تفاوت میان نسخه‌های «دیوید هیوم»

۱٬۵۳۸ بایت اضافه‌شده ،  ۱ سال پیش
(خنثی‌سازی ویرایش 22056905 توسط 5.125.97.229 (بحث))
برچسب: خنثی‌سازی
برچسب‌ها: ویرایش‌گر دیداری ویرایش‌های مشکوک به خرابکاری
=== نفی وجود واجب ===
# هیچ چیزی اثبات نمی‌شود مگر آنکه نقیض آن مستلزم تناقض باشد.
# هیچ چیز بهقابل طورتصور متمایزبه قابلطور تصور،متمایز، مستلزم تناقض نیست.
# تصور هر شی موجود به صورت ناموجود، مستلزم امتناع منطقی نیست.
# پس موجودی نیست که عدم وجود آن مستلزم تناقض باشد.<ref>ibid.page 32</ref> {{مدرک}}
در کتاب گفت‌ها در باب دین طبیعی هیوم از زبان کلیانتس انتقادات خود را به واجب الوجود این چنین بیان می‌کند:<blockquote>کلیانتس گفت: برای دمیا نشان دادن ضعف این دلیل آوری مابعدالطبیعی را به فیلو نخواهم سپرد. این دلیل آوری به چشم من چنان آشکارا کژبنیاد است و در عبن حال برای دین و پارسایی راستین پیامدی چنان اندک دربردارد که خود جسارت خواهم ورزید تا مغلطه اش را نشان دهم </blockquote><blockquote>با اظهار این نکته شروع خواهم کرد که یاوگی پیدایی هست در ادعای مبرهن ساختن شک زدایانهٔ یک امر واقع توسط حجتی پیشینی (گزاره‌های غیر تجربی). هیچ چیزی را نمی‌توان شک زدایانه مبرهن ساخت مگر آنچه خلاف اش متضمن تناقضی باشد. هیچ چیزی که به گونهٔ متمایز تصور پذیر باشد متضمن تناقض نیست. هر آنچه چونان موجود تصورش می‌کنیم، می‌توانیم چنان معدوم هم تصور کنیم اش. بنا بر این هیچ هستی نیست که عدم اش متضمن تناقض باشد در نتیجه هیچ هستی نیست که وجودش را بتوان شک زدایانه مبرهن ساخت. مدعی اند که ایزد یک هستی ضرورتاً موجود است و می‌کوشند این ضرورت وجودش را با مسلم کردن این نکته تبیین کنند که اگر ما کل ذات یا طبیعتش را بشناسیم حتماً عدم او را آنقدر ناممکن می‌یابیم که دو ضرب در دو چهار نشود لیکن پیداست تا وقتی که قوه‌های ما همین‌ها که اکنون هستند باقی مانند این هرگز نمی‌تواند روی دهد برای ما همچنان ممکن خواهد بود که در هر زمان عدم چیزی را تصور کنیم که پیشتر موجود تصورش کرده‌ایم ذهن هم نمی‌تواند تحت ضرورتی باشد برای فرض بقای هموارهٔ یک شئ در هستی به همانگونه که تحت ضرورتی هستیم تا همواره دو ضرب در دو را چهار چهار تصور کنیم بنا بر این عبارت وجود ضروری هیچ معنایی ندارد یا به دیگر سخن هیچ معنایی ندارد که سزاوار باشد<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مکالمات در باب دین طبیعی|نام خانوادگی=اسکندری|نام=حمید|ناشر=|سال=|شابک=|مکان=|صفحات=}}</ref></blockquote>از نظر هیوم ادعایی غیرقابل شک است که دارای اجزای تجربی نباشد یا برای صدق آن گزاره نیاز نداشه باشیم به تجربه رجوع کنیم ماننده گزاره‌های ریاضی
 
البته در نقد هیوم گفته شده تصور شئ موجود به صورت شئ نا موجود ممکن نیست بله میتوان گفت شئ ای در عالم اعتبار و ذهن معدوم شده است اما هیچگاه در حقیقت و خارج شئ موجود نمیتواند معدم شود چرا که در خارج دو گونه است یا وجودش وابسطه به وجود خود اوست یا وجودش وابسطه به غیر است اگر وجودش وابطه به ذات خودش باشد مانند واجب که محال است ذاتی شئ از آن جدا شود پس همیشه وجود دارد و اگر وجودش وابسطه به دیگری (که همان وجوذ واجب است) است یعنی ممکن الوجود است تا وقتی که واجب یعنی علت وجود دارد معلول یا همان شئ ممکن وجود دارد و گفته شد وجود واجب از میان نمیرود پس ممکن نیز از بن نمیرود
 
و در اینجا هیوم بین عالم مفاهیم و عالم واقع اشتباه کرده است چرا که بحث از موجودی که عدم وجود آن مستلزم تناقض شود مشخصا مربوط به عالم واقع است نه تصور و در عالم تصور هم شئ موجود را نمیتوان ناموجود تصور کرد چرا که در هنگام تصور شئ موجود به صورت ناموجود وجود ذهنی برای آن قائل شده ایم (علامه صفائی)
 
=== نقد برهان نظم ===
کاربر گمنام