تفاوت میان نسخه‌های «باوندیان»

جز
پس از مرگ [[پیروز یکم|پیروز]]، که از شاهنشاهان [[ساسانیان]] بود، سه پسر وی با اسامی: [[بلاش]]، [[جاماسب]] و [[قباد یکم|قباد]] بر سر تخت پدر به اختلاف رسیدند.
ابتدا پسر نخست که بلاش نام داشت حکومت را به دست گرفت ولی نتوانست بیش از چهار سال توان بیاورد. سپس قباد با ارتش [[هیتالیان]] پایتخت را تصرف کرد و حکومت را بدست گرفت؛ ولی پس از مدتی بزرگترین مؤبد آن زمان را، که [[سوخرا]] نام داشت، به قتل رساند. بدین ترتیب عده‌ای از بزرگان دربار با کمک جاماسب (پسر دوم پیروز) قباد را زندانی کردند و بر اریکه قدرت نشستند.
قباد نیز کمی بعد به کمک دوستانش آزاد شد و به نزد [[هیتالیان]] گریخت. سپس با ارتش هیتالیان به ایران هجوم آورد. جاماسب که تاب مقاومت نداشت، در برابر برادر کوچکش تسلیم شد و پس از برتخت نشستندنشستن قباد به سوی [[گیلان]] و [[ارمنستان]] گریخت و پسرانش در آنجا حکومت [[گاوباریان]] و [[پادوسبانیان]] را ساختند.
در زمان پادشاهی قباد شخصی به نام [[مزدک]] ادعای پیامبری کرد و اکثر بزرگان به کیش وی درآمدند. با توجه به این احوال قباد نیز اعلام کرد که مزدک را پذیرفته‌است، ولی در قلب هنوز هم به [[زرتشت]] عشق می‌ورزید و این را از دیگران مخفی می‌کرد؛ ولی این واقعیت مدتی بعد فاش شد بدین گونه که؛ قباد سه فرزند داشت که بدین ترتیب بودند:
# کیوس: وی از مبلغان و شیفتگان مزدک بود و دین مزدک را قبول کرده‌بود.