باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
زکی ولدی موضوع را اینجا رها نکرد، نه سال بعد گزارشی داد که تعداد قابل توجهی از جملات و واژه‌های خوارزمی را در یک اثر فقهی دیگر خوارزمی به عنوان قنیه‌المنیه لی تتمیم الغیه «به دست آوردن آرزو برای تکمیل غنا» از مختار الزاهدی (د ۱۲۶۰ م) یافته بوده‌است. این در اصل خلاصه و چکیده اثر دیگری به نام منیةالفقها «آرزوی فقیه‌ها» از استاد مختار با نام بدیع القُبازنی بود، اما از مواردی از عمل‌کرد خود را به عنوان قاضی، بدان کتاب افزوده بود. زکی ولی اعلام کرد که فقط در ترکیه از ۷۸ نسخه قنیه خبر دارد، که از نه نسخه بهتری استفاده کرده بود. از قرار معلوم تعداد زیادی از نسخه‌ها در کتابخانه‌های اروپای غربی شناسایی شده بود. در همان گزارش او برای نخستین بار نسخه بسیار معتبر دیگری از مجموعه کوچک اسناد خوارزمی را یادآور شد. او این نسخه مختصر را کتاب مختصر یا رساله نام نهاد، که چکیده تقریباً همه موارد پیچیده واژه‌ها و جملات خوارزمی در قنیه بود، و از طریق بسیاری از حاشیه‌های اولیه کتاب مقدمه اضافه شده بود. جلال‌الدین العمادی الجرجانی این اثر را در حدود میانه سده چهاردهم میلادی تکمیل کرد، زیرا احتمالاً زبان خوارزمی در این زمان به سرعت رو به زوال می‌رفت یا چنان‌که زکی ولدی گمان می‌کند، کاملاً فراموش شده بود. این یک مسئله استنباطی است، با وجود این، این اثر را به عنوان طرحی مطرح شده که آن زمان خوارزمی از یک زندگی پر رونق بهره‌مند بود. به هر حال، هیچ شکی نیست که حاشیه‌نویس، یعنی جلال‌الدین، زبان خوارزمی را به خوبی می‌دانست.<ref>{{پک|مکنزی|1387b|ک=زبان خوارزمی و اوستایی|ص=96-97}}</ref>
 
در سال ۱۹۳۶ میلادی ایران‌شناس جوان، یعنی [[والتر هنینگ|و.ب. هنینگ]] دربارهٔ بررسی اسناد خوارزمی با زکی ولدی شروع به همکاری کرد. در تابستان همان سال این دانشمند برجسته یک طرح کوتاه موقتی از زبان را منتشر ساخت و ۳۰ سال بعد، تا زمان مرگ نابه‌هنگامش در ۱۹۶۷ میلادی او کسی بود که همه مقاله‌های عمده را دربارهٔ مطالعات خوارزمی به انجام رسانده بود. متأسفانه باید گفت که ویرایش کامل انتقادی اسناد از نسخه‌های متعدد غیرقابل دسترس قنیه که زکی ولدی و هنینگ فراهم کرده بود، هرگز تحقق نیافت. احتمالاً در میراث هنینگ در کالیفرنیا به صورت بلااستفاده و پنهان باقی می‌ماند و همسرش از روی ظنت آن را نگه داشته‌است. آنچه تا حدودی از بع دیگر آن اثر به منصه ظهور رسید ظاهراً از لنینگراد زمان استالین به دست آمد. هم چنین در سال ۱۹۳۶ میلادی یک نسخه خوبی از قنیه مورد توجه قرار گرفته بود و با آن یک کپی از رساله جلال‌الدین به پیوست مجلد شده بود که در آغاز یادآوری شد، به صورت یک دست خط بود. اینک معلوم شده که آن نسخه مد نظر نیست، بلکه هنوز یک نسخه خیلی خوب موجود است که روی یک دست خط نسخه برداری شده‌است. از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۵۱ میلادی [[الکساندر آرنولدویچ فریمان|فریمان]] سلسله مقاله‌هایی را در موضوع خوارزمی منتشر کرد که به ویرایش نسبتاً مبهم حدود ۲۷۵ جمله خوارزمی از دو منبع قنیه و رساله منجر شد. باید گفت که اگرچه این ویرایش اصلاً رضایت بخش نبود، ولی مطالبی بود که مورد تعهد قرار گرفته بود و برخی از یافته‌های منتشر شده خود هنینگ از طریق فریمان رونویسی شده بود، که در خاطر هنینگ کراهتی نسبت به آن کار ایجاد شده بود و خاطر او را مکدر ساخته بود. چنان‌که بعدها آن را بازگو کرد. در نتیجه، در آن ایام، ویرایش اسناد خوارزمی، رضایت بخش نبود، با این اوضاع رو به بهبودی می‌گذاشت.<ref>{{پک|مکنزی|1387b|ک=زبان خوارزمی و اوستایی|ص=97-98}}</ref>
 
تا اینکه اخیراً همۀ تلاش و کوشش‌های خارجی‌ها برای به دست آوردن نسخه‌های لنینگراد به شکست محکوم شد، اگر دانشمند روسی، میخائیل نیکولایویچ باگالیوبف در این شانزده سال اخیر از این اسناد استفاده کرده باشد، به نظر می‌رسد هیچ اقبالی در پیشرفت کارها حاصل نشده است. قبلاً این منبع که نخست در دسترس بود، برای نسخه‌های زکی ولدی در ترکیه مجدداً تا حدودی در تحقیق آغازین مورد توجه قرار گرفت، اما برای انتشار هنوز ویرایش ناقصی است. شگفت‌انگیز و مسرت‌بخش است که دیوید نیل مکنزی در آوریل 1986 میلادی غیرمنتظرانه یک میکروفیلم بهتری از نسخۀ دوروی مورد نظرش را از معاون مدیر موسسۀ شرق‌شناسی لنینگراد دریافت کرد. زمانی که مکنزی، روی ویرایش کل اسناد کار می‌کرد و امیدوار بود که پس از 50 سال از کشف آن، بتواند برای نخستین بار متن کامل آن را منتشر کند.<ref>{{پک|مکنزی|1387b|ک=زبان خوارزمی و اوستایی|ص=98}}</ref>