باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
←‏جایگزینی با [[وپ:اشتباه|اشتباه‌یاب]]: ایرانشناس⟸ایران‌شناس، ایرانشناسان⟸ایران‌شناسان، جپ⟸چپ، دیکر⟸دیگر، چهاردم⟸چهاردهم
'''زبان خوارزمی'''، زبانی ایرانی از شاخهٔ شمالی [[زبان‌های ایرانی میانه]] شرقی است که تا اواخر سده هشتم هجری/ چهاردمچهاردهم میلادی در سرزمین خوارزم زنده بود و سپس [[زبان ازبکی]] جای آن را گرفت.<ref>{{پک|رضایی باغ‌بیدی|۱۳۸۸|ک=تاریخ زبان‌های ایرانی|ص=95}}</ref> این زبان هم خانوادهٔ زبان‌های سغدی، ختنی (سکایی)، اُسِتی (آسی) و پشتو است.<ref>{{پک|زرشناس|1390|ک=زبان خوارزمی|ص=304}}</ref> همچنین زبان خوارزمی هم ردیف با برخی لهجه‌های ایرانی فلات پامیر است.<ref>{{پک|یارشاطر|1332|ک=چند نکته دربارهٔ زبان خوارزمی|ص=44}}</ref>
 
به نوشته بیرونی، زبان خوارزمی در دوره او زبانی زنده بوده‌است. وجود عبارت‌های خوارزمی در متون قرن ششم و هفتم ه‍. ق/ دوازدهم و سیزدهم م. (در نسخه‌های خطی قرن هشتم/چهاردهم) نشان می‌دهد که بخشی از ساکنان خوارزم در این دوره با آنکه احتمالاً دوزبانه بوده‌اند، هنوز این زبان را می‌دانستند.<ref>{{پک|ارانسکی|1386|ک=زبان‌های ایرانی|ص=91-92}}</ref>
== منبع شناسی زبان خوارزمی ==
[[پرونده:Iran provinces in Abbasid Caliphate.jpg|بندانگشتی|300px|چپ|موقعیت خوارزم در نقشه ایران در عصر [[خلفای عباسی]] (جنوب بحر خوارزم یا دریاچه آرال کنونی در بالای نقشه) برگرفته از کتاب [[جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی]]]]
دو منبع برای زبان خوارزمی وجود دارد که در ویژگی اختصاصی نسبت به هم شباهتی ندارند ولی هر یک مکمل دیگری هستند. اولی کتاب‌های فقهی و حقوقی، بیشتر از همه قنیه المنیه، عبارت و جملاتی در دست داریم. از سوی دیکردیگر لغات و واژه‌های خوارزمی در کتاب مقدمه الادب موجود است، که نسخه خطی آن را [[احمد زکی ولیدی طوغان]] آن را در ۱۹۷۴ منتشر کرد.<ref>{{پک|هنینگ|1387a|ک=ساختار فعل خوارزمی|ص=17-27}}</ref>
 
بیشتر واژگان خوارزمی را که برای ما حفظ شده، می‌توان از میان سطور یک دست‌نوشته (حدود ۵۹۶ ق/ ۱۲۰۰ م)، یعنی [[لغت نامه]] ارزشمند عربی مقدمه الادب از زمخشری، مؤلف دیگر بومی خوارزمی بدست آورد. برخی نسخه‌های دیگر از همین اثر اندک، شمار اندکی از این‌گونه واژه‌ها را در بر می‌گیرند. در برابر مدخل‌های کی نواخت این لغت نامه، متن خوارزمی که به هر شکل مانده‌اند، روی بیش از ۴۰۰ واژه یا جمله ناقص نقل شده، دربارهٔ شرح و تفسیر موضوعی فقهی، به جز کتابهای فقهی و حقوقی عربی دربرگرفته از خوارزمی، در دسترس هستند: یتیمة الدهر تألیف علاءالدین تَرجمانی (درگذشت ۶۵۵ ق/ ۱۲۵۷ م) منیه الفقها تألیف فخرالدین قبازنی و یک تکلمه بعدی، قنیه المنیه تألیف مختار زاهدی غزمینی (درگذشته ۶۵۸ ق، ۱۲۶۰ م).<ref>{{پک|مکنزی|۱۳۸۷e|ک=زبان خوارزمی|ص=173–181}}</ref>
# سفالینه کتیبه دار از خومبوزتپه.<ref>{{پک|رضایی باغ‌بیدی|۱۳۸۸|ک=تاریخ زبان‌های ایرانی|ص=95}}</ref>
 
نوشته‌ها و کتابهای مربوط به دوران اسلامی با خط آرامی-عربی مربوط می‌شوند و به سده‌های دوازدهم تا چهاردمچهاردهم م (ششم تا هشتم ق) تاریخ گذاری شده‌اند عبارتند از:
# جمله‌ها و عبارت‌هایی به خوارزمی در برخی از [[دست‌نویس]]‌های دو کتاب فقهی عربی:<ref name="منصوری 1387 9-13">{{پک|منصوری|1387|ک=مقدمه، معرفی زبان خوارزمی و منابع آن|ص=9-13}}</ref>
## یتیمه الدهر فی فتاوی اهل العصر، تألیف محمود بن محمود الملکی خوارزمی، درگذشت به سال ۶۴۵ هـ.ق.<ref>{{پک|منصوری|1387|ک=مقدمه، معرفی زبان خوارزمی و منابع آن|ص=9-13}}</ref>
[[پرونده:خوارزم.jpg|200px|بندانگشتی|چپ|ناحیه خوارزم]]
{{اصلی|خوارزم}}
نام خوارزم را نخست در کتیبه‌های هخامنشی Uvārazmiš/Huwārazmiš و متون اوستایی Xāirizəm می‌بینیم. سپس در سراسر قرون دوران میانه تا زمان غلبهٔ اعراب بر آن در قرن هشتم میلادی، از این ایالت تابع شاهنشاهی هخامنشی نامی نمی‌شنویم. حتی کشف شمار بسیاری سکه، نوشته‌های روی الواح گلی و گلدان‌های نقره‌ای و اسناد نگاشته بر چوب و چرم، به همت باستان‌شناسان شوروی سابق، چیزی بر اطلاعات ما نمی‌افزاید؛ چرا که اندکی از آنها، با کیفیتی غالباً نامطلوب منتشر شده‌است. برخی از ایرانشناسانایران‌شناسان از جمله بنونیست، خوارزم را بخشی از [[ایران‌ویج]] (airyanəm vaējō اوستایی و Erānwēʒ فارسی میانه)، میهن اصلی ایرانیانِ نخستین می‌دانند.<ref>{{پک|زرشناس|1375|ک=زبان خوارزمی|ص=54}}</ref>
 
خوارزم منطقه‌ای در ساحل جنوبی دریاچهٔ آرال، در دو سوی مصب رود جیحون (آمودریا)، که با ریگزارهای قره‌قوم و قزل‌قوم احاطه شده‌است. خوارزم در کرانهٔ شرقی جیحون، شامل شهرهای مهم کاث/کات، خیوه/خیوق و هزار اسپ و در کرانهٔ غربی (بخش صلی خوارزم قدیم)، مشتمل بر شهرهای گرگانج/اورگنج (جرجانیه)، درغان، زمخشر و طاهریه بود. بخش شرقی جیحون اکنون جز جمهوری خودمختار قره‌قالپاق ازبکستان و بخش غربی آن جزو جمهوری ترکمنستان است.<ref>{{پک|گروه جغرافیا|1390|ک=خوارزم|ص=300}}</ref>
زکی ولدی موضوع را اینجا رها نکرد، نه سال بعد گزارشی داد که تعداد قابل توجهی از جملات و واژه‌های خوارزمی را در یک اثر فقهی دیگر خوارزمی به عنوان قنیه‌المنیه لی تتمیم الغیه «به دست آوردن آرزو برای تکمیل غنا» از مختار الزاهدی (د ۱۲۶۰ م) یافته بوده‌است. این در اصل خلاصه و چکیده اثر دیگری به نام منیةالفقها «آرزوی فقیه‌ها» از استاد مختار با نام بدیع القُبازنی بود، اما از مواردی از عمل‌کرد خود را به عنوان قاضی، بدان کتاب افزوده بود. زکی ولی اعلام کرد که فقط در ترکیه از ۷۸ نسخه قنیه خبر دارد، که از نه نسخه بهتری استفاده کرده بود. از قرار معلوم تعداد زیادی از نسخه‌ها در کتابخانه‌های اروپای غربی شناسایی شده بود. در همان گزارش او برای نخستین بار نسخه بسیار معتبر دیگری از مجموعه کوچک اسناد خوارزمی را یادآور شد. او این نسخه مختصر را کتاب مختصر یا رساله نام نهاد، که چکیده تقریباً همه موارد پیچیده واژه‌ها و جملات خوارزمی در قنیه بود، و از طریق بسیاری از حاشیه‌های اولیه کتاب مقدمه اضافه شده بود. جلال‌الدین العمادی الجرجانی این اثر را در حدود میانه سده چهاردهم میلادی تکمیل کرد، زیرا احتمالاً زبان خوارزمی در این زمان به سرعت رو به زوال می‌رفت یا چنان‌که زکی ولدی گمان می‌کند، کاملاً فراموش شده بود. این یک مسئله استنباطی است، با وجود این، این اثر را به عنوان طرحی مطرح شده که آن زمان خوارزمی از یک زندگی پر رونق بهره‌مند بود. به هر حال، هیچ شکی نیست که حاشیه‌نویس، یعنی جلال‌الدین، زبان خوارزمی را به خوبی می‌دانست.<ref>{{پک|مکنزی|1387b|ک=زبان خوارزمی و اوستایی|ص=96-97}}</ref>
 
در سال ۱۹۳۶ میلادی ایرانشناسایران‌شناس جوان، یعنی [[والتر هنینگ|و.ب. هنینگ]] دربارهٔ بررسی اسناد خوارزمی با زکی ولدی شروع به همکاری کرد. در تابستان همان سال این دانشمند برجسته یک طرح کوتاه موقتی از زبان را منتشر ساخت و ۳۰ سال بعد، تا زمان مرگ نابه‌هنگامش در ۱۹۶۷ میلادی او کسی بود که همه مقاله‌های عمده را دربارهٔ مطالعات خوارزمی به انجام رسانده بود. متأسفانه باید گفت که ویرایش کامل انتقادی اسناد از نسخه‌های متعدد غیرقابل دسترس قنیه که زکی ولدی و هنینگ فراهم کرده بود، هرگز تحقق نیافت. احتمالاً در میراث هنینگ در کالیفرنیا به صورت بلااستفاده و پنهان باقی می‌ماند و همسرش از روی ظنت آن را نگه داشته‌است. آنچه تا حدودی از بع دیگر آن اثر به منصه ظهور رسید ظاهراً از لنینگراد زمان استالین به دست آمد. هم چنین در سال ۱۹۳۶ میلادی یک نسخه خوبی از قنیه مورد توجه قرار گرفته بود و با آن یک کپی از رساله جلال‌الدین به پیوست مجلد شده بود که در آغاز یادآوری شد، به صورت یک دست خط بود. اینک معلوم شده که آن نسخه مد نظر نیست، بلکه هنوز یک نسخه خیلی خوب موجود است که روی یک دست خط نسخه برداری شده‌است. از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۵۱ میلادی فریمان (A. A. Frejman) سلسله مقاله‌هایی را در موضوع خوارزمی منتشر کرد که به ویرایش نسبتاً مبهم حدود ۲۷۵ جمله خوارزمی از دو منبع قنیه و رساله منجر شد. باید گفت که اگرچه این ویرایش اصلاً رضایت بخش نبود، ولی مطالبی بود که مورد تعهد قرار گرفته بود و برخی از یافته‌های منتشر شده خود هنینگ از طریق فریمان رونویسی شده بود، که در خاطر هنینگ کراهتی نسبت به آن کار ایجاد شده بود و خاطر او را مکدر ساخته بود. چنان‌که بعدها آن را بازگو کرد. در نتیجه، در آن ایام، ویرایش اسناد خوارزمی، رضایت بخش نبود، با این اوضاع رو به بهبودی می‌گذاشت.<ref>{{پک|مکنزی|1387b|ک=زبان خوارزمی و اوستایی|ص=97-98}}</ref>
 
== زبان خوارزمی در میان زبان‌های ایرانی ==
فعل δʾry «داشتن» به ندرت به عنوان فعل کمکی در ساخت زمانهای ترکیبی استفاده می‌شود، مانند ʾydk δʾryd «رفته‌است». شواهدی نیز از ساخت امکانی با فعل کمکی kʾ «کردن» دیده شده‌است، مانند: n-yt-kyc «نمی‌توانست بگیرد» (ʾyt صفت مفعولی از ʾs «گرفتن» است).<ref>{{پک|رضایی باغ‌بیدی|۱۳۸۸|ک=تاریخ زبان‌های ایرانی|ص=98}}</ref>
 
مهمترین ویژگی نحوی زبان خوارزمی این است که حتی اگر مفعول فعل یا متمم [[حرف اضافه]] به صورت اسم پس از فعل یا حرف اضافه آمده باشد، باز استفاده از ضمیر مفعولی الزامی است. ضمیر مفعولی می‌تواند به واژه‌ای قبل از فعل یا حرف اضافه نیز بپیوندد. توالی پسوندها از دیگر ویژگی‌های جالب نحوی در زبان خوارزمی است. تعداد پسوندها، که می‌توانند از نوع ضمیری، قیدی، یا حرف اضافه‌ای باشند، گاه به چهار می‌رسد: مانند -hyδdʾ -hy-nʾ-dʾ-br (به ترتیب از جپچپ به راست: خواند - برای او - آنها را - بیرون - بر) «برای او آنها را بر خواند (= بلند خواند).<ref>{{پک|رضایی باغ‌بیدی|۱۳۸۸|ک=تاریخ زبان‌های ایرانی|ص=98}}</ref>
 
در زبان خوارزمی، همانند دیگر زبان‌های ایرانی میانهٔ شرقی، تغییرات آوایی ویژه‌ای مانند تبدیل g و d و b به γ و δ و β و تبدیل ft و xt به βd و γd مشاهده می‌شود و برخی خصوصیات صرفی و نحوی زبان‌های باستانی، نظیر حالت‌های صرفی اسم نیز در این زبان حفظ شده‌اند.<ref>{{پک|زرشناس|1390|ک=زبان خوارزمی|ص=305}}</ref>