تفاوت میان نسخه‌های «زبان ارمنی»

۱۶ بایت اضافه‌شده ،  ۳ سال پیش
خنثی‌سازی ویرایش 21339294 توسط 217.219.93.6 (بحث)، ابرابزار
(خنثی‌سازی ویرایش 21339294 توسط 217.219.93.6 (بحث)، ابرابزار)
[[پرونده:Manuscript arm 5-6AD.jpg|بندانگشتی|230px|نسخهٔ خطی ارمنی متعلق به زمانی میان قرن پنجم و ششم میلادی]]
 
'''زبان ارمنی''' ({{lang-hy|Հայերեն}}; هایِرِن) یکی از [[زبان‌های هندواروپایی]] است که در منطقهٔ [[قفقاز]] و به‌ویژه در کشور [[ارمنستان]] و [[آرتساخ]](قره باغ) و سایر کشورهای دیگر که ارمنیان به عنوان [[جماعت ارمنیان پراکنده]] شناخته می‌شوند به آن صحبت می‌کنند.
ارمنیان تا پایان سدهٔ چهارم میلادی از [[الفبای سریانی|خط سریانی]] یا [[الفبای یونانی|یونانی]] استفاده می‌کردند و ازاین‌رو [[ادبیات]] و [[تاریخ]] آنان به خط و زبانی غیرارمنی نوشته می‌شود. پس از رسمیت یافتن [[دین]] [[مسیح]] در ارمنستان و مسیحی شدن ارمنیان، چون ''[[کتاب مقدس]]'' این دین به [[زبان یونانی]] یا [[سریانی]] بود، در مراسم مذهبی [[کلیسا]]ها نیز به این زبان‌ها سخن گفته می‌شد. در برخی از کلیساها ''کتاب مقدس'' را درهنگام مراسم به زبان ارمنی ترجمه و تفسیر می‌کردند و برای حضار بازگو می‌نمودند.<ref>آرپی درنرسسیان، ارمنیان، ترجمهٔ مسعود رجب‌نیا، انتشارات مرکز اسناد فرهنگی آسیا، تهران، ۱۳۵۷، ص۷۲</ref>
 
; دورهٔ پیش از ارمنی میانه (سده‌های هشتم تا یازدهم)
 
در این دوره فاصلهٔ مابین زبان ادبی و زبان گفتاری زیادتر شده استشده‌است و سعی نویسندگان بر این است که از زبان گفتاری دوری جویند و اصالت زبان ادبی «گرابار» را حفظ کنند که این خود نشانه آگاهی آنان است. در این دوره به علت استقرار و استیلای اعراب به مدت دو سده (از سده هفتم تا نهم) در ارمنستان، واژه‌های عربی وارد زبان ارمنی شده است،شده‌است، ولی در آثار نویسندگان گرایش به کاربرد واژه‌های یونانی و سبک یونانی هنوز دیده می‌شود. در این دوره تفاوت بین گونه‌های زبان ارمنی عمیق‌تر شده استشده‌است.
 
=== دورهٔ میانه ===
در این دوره زبان گفتاری همپایه زبان ادبی می‌شود. اساس زبان ادبی دوره میانه گویش ارمنی منطقه کیلیکیه است، لیکن گویش‌های دیگر نیز در آن بی تأثیر نبوده استنبوده‌است. البته در این دوره، گرابار نیز اهمیت خود را حفظ کرده استکرده‌است. بدین نحو که زبان دوره میانه به عنوان زبان مکاتبات رسمی، احکام دولتی، نوشته‌های علمی، هنری، تاریخی و زبان گرابار به عنوان زبان کتابت در مراسم دینی و بعضی از تحقیقات علمی درزمینهٔ فلسفه و منطق به‌کار می‌رود. از نمونه‌های سبک این دوره می‌توان به آثار «ماتئوس اورهایتسی»<ref>mateos urhayetsi</ref> اشاره کرد.
[[پرونده:Malnazar - Decorated Incipit Page - Google Art Project.jpg|بندانگشتی|230px|کتاب ''انجیل'' تذهیب‌کاری‌شده]]
 
خط ارمنی از چپ به راست نوشته می‌شود. بعد از ابداع حروف الفبای ارمنی، ترجمه از متون یونانی و آشوری شروع شد و اولین ترجمه‌ها نیز ترجمه‌هایی از [[انجیل]] بود. یکی از ترجمه‌های انجیل که به یاری سی تن از مترجمان و زبان دانان آن زمان صورت پذیرفت به دلیل کامل و رسا بودن در سطح عالی قرار گرفت و ملکه ترجمه‌ها نامیده شد.
 
همزمان با ترجمه انجیل، ترجمه‌های فراوانی از زبان یونانی و سریانی به زبان ارمنی انجام گرفت که متن اصلی تعدادی از آنها امروزه در دسترس نیست و از بین رفته است،رفته‌است، در حالی که ترجمه ارمنی آنها موجود است.
 
در ۱۹۲۰م زبان شناسان ارمنی به پیروی از شعار «همه چیز باید نو شود» به منظور آسان سازی املای ارمنی، به فکر تغییر املای این زبان و انطباق خط یا تلفظ بیفتند.
 
آوانگار بودن الفبای ارمنی دوره باستان از یک نظر نیز بسیار حایز اهمیت است و آن محفوظ نگه داشتن تلفظ درست واژه‌های فارسی باستان، پهلوی و پارتی است که با واژه‌های ارمنی هم ریشه‌اند. این امر کمک بزرگی است برای زبان شناسان ایرانی که در تحقیقات خود به دنبال یافتن تلفظ درست واژه‌های [[فارسی باستان]] یا پهلوی و پارتی هستند که به فارسی کنونی نرسیده یا صورت آنها تغییر یافته استیافته‌است.
 
== اقتباس زبان ارمنی از زبان‌های ایرانی ==
اقتباس زبان ارمنی از زبان‌های ایرانی بیشتر به زبان [[پهلوی اشکانی]] در دوره [[اشکانیان]] بازمی‌گردد. بعضی از کلمات پهلوی اشکانی یا ساسانی در زبان ارمنی حفظ شده و هنوز به کار برده می‌شوند در صورتی که در فارسی کنونی آن کلمات دیگر کاربرد ندارند. به این ترتیب می‌توان از طریق زبان ارمنی برخی از واژه‌های متروک و منسوخ پهلوی را یافت.
 
تعدادی واژه در زبان ارمنی وجود دارد که مشابه آن در زبان پهلوی موجود است ولی در [[زبان فارسی]] کنونی از آنها استفاده نمی‌شود. زبان ارمنی امانت دار صدیقی برای این واژه‌های اصیل پهلوی بوده استبوده‌است.
{| class="wikitable"
|-
* آرداشس، از نام‌های پهلوی، به معنی فرمانروایی کردن
* آرداگ، از نام‌های پهلوی، مأخوذ از نامهای آرداوازد و آرداوان
* آرداوازد، از نام‌های پهلوی، به معنی کسی که بی گناهی اش ثابت شده استشده‌است.
* آرداواز، نام فرمانده ارمنستان در زمان هخامنشیان.
* آروسیاگ، از نام‌های معمول در زمان اشکانیان. نام ستاره زهره است.
* آرشاک، در [[زبان اوستایی]] به معنی دلیر یا مرد است؛ و نام یکی از بزرگان پارت، بنیانگذار شاهنشاهی اشکانی بوده استبوده‌است.
* آرشاویر، نام دیگر فرهاد چهارم پادشاهی اشکانی است.
* آشخن، از نام‌های پهلوی، به معنی کبود رنگ یا سبز رنگ.
* زاون، به معنی یاری دهنده. یاور
* سورن یا سورین، این نام از ریشه زبان اوستایی است به معنی دلیر و توانا.
* شاهن، از نام‌های ایرانی، به معنی باز سفید و نام یکی از بزرگترین سرداران ایران در زمان [[خسرو پرویز]] بوده استبوده‌است.
* گارن، از نام‌های اشکانی بوده استبوده‌است.
* گورگن، از نام‌های پهلوی، به معنی گرگ شجاع.
* نرسس، نام فرشته و ایزد حامی وحی بوده استبوده‌است.
* نوبار، به معنی نوبر و میوه تازه رسیده.
* نائیری، به معنی زن نیکوکار و یزدان‌پرست. (از نام‌های بسیار رایج در میان زنان ارمنی است) واژه اوستایی که برای بانوان پارسای شوهر به کار برده می‌شده است;می‌شده‌است؛ یا نائیرکا
* وارداپت، این نام در [[کتیبه شاپور یکم بر کعبه زرتشت]] آمده، و نام دیگر ''بغدات'' است. در زبان ارمنی به روحانیی که مقام خلیفگی داشته باشد ''وارداپت'' گفته می‌شود.
* وازگن، از نام‌های اشکانی به معنی فاتح است.
* واهان، از نام‌های اشکانی است. به معنی سپر. نام بیست و هفتمین روز از ماه ارمنیان باستان بوده استبوده‌است.
* هامو، کوتاه شده هامازاسب، از نامهای اشکانی. به معنی (کسی که اسبهای فراوان دارد)
* هایرابد، به معنی سرکرده کلیسا یا یکی از مقامات کلیسا است.