تفاوت میان نسخه‌های «دقیقی»

۱۷ بایت اضافه‌شده ،  ۲ سال پیش
جز
(ویرایش و تصحیح (جزئی))
در نوشته‌های [[خاورشناسان]] به دو دلیل از دقیقی یاد شده. در جای‌هایی که سخن از ادبیات فارسی و شاعرهای این زبان است، چون دقیقی از پیشگامان شعر فارسی بوده نامش در میان دیگر شاعرها آورده می‌شود. مناسبت دیگر آن است که کسانی که به جستجو در زندگانی فردوسی پرداخته‌اند، همچنان به دلیل اینکه بخشی از شاهنامه سرودهٔ دقیقی است، از پژوهش دربارهٔ او نیز سر باز نزده‌اند. در اینجا برخی از مهمترین پژوهش‌هایی که خاورشناسان دربارهٔ دقیقی انجام داده‌اند را به کوتاهی می‌آوریم. این مطالب برگرفته از مقالهٔ [[ایرج افشار]] است که در سال ۱۳۵۵ خورشیدی چاپ شده‌است.<ref name="afshar">{{یادکرد وب|نویسنده =[[ایرج افشار]] |نشانی = http://www.ensani.ir/fa/content/283818/default.aspx |عنوان = دقیقی در تحقیقات مستشرقان| ناشر =مجله دانشکده، شماره ۵، سال دوم |تاریخ =۱۳۵۵ |تاریخ بازدید = ۶ آوریل ۲۰۱۶}}</ref>
 
نخستین کوشش از سوی خاورشناسان برمی‌گردد به هنگامی که لمسدن، از نظامیان [[مردم انگلستان|انگلیسی]] مقیم [[هند]]، نخستین مجلد شاهنامه را در سال ۱۸۱۱ میلادی در [[کلکته]] به چاپ رسانید. پس از او کسانی که به شاهنامه پرداختند، در پیشگفتارهای خود به ناچار از دقیقی و پیشگامی او در سردون حماسه ملی ایران نیز سخن یاد کردند.<ref name="afshar" />
 
یکی از خاورشناسان [[آلمانی‌ها|آلمانی]] به نام [[هرمان اته]] میان سال‌های ۱۸۷۲ و ۱۸۷۵ به انتشار دو مقاله به [[زبان آلمانی]] پرداخت و در آنها از دقیقی یاد کرده بود. نخستین مقاله دربارهٔ فردوسی، و دیگر مقاله‌ای دربارهٔ پیشروان و معاصران [[رودکی]] (۱۸۷۵) بود. اته یکی از نخستین کسانی است که بحث دربارهٔ زرتشتی بودن دقیقی را مطرح کرد و بر پایه آن، سرودن شاهنامه را بیشتر ناشی از حس و توجه شاعر به عوالم روحی و فکری او عنوان کرد.<ref name="afshar" />
 
[[تئودور نولدکه]] در سال ۱۸۹۲ در جلد دوم مجموعه پژوهش‌های مربوط به زبان فارسی که در شهر [[وین]] انتشار یافت، ضمن بحثی دربارهٔ شعر فارسی از سهم دقیقی در حماسه ایران یاد کرد و موضوع زرتشتی بودن دقیقی را یکی از مباحث اصلی بحث خود قرار داد.<ref name="afshar" />
 
[[ادوارد براون]] که اولین مجلد از اثر پایدارش بنام «[[تاریخ ادبیات ایران]]» که در سال ۱۹۰۲ انتشار یافت، در دو صفحه از آن کتاب به زندگانی دقیقی پرداخت و ضمن بازگویی و بازبینی آنچه در کتاب‌ها و مآخذ قدیم ایرانی دیده بود، تا اندازه‌ای به دیدگاه‌های مستشرقان نیز پرداخت. او پس از آن بحث کوتاهی دربارهٔ ممدوحین می‌آورد و برخلاف پیشینیان خود می‌گوید که دقیقی زرتشتی نبوده‌است. این نخستین بار بود که در برابر عقاید نولدکه و اته و هرن، نظری مخالف گفته می‌شد.<ref name="afshar" />
 
در سال ۱۹۱۳ نخستین مجلد از چاپ اول [[دائرةالمعارف اسلام]] انتشار یافت. در این دائرةالمعارف ذیل تخلص دقیقی پنج شش سطری به زندگانی او اختصاص داشت. این نخستین بار بود که نام دقیقی در یک دائرةالمعارف اروپایی وارد شده بود. در حالی که نام فردوسی و همگنان او سال‌ها پیش از آن در دائرةالمعارف‌های دیگر جایگاه خود را یافته بود. مقاله کوتاه دائرةالمعارف اسلام به دست کلمان هوار خاورشناس [[مردم فرانسوی|فرانسوی]] نوشته شده بود.<ref name="afshar" />
 
شدر در سال ۱۹۳۲ مقاله‌ای تحت عنوان «آیا دقیقی زرتشتی بود؟» در جشن نامه خاورشناس نامی [[جرج یاکوب]] به چاپ رسانید و این عقیده را اظهار کرد دقیقی زرتشتی نبوده‌است.<ref name="afshar" />
 
کتاب «تاریخ ادبیات ایرانی» تألیف [[یان ریپکا]] مستشرق در سال ۱۹۵۶ به [[زبان چکی]] در [[پراگ]] به چاپ رسید. سه سال پس از آن در سال ۱۹۵۹ ترجمهٔ آلمانی آن در [[لایپزیک]] منتشر شد. ریپکا سه صفحه از این کتاب را به زندگانی دقیقی اختصاص داده‌است. آنچه در تحقیق او تازگی دارد اظهارنظریست که در باب کشته شدن دقیقی بدست می‌دهد و علت آن را به دلایل آنچه فردوسی در حق دقیقی آورده‌است، به اخلاق خشونت‌آمیز و تند دقیقی منحصر می‌کند. او می‌گوید زحمات دقیقی مقدمه بلافصل شاهنامه فردوسی بود و هنوز هم آثار آن در این منظومه به روشنی قابل درک است. درست است که دقیقی به تنهایی مبتکر سبک و وزن حماسی نبود ولی بی‌گمان در پیشرفت این دو سهیم بوده‌است و نمونه‌ای پرداخته‌است که فردوسی هم بدنبال آن رفته‌است.<ref name="afshar" />
 
== پیشینه به‌نظم‌درآوردن داستان‌های ملی ایران ==
هزار بیتی که او سروده دربارهٔ پادشاهی [[گشتاسپ]] و ظهور [[زرتشت]] و تاختن [[ارجاسپ]] به ایران است.<ref>{{پک|دبیرسیاقی|۱۳۷۴|ص=۱۰۰}}</ref> او به تشویق نوح دوم سامانی به به‌نظم‌درآوردن شاهنامهٔ ابومنصوری دست یازید.<ref>{{cite book|title=History of Civilizations of Central Asia (vol.4,part-1)|url=http://books.google.com/books?id=lodSckjlNuMC&pg=PA91|year=1992|publisher=Motilal Banarsidass Publ.|isbn=978-81-208-1595-7|pages=91–}}</ref>
 
تاریخ دقیق زادن و مرگ او دانسته نیست، ولی او به دستور نوح بن منصور (پادشاهی از ۳۶۵ تا ۳۸۷) آغاز به به نظم درآوردن شاهنامه کرد و فردوسی کار او را در پیرامون سال‌های ۳۶۵ هجری ادامه داد. مرگ دقیقی باید حدوداً پیرامون ۳۶۶ انجام گرفته باشد. افزون بر آن، آنچنان که فردوسی در شاهنامه گزارش کرده‌است، دقیقی در سن جوانی کشته شد، از این روی می‌توان تاریخ زادن او را پس از ۳۲۰ هجری دانست.<ref name="iranica" /><ref>{{پک|صفا|۱۳۶۹|ص=۴۰۹}}</ref> به گفتهٔ [[محمد دبیرسیاقی]]، چون آغاز فرمانروایی نوح بن منصور در ۳۶۵ ه‍.ق است و فردوسی نیز که کشته‌شدن دقیقی را در شاهنامه خود یاد می‌کند در حدود سال ۳۷۰ ه‍.ق به نظم شاهنامه دست یازیده، بنابراین تاریخ کشته‌شدن این شاعر میان سال‌های ۳۶۷ تا ۳۶۹ هجری قمری باید رخ داده باشد.<ref>{{پک|دبیرسیاقی|۱۳۷۴|ص=۱۰۰}}</ref>
 
بر پایهٔ گفتهٔ [[عوفی]] «او را بسبب دقت معانی و دقت الفاظ دقیقی گفتندی». بر پایهٔ گفتهٔ [[ذبیح‌الله صفا]]، پذیرش این نکته مستلزم آن است که بپنداریم او پیش از رسیدن به مرتبهٔ استادی در شعر فارسی، لقب شعری نداشته و بنابراین این گفتهٔ عوفی را نادرست می‌داند.<ref>{{پک|صفا|۱۳۶۹|ص=۴۰۸}}</ref>
برخی او را همان ابوعلی [[محمد بن احمد بلخی]] دانسته‌اند که [[ابوریحان بیرونی]] به او و شاهنامه‌اش اشاره کرده‌است، ولی بر پایهٔ گفتهٔ صفا، دلایلی که برای یکی دانستن آنها گفته می‌شود قانع‌کننده نیست. نخست آنکه شاعر بودن ابوعلی بلخی و نوشتن شاهنامه از روی منابع مختلف دلیل نمی‌شود که او همان دقیقی توسی باشد و دوم آنکه از گفتهٔ ابوریحان پیداست که شاهنامه ابوعلی بلخی منثور بوده‌است، نه منظوم.<ref>{{پک|صفا|۱۳۶۹|ص=۴۰۹}}</ref>
 
عوفی گفته‌های دقیقی را بیست‌هزار بیت برمی‌شمرد. این گفته لزوماً درست نیست (و ممکن است بر اثر اشتباه نوشتاری «بیتی‌هزار» به «بیست هزار» رخ داده باشد،<ref name="din" />) ولی [[تاریخ هرات]] نوشته [[سیف هروی]] ۷۰ بیت در [[بحر متقارب]] در سبک حماسی را به دقیقی نسبت می‌دهد و این امکان وجود دارد که این بیت‌ها گوشه‌هایی از شاهنامهٔ او بوده باشند، هرچند که آن بیت‌ها را می‌توان بخشی از آثار دیگر دقیقی نیز به حساب آورد.<ref name="pre-mongol">{{یادکرد|نویسنده = |کتاب = Persian Literature - A Bio-Bibliographical Survey: Poetry of the Pre-Mongol Period| ناشر =Routledge |صفحه =۹۴–۹۶ |تاریخ = |شابک|978-0947593476}}</ref>
 
=== زادگاه ===
سرگذشت‌نویسان گوناگونی [[بخارا]]، [[سمرقند]]، [[بلخ]]، [[مرو]] و [[توس]] را زادگاه او دانسته‌اند. بر پایهٔ گفتهٔ [[محمد عوفی]] زادگاه او شهر توس بوده‌است و [[جلال خالقی مطلق]] با برشمردن چندین دلیل توس را زادگاه دقیقی می‌داند.<ref name="zadgah" /><ref name="iranica" /> [[دانشنامهٔ بریتانیکا]] نیز زادگاه او را توس دانسته‌است.<ref name="britanica">{{یادکرد وب|نویسنده = |نشانی = http://www.britannica.com/biography/Daqiqi |عنوان = Daqīqī| ناشر =Encyclopædia Britannica |تاریخ = |تاریخ بازدید = ۶ آوریل ۲۰۱۶}}</ref>
 
بر پایهٔ خالقی مطلق، توس به چند دلیل زادگاه دقیقی است. نخست آنکه زمان عوفی نسبت به دیگر سرگذشت‌نویسان دقیقی، پنج‌سده پیشتر و نزدیک‌تر است و خود عوفی نزدیک به دویست سال با دقیقی فاصله دارد، بویژه آنکه عوفی سال‌ها در شهرهای [[خراسان بزرگ]] سفر کرده و یادداشت تهیه نموده. دوم آنکه بخارا از آن رو نمی‌تواند زادگاه دقیقی باشد که خود عوفی زادهٔ این شهر است و در همان‌جا تحصیل کرده و بعید است که شاعری به نامبُرداری دقیقی پس از دویست سال آنچنان از یاد همشهریانش رفته باشد که او را بیگانه بپندارند. این حکم دربارهٔ مردم دیگر شهرها مانند سمرقند و مرو و توس نیز درست است و می‌دانیم که عوفی در سمرقند و مرو به سر برده و در سال ۶۰۰ در [[نسا]] و در ۶۰۳ در [[نیشابور]] بوده و به احتمال زیاد از توس نیز دیدن کرده و با دانشمندان آنجا گفتگو و نشست‌وبرخاست داشته و افزون بر این، توس در آن هنگام هنوز گرفتار [[حمله مغول به ایران|تاخت و تاز مغول‌ها]] نشده بود و بیشتر کتاب‌ها و دیوان‌های سده‌های گذشته همچنان در دسترس بوده‌است.<ref name="zadgah" />
 
دقیقی در یکجا می‌گوید:<ref name="zadgah" />
{{شعر}}
{{ب|خدایگانا بامس به شهر بیگانه | فزون از این نتوانم نشست دستوری}}
{{پایان شعر}}
 
شاعر در اینجا می‌گوید که سالیان درازی از زادگاه خود دور افتاده و از ماندن در شهر بیگانه دلگیر شده و شکوه می‌کند. اگر این شعر در بخارا سروده شده باشد، بخارا دیگر نمی‌تواند زادگاه او باشد. اگر هم در [[چغانیان]] سروده باشد، آنگاه نه بخارا و نه سمرقند نمی‌توانند زادگاه او باشند، چون این شهرها با هم نزدیک هستند و دقیقی که ثروتمند هم بوده می‌توانسته هر هنگام که دوست داشت از زادگاه خود در آن شهرها دیدن کند.<ref name="zadgah" />
 
[[منوچهری]] در قصیدهٔ «لغز شمع» که در ستایش استادش [[عنصری]] سروده، بیتی بدین گونه دارد:
{{پایان شعر}}
 
جای توس را می‌توان با سه نام فردوسی، [[اسدی توسی]] و دقیقی پر کرد. احتمال اینکه شاعر نامی دیگر از توس بوده باشد که ما دربارهٔ آن چیزی ندانیم، اندک است.<ref name="zadgah" />
 
=== دین ===
در شعرهای دقیقی اشاره‌هایی هست که پژوهشگران را بر آن داشته تا او را زرتشتی بپندارند. اما بر پایهٔ گفتهٔ [[جلال خالقی مطلق]] در دانشنامه ایرانیکا، به جز نام اسلامی او، اشاره‌های دیگری هست که نشان می‌دهد او یک مسلمان بوده. اگر زادگاه او توس بوده باشد که از شهرهای کهن [[شیعه|شیعه‌نشین]] بوده و در زمان فرماندار سامانی، [[ابومنصور عبدالرزاق]] به مرکز فعالیت‌های ملی‌گرایانه ایرانی تبدیل شده بوده، محتمل است که دقیقی نیز همچون فردوسی یک شیعه بوده‌است. در آن دوره بسیاری از پیروان مذهب شیعه به فرهنگ باستانی ایران افتخار می‌کردند که این کار موجب می‌شده مخالفین آنها، به آنها نام‌هایی چون [[قرمطی]] و [[شعوبی]] بدهند و آنها را در دستهٔ [[مجوس]] و [[زندیق]] قرار دهند.<ref name="iranica">{{یادکرد وب|نویسنده =Djalal Khaleghi-Motlagh |نشانی = http://www.iranicaonline.org/articles/daqiqi-abu-mansur-ahmad-b |عنوان = DAQĪQĪ, ABŪ MANṢŪR AḤMAD| ناشر =ENCYCLOPÆDIA IRANICA |تاریخ =December 15, 1993 |تاریخ بازدید = ۶ آوریل ۲۰۱۶}}</ref>
 
دقیقی آغاز به نظم درآوردن شاهنامه را از پادشاهی [[گشتاسپ]] گرفته‌است، نه از آغاز، که این یکی از دلایلی بوده که شماری او را زرتشتی بدانند؛ ولی بر پایه خالقی مطلق، پیش از فردوسی، قهرمانان ملی ایران گشتاسپ و [[اسفندیار]] بودند، نه [[رستم]]. از آنجایی که [[گرشاسپ]] نیز جایی در [[خدای‌نامه]] و [[شاهنامه ابومنصوری]] نداشته، دقیقی کار را با پادشاهی گشتاسپ آغاز کرده که آغاز روایت [[اسفندیار]] نیز هست.<ref name="iranica" />
 
فردوسی در شاهنامه (سده چهارم)، عوفی در لباب‌الالباب (سده هفتم)، [[حمدالله مستوفی]] در تاریخ گزیده (سده هشتم)، و کسانی که پس از آنها سرگذشت دقیقی را نوشته‌اند، به نامسلمان بودن او اشاره نکرده‌اند.<ref name="din">{{یادکرد وب|نویسنده =سید محمد محیط طباطبایی |نشانی = http://www.ensani.ir/fa/content/201792/default.aspx |عنوان = عقیده دینی دقیقی| ناشر = |تاریخ = |تاریخ بازدید = ۶ آوریل ۲۰۱۶}}</ref>
 
دیدگاه زرتشتی‌بودن دقیقی نخستین بار توسط خاورشناسان غربی و گویا از منبعی [[هندو]] به گزارش ایشان راه یافته و رفته‌رفته پررنگ‌تر شده.<ref name="din" /> با این حال شواهد نشان از زرتشتی‌بودن او ندارد. جدا از نام او که عربی و از نام‌های [[پیامبر اسلام]] است، اینکه گفته می‌شود زرتشتیانی بوده‌اند که دارای نام‌های عربی بوده‌اند در تاریخ مصداق ندارد.<ref name="din" /> بر پایه گفتهٔ محمد جواد شریعت، زرتشتیانی که نام‌های اسلامی دارند، دست کم لقب و اشاره‌ای در نام آنان هست که نشان دهد پیرو این کیش هستند، مانند [[علی بن عباس مجوسی]] که کلمه مجوس در پایان نام او نشان از آن داد که او پیرو این کیش بوده‌است.<ref>{{پک|شریعت|۱۳۷۳|ص=۸}}</ref>
 
در جایی دقیقی اینگونه دربارهٔ خود سخن می‌گوید:
{{پایان شعر}}
 
از جمله دلایل زرتشتی‌شمردن دقیقی بیت بالا بوده‌است. با این حال زرتشتی بودن او نامحتمل است، چرا که اینکه شاعر می‌گوید کیش زرتشتی را «برگزیده است»، نشان می‌دهد که او زرتشتی‌زاده نبوده‌است و اگر بخواهیم او را زرتشتی بپنداریم، آنگاه باید بعدها به این دین گرویده باشد. اینکه در سده دهم در ایران یک شاعر به دینی دیگر گرویده باشد و ازدین‌برگشتگی خود را در شعر به رخ کشیده باشد، چیزی نامحتمل است که به سختی می‌توان آن را باور کرد.<ref name="pre-mongol" /> محمدجواد شریعت بر این باور است که احتمال اینکه یک زرتشتی در زمرهٔ مداحان شاهان بخارا درآید و اولیای دین اسلام را ستایش کند خیلی کمتر است تا برعکس آن، یعنی احتمال اینکه یک نفر مسلمان ایرانی و دارای گرایش به نهضت ملی [[شعوبیه]] و ایرانی‌گری، علاقه ملی و در عین حال رمانتیک به دین بهی نشان دهد، چنان‌که فردوسی در شاهنامه نشان داده‌است.<ref>{{پک|شریعت|۱۳۷۳|ص=۹}}</ref> این بیت می‌تواند به این معنی باشد که دقیقی به عنوان یک شاعر مسلمان، کیش زرتشتی را «می‌پسندد»، یا «ستایش می‌کند»، نه اینکه لزوماً به گونهٔ رسمی پیرو آن باشد. بیت‌های بالا که در آن اشاره به خوشگذرانی‌های ممنوعهٔ دیگری همچون «می خوشرنگ» نیز دیده می‌شود، می‌تواند اشاره به بازیگوشی شاعرانهٔ یک مسلمان داشته باشد و نباید به آن به گونهٔ ابراز عقیدهٔ راسخ دینی نگریسته شود.<ref name="pre-mongol" />
 
بیت‌های دیگری که می‌تواند نشان از زرتشتی بودن او داشته باشد، عبارتند از:
 
=== در شاهنامه ===
فردوسی در مقدمهٔ شاهنامه می‌گوید که چگونه آن «مرد جوان» بر آن شد تا شاهنامه منثور را به نظم درآورد، ولی او را خوی بد یار بود و پیش از آنکه بتواند سرتاسر شاهنامه را به نظم دربیاورد به دست غلام خویش کشته می‌شود. در آغاز پادشاهی گشتاسپ، فردوسی دقیقی را در خواب می‌بیند که از او درخواست می‌کند تا بخیلی نکرده و هزاربیتی که او سروده را در شاهنامه‌اش بگنجاند. از سخن فردوسی به گستردگی اینگونه برداشته شده‌است که سروده‌های دقیقی تماماً آن بوده که فردوسی آنها را در شاهنامه آورده، اما اینگونه نیز می‌توان برداشت کرد که بخش مورد نظر، آخرین بخشی بوده که دقیقی پیش از «پایان زندگی خویش» به نظم کشیده، نه لزوماً تنها سروده‌های او. اینکه فردوسی هزار بیت او را گنجانده‌است می‌تواند برای فرار از سردون بخش ظهور زرتشت بوده باشد، چرا که به دست دادن یک تصویر مثبت از زرتشت و کیش او، می‌توانست موجب آن شود که مسلمانان به فردوسی تهمت زردشتی‌بودن بزنند.<ref name="pre-mongol" /> خالقی مطلق البته با این دید مخالف است و آن بخش از شاهنامه را دربرگیرندهٔ مطلب «حادی» نمی‌بیند که فردوسی بخواهد از آن بگریزد. او همان دلیل اینکه فردوسی به ارزش کار دقیقی آگاه بوده و خواسته این هزاربیت از دست نروند و بمانند را محتمل‌تر می‌داند.<ref name="khaleqi1" />
 
== مدح‌شدگان از سوی دقیقی ==
 
== سبک ==
به گفتهٔ دبیرسیاقی، دقیقی قدرت طبع و کلام نیک درهم بافته دارد، در غزل‌سرایی لطیف و در ستایندگی قوی و در مضمون‌آوری نوآور و تازه‌گوی است و دل‌انگیزی و روانی را در قول و غزل خویش از یاد نبرده‌است. با این حال او را در داستان‌سرایی به پای فردوسی نمی‌داند و گشتاسپ‌نامهٔ او را پس از شاهنامه از دیگر منظومه‌های [[بحر متقارب]] برتر می‌داند.<ref>{{پک|دبیرسیاقی|۱۳۷۴|ص=۱۰۲}}</ref> بر پایه جلال خالقی مطلق در دانشنامه ایرانیکا، هزاربیت دقیقی در شاهنامه نسبت به سخن فردوسی زبانی باستانی‌تر و کهنه‌تر دارد، اما خشک و تهی از استعاره‌ها و تصویرهایی است که در سخن فردوسی دیده می‌شود. فردوسی پس از آوردن سروده‌های دقیقی در شاهنامه، با آنکه با احترام نسبت به او سخن می‌گوید و او را راهبر خود می‌پندارد، ولی همزمان لب به نکوهش او نیز می‌گشاید و آن را برای حماسه ملی ایران سزاوار نمی‌بیند.<ref name="iranica" />
 
بیت‌های دقیقی در شاهنامه که به گشتاسپ‌نامه مشهور است، در تصحیح [[جلال خالقی مطلق]] ۱۰۱۵ بیت، در تصحیح [[ژول مول]] ۱۰۲۳ بیت و در چاپ مسکو ۱۰۰۹ بیت است. جلال خالقی مطلق در مقاله‌ای به بررسی سخن دقیقی در شاهنامه پرداخته و بیت‌های او را با سخن فردوسی سنجیده‌است. بر پایهٔ پژوهش او، سخن فردوسی در سنجش با دقیقی، از کوتاهی و ایجاز بیشتری برخوردار است و دقیقی جزئیات بیشتری را در داستان‌ها آورده و در جای‌هایی هم مطالبی که پیشتر عنوان شده‌اند را دوباره به گونه‌ای زاید تکرار کرده‌است. این تکرار و درازگویی حتی واکنش [[بنداری اصفهانی]] که شاهنامه را به [[زبان عربی]] ترجمه کرده را نیز در پی داشته و او در جایی سخن دقیقی را یکباره خلاصه می‌کند. برای سنجش، خالقی بر این باور است که فردوسی می‌توانست هزاربیت دقیقی را با ۵۰۰ یا ۷۰۰ بیت بازگو کند، از آن سو، دقیقی اگر قرار بود همهٔ شاهنامه را بسراید، به هفتاد تا صدهزار بیت نیاز داشت. از نظر تشبیه‌ها و توصیف‌های شاعرانه، سخن دقیقی به جز شمار اندکی، روی هم رفته تهی از تشبیه‌ها و توصیف‌های زیبای شاعرانه است و از این دیدگاه در سنجش با فردوسی خشک و خالی شمرده می‌شود. همچنین سخن دقیقی نیز مانند فردوسی سرشار از احساسات ملی است و به زیبایی ایران و ایرانیان را توصیف کرده‌است. همچنین دشنام‌هایی که فردوسی به کار برده، نسبت به دقیقی ملایم‌تر هستند.<ref name="khaleqi1">{{یادکرد وب|نویسنده =جلال خالقی مطلق |نشانی = http://www.ensani.ir/fa/content/184788/default.aspx |عنوان = نگاهی به هزار بیت دقیقی و سنجشی با سخن فردوسی (1) (با یاد پژوهندهٔ فقید استاد ذبیح‌الله صفا)| ناشر = |تاریخ = |تاریخ بازدید = ۶ آوریل ۲۰۱۶}}</ref>
 
== تأثیرها ==
دقیقی یکی از مهمترین شاعران در دوره‌های نخستین شعر فارسی است. او راه را برای شاعران پس از خود همچون فردوسی هموار کرد، که فردوسی نزدیک به هزار بیت از دقیقی را در شاهنامهٔ خود گنجانده‌است. هر چند که نمی‌توان بوجود آوردن سبک و شیوهٔ غالب در ادبیات حماسی فارسی را تماماً به دقیقی نسبت داد، ولی بی‌گمان دقیقی سهم زیادی در بوجود آوردن آن داشته‌است.<ref name="britanica" /> پس از [[رودکی|ابو عبدالله جعفر رودکی]]، دقیقی به همراه [[ابوشکور بلخی]] و [[شهید بلخی]]، مهمترین سرایندگان سده ۱۰ میلادی هستند.<ref name="iranica" /> شاعران دوران‌های بعد دقیقی را در ردیف گویندگان بزرگ نام برده و سخن او را ستوده‌اند و از دیوانش نسخه برداشته‌اند و در طرز سخنگویی و شیوهٔ شاعری بدو اقتدا کرده‌اند. [[ناصر خسرو]] در سفرنامه از [[قطران تبریزی]]، شاعر سده پنجم یاد می‌کند که در [[تبریز]] دیوان دقیقی و [[منجیک ترمذی]] را نزد او آورده و مشکلات آن دو دیوان را از وی پرسیده‌است. اما امروزه جدا از هزار بیت گشتاسپ‌نامه که فردوسی آنها را در شاهنامه آورده، تنها نزدیک به سیصد بیت، از قطعه و قصیده و ابیات پراکنده در دست است.<ref>{{پک|دبیرسیاقی|۱۳۷۴|ص=۱۰۱}}</ref>
 
== پانویس ==
{{ادبیات فارسی}}
{{شاهنامه}}
[[رده:{{اهالی خراسان]] باستان}}
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:دقیقی}}
 
[[رده:ادبیات کهن فارسی]]
[[رده:افراد ایرانی‌تبار در سده ۱۰ (میلادی)]]
[[رده:اهالی توس]]
[[رده:اهالی خراسان]]
[[رده:درگذشتگان ۹۷۷ (میلادی)]]
[[رده:زادگان سده ۱۰ (میلادی)]]
[[رده:زرتشتیان مسلمان‌شده]]
[[رده:شاعران اهل ایران]]
[[رده:شاعران ایران بزرگ]]
[[رده:شاعران سده ۱۰ (میلادی)]]
[[رده:شاعران فارسی‌زبان سده ۴ (قمری)]]
[[رده:زرتشتیان مسلمان‌شده]]
[[رده:اهالی خراسان]]
۳۳۶٬۶۲۷

ویرایش