باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
 
== پیش از جنگ جهانی اول ==
=== شکل‌گیری رابطه: ===
نخستین انگیزه‌های ایجاد رابطه با آلمان در سال ۱۸۵۰ و به درخواست [[امیرکبیر]] مطرح شده بود. در آن زمان امیرکبیر در جستجوی دولت ثالث نیرومندی بود که بدون هیچگونه توقع [[استعمار|استعماری]] با ایران روابط سیاسی برقرار کند. در آن زمان آلمان گرفتار هرج و مرج داخلی ناشی از [[انقلاب ۱۸۴۸]] بود و حکومت متمرکزی نداشت و در نتیجه تلاش برای برقراری روابط به شکست انجامید.<ref name=FFF />
 
نخستین تماس دیپلماتیک ایران و آلمان در سال ۱۸۵۷ رخ داد. در ۲۵ ژوئن این سال بود که در پاریس پیمان مودت و بازرگانی توسط فرخ خان امین‌الملک، سفیر ایران در پاریس و کنت کارل فرانس فن‌هاتس فلدویلدنبورگ {{آلمانی|Karl Franz von Hatzfeld wilddenburg}} به نمایندگی از اتحادیه گمرک آلمان به امضا رسید. گام بعدی سفر هیئتی سیاسی به سرپرستی [[بارون ژولیوس مینوتولی]] {{آلمانی|Julius Minutolik Freiherr}} بود که در سال ۱۸۶۰ وارد ایران شدند و ۳ ماه مهمان [[ناصرالدین‌شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] بودند و از مناطقی از ایران بازدید کردند. در خلال سفر اول ناصرالدین شاه به اروپا در سال ۱۸۷۳ وی در ژوئن آن سال به [[برلین]] وارد شد. (پس از دیداتر از [[سن پترزبورگ|سن‌پترزبورگ]] و قبل از دیدار از [[بروکسل]] و [[لندن]]) شاه ۹ روز در برلین بود و با تمام اعضای خاندان سلطنت از جمله [[ویلهلم اول]] امپراتور آلمان و [[بیسمارک]] [[صدر اعظم]] آن کشور ملاقات کرد. وی در ضمن این مذاکرات، علاقه خود را به گسترش و تقویت روابط دو کشور ابراز داشت. در زمان اقامت ناصرالدین شاه در [[آلمان]] [[عهدنامه مودت و تجارت و سیر کشتیها بین ایران و آلمان]] در ۱۱ ژوئن ۱۸۷۳ به امضاء رسید.<ref>{{یادکرد|نویسنده = عبدالرضاهوشنگ مهدوی |کتاب =تاریخ روابط خارجی ایران | ناشر =انتشارات امیر کبیر |صفحه = ۲۷۷ |تاریخ =۱۳۶۹}}</ref>
 
ناصرالدین شاه تلاش کرد بیسمارک را متقاعد کند که [[سفارت آلمان در تهران|سفارت آلمان]] را در ایران برپا کند ولی بیسمارک که منافعی برای آلمان در ایران متصور نبود، از این کار شانه خالی کرد و منتظر ماند تا اول ایران سفارتش را در برلین دایر کند. همچنین شاه ایران سعی نمود مستشاران مالی و نظامی آلمانی را به ایران بیاورد ولی بیسمارک مدعی شد که چنین افرادی را در اختیار ندارد؛ ولی سرانجام پس از آنکه ایران در سال ۱۸۸۵ سفارتخانه خود را در برلین دایر کرد و بود که آلمان سفارت خود را در تهران بنا کرد و میرزا رضاخان گران مایه ([[مؤیدالسلطنه]]) را به عنوان نخستین سفیر ایران در آلمان عازم [[برلین]] کرد، [[ارنست فول براون‌تشوایگ]] {{آلمانی|Ernest von Braunschweig}} به ایران آمد و سفارتخانه آلمان در ایران را بنا نهاد.<ref>{{یادکرد|نویسنده =محمدتقی مخبرالسلطنه |کتاب =گزارش ایران | ناشر =نشر نقره |صفحه =۴۸ |تاریخ =۱۳۶۳}}</ref> همچنین آلمان در سال ۱۸۹۷ کنسولگری خود را در [[بوشهر]] دایر شد.
 
=== زمان قاجار: ===
بعد از دایر شدن سفارت آلمان در ایران بود که روابط اقتصادی بین دو کشور شکل گرفت و حجم [[صادرات]] آلمان به ایران رو به رشد گذاشت گرچه هنوز در مقایسه با حجم واردات ایران از [[روسیه]] و [[انگلستان]] بسیار ناچیز بود. در این زمان عمده رقابت بر سر احداث خطوط ریلی و جاده در ایران بین شرکت‌های آلمانی و روسی و همچنین فروش اسلحه به ایران مابین آلمان و فرانسه بود. [[مظفرالدین‌شاه]] نیز همان رویه ناصرالدین‌شاه را در پیش گرفت و خواستار حمایت آلمان در مقابل سایر دول اروپایی بود. سفر مظفرالدین‌شاه به [[برلین]] در سال ۱۹۰۲ با شکوه و تجملات ویژه‌ای بود، ولی دربار آلمان چندان استقبالی از وی نکردند. از سال ۱۹۰۶ آلمان تلاش کرد خود را به صورت یک قدرت در ایران مطرح کند و آمادگی ایستادگی در برابر انگلستان و روسیه را نیز داشته باشد. حمایت از ایران در مناقشات مرزی با همسایه شمالی‌اش، تأسیس بانک در تهران، ایجاد شبکه راه‌آهن که ادامه راه‌آهنی بود که آلمانی‌ها در عراق کشیده بودند و همچنین میانجیگری درگیریهای مرزی ایران و عثمانی و مجبور ساختن ترک‌ها به عقب‌نشینی، از جمله این برنامه‌ها بود. این امیدواری در سال ۱۹۰۵ تحقق یافت و به یکی از شرکت‌های آلمانی عضو گروه بانکی شاوف هاوزن {{آلمانی|schafhausen}} امتیاز بهره‌برداری از نفت شمال داده شد. تأسیس خط کشتیرانی آلمان در سواحل خلیج فارس دومین دستاورد آلمان در زمان زمامداری [[ویلهلم شتراسه]] بود. سومین دستاورد مهم آلمان تأسیس بانک در ایران بود. آلمانی‌ها می‌دانستند که نفوذ اقتصادی روسیه و انگلستان در ایران مرهون بانک‌های آنان در ایران است و از این رو اگر بخواهندسهم بیشتری از بازار تجاری ایران داشته باشند، باید در گام اول یک بانک در ایران دایر کنند. ایران نیز که سخت به دنبال گرفتن یک وام از کشورهای خارجی بود و مذاکراتش با بانک روسیه پیشرفتی نداشت به اینکار مشتاق بود تا شاید این بانک بتواند وام مورد نیاز ایران را تأمین کند. پس از مذاکرات وزارت امورخارجه آلمان، بانک شرقی آلمان که پیش از این در چند کشور [[خاورمیانه]] شعبه دایر کرده بود، موظف به تأسیس شعبه در ایران شد. مجلس ایران در ژوئن ۱۹۰۷ امتیاز اعطا بانک آلمانی را تصویب کرد. دخالت‌های روسیه و انگلستان و اعطای وام‌های مورد نیاز ایران، تأسیس بانک آلمانی را به تأخیر انداخته بود.
 
پس از اشغال مناطق شمالی ایران شامل [[تبریز]] و مناطق غرب [[دریاچه ارومیه]] در سال ۱۹۰۹ توسط روسیه، ایران یکبار دیگر از آلمان خواست که با میانجیگری در این قضیه، روسیه را به عقب‌نشینی پشت مرزهای خود ترغیب کند. اما آلمان که این عمل را مخالف منافع خود می‌دید از اینکار امتناع کرد. آلمانی‌ها بیم این را داشتند که در ایران با روسیه رودررو شوند و مرزهای طولانی سرزمینشان با شوروی امنیت سابق خود را از دست بدهد. اینکار موجب دلسردی دربار ایران از آلمانی‌ها شد. توافق آلمان و روسیه بر سر اجرای مشترک احداث خط آهن در ایران که از ۱۹۰۷ آغاز شده بود و در ۱۹۱۱ به توافق نهایی رسید، عامل دیگر خودداری آلمان از حمایت از ایران در برابر روسیه شد. بدین ترتیب روابط دو کشور از سال ۱۹۱۰ رو به افول گذاشت. این پیمان روسیه و آلمان موجب خشم مردم و دربار ایران شد و در آن توافق‌های تجاری مهمی در خصوص فعالیت در ایران، بدون مشارکت و اجازه از حکومت ایران گرفته شده بود. به عنوان مثال روسیه می‌توانست خط آن تهران-خانقین را به اجرا درآورد و آلمان نیز خط آهن تهران-بغداد.<ref>{{یادکرد|نویسنده =برادفورد جی مارتین |کتاب =تاریخ روابط ایران و آلمان | ناشر =پیک ترجمه و نسر |صفحه = |تاریخ =۱۳۶۸}}</ref>
 
=== دوره پهلوی: ===
== جنگ جهانی اول ==
جنگ جهانی اول یک دوره مهم در همکاری ایران و آلمان بر ضد [[روسیه]] و [[بریتانیا|انگلیس]] بوده است. آلمان سعی داشت از طریق سازماندهی و مدیریت با [[پول]] و اسلحه،[[سلاح گرم|اسلحه]]، ملت‌های مسلمان از جمله [[ترکیه]]، [[عراق]]، ایران و [[افغانستان]] را بر ضد انگلستان بشوراند و به این ترتیب با گشایش جبهه‌ای در جنوب، قدرت شوروی را برای جنگ مستقیم با آلمان کم کند. در این راستا می‌توان اعزام مستشار نظامی [[ویلهلم واسموس]] {{انگلیسی|Wilhelm Wassmuss}} را نام برد که نقش مهمی در جنوب ایران علیه انگلیسی‌ها اجرا کرد. در ابتدای جنگ ایران طی اعلامیه‌ای [[بی‌طرفی]] خود را اعلام کرد ولی آلمان سعی داشت ایران را از بی‌طرفی خارج سازد و به نفع خود وارد جنگ کند. این حربه موفقیت‌آمیز بود و ورود لشگرهای روسی به شمال ایران مانع از آن شد که لشکر روسیه به [[قفقاز]] سرازیر شود. در ۱۹۱۵ آلمانی‌ها از حکومت موقتی ایران که به ریاست نظام‌السلطنه مافی در کرمانشاه تشکیل شده بود حمایت کردند. در ۱۷ آبان ۱۲۹۴ (۱۰ نوامبر ۱۹۱۵) قراردادی بین [[حسن مستوفی|حسن مستوفی‌الممالک]]، [[نخست‌وزیران ایران|نخست‌وزیر ایران]] و [[پرنس هانری رویس،رویس]]، وزیر مختار آلمان در تهران به امضا رسید که به موجب این معاهده دو دولت متعهد شدند از یکدیگر در برابر تهدیدات خارجی حمایت کنند و آلمان پذیرفت در صورت حمله انگلیس و روسیه، کمک‌های نظامی به ایران گسیل دارد. آلمان به موجب امضای [[عهدنامه برست-لیتوفسک]] در ۳ مارس [[۱۹۱۸ (میلادی)|۱۹۱۸]] به این عهدنامه عمل کرد. در این پیمان شوروی مجبور بود [[تمامیت ارضی]] ایران را به رسمیت بشناسد و نیروهای نظامی ایران کشور که در حال پیشروی به سمت تهران بودند، بازگشتند. در جریان نهضت جنگل نیز چند افسر آلمانی از جمله سرگرد فون‌پاشن به عنوان مشاور نظامی در خدمت ایرانیان بودند.<ref name=FFF />
 
== بین دو جنگ جهانی ==
 
== جنگ جهانی دوم ==
در ۸ سپتامبر ۱۹۴۳ (۱۷ شهریور ۱۳۲۳) ایران که همکاری با آلمان را از دست داده بود، برای حفظ منافع کشور اعلان جنگ صوری با آلمان را داد و در صف [[نیروهای متفقین|متفقین]] قرار گرفت.<ref name=FFF />
 
== بعد از جنگ جهانی دوم ==
بعد از [[اشغال ایران،ایران در جنگ جهانی دوم|اشغال ایران]]، به دلیل وابستگی شدید کارخانجات و صنایع ایران به ماشین‌ها و کارشناسان آلمانی، بسیاری از این صنایع بلااستفاده مانده و بسیاری از مردم بیکار و فقیر شدند. نیمی از بازرگانی ایران نیز که دست آلمانی‌ها بود، دچار مشکلات عدیده‌ای شد.<ref name=FFF>{{یادکرد|نویسنده = علی رحمانی |کتاب = آلمان، منافع ملی و امنیت جمهوری اسلامی ایران (جلد اول)| ناشر = مؤسسه ابرار معاصر تهران |تاریخ = ۱۳۸۴ |شابک = ISBN 964-8680-61-2}}</ref>
 
روابط دو کشور که در نتیجه اشغال تهران توسط متفقین در شهریور ۱۳۲۰ قطع شده بود، پس از جنگ با افتتاح سرکنسولگری ایران در [[اشتوتگارت]] در سال ۱۹۴۶ مجدداً آغاز شد.<ref name=ggg /> بعد از تقسیم آلمان به [[جمهوری فدرال آلمان]] و [[جمهوری دموکراتیک آلمان]] در سال ۱۹۴۹، رژیم شاه از برقراری ارتباط با آلمان شرقی امتناع می‌ورزید. برخلاف آلمان شرقی، [[رژیم پهلوی]] روابط سیاسی، نظامی خوبی با آلمان غربی برقرار کرد که شروعش از ژوئیه ۱۹۵۲ (تیر ۱۳۳۱) بود.<ref name=FFF /> در این زمان ایران اقدام به دایر کردن سفارتخانه خود در [[کلن]] نمود. وابستگی هردو کشور به آمریکا و وجود دیدگاه‌های ضد [[کمونیست|کمونیستی]] از مهمترین وجوه مشترک به حساب می‌آمد. از سال ۱۹۵۵ ایران در شهرهای [[هامبورگ]]، [[مونیخ]] و برلین نیز اقدام به تأسیس سرکنسولگری نمود. طرفین در سال ۱۹۵۴ پروتکلی را امضا کردند که به موجب آن کلیه قراردادهای فیمابینی که در نتیجه جنگ به حالت تعلیق درآمده بود، مجدداً اعتبار اولیه خود را بازیافتند.<ref name=ggg>{{یادکرد|نویسنده = مینا ظهیرنژاد ارشادی |کتاب = گزیده اسناد روابط ایران و آلمان (جلد سوم) | ناشر = اداره انتشار اسناد دفتر مطالعات سیاسی و بین‌الملل |صفحه = ص۲۶ |تاریخ = ۱۳۷۷}}</ref>
در ۱ فروردین ۱۳۵۶ خورشیدی شبکه اول تلویزیون سراسری آلمان فدرال در یک برنامه مستند ۱۲ دقیقه‌ای دربارهٔ فعالیت مأموران [[ساواک]] در آلمان و همکاری گسترده سازمان‌های اطلاعاتی دو کشور توضیح داد.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = |نشانی = http://www.ir-psri.com/?Page=HistoryList |عنوان = مشاهده تقویم تاریخ ۱ فروردین| ناشر =''مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی'' |تاریخ = برای مشاهده متن منبع، در بخش جستجو، «۱ فروردین» را انتخاب کنید.|تاریخ بازدید = ۲۹ نوامبر ۲۰۱۵}}</ref>
 
== در زمان حکومت جمهوری اسلامی ایران: ==
در آغاز [[جنگ ایران و عراق]] اعلام بی‌طرفی کرد. در طول جنگ ۸ ساله آلمان جزء معدود کشورهای غربی بود که سعی به میانجی‌گری برای پایان جنگ داشت. بعد از پایان جنگ و در سال ۱۳۶۹ روابط دیپلماتیک دو کشور به طور تقریباً منظم برقرار شد. در سال ۱۳۷۳ که وضعیت اقتصادی ایران در پی افزایش بدهی‌های خارجی دچار بحران شده بود، آلمان اقدام به عقب‌انداختن بازپرداخت میلیاردها [[مارک آلمان|مارک]] بدهی ایران نمود که کمک بزرگی به ایران بوده است. در طی سال‌های ۱۳۷۵ و ۱۳۷۶ چالش‌های بزرگی در روابط دو کشور به وجود آمد که به تیرگی روابط انجامید. از جمله [[ترور میکونوس]]، [[کنفرانس برلین]]، دستگیری فرج سرکوهی به اتهام جاسوسی برای آلمان و ….<ref>{{یادکرد|نویسنده = سید حسین موسویان |کتاب = چالشهای روابط ایران و غرب (بررسی روابط ایران و آلمان)| ناشر = مرکز تحقیقات استراتژیک |صفحه = |تاریخ = ۱۳۸۵}}</ref>
 
پس از انعقاد توافق [[برجام]]، میان ایران و گروه پنج بعلاوه یک، معاون صدر اعظم آلمان در رأس هیئتی بلندپایه به ایران سفر کرده و با مقامات دیدار کرد.
 
== روابط فرهنگی: ==
{{همچنین ببینید|تأثیر فرهنگ آلمانی در ایران}}
بعد از بروز قضیه [[سلمان رشدی]]، روابط دو کشور به تیرگی گرایید. تا سال ۱۹۹۷ که موضوع گفتگوی [[گفتگوی تمدن‌ها]] مطرح شد و روابط فرهنگی تحرکی پیدا کرد. حضور ناشران ایرانی در [[نمایشگاه کتاب فرانکفورت]] و حضور ناشران آلمانی در [[نمایشگاه کتاب تهران]] از دستاوردهای این مقطع زمانی است. همچنین حضور فیلمسازان ایرانی در [[جشنواره فیلم لایپزیک]] و [[جشنواره فیلم برلین]] و حضور فیلمسازان آلمانی در [[جشنواره فیلم فجر]] و نیز حضور چند گروه باستان‌شناسی در ایران و چند نمایشگاه از هنرهای ملی ایران در آلمان از جمله مابقی روابط فرهنگی به شمار می‌روند.
۴۵۸

ویرایش