باز کردن منو اصلی

تغییرات

 
شباهت‌هایی در تحولات آوایی زبان خوارزمی و گویش اوستایی دیده می‌شود، مانند کربرد θ به جای δ در برخی از واژه‌ها مثل mθx «ملخ»، اما برخی تحولات آوایی زبان خوارزمی، رابطه نزدیک آن را با [[زبان اوستایی]]، چنان‌که برخی گمان کرده‌اند، تأیید نمی‌کند. برای نمونه، صورت باستانی واژه خوارزمی mrc «مرد» و ʾfcwr «عمو» می‌بایست به ترتیب martiya و ftūriya بوده باشد که کاملاً با معادل‌های اوستایی آنها mašiia و tūriia متفاوت است.<ref>{{پک|رضایی باغ‌بیدی|۱۳۸۸|ک=تاریخ زبان‌های ایرانی|ص=95}}</ref>
 
همگویی‌های چندی خوارزمی را با دیگر زبان‌های ایرانی میانه و نو مرتبط می‌سازد (خوارزمی = سغدی -δβr «در» <-dwar(a)، خوارزمی cfʾr = پارتی cfʾr «چهار» < čavwārah، خوارزمی = بلخی wš «علف» <-wastra [اوستایی vāstra]، خوارزمی ʾxrδys «شانزده» ~ آسی æxsærdæs).<ref>{{پک|هومباخ|۱۳۹۰|ک=زبان خوارزمی|ص=303}}</ref>
 
== فهرست واژه‌ها ==
نخستین واژه‌نامهٔ خوارزمی را هنینگ در سال ۱۹۷۱ تألیف کرد، که طی چهل سال همهٔ مواد در دسترس این زبان را بررسی کرده بود، اما تا پیش از مرگش فقط توانست ۲۶۰ مدخل از آن واژه (از حرف ʾ تا حرف ʾkw) را برای چاپ آماده کند.<ref>{{پک|زرشناس|1390|ک=زبان خوارزمی|ص=307}}</ref>