول شتر و [[هودج]] عایشه در جریان بود و در طی آن بین ۴۰ تا ۲۷۰۰ نفر از محافظان عایشه کشته شدند. نهایتاً، سپاه علی پیروز شد و یاران علی زانوی شتر را قطع کردند و شتر به همراه عایشه به زمین نشست. عایشه بازداشت گردید اما با احترام با وی رفتار شد و علی وی را تحت مراقبت به مدینه فرستاد. او به سپاه شکست خورده جمل امان داد، برخی از سران مخالف همچون [[مروان بن حکم]] را پس از بیعت آزاد نمود و دستور داد که جز اسلحه جنگی، چیزی به غنیمت گرفته نشود و اسرا آزاد شوند. این عمل علی، باعث بروز ناآرامی‌هایی در سپاهش گردید. روبرت گلیو معتقد است که گرچه در مورد فرار و خیانت و حقارت در این جنگ، در منابع اغراق شده اما این دلایل به خوبی نشان دهندهٔ بی‌ثباتی مخالفان علی و حاکی از علت پیروزی آسان وی در این جنگ است.<ref name="Eoi_ali">{{پک|Veccia Vaglieri|1986|ف=ʿAlī b. Abī Ṭālib|ک=EI2|زبان=en|ش=1}}</ref>
 
جنگ جمل در تاریخ و عقاید مسلمانان اهمیت زیادی دارد. این جنگ هم به جهت [[علم کلام|کلامی]] منشأ بسیاری از مباحث میان مذاهب اسلامی، بخصوص از سده دوم و سوم هجری به بعد بوده استبوده‌است و هم به جهت [[فقهی]] مبنای استنباط احکام مربوط به شیوه مواجهه حاکم مسلمان با [[بغی|اهل بغی]] (شورشیان) بوده استبوده‌است. از یک سو، موضوع اعتبار اجتهاد [[صحابه]] و تقدس آنها محل نزاع فرق مسلمان بوده استبوده‌است و از سوی دیگر، مشروعیت جنگ با [[خلیفه]] وقت. [[اهل حدیث]] و اکثریت [[اهل سنت]] که قائل به مقام ویژه مذهبی برای عموم صحابه هستند، کوشیده‌اند تا حوادث این جنگ را به گونه‌ای بازخوانی کنند، که اعتبار صحابه مخدوش نشود. در مقابل، [[شیعه]] از حوادث این جنگ در جهت عدم اعتبار رأی و [[اجتهاد]] صحابه در برابر [[اهل بیت]] بهره جسته استجسته‌است. تاریخ‌نگاری وقایع این جنگ نیز، متأثر از این رویکردهای مذهبی بوده استبوده‌است.
 
== پیش زمینه ==
دورهٔ خلافت [[عثمان]]، سومین [[خلافت راشدین|خلیفه راشدین]] از لحاظ تاریخی به دو دوره شامل دورهٔ شش سالهٔ آرامش ۲۳–۲۹ هجری و دورهٔ آشوب ۳۰–۳۵ هجری تقسیم می‌شود.<ref>{{پک|Levi Della Vida|Khoury|2000|ف=ʿUt̲h̲mān b. ʿAffān|ک=EI2|زبان=en}}</ref> با شروع سال ۳۱ هـ آشوب‌ها و جنب‌وجوش‌ها شروع به نمایان شدن و شدت گرفتن کرد که تا پایان دورهٔ [[خلفای راشدین]] ادامه یافت.<ref name="الوجیز4">محمد قبَّانی (1426 هـ/2006): الوجیز فی الخلافة الراشدة، ص66.</ref> عثمان به [[امویان|بنی‌امیه]] که قوم و خویشش بودند بیش از حد امتیاز می‌داد، به طوری که نفوذ آنان بر وی سبب شد، که با [[صحابه|صحابهٔ]] محمد مانند [[ابوذر غفاری]]، [[عبدالله بن مسعود]] و [[عمار یاسر]] بدرفتاری کند.<ref>{{پک|Madelung|1997|ک=Succession to Muhammad|زبان=en|ص=87–88}}</ref> [[مروان بن حکم]]، عموزادهٔ عثمان، بعد از انتصاب به عنوان مشاور خلیفه، بر وی تسلط یافت. این امر باعث اعتراض بسیاری از صحابهٔ محمد به‌خصوص [[شورای عمر|اعضای شورای انتخاب عثمان]] گردید. بسیاری از آنان به عثمان اعتراض و حمایت خود را از وی قطع کردند.<ref>{{پک|Madelung|1997|ک=Succession to Muhammad|زبان=en|ص=92–107}}</ref> در نهایت، در سال ۳۴ هـ، مردم در برخی از شهرها و مناطق بخصوص [[عراق]] و [[مصر]] علیه عثمان قیام کردند و با کاروان [[حج|حجی]] به مدینه آمدند تا بدین وسیله شورش ضد عثمان آغاز شود.<ref name="الوجیز44">محمد قبَّانی (1426 هـ/2006): الوجیز فی الخلافة الراشدة، ص72.</ref><ref>{{پک|Madelung|1997|ک=Succession to Muhammad|زبان=en|ص=119}}</ref> در ابتدا، عثمان موفق شد رضایت آن‌ها را به‌دست بیاورد، ولی گفته می‌شود وقتی آن‌ها در حال بازگشت به سرزمین‌هایشان بودند، به نامه‌رسان عثمان برخورد کردند و بعد از بازرسیش به نامه‌ای دست یافتند که در آن، عثمان فرماندار [[مصر]] را به کشتنشان فرمان داده بود. به همین دلیل به مدینه بازگشتند و دست به انقلاب ضد وی زدند.<ref name="الوجیز44" /> شورشیان خانهٔ عثمان را محاصره کردند<ref name="الوجیز44" /> و سرانجام به خانهٔ او حمله کردند و در خانه را آتش زدند،<ref name="تاریخ الخلفاء الراشدین245">{{پک|شاکر|ک=التاریخ الإسلامی - ج 3: الخلفاء الراشدون}}</ref> سپس با شمشیر عثمان را در تاریخ ۱۸ ذی‌الحجه سال ۳۵ هـ (۲۰ ژوئن سال ۶۵۶م)، در حالی که ۸۲ سال داشت و از خلافتش ۱۲ سال می‌گذشت، به قتل رساندند.<ref name="تاریخ الخلفاء الراشدین246">[[محمود شاکر (مؤرخ)|محمود شاکر]] (1421 هـ/2000م): التاریخ الإسلامی - ج 3: الخلفاء الراشدون، مرجع سابق، ص242.</ref>
 
به نوشته مادلونگ، بر طبق [[تاریخ‌نگاری دوران اولیه اسلام]]، [[عایشه]] در برانگیختن شورش برضد عثمان نقش فعالی داشت و احتمالاً نخستین کسی بود که در مسجد برضد وی سخنرانی کرد، برای دعوت مردم شهرها به شورش نامه نوشت و از [[صحابه]] ای که مغضوب وی شده بودند، حمایت کرد. البته در زمان محاصره عثمان، نقش خود در برانگیختن شورش و تحریک مسلمانان علیه عثمان را انکار کرد. طلحه جزو رهبران اصلی شورش بود که مردم را برضد عثمان برانگیخت و شورشیان مصری را به محاصره خانه وی ترغیب کرد. او انتظار داشت که خودش جانشین عثمان شود و عایشه نیز حامی وی بود.<ref>{{پک|Madelung|1997|ک=Succession to Muhammad|زبان=en|ص=99-101}}</ref> هرچند برخی منابع بعدی، زبیر را نیز همچون عایشه و طلحه در برانگیختن شورش دخیل می‌دانند، با این حال مادلونگ آن را دور از واقعیت می‌داند و می‌گوید زبیر روابط خوبی با عثمان داشت و از وی حمایت می‌کرد و حتی در زمان محاصره خانه عثمان به وی اطلاع داد که می‌تواند مردانی را برای حمایتش بیاورد و پسرش، [[عبدالله بن زبیر]]، فرمانده مدافعان خانه عثمان بود.<ref>{{پک|Madelung|1997|ک=Succession to Muhammad|زبان=en|ص=103-106}}</ref> [[کائتانی]] معتقد است، که علی عامل اصلی شورش و ذی‌نفع از آن بوده است،بوده‌است، که دست کم برای خلع عثمان، اگر نه قتل وی، دسیسه چینی کرده استکرده‌است. اما چون منابع [[تاریخ‌نگاری دوران اولیه اسلام]] از این مدعا پشتیبانی نمی‌کند، وی [[اهل سنت]] را متهم می‌کند که به نفع [[علویان]] و برضد [[امویان]] منابع را تحریف کرده‌اند. مادلونگ استدلال کائتانی در خصوص برنامه‌ریزی علی برای تصاحب خلافت را رد می‌کند، زیرا در این صورت قطعاً عایشه در چنین شورشی مشارکت نمی‌کرد. اما به گفته وی، مزیت علی در این بود که چون از سوی طبقه حاکم از قبیله [[قریش]] رد شده بود، مردم ولایات وی را به عنوان مرجعی برای طرح شکایاتشان یافته بودند. بدین ترتیب، مخالفان عثمان، بخصوص در [[کوفه]]، به وی گرایش یافتند. هرچند علی از این گرایش مطلع بود، اما شواهدی وجود ندارد که آنان را به سوی مخالفت و شورش هدایت کرده باشد. علی، به خصوص، در مورد پیاده‌سازی احکام [[شریعت]] با عثمان مخالفت داشت، که این امر از آغاز خلافت عثمان در ماجرای [[قصاص]] [[عبیدالله بن عمر]]، قاتل [[هرمزان]]، شروع شد. علی مسامحه عثمان در خصوص اجرای [[حد شرعی]] بر خویشانش، توزیع [[الفی|فیء]] میان امویان و [[بدعت]] در عبادات را برنمی‌تابید. همچنین در برابر بدرفتاری با صحابه محمد، جانب آنها را می‌گرفت.<ref>{{پک|Madelung|1997|ک=Succession to Muhammad|زبان=en|ص=106-109}}</ref> در سال ۳۴ هجری، زمانی که نارضایتی‌ها بالا گرفت، علی به جهت خویشاوندی با عثمان از سوی مخالفان به عنوان میانجی پیشنهاد شد و کوشید تا با اصلاح رویه عثمان، به اختلاف خاتمه دهد. با این حال نفوذ مروان بر عثمان مانع این مقصود شد. در نهایت، زمانی که شورشیان مصری خانه عثمان را محاصره کردند، وی دریافت که نمی‌تواند اوضاع را سامان دهد و از ماجرا کناره گرفت، اما دو پسرش [[حسن مجتبی|حسن]] و [[حسین]] به نگهبانی از خانه عثمان پرداختند.<ref>{{پک|Madelung|1997|ک=Succession to Muhammad|زبان=en|ص=111-113}}</ref>
 
به نوشته [[ویلفرد مادلونگ]] پس از کشته‌شدن عثمان به دست شورشیانی از [[مصر]]، [[کوفه]] و [[بصره]]، نظرها بر علی و [[طلحه]] بود. در میان اهالی مصر، حامیانی برای طلحه وجود داشت. در حالی که بصریان و کوفیان که به مخالفت‌های علی با ظلم و بیداد توجه داشتند و نیز اکثر [[انصار]]، آشکارا تمایل به خلافت علی داشتند و بالاخره حرف آنان به کرسی نشست. در این میان [[مالک اشتر]] که رهبر کوفیان بود، به نظر می‌رسد که نقش اصلی را در تأمین امنیت برای خلیفه‌شدن علی برعهده داشته‌است.<ref>{{پک|Madelung|1997|ک=Succession to Muhammad|زبان=en|ص=141}}</ref> به نوشته [[پوناوالا]] پیش از قتل عثمان، شورشیان بصری طرفدار طلحه و شورشیان کوفی طرفدار [[زبیر]] بودند، اما با قتل عثمان هر دو گروه به علی گرویدند. با قتل عثمان، بنی امیه از مدینه گریختند و کنترل شهر در دست مصریان، [[مهاجرین]] برجسته و انصار قرار گرفت. آنها از علی برای خلافت دعوت کردند و وی پس از چند روز، وی این منصب را پذیرفت.<ref name="ReferenceA" /> در مقابل دیدگاه برخی دیگر از تاریخ پژوهان آن است که انتخاب علی به‌عنوان خلیفهٔ جدید، در جوی انجام گرفت که پر از التهاب و ترس و وحشت بود. [[کائتانی]] معتقد است، این انتخاب بدون موافقت قبلی صحابه نامدار محمد که قطعاً وقایع قتل عثمان را پیش‌بینی می‌کردند، صورت گرفت. [[دلاویدا]] معتقد است که انتخاب علی به‌عنوان خلیفه، به این دلیل نبود که وی و خانواده‌اش جایگاهی بالا داشتند یا به این دلیل که وی وفادار به محمد بوده‌است، بلکه بیشتر به این خاطر بود که انصار دوباره در شهرشان، مدینه، نفوذ خود را بازیافته بودند و وی را حمایت کردند و از طرف دیگر [[بنی‌امیه]] نیز دچار پریشانی و اغتشاش شده بودند. اما دولت نوپای علی از همان بدو تأسیس مورد حملهٔ صحابه‌ای قرار گرفت که به آرزوهایشان نرسیده بودند و نیز مورد حملهٔ [[معاویه]] که تنها والی از بنی‌امیه بود که توانسته بود کنترل مقر امارتش، [[شام]]، را حفظ کند.<ref>{{پک|Levi Della Vida|Khoury|2000|ف=ʿUt̲h̲mān b. ʿAffān|ک=EI2|زبان=en}}</ref> به هر حال منابع متفقند، که طلحه و زبیر جزو اولین بیعت کنندگان بودند، اما بعداً این دو گفتند که بیعتشان از روی اختیار یا قلبی نبوده استنبوده‌است و علی هم آنها را متهم به بیعت شکنی کرد.<ref name="cgie">{{پک|بهرامیان|ف=جنگ جمل|ک=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی}}</ref><ref name="ReferenceA" />
 
به نوشته [[ویلفرد مادلونگ]] پس از کشته‌شدن عثمان به دست شورشیانی از [[مصر]]، [[کوفه]] و [[بصره]]، نظرها بر علی و [[طلحه]] بود. در میان اهالی مصر، حامیانی برای طلحه وجود داشت. در حالی که بصریان و کوفیان که به مخالفت‌های علی با ظلم و بیداد توجه داشتند و نیز اکثر [[انصار]]، آشکارا تمایل به خلافت علی داشتند و بالاخره حرف آنان به کرسی نشست. در این میان [[مالک اشتر]] که رهبر کوفیان بود، به نظر می‌رسد که نقش اصلی را در تأمین امنیت برای خلیفه‌شدن علی برعهده داشته‌است.<ref>{{پک|Madelung|1997|ک=Succession to Muhammad|زبان=en|ص=141}}</ref> به نوشته [[پوناوالا]] پیش از قتل عثمان، شورشیان بصری طرفدار طلحه و شورشیان کوفی طرفدار [[زبیر]] بودند، اما با قتل عثمان هر دو گروه به علی گرویدند. با قتل عثمان، بنی امیه از مدینه گریختند و کنترل شهر در دست مصریان، [[مهاجرین]] برجسته و انصار قرار گرفت. آنها از علی برای خلافت دعوت کردند و وی پس از چند روز، وی این منصب را پذیرفت.<ref name="ReferenceA"/> در مقابل دیدگاه برخی دیگر از تاریخ پژوهان آن است که انتخاب علی به‌عنوان خلیفهٔ جدید، در جوی انجام گرفت که پر از التهاب و ترس و وحشت بود. [[کائتانی]] معتقد است، این انتخاب بدون موافقت قبلی صحابه نامدار محمد که قطعاً وقایع قتل عثمان را پیش‌بینی می‌کردند، صورت گرفت. [[دلاویدا]] معتقد است که انتخاب علی به‌عنوان خلیفه، به این دلیل نبود که وی و خانواده‌اش جایگاهی بالا داشتند یا به این دلیل که وی وفادار به محمد بوده‌است، بلکه بیشتر به این خاطر بود که انصار دوباره در شهرشان، مدینه، نفوذ خود را بازیافته بودند و وی را حمایت کردند و از طرف دیگر [[بنی‌امیه]] نیز دچار پریشانی و اغتشاش شده بودند. اما دولت نوپای علی از همان بدو تأسیس مورد حملهٔ صحابه‌ای قرار گرفت که به آرزوهایشان نرسیده بودند و نیز مورد حملهٔ [[معاویه]] که تنها والی از بنی‌امیه بود که توانسته بود کنترل مقر امارتش، [[شام]]، را حفظ کند.<ref>{{پک|Levi Della Vida|Khoury|2000|ف=ʿUt̲h̲mān b. ʿAffān|ک=EI2|زبان=en}}</ref> به هر حال منابع متفقند، که طلحه و زبیر جزو اولین بیعت کنندگان بودند، اما بعداً این دو گفتند که بیعتشان از روی اختیار یا قلبی نبوده است و علی هم آنها را متهم به بیعت شکنی کرد.<ref name="cgie">{{پک|بهرامیان|ف=جنگ جمل|ک=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی}}</ref><ref name="ReferenceA"/>
== گرد آمدن مخالفان علی در مکه ==
[[پرونده:Battle of the Camel.svg|انگشتی|چپ|300px|مسیر تقریبی لشکرکشی سپاه علی و سپاه جمل]]
عایشه، همسر [[محمد]] [[پیامبر اسلام]]، در [[مکه]] در حال تکمیل مراسم حج عمره بود که اخبار قتل عثمان را شنید. در راه بازگشت نیز متوجه انتخاب علی به عنوان خلیفه جدید شد. عایشه بدون آنکه نیت خود را آشکار کند، به مکه بازگشت و در نزدیکی [[خانه کعبه]]، سخنرانی آتشینی کرد و شورشیان را مسئول قتل عثمان دانست و خواستار مجازات عاملان این قضیه شد. وی بیان داشت که عثمان مظلومانه کشته شده و در این باب به آیاتی از قرآن {{efn|وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلَا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کَانَ مَنْصُورًا (سوره [[اسراء]] آیه ۳۳)}} اشاره نمود. عایشه خون‌خواهی از عثمان را [[فریضه|فریضه‌ای]] [[واجب]] دانست و خواستار اعمال [[حدود شرعی|حد شرعی]] بر قاتلینش شد. در منابع، به علت اینکه عایشه پیشتر یکی از مخالفان عثمان بوده، به عنوان دلیلی برای مردود دانستن حق او بر خونخواهی عثمان استفاده شده استشده‌است. اما، [[لئورا وچا ولیری]] معتقد است که وی نتوانست از خونخواهی قتل عثمان چشم پوشی کند و سخنانی شاخص در این زمینه از وی بیان شده استشده‌است. خصوصاً، عایشه نمی‌توانست علی را که دشمنی دیرینه‌ای با وی داشت، به عنوان خلیفه تحمل کند.<ref name="EI-jamal" /> به نوشته [[رابرت گلیو]] و [[پوناوالا]] کینه [[عایشه]] نسبت به علی از واقعه [[افک]] در زمان حیات محمد نشئت می‌گرفت، که به نوشته [[سیره نبوی|سیره نویسان]]، وقتی برخی به عایشه [[تهمت]] زدند، علی به محمد پیشنهاد کرد [[عایشه]] را طلاق دهد.<ref name="ReferenceA" /><ref name="Gleave-2014" /> [[محمدحسین طباطبایی]]، این [[روایت]] که توسط [[اهل سنت]] نقل شده است،شده‌است، را نزد [[شیعه]] معتبر نمی‌داند.<ref>{{پک|طباطبایی||ک= ترجمه تفسیر المیزان|زبان=fa|ص=بحث روایی ذیل آیات 11 تا 26 [[سوره نور]] |url=http://www.aviny.com/quran/almizan/jeld-15/mizan-05.aspx#5|accessdate=26 January 2017}}</ref> [[علی بهرامیان]] نیز می‌نویسد در منابع تاریخی در سیر حوادث نبرد جمل هیچ اشاره‌ای به ماجرای افک یا مشابه آن نشده استنشده‌است و روایات مرتبط با آن نیز دچار تناقض است.<ref name="cgie" /> اما در ماجرای [[سوره تحریم|تحریم]] در [[قرآن]]، علی به عنوان حامی محمد، در برابر عایشه و [[حفصه]] قرار گرفته است،گرفته‌است، که مورد قبول شیعه و سنی می‌باشد.<ref>{{پک|طباطبایی||ک= ترجمه تفسیر المیزان|زبان=fa|ص= بحث روایی ذیل آیات 1 تا 9 [[سوره تحریم]]|url=http://www.aviny.com/quran/almizan/jeld-19/mizan-19.aspx#6|accessdate=26 January 2017}}</ref>
در خصوص دشمنی عایشه با علی، [[رسول جعفریان]] به نقل از علی، منشأ این دشمنی را در آن می‌داند که محمد علی را بر [[ابوبکر]]، پدر عایشه، ترجیح می‌داد و بیشتر دوست داشت و در زمان [[پیمان برادری]]، علی را به عنوان برادر خویش برگزید و در چند مقطع از جمله دادن پرچم پیروزی به علی در [[نبرد خیبر]] و انتخاب وی برای [[سوره برائت|اعلام برائت از مشرکان]] در [[مکه]]، وی را بر ابوبکر مقدم داشت.<ref>{{پک|جعفریان|۱۳۸۷|ک= تاریخ و سیره سیاسی امیرمومنان علی بن ابی طالب (ع)|زبان=fa|ص= 52|url=http://library.tebyan.net/fa/Viewer/Pdf/177656/1#27|accessdate=26 January 2017}}</ref>
 
بدین ترتیب، توطئه‌ای بر ضد علی شکل گرفت که علاوه برعایشه و طلحه و زبیر، کسانی از [[بنی امیه]] نظیر [[مروان بن حکم]] و [[سعید بن عاص]] و برخی دیگر از افرادی که تغییرات به وجود آمده اخیر را به عنوان زنگ خطری برای خود احساس می‌کردند، به این سه تن پیوستند. در این شرایط در نواحی پیرامون [[حجاز]]، مخالفت با علی زیاد بود. در [[شام]]، [[معاویه]] از [[بیعت]] با علی سرباز زد. در مناطق دیگر نیز مخالفت با علی شکل گرفته بود.<ref name="cgie" /><ref name="EI-jamal" />
 
درخصوص انگیزه شورش علیه علی توضیحات متعددی ارائه شده استشده‌است. به نظر ولیری، علت واقعی این شورشها علیه علی، رویکرد بخشایشگر وی نسبت به مقصران قتل عثمان و ضعف وی در برخورد قاطع با شورشیان علیه خلیفه سوم بود. برخی از افراد به خاطر گستاخی و خطرآفرین بودن این جماعت، از دست آنان فرار کرده بودند. همچنین دلیل دیگر آنان در مخالفت با علی، سیاست «ضد [[قریش]]» بوده استبوده‌است.<ref name="EI-jamal">{{پک|Veccia Vaglieri|1991|ک=al-D̲j̲amal|زبان=en|ص=۴۱۴–۴۱۶}}</ref> [[لئورا وچا ولیری]] می‌نویسد طلحه و زبیر و عایشه درخواست داشتند که [[حدود شرعی]] باید برای همه به طور مساوی برپا داشته شود و مجموعه‌ای از اصلاحات باید انجام گیرد. از آنجایی که این سه تن در سرنوشت عثمان به نوبه خود مسئول بودند، علت شورششان در راستای درخواست خونخواهی عثمان و مقصودی که از اصلاحات مد نظر داشتند، مبهم به نظر می‌رسد. به نظر می‌رسد که انگیزه‌های اجتماعی و اقتصادی که به خاطر ترس از تأثیرگذاری تندروان بر علی برانگیخته شده بود، توضیح قانع کننده تری باشد تا احساسات شخصی. هرچند در میان مخالفان عثمان، بدون شک افراد میانه‌رو خواستار تغییر سیاست‌های وی بودند؛ ولی هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که کار به تغییرات اساسی سیاست‌ها بکشد.<ref>{{پک|Veccia Vaglieri|1986|ف=ʿAlī b. Abī Ṭālib|ک=EI2|زبان=en|ش=1}}</ref> برخی مورخان نظیر [[مادلونگ]] بر این باورند که این چند تن کشته شدن [[عثمان]] را بهانه‌ای برای مخالفت با علی و جاه طلبی خود قرار دادند؛ زیرا آنها، خلافت علی را با منافع خود، سازگار نمی‌دیدند. از سوی دیگر، مخالفان عثمان مدعی بودند که خون [[عثمان]] نیازی به قصاص ندارد، زیرا وی به خاطر عمل نکردن به [[قرآن]] و سنت [[محمد]] کشته شده‌است.<ref>{{پک|Madelung|1997|ک=Succession to Muhammad|زبان=en|ص=147–48}}</ref>
 
ولیری معتقد است، عایشه برجسته‌ترین شخصیت جنگ جمل در میان مخالفان علی است و وی را در هدفش مصمم و سخت‌کوش می‌داند (به غیر از لحظه‌ای که صدای سگهای [[حوئب]] را می‌شنود)، حال آنکه طلحه و زبیر با یکدیگر نزاع کرده، توجیه‌های ضعیفی برای شکستن پیمان با علی آورده، از مهلکه جنگ فرار کرده و به خاطر آرزوهایشان به این عرصه وارد شده‌اند و در عین حال قاطعیت و توان لازم را برای پیروزی نداشته‌اند؛ ولیری به نظری از [[کائتانی]] اشاره می‌کند که مروان را سازمان دهنده پشت پرده برنامه‌های عایشه می‌داند و معتقد است گرچه این تئوری جالب است، اما از لحاظ تاریخی سندی ندارد. اگر مروان به واقع این چنین می‌بود، باید محتاطانه عمل می‌کرد و منابع چیزی از فعالیتهای وی در این باره را، نباید انعکاس می‌دادند. عایشه نقش زیادی در برانگیختن مردم بر ضد علی داشت، اما طلحه و زبیر نمی‌توانستند به اندازه وی مؤثر باشند؛ زیرا این دو نیز در برهم زدن افکار عمومی بر ضد عثمان نقش داشتند و در قتل وی به نوبه خود مسئول بودند؛ ولیری معتقد است این دو از طرفی نیز بلافاصله با علی بیعت کرده بودند و در حال حاضر برای توجیه پیمان‌شکنی خود با علی، مدعی بودند که به زور با وی بیعت نموده‌اند.<ref name="EI-jamal" /> برخی از صحابه، عملکرد عایشه را در تضاد با امر قرآن به [[همسران محمد]] در [[سوره احزاب]] می‌دانند.{{efn|وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی … و در خانه‌های خود بمانید، و همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید. (سوره [[احزاب]] آیه ۳۳)}}<ref name="rch" />
 
== حرکت سپاه طلحه، زبیر و عایشه به سمت بصره ==
پس از آنکه [[طلحه]] و [[زبیر]] و دیگر مخالفان، در جمع‌آوری حامیان در [[حجاز]] ناکام ماندند، به دنبال بهترین جا برای گردآوری لشکر و تقویت مالی سپاهشان برای پیروزی بر علی بودند. آنها بعد از مشورت با یکدیگر، به امید پیداکردن نیرو و منابع لازم برای بسیج کردن حامیان عراقی خود، تصمیم گرفتند به [[بصره]] بروند.<ref name="Eoi_ali" /><ref name="ReferenceA" /> از جمله عوامل ترغیب آنها به سوی بصره، امید پشتیبانی از جانب [[عبدالله بن عامر]] اموی بود که در نیمه دوم خلافت عثمان، فرماندار بصره بود. او به شورشیان وعده داد که در بصره می‌توانند عِده و عَده گردآورند. همچنین، طلحه و زبیر به پیشنهاد عبدالله بن عامر به [[احنف بن قیس]]، [[کعب بن سور]] و [[منذر بن ربیعه]]، که از سران قبایل بصره بودند، نامه نوشتند و خونخواهی عثمان را مطرح کردند. اما، هیچ‌یک از این سه تن نپذیرفتند که به آنها بپیوندند.<ref name="cgie" /> اما عاملی که مانع رفتن آنها به شام شد، آن بود که شام در اختیار معاویه بود و به روایتی [[ولید بن عقبه]] هشدار داد که معاویه آنها را یاری نخواهد کرد. خود معاویه نیز در مکاتبه‌ای با زبیر، وی را به تسلط بر عراق دعوت کرد.<ref name="Jafarian-p55" >{{پک|جعفریان|۱۳۸۷|ک= تاریخ و سیره سیاسی امیرمومنان علی بن ابی طالب (ع)|زبان=fa|ص= 55|url=http://library.tebyan.net/fa/Viewer/Pdf/177656/1#27|accessdate=26 January 2017}}</ref>
[[یعلی بن امیه]]، فرماندار عثمان در یمن، با اموالی که آورده بود، سپاه جمل را تجهیز کرد. همچنین، شتری به نام «عسکر» را، که منشأ وجه تسمیه جنگ جمل بود، وی در اختیار عایشه قرار داد.<ref name="cgie" /><ref name="Jafarian-p55" /> علی بهرامیان، با توجه به ثروت افسانه‌ای طلحه و زبیر، پرداخت هزینه سپاه از سوی بنی امیه را شگفت‌انگیز و اغراق‌آمیز می‌داند.<ref name="cgie" />
 
عایشه، طلحه و زبیر به همراه ۶۰۰ یا ۷۰۰ سوار راهی بصره شدند و بر طبق نقل [[محمد بن جریر طبری|طبری]] در آخرین روز ربیع‌الثانی عازم شدند.<ref name="EI-jamal" /> علی بهرامیان تعداد سپاه جمل را در این زمان ۶۰۰ تا ۹۰۰ نفر تخمین می‌زند<ref name="cgie" /> و به روایت دیگر ۳۰۰۰ نفر بوده استبوده‌است.<ref name="rch" /> ویلفرد مادلونگ تخمین می‌زند که این سه تن، تقریباً چهار ماه پس از خلافت علی در ربیع‌الثانی ۳۶ هجری مصادف با اکتبر ۶۵۶ میلادی، به همراه حامیانشان، مکه را به سمت عراق ترک کردند.<ref name="Gleave-2014" /> پس از طی یک منزل از مکه، برخی از افراد از سپاه جمل جدا شدند. [[مغیره بن شعبه]] به همراه افراد قبیله [[ثقیف]] بازگشت. همچنین، [[سعید بن عاص]] به مروان بن حکم گفت، آنها که خون عثمان را ریخته‌اند بر پشت شتران نشسته‌اند، آنها را بکشید و خود را به کشتن مدهید و خود به مکه برگشت.<ref name="rch" />
 
علی، در ابتدا که از مخالفت‌ها برضد وی در مکه مطلع شد، اعلام کرد که اگر به همین سطح از ابراز اعتراض و مخالفت اکتفا کنند، با آنان برخورد نخواهد کرد. اما، وقتی دریافت که آنها قصد حرکت به بصره را دارند، به مقابله برخاست و گفت که با این اقدام آنها سامان امور مسلمانان خواهد گسست.<ref name="rch" /> وی با شنیدن این موضوع، متوجه شد که باید کاری کند، تا دولتش در مدینه منزوی نشود. علی، [[سهل بن حنیف]] را به امارت مدینه گماشت و توانست حدود ۷۰۰ سوار برای خود فراهم کند. علی بر آن بود که جلوی شورش را بگیرد، اما موفق نشد.<ref name="cgie" /><ref name="EI-jamal" />
 
از طرفی دیگر سپاه عایشه به طرف بصره می‌شتافت. در منطقه [[حوئب]]، سگها به لشکریان عایشه عوعو می‌کردند. عایشه با شنیدن صدای سگها، یاد سخنی از محمد افتاد که وی را از بانگ سگهای حوئب بیم داده بود و تصمیم به منصرف شدن از ادامه لشکرکشی گرفت. اما لشکریانش قسم خوردند که آنجا، منطقه حوئب نبوده و خیال عایشه آسوده شد و به مسیرش ادامه داد؛ ولیری معتقد است مسئله عوعو سگها حوئب، تنها به خاطر توجه زیادی که به آن در منابع شده، اهمیت پیدا کرده استکرده‌است. وقتی سپاه عایشه به بصره نزدیک شد، تبلیغات و سخنرانی‌هایش را شروع نمود. عایشه با فرستادن پیک و نامه به افراد سرشناس بصره، کوشید که بصریان را به شورش خود ملحق کند. عایشه هدف خود را از این قیام، اصلاح نامید و خواستار اجرای حدود شرعی در مورد قاتلان عثمان، اعمال امنیت و نظم در جامعه درگیر هرج و مرج و انتخاب مجدد خلیفه‌ای مشروع توسط شورا گردید و انتخاب مجدد علی را به عنوان خلیفه منوط به بازگشت به سنت محمد و از بین بردن امتیازات دانست.<ref name="EI-jamal" />
 
== رویارویی سپاه عایشه با سپاه عثمان بن حنیف در بصره ==
در روزهای پس از آن، جنگی در دارالرزق رخ داد که منابع بر روی جزئیات این ماجرا متفق‌القول نیستند. [[حکیم بن جبله]] فرمانده نظامی شهر از طرفداران سر سخت علی بود. وی تا آن زمان دست به کاری نزده و منتظر آمدن علی مانده بود. وی از طلحه و زبیر خواست که عثمان بن حنیف را آزاد کنند و دارالاماره و بیت المال را به او تسلیم کنند. اما آنان نپذیرفتند. سپس، با چند صد تن به نبرد با سپاه جمل برخاست که خودش و چند تن از برادران و هفتاد نفر از نیروهایش از قبایل [[ربیعه]] و [[بنی عبدالقیس]] کشته شدند.<ref name="rch" /><ref name="EI-jamal" /><ref>{{پک|جعفریان|۱۳۸۷|ک= تاریخ و سیره سیاسی امیرمومنان علی بن ابی طالب (ع)|زبان=fa|ص= 57|url=http://library.tebyan.net/fa/Viewer/Pdf/177656/1#27|accessdate=26 January 2017}}</ref>
 
ولیری در باب اینکه چه کسی آغازگر درگیری در بصره بوده است،بوده‌است، می‌نویسد گرچه برخی منابع میانه رویمیانه‌روی سپاه عایشه را می ستایند و از فرمان عایشه به سپاهش مبنی بر عدم استفاده از سلاح مگر به عنوان دفاع از خود سخن می‌گویند، اما سپاه عایشه آغازگر جنگ است؛ چرا که به پول و تجهیزات نیاز داشتند و می‌ترسیدند که در بین سپاه علی که در حال آمدن به بصره بود و سپاه عثمان بن حنیف محصور شوند. سپاه عایشه پس از تصرف بصره، فرمانی عمومی اعلام کردند مبنی بر اینکه تمامی کسانی که در محاصره خانه عثمان شرکت داشتند باید تحویل سپاه عایشه شوند و مانند سگان کشته شوند. این گروه را در منابع، نفار می‌نامند. مردم اطاعت کردند و در منابع بیان شده که ۶۰۰۰ نفر در همین راستا کشته شدند. تنها حرقوص بن زهیر از این ماجرا جان سالم به در برد، چرا که قبیله‌اش محافظ وی شدند. این کشتار و نحوه توزیع غنایم و مزایا از سوی طلحه و زبیر که به حامیانشان تعلق می‌گرفت، بخشی از مردم بصره را خشمگین نمود و ۳۰۰۰ تن از آنان که جزو [[بنی عبدالقیس]] بودند، به علی در [[ذی قار]] پیوستند. قبیله [[بنی تمیم]]، که مهمترین قبیله بصره و تحت امر [[احنف بن قیس]] بود، در این میان بی‌طرف ماند.<ref name="EI-jamal" />
 
بتدریج، پس از تسلط سپاه جمل بر بصره، میان سران آن اختلاف بروز کرد. یکی از موضوعات اختلاف امامت نماز جماعت بود. اما علاوه بر آن، در مورد اینکه چه کسی بیت المال را مهر کند نیز دچار اختلاف شدند و در نهایت هر سه تن مهر کردند. سرانجام، توافق کردند که با زبیر به عنوان «امارت»، و نه «خلافت»، بیعت کنند. این موضوع سبب شد عبدالله بن زبیر به عایشه بدگمان شود، که وی برای منصب خلافت، جانب طلحه را گرفته استگرفته‌است. علی نیز، در همین هنگام، در خطبه‌ای بر اختلاف شدید میان سران جمل تأکید می‌کند و هشدار می‌دهد که در صورت موفقیت به یکدیگر رحم نخواهند کرد.<ref name="cgie" />
 
از سوی دیگر، عایشه کوشید تا برای سپاه جمل حامیانی جلب کند. وی نزد [[کعب بن سور]]، بزرگ [[أزد|ازدیان]] و قاضی شهر، رفت و وی را که از درگیری کناره گرفته بود، متقاعد کرد که به آنان بپیوندد. پیوستن وی، در جلب حمایت قبایل [[یمن|یمنی]] بصره و بخصوص، قبیله ازد تأثیر زیادی داشت.<ref name="cgie" /> همچنین، سران جمل از جمله عایشه، نامه‌هایی برای کوفه، شام، مدینه و [[یمامه]] نگاشتند و آنان را به حمایت از شورش خود فراخواندند. در نامه گفتند جمعی از مردم بصره را به جهت خونخواهی عثمان کشته‌اند و دیگران نیز باید چنین کنند. عایشه نوشت که ۲۶ روز در بصره اقامت کردند و مردم را به اجرای حدود الهی خوانده‌اند، سپس جمعی از مردم بصره که در خون عثمان دست داشتند خیانت کردند و به این جهت کشته شدند.<ref name="rch" />
 
== نبرد ==
علی با سپاهش به بصره رسید و در منطقه زاویه در شمال بصره اقامت کرد. وی طی سه روز کوشید باب مذاکرات با طلحه و زبیر و عایشه را باز کند و فرستادگانی نظیر عبدالله بن عباس و [[صعصعه بن صوحان]] را با نامه نزد آنان فرستاد. اما، آنان بر موضع خود پافشاری کردند. علی بهرامیان می‌گوید که عایشه بر وسعت بیشتر سرزمین‌های تحت تصرف مخالفان نسبت به آنچه علی بر آن حکومت دارد، تأکید می‌کند و به ابن‌عباس می‌گوید که میان آنها و علی جز شمشیر داوری نخواهد بود. در روز نبرد یا پیش از آن، علی شخصاً با طلحه و زبیر گفت و گو کرد و آنان را از جنگ برحذر داشت. علی خاطره‌ای از محمد را به یاد زبیر آورد که پیش گویی کرده بود زبیر به ناحق با علی خواهد جنگید و این موضوع باعث تزلزل زبیر شد. روایات در خصوص واکنش زبیر اختلاف دارند. برخی می‌گویند، وی سپس میدان جنگ را ترک کرد و برخی دیگر می‌گویند، عایشه و پسرش، عبدالله، او را به ادامه جنگ برانگیختند. طبق برخی اخبار، گویا، وی در ابتدای جنگ حاضر بوده و حتی با عمار یاسر نبردی تن به تن داشته که آن را نیمه کاره رها کرده استکرده‌است.<ref name="cgie" />
 
منابع در مورد روز جنگ اتفاق نظر ندارند. برخی آن را در روز ۱۰ [[جمادی‌الاولی]] [[۳۶ (قمری)|۳۶]] هجری قمری تقریباً مقارن با ۴ نوامبر ۶۵۶ میلادی برخی در روز ۱۵ [[جمادی‌الاولی]]، برخی ۱۰ جمادی‌الثانی ۳۶ هجری تقریباً مقارن با ۴ دسامبر ۶۵۶ میلادی و برخی روز جنگ را ۱۵ جمادی‌الثانی مقارن را با ۹ دسامبر می‌دانند.<ref name="Madelungchron">{{پک|Madelung|1997|ک=Succession to Muhammad|زبان=en|ص=xvi}}</ref><ref name="cgie" /><ref name="EI-jamal" /> دو لشکر در ناحیه «خریبه» صف آرایی کردند. گویا، خریبه در شمال غرب بصره و بالای «مربد» قرار داشته و منطقه مسطح و مناسبی برای جنگ بوده استبوده‌است. در لشکر علی، [[مالک اشتر]] فرمانده جناح راست، [[عمار یاسر]] فرمانده جناح چپ، [[ابوقتاده انصاری]] فرمانده پیادگان و [[محمد بن حنفیه]] پرچمدار بوده استبوده‌است. در سپاه جمل نیز عایشه در یک کجاوه حفاظت شده با زره سوار بر شتری در میدان بود، زبیر فرمانده سپاه بود، طلحه، [[محمد بن طلحه]]، [[عبدالله بن زبیر]] و [[مروان بن حکم]] به ترتیب فرمانده پیادگان، سواران، میانه سپاه و جلوداران بودند.<ref name="cgie" />
 
ولیری می‌گوید در حالی که همه فکر می‌کردند توافق بین طرفین حاصل شده است،شده‌است، جنگ بین دو سپاه ناگهان آغاز گردید. در منابع در مورد آغازگر جنگ روایاتی گوناگون داریم. بر طبق برخی روایات، علی به لشکریانش دستور داد که جنگی را آغاز نکنند، اما پس از آنکه برخی از حامیان علی کشته شدند، وی خود را مستحق دانست که به جنگ علیه سپاه جمل اقدام کند.<ref name="EI-jamal" /> رسول جعفریان و مادلونگ در باب آغازگر معتقدند که چون گفتگوها بی اثر بود، علی یکی از مسلمانان را با [[مصحف عثمان|مصحف]] در میان مخالفان فرستاد تا آن‌ها را از تفرقه بازدارد و به صلح و تسلیم دعوت نماید. آن‌ها شخص فرستاده‌شده را با تیرهایشان از پادرآوردند و سپس، علی فرمان جنگ داد.<ref name="Jafarian-p60" /><ref>{{پک|Madelung|1997|ک=Succession to Muhammad|زبان=en|ص=170}}</ref> [[محمد بن جریر طبری]] روایتی دیگر دارد که حاکی است که از آن است که علی تمایل نداشت از جمعی از سپاهیانش که در قتل عثمان دخیل بودند، حفاظت کند. آنان سرنوشت خود را در خطر دیدند و جنگ را به طور مخفیانه از علی آغاز کردند. جنگ از صبح تا [[غروب آفتاب]] ادامه داشت.<ref name="EI-jamal" />
 
منابع در مورد جنگ جمل، حاکی از تعدادی نبردهای دو نفره، شجاعت جنگندگان و شعرها و رجزهای خوانده شده توسط آنان است. اما این روایات، روند ادامه جنگ را از لحاظ نظامی و تاکتیکی توضیح نمی‌دهند. آنچه از این روایات بر می‌آید این است که بنا به سنت عرب، جنگ بیشتر شامل نبردهای دو نفره و دوئل وار بوده و درگیری گروهی و گسترده در آن به چشم نمی‌خورد. مهمترین بخش جنگ، حول هودج عایشه و شترش در جریان بود.<ref name="EI-jamal" /> طلحه توسط تیری که بسیاری از منابع آن را کار مروان می‌دانند، زخمی شد و پس از برده شدن به یک خانه در گذشت.<ref name="EI-jamal" /> البته برخی منابع نیز پرتاب تیر را کار شخصی ناشناس می‌دانند.<ref name="cgie" /> روبرت گلیو می‌نویسد انگیزه مروان از این عمل، این بود که وی، طلحه را هیچگاه در قتل عثمان بی تقصیر نمی‌دانست.<ref name="Gleave-2014" /> البته بهرامیان احتمال می‌دهد که مروان، بعدها برای توجیه مشارکتش در سپاه جمل این کار را به خود نسبت داده باشد.<ref name="cgie" /> زبیر نیز پس از اینکه با علی دیدار کرد و علی وی را به یاد سخنی از محمد در مورد خودش انداخته بود، در مشروعیت جنبشی که به راه انداخته بود، دچار تردید گشت و میدان جنگ را ترک نمود. شب هنگام، برخی از افراد قبیله بنی تمیم وی را تعقیب کردند و در جایی خلوت به نام وادی السباع به طرز توطئه آمیزی کشتند. احنف بن قیس را از محرکان قتل زبیر دانسته‌اند.<ref name="EI-jamal" /> قاتل وی را عمرو بن جرموز مجاشعی نام برده‌اند.<ref name="cgie" />
افرادی که در مقابل هم می‌جنگیدند، بعضاً عضو یک قبیله، خاندان و حتی خانواده بودند. عایشه در هنگام جنگ سوار بر هودجش بر روی شتر بود. هودج را با فلز و دیگر اشیا پوشانیده بودند، تا به وی آسیبی نرسد و خود شتر را نیز مجهز به زره کرده بودند. در پایان جنگ، از بس تیر به هودج خورده بود، هودج شبیه به خارپشت به نظر می‌آمد. عایشه در این جنگ آسیبی ندید و تنها یک خراش جزیی بر روی یکی از بازوانش به وجود آمد. جنگ حول شتر بسیار شدید بود. محافظان عایشه یکی پس از دیگری کشته می‌شدند و هر که کشته می‌شد، افسار شتر عایشه را یکی دیگر از لشکریانش می‌گرفت. بین ۴۰ تا ۲۷۰۰ نفر برای حفاظت از عایشه کشته شدند. سپاه علی پیروز شد و یاران علی زانوی شتر را قطع کردند و شتر به همراه عایشه به زمین نشست.<ref name="EI-jamal" />
 
محاسبه آمار دقیق رزمندگان در این جنگ و کشته شدگان غیرممکن است؛ چرا که منابع در مورد تلفات جنگ، اعدادی بین ۶۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ تن گزارش می‌دهند؛ ولیری می‌نویسد عدد ۳۰۰۰۰ اغراق است، زیرا افرادی که از مدینه به همراه علی آمدند و افرادی که بعداً به وی پیوستند سر جمع به سختی به ۱۵۰۰۰ تن می‌رسد.<ref name="EI-jamal" /> در خصوص تعداد افراد سپاه جمل، عدد مشهور در منابع ۳۰۰۰۰ نفر است و تلفات آن حدود ۵۰۰۰ تن بوده استبوده‌است و در خصوص تعداد سپاه علی، منابع اعداد مختلفی بین ۱۲۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰ نفر را ذکر کرده‌اند و تلفات آن را بین ۵۰۰ تا ۱۷۰۰ نفر نوشته‌اند، که مشهور حدود ۱۰۰۰ نفر است. آنچه در برخی منابع در خصوص تلفات بیش از ده هزار نفری در این جنگ آمده است،آمده‌است، اغراق‌آمیز بوده و با ابعاد سپاهیان و طول مدت جنگ تناسب ندارد.<ref name="sadeghi">{{پک|صادقی|1386|ک=نقدی بر آمار تلفات جنگ‌های امام علی علیه السلام}}</ref>
 
== پس از جنگ ==
 
== بازتاب جنگ جمل در فقه و عقاید مسلمانان ==
[[فتنه اول]] نخستین تجربه جنگ میان گروه‌های مسلمان بود. سیره حکومتی علی در جنگ میان حاکم و شورشیان مسلمان از مبانی تدوین احکام مواجهه با شورشیان درون جامعه اسلامی و تدوین «[[بغی|احکام بغات]]» بوده‌است، که در پاسخ به [[خلافت عباسی|خلفای عباسی]]، بخصوص [[هارون الرشید]]، تدوین شده استشده‌است. علی در نبرد جمل حکم کرد که زخمیان و اسیران نباید کشته شوند. با آنان که سلاح می‌اندازند نباید جنگیده شود و آنان که از میدان نبرد می‌گریزند، نباید تعقیب شوند. فقط سلاح‌ها و مرکب‌های جنگی غنیمت گرفته شود. همچنین پس از نبرد دستور داد هیچ زندانی جنگی، زن یا کودکی نباید به [[برده‌داری|بردگی]] گرفته شود و اموال کشتگان سپاه دشمن به وراث قانونی‌شان می‌رسد.<ref>{{پک|Kelsay|2009|ک=Arguing the Just War in Islam|زبان=en|ص=188-190}}</ref><ref>{{پک|Madelung|1997|ک=Succession to Muhammad|زبان=en|ص=179}}</ref> نزد شیعه نیز برای استنباط احکام بغی علیه امام عادل به جنگ جمل پرداخته شده استشده‌است.<ref name="cgie" />
 
جنگ جمل، بعداً به موضوع مناقشات کلامی میان [[شیعه]] و [[سنی]] تبدیل شد و طرفین در مباحث مربوط به [[جانشینی محمد]] و شأن [[صحابه]] وی به این جنگ استناد می‌جستند. [[شیخ مفید]] در «کتاب جمل» و [[ابوالحسن اشعری]] در [[مقالات الاسلامیین]] آرا و عقاید دربارهٔ جمل را دسته‌بندی کرده‌اند.<ref name="cgie" /> از این جهت که شخصیت علی برای مسلمانان (اعم از شیعه و سنی) دارای اهمیت مذهبی، سیاسی، فقهی و روحانی است، زندگی او به طرق مختلف تحلیل و تفسیر شده و اسناد تاریخی موجود نیز تحت تأثیر ملاحظات فرقه‌ای قرار گرفته‌ استگرفته‌است.<ref name="Gleave-2014" >{{پک|Gleave|2014|ف=ʿAlī b. Abī Ṭālib|ک=EI3|زبان=en}}</ref> در منابع شیعی، ادعاهای خونخواهی عثمان و اخبار مربوط به پشیمانی و [[توبه]] سران سپاه جمل نقد و رد شده استشده‌است. اما، منابع اهل سنت در مقابل بر توبه و پشیمانی طلحه، زبیر و عایشه تأکید کرده‌اند. شیخ مفید می‌گوید جمعی زیادی از اهل سنت نگارش، خواندن و روایت کردن اخبار جنگ جمل و [[جنگ صفین]] را روا نمی‌دانستند.<ref name="cgie" />
 
از جمله موضوعاتی که بعداً محل بحث در میان [[اهل حدیث]] شد، درستی شرکت یا کناره گیری اصحاب در این جنگ بوده استبوده‌است. از یک سو علی خلیفه بود و طلحه، زبیر و عایشه از صحابه بزرگ در برابرش بودند و از سوی دیگر جمعی از صحابه بزرگ نظیر [[سعد بن ابی وقاص]]، [[اسامه بن زید]] و [[عبدالله بن عمر]] از نزاع دوری جستند. [[اشاعره]]، [[مرجئه]] و [[اهل حدیث]] با توجه منزلتی که برای صحابه محمد قائل بوده‌اند، معتقدند علی، طلحه، زبیر و عایشه، که همگی از اصحاب بزرگ هستند، بر اساس [[اجتهاد]] خود عمل کرده‌اند و بر خطا نبوده‌اند. [[معتزله]] آرای مختلفی دربارهٔ جمل دارند. [[واصل بن عطا]] و [[عمرو بن عبید]] یکی از طرفین جنگ را، به هر حال، گمراه می‌دانستند. اما، از بیان صریح آن طرف مورد نظرشان اجتناب کردند. برخی در تعیین هدایت یا ضلالت یکی از طرفین، توقف کردند و موضعی اتخاذ نکردند. برخی نظیر [[اسماعیل بستی]]، سپاه جمل را گمراه و بلکه اهل [[فسق]] (خروج از [[شریعت]]) دانستند. برخی نظیر [[قاضی عبدالجبار]]، شورش سپاه جمل را با هدف مشروع خونخواهی عثمان تلقی کردند و نه برای کسب حکومت. [[ماتریدیه]] نظیر [[عمر بن محمد نسفی]] هرچند بر حقانیت علی تأکید کردند، اما خطای سپاه جمل را مایه تنزل آنها از مرتبه اجتهاد نمی‌دانسته‌اند. [[اباضیه]] از طلحه و زبیر را به دلیل نقض بیعت و بغی بیزاری می‌جستند، اما توبه عایشه را پذیرفته می‌دانستند. [[حنابله]] و [[حشویه]] نظیر [[تفتازانی]] و [[عضدالدین ایجی]] حکم به توقف دربارهٔ قضاوت در خصوص صحت شرعی عمل صحابه داده‌اند و روایات تاریخی مرتبط با جنگ جمل را بی‌اعتبار می‌دانستند.<ref name="cgie" />
 
== جستارهای وابسته ==
* {{یادکرد دانشنامه |نام خانوادگی= Poonawala |نام=Ismail |پیوند نویسنده=اسماعیل پوناوالا |نشانی=http://www.iranicaonline.org/articles/ali-b-abi-taleb |مقاله= ʿALĪ B. ABĪ ṬĀLEB |سال=۲۰۱۱ | دانشنامه = [[دانشنامه ایرانیکا|Encyclopædia Iranica]] |بازبینی =21 March 2012 |زبان=en}}
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Veccia Vaglieri |نام=Laura | پیوند نویسنده = لارا وسیا وگلییری |مقاله=ʿAlī b. Abī Ṭālib|سال=۱۹۸۶ |دانشنامه=[[دانشنامه اسلام|Encyclopaedia of Islam]] |ویرایش=2nd |جلد=۱ |ناشر=[[انتشارات بریل|E. J. Brill]]|مکان=Leiden |شابک=90-04-08114-3 |صفحه=۳۸۱–۸۶ |زبان=en |ش=۱}}
* {{یادکرد دانشنامه | نام خانوادگی = Veccia Vaglieri | نام = Laura |همان=بله | دانشنامه = [[دانشنامه اسلام|Encyclopaedia of Islam]] | مقاله = al-D̲j̲amal|پیوند مقاله = |ویرایش = second | سال = ۱۹۹۱| ناشر = [[انتشارات بریل|E. J. Brill]] | جلد = ۲ | عنوان جلد = C-G| مکان = Leiden | شابک = 90-04-07026-5| صفحه = ۴۱۴–۴۱۶| زبان = en}}
* {{یادکرد دانشنامه | نام خانوادگی = Veccia Vaglieri | نام = Laura |همان=بله | پیوند نویسنده =لئورا وچا ولیری| دانشنامه = [[دانشنامه اسلام|Encyclopaedia of Islam]] | مقاله = al-As̲h̲ʿarī, Abū Mūsā|پیوند مقاله = |ویرایش = second | سال = 1986b| ناشر = [[انتشارات بریل|E. J. Brill]] | جلد = ۳ | عنوان جلد = A-B | مکان = Leiden-London | شابک = 90-04-08114-3| صفحه = ۶۹۵–۶ | زبان = en}}
{{پایان چپ‌چین}}