تفاوت میان نسخه‌های «کابالا»

۵۸ بایت اضافه‌شده ،  ۲ سال پیش
جز
اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه
جز (اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB)
* '''کابالا عرفانی''' که در آن هدف یکی شدن عرفانی با خداوند است. [[ابراهیم ابوالعفیا]] یکی از چهره‌های مهم این نوع کابالا است.
* '''کابالا سحر و عملی''' (که معمولاً منتشر نمی‌شود) که به دنبال تغییر در دنیای خداوند و این دنیا است. با اینکه بعضی دعا را وسیله تغییر در دنیای خداوند می‌دانند، در کابالای عملی از سحر سفید برای تغییر استفاده می‌شود و این روش تنها به افرادی دارای نیت پاک یاد داده می‌شد. این روش توسط بسیاری از کابالیست‌ها طرد شده‌است.
پیروان کابالا اعتقاد دارند که دانش کابالا اولین بار توسط سه شه پدر ([[ابراهیم]]، [[اسحاق]] و [[یعقوب]]) و بقیه پیامبران به دست آمد. بر اساس این تاریخچه در قرن ۱۰ قبل از میلاد این دانش توسط ۱ میلیون نفر در اسراییل مورد استفاده قرار می‌گرفت. هجوم بیگانگان باعث شد که این دانش مخفی شود تا از گزند بدطینتان در امان بماند. رهبران [[سنهدرین]] اعتقاد داشتند که استفاده از دانش کابالا بدون راهنمایی صحیح ممکن است به روشهایروش‌های غیرشرعی منجر شود. به همین دلیل کابالا مخفی شود و به مدت دوهزار و پانصد سال مخفی ماند.
[[پرونده:Abraham abulafia.jpg|بندانگشتی|چپ|[[ابراهیم ابوالعفیا]] اعتقاد زیادی به استفاده از مدیتیشن بر روی حروف عبری به همراه حرکات [[یوگا]] مانند داشت.|150px]]
 
[[پرونده:Zohar.png|بندانگشتی|چپ|صفحه اول اولین نسخه چاپی زوهر در ۱۵۵۸ میلادی ایتالیا|150px]]
 
در زمان تلمود دو لغت معاسه برشیت و معاسه مرکابا نشاندهنده آن است که روشهایروش‌های عرفانی در آن زمان رایج بوده‌است. تلمود یاد دادن علنی این دانش را ممنوع می‌کند و خطرات آن را بیان می‌کند. ربیها (خاخامها) توصیه می‌کردند که این دانش فقط به یک دانشجو یاد داده شود. داستان زیر در تلمود آمده‌است:
 
«چهار مرد وارد پردس شدند - بن عزای، بن زوما، آشر و آکیبا. بن عزای نگاه کرد و مرد. بن زوما نگاه کرد و دیوانه شد. آشر گیاهان را نابود کرد. آکیبا در صلح وارد شد و در صلح خارج شد.»
در متون یهودی بسیاری در بین قرن‌های ۱ تا ۱۰ میلادی در مورد معاسه مرکابا صحبت شده‌است. بر این اساس ربیها تلاش می‌کردند که رؤیای [[حزقیال]] و دیدن عرش خدا را مجدداً تجربه کنند.
 
از قرن ۱۰ به بعد کم‌کم متون کابالایی گسترش یافت. بعضی ربیهای عصر ریشونیم دارای تبحر در کابالا بودند. یکی از معروفترین آنهاآن‌ها نهمانیدس یا رمبان است. بهیا بن آشر المانهای تفسیر تورات را با کابالا مخلوط کرد. اولین کتابهای معروف کتاب بهیر (روشنایی) بود که توسط اسحاق کور استاد نهمانیدس نوشته شد. کتاب دیگر مهمی روش سمت چپ نام دارد که توسط اسحاق بن اسحاق هاکوهن در اسپانیا نوشته شد. کتاب زوهر در قرن۱۳ توسط موشه لیون نوشته شد و تبدیل به کتاب اصلی کابالا گردید. او ادعا کرد که این کتاب رو خود ننوشته‌است و بلکه نوشته‌های [[شمعون بار یوحای]] را پیدا کرده‌است. [[زوهر]] بسیار مورد علاقه بود و تبدیل به مهمترین کتاب کابالا گردید. بر اساس نظر گرشوم شولم تاریخدان یهودی روشهایروش‌های کابالا در مواجهه با روشهایروش‌های عقلانی فلسفه یهودی شکل گرفت.
[[پرونده:Yalkut Hadash.jpg|بندانگشتی|کتاب سفر ها-زوهر نسخه لوبلینو در سال ۱۶۴۸ میلادی.|150px]]
بعد از اخراج یهودیان از اسپانیا در سال ۱۴۹۲ میلادی یهودیان به دنبال نشانه‌های از ظهور منجی خود و نجات از سرنوشت دردناکشان بودند. در سال ۱۵۰۰ میلادی شهر صفد در جلیله مرکز اصلی فعالیتهای عرفانی گردید. در این زمان دیدگاه‌های کابالایی بر روی دید مسیحایی متمرکز گردید. موشه کوردورو تعالیم زوهر را در بین تعداد زیادی گسترش داد با اینکه در گذشته کابالا فقط به افراد معدودی یاد داده می‌شد. نویسنده کتاب شولخان آروخ ربی یوسف کارو [[سال (میلادی)|سالنیز]] در کابالا مهارت داشت و دفترچه خاطرات کابالایی از خود به جا گذاشت. موشه الشیخ نیز تفسیر کابالایی از تورات نوشت.
شخصیت او بسیار کاریزماتیک بود و او نام خدا را بسیار در انظار عمومی بر زبان می‌آورد با اینکه این کار ممنوع بود. در این زمان به نظر می‌آمد که کابالا قهرمان خود را یافته‌است؛ ولیکن این دوران بعد از اینکه زوی تصمیم گرفت در سن چهل سالگی تحت فشار سلطان عثمانی به اسلام بگرود پایان یافت؛ ولیکن بعضی پیروان او که مایل نبودند او را ترک کنند همراه او به اسلام گرویدند.
 
بسیاری از پیروانش که سبتیان نامیده می‌شدند در خفا به پرستش او ادامه دادند. آنهاآن‌ها گرویدن او را نه در کفر او بلکه در تلاش برای یافتن شعله مقدس در هر دینی می‌دیدند؛ ولیکن بیشتر ربیها بسیار از این گروه متنفر بودند. جنبش [[دونمه]] در [[ترکیه]] امروزی بقایای پیروان اوست.
 
به دلیل آشوب ایجاد شده در دنیای یهودیان ممنوعیت مطالعه کابالا دوباره قوت گرفت. از این زمان مطالعه کابالا برای افراد کمتر از ۴۰ سال ممنوع گشت.
ربی اسرائیل بن الیزر بعل شم طوف جنبش حسیدیم را در اوکراین ایجاد کرد. این جنبش بر پایه کابالای لوریان بود ولیکن المان‌های احساسی به آن اضافه نمود. این روش کابالا را از محدود به افراد نخبه تبدیل به یک روش عمومی نمود.
[[پرونده:Besht.jpg|بندانگشتی|ربی اسرائیل بن الیزر یا بعل شم طوف.|150px]]
جنبش [[خبد|خاباد لوباویچ]] از بقیه حسیدیم جدا شد و عقل را به جای قلب مرکز دین می‌دانست. نوشته‌های آن روشهایروش‌های عقلانی یهودی را با روشهایروش‌های عرفانی مخلوط می‌کنند. در زمانهای فعلی جنبش مسیحایی بیشتر در بین خاباد وجود دارد.
 
[[پرونده:The House of Man.png|بندانگشتی|ارتباط درخت زندگی با بدن انسان، نقاشی توسط آلبرتو دلا ویته.|150px]]
سفیروتها ۱۰ ویژگی و نمایش خدا هستند که دنیا را حفظ می‌کنند. زوهر و بقیه متون کابالا از مخفی بودن و واحد بودن خدا به عنوان عین سوف یاد می‌کنند. کوردورو اعتقاد دارد که ۱۰ سفیروت در واقع ۱۰ ظرف برای نور خدا هستند. دو معادل برای سفیروت وجود دارد. دیدگاه مذهبی که وابسته به درختهای دانش و زندگی در باغ بهشت است و دیدگاه انسان مدار که در [[آدام کادمون]] مورد مطالعه قرار می‌گیرد. نور مقدس از چهار دنیا به سمت پایین حرکت می‌کند تا به اعمال در این دنیا می‌رسد. در دیدگاه انسان مدار مسئله جنیست اهمیت زیادی پیدا می‌کند. آخرین سفیروت [[شکینا]] (سکینه یا حضور مؤنث خدا) نام دارد. این دیدگاه با دیدگاه سنتی تورات در تضاد است که در آن خدا به صورت کاملاً مذکر است و دارای صفات زنانه نمی‌باشد. اعمال انسان دو نیمه مذکر و مؤنث خدا را به هم متصل کرده یا از هم دور می‌کند.
کابالیستها بر اساس آیه کتاب پیدایش که می‌گوید: «بگذارید انسان را در تصویر خود ایجاد کنیم»، معتقدند که انسان اولیه که توسط خدا ایجاد شد دوجنسه بوده‌است. از این رو اعتقاد بر این است که خداوند دارای نیروهای مذکر و مونٍث مساوی می‌باشد که با یکدیگر تعادل دارند. از این رو در دنیای بالا که دنیای خداوند است جنسیت وجود نداشته و انسان که در تصویر او خلق شده بوده‌است به صورت دوجنسه بوده‌است؛ ولیکن در این دنیای زمینی انسان از قسمت مونٍث تصویر خداوند جدا شده‌است.<ref>Kabbalah: The Mystic Quest in Judaism By David S. Ariel, Rowman & Littlefield, 2006 Page 137,</ref>
در واقع هدف سیستم کابالا متصل کردن این دو نیمه مؤنث و مذکر است. کابالا اعتقاد دارد که انسان در واقع در دنیای بهشت است ولیکن به دلیل دور شدن از ویژگیهایویژگی‌های خالق خود آن را درک نمی‌کند. از این رو در صورت که این دو نیمه مؤنث و مذکر ([[شکینا]] (سکینه) و ملکوت) دوباره به هم متصل گردند انسان درک خواهد کرد که دنیای فعلی دنیای بهشت است. از این رو وظیفه قوم برگزیده ([[بنی اسرائیل]]) اتصال مجدد این دو نیمه و تکمیل کار خداوند ([[تیکون عولم]]) است.
 
سفیروتها با نامهای خدا در یهودیت نیز در ارتباط هستند.
[[پرونده:Sefiroticky strom.jpg|بندانگشتی|چپ|نمودار سفیروتها|150px]]
[[پرونده:Ein Sof1.jpg|بندانگشتی|خلق دنیا به وسیله عین سوف.|150px]]
بر اساس دیدگاه لوریا سفیروتها را مراحل خلقت در هر یک از دنیاهای چهارگانه موازی در ارتباط هستند. سفیروتها به عنوان اراده خدا بیان می‌شوند. آنهاآن‌ها نباید به عنوان خداهای مختلف مورد بررسی قرار گیرند بلکه به عنوان ۱۰ آشکار شدن یک خدا می‌باشند. نامهای آنهاآن‌ها به ترتیب عبارتند از:
* [[کتر (کابالا)|کتر]] (تاج، مرحله بعد از آگاهی)
* '''چوکما''' (حداکثر پتانسیل ذهن)
* '''ملکوت''' (پادشاهی)
 
سفیروتها به عنوان اخلاقیات نیز مطرح می‌شوند. از این رو ۱۰ سفیروت به عنوان ۱۰ اصل اخلاقی معرفی می‌شوند. هر کدام از آنهاآن‌ها به تنهایی ممکن است بیش از حد شدید شوند و به بی‌اخلاقی منجر شوند. هر یک از سفیروتها با اعداد یک تا ۱۰ و سیاره‌های منظومه شمسی نیز مرتبط هستند. از این رو در روی درخت زندگی هر سفیروت با یک عدد، یک سیاره و یک صفت اخلاقی در ارتباط است. دنیای سفیروتهای درواقعدر واقع دنیای خدایان قدیم را نیز در بر می‌گیرد زیرا خدایان باستان اکثراً مرتبط با یکی از سیارات منظومه شمسی می‌باشند. از این رو گاهی گفته می‌شود که درخت زندگی خدایان قدیم را [[کوشر]] کرد.
بین هفت سفیروت پایین و سه سفیروت بالا پرده‌ای وجود دارد که ارتباط دنیای آدام کادمون را با دنیای پایین قطع می‌کند. گذشتن از این پرده نیازمند گذشتن از روی سفیروت مخفی یازدهم به نام دعات است. در دیدگاه کابالا نقشه درخت زندگی با نقشه معبد سلیمان نیز در ارتباط می‌باشد. در معبد سلیمان قسمت ابتدایی که در آن [[کوهن]]ها به عبادت مشغول بودند معادل هفت سفیرت پایین و قسمت [[قدس الاقداس]] که در آن [[تابوت عهد]] نگهداری می‌شد و تنها کوهن گادول ([[کاهن اعظم]]) اجازه ورود به آن را داشت معادل سه سفیروت بالاتر هستند. در [[تورات]] ذکر شده‌است که کوهن گادول ([[کاهن اعظم]]) تنها یکبار در سال و در روز [[یوم کیپور]] اجازه عبور از پرده معبد و وارد شدن به [[قدس الاقداس]] را داشت. در صورتی که کاهن اعظم دارای گناهان بود خداوند او را به صورت آنی نابود می‌کرد. این گذر معادل گذر از هفت سفیروت پایین و در واقع هفت آسمان و وارد شدن به دنیای سه سفیروت بالا است که در صورتی که فرد برای این ورود آماده نباشد خطرات آن وی را نابود یا دیوانه خواهد کرد.
[[پرونده:Shefa Tal.png|بندانگشتی|چپ|در قرن ۱۶ و ۱۷ کابالا با نوشتن مقالات اخلاقی و مدیتیشن گسترش یافت.|150px]]
 
=== افلاطون ===
[[اسحاق نیوتن]] در مورد افلاطون نوشته‌است: «افلاطون به مصر سفر کرد، که در آن بسیاری یهودی زندگی می‌کردند، او ایده‌های متافیزیکی آنهاآن‌ها را در مورد دلیل همه چیز مطالعه نمود، که او آنهاآن‌ها را ایده نامید، و کابالیست‌ها سفیروت می‌نامند.»
 
=== [[اسپینوزا]] و کابالا ===
* '''نشاما''' (عبری: נשמה): بخش بالایی روح، یا روح افضل، این بخش باعث جداسازی انسان از بقیه خلقت می‌شود. این بخش با حکمت انسان در ارتباط است و به انسان اجازه استفاده از دنیای بعد از این را می‌دهد. این بخش باعث آگاهی از وجود خدا می‌شود.
از این رو کابالا اعتقاد دارد که [[جنتیل]]ها تنها دارای نفش و غرایز حیوانی بوده و دارای قدرت کافی برای جداسازی خیر و شر و ارتباط با خداوند نیستند.
[[زوهر]] در تفسیر آیه تورات که می‌گوید «بگذار آبهاآب‌ها به موجوداتی که روح دارند زندگی دهند» می‌گوید «قسمتی که می‌گوید موجودات دارای روح مقصود یهودیان است زیرا آنهاآن‌ها فرزندان خدا هستند و روح مقدس آنهاآن‌ها از خداست… روح بقیه مردمان از کجا می‌آید؟ ربی الازار می‌گوید آنهاآن‌ها روح از سمت چپ نامقدس دارند و از این رو همه نامقدس هستند و هرگونه تماس با آنان انسان را نجس می‌کند»
 
این برخورد خشونت‌آمیز دینی ممکن است به دلیل درگیرهای شدید بین یهودیان و غیریهودیان در زمان زوهر وابسته باشد. از این رو بعضی کابالیست‌ها مانند اسحاق لوریا اعتقاد دارند که جنتیلهای صالح دارای این روح شیطانی نیستند و روح آنهاآن‌ها شبیه به روح یهودیان است. بعضی دیگر نظیر ربی پینچاس اعتقاد دارند که روح شیطانی تنها در درصد کمی از مردمان وجود دارد ولیکن روح یهودیان کافر دارای نیروی شیطانی شدیدتری از بت پرستان است.
 
بعضی کتابهای دیگر کابالا نیز در این مورد صحبت کرده‌اند. به‌طور مثال در کتاب حسیدیم تانیا اشاره شده‌است که روح یهودیان با روح غیریهودی متفاوت است. بر اساس نظر نویسنده شنور زلمان لیادی با اینکه یک غیریهودی می‌تواند به مرحله بالایی از عرفانیت برسد ولیکن روح او همچنان با روح یهودی فرق دارد. دیدگاه مشابهی در کتاب کوزاری که توسط یهودا هالوی نوشته شده‌است دیده می‌شود.
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش