تفاوت میان نسخه‌های «جنگ شاهنشاهی ساسانی و امپراتوری بیزانس (۶۰۲–۶۲۸)»

جز
 
=== آناتولی ===
هم‌زمان با این یورش بزرگ، شاهین در سال [[۶۰۵ (میلادی)|۶۰۵]]میلادی شهر بسیار مستحکم [[آمد]] را محاصره کرد. در سالهای پیش از این جنگ‌های بسیاری در این شهر بین ایرانیان و رومیان درگرفته بود، از جمله در زمان [[شاپور دوم]] که این شهر را از رومیان باز پس گرفت و [[قباد یکم]] و [[خسرو انوشیروان]] که بر سر این شهر با رومیان جنگیده بودند. وضعیت [[استراتژیک]] این شهر به طوری بود که با تصرف آن راه ورود به ارمنستان هموار می‌شد. ارتش ایران به فرماندهی شاهین و [[سمبات باگراتونی]] شهر را مورد هجوم قرار دادند ولی برج و باروی مستحکم و حصار ستبر آن نتوانست جلوی هجوم مکرر ایرانیان را بگیرد و عاقبت به تصرف سپاه ساسانی درآمد. بدین ترتیب راه برای ورود به ارمنستان باز شد و شاهین به تصرف ارمنستانی که خالی از قوای رومی بود پرداخت. طی این فتوحات، مرزهای شمالی ایران از کوه‌های قفقاز فراتر رفت. پس از فتح ارمنستان، گرجستان و قفقاز، شاهین به سوی آسیای صغیر شتافت. [[کیلیکیه]]، [[پونتوس]]، [[قیصریه (شهر)|قیصریه]]، [[کاپادوکیه]]، نتوانستند در مقابل حملات ارتش ایران پایداری کنند و یکی پس از دیگری سقوط کردند. ارتش ایران به [[گالاتیا]] رسید. ساسانیان با هجومی منظم به ایالات غربی آسیای صغیر آنها را یکی پس از دیگری گشودند و به [[کلسدون]] رسیدند. در این منطقه هراکلیوس درخواست صلح کرد و سفیری حامل درخواست مذاکرات سازش به سمت شاهین روانه کرد، شاهین نیز درخواست هراکلیوس را به خسرو فرستاد. [[پرونده:Walls of Teodosio II scheme en.svg|بندانگشتی|طرحی از ساختار دیوارهای کنستانتینوپل]]
سپاه ساسانی پس از فتح کلسدون در حوالی آن اردو زدند. دیگر راهی تا [[کنستانتینوپل]] پایتخت [[بیزانس|روم شرقی]] نمانده بود؛ ولی دیوار بسیار بلند و قطور و خندقی عمیق و پرآب که شهر را احاطه می‌کرد، همین‌طور وجود منجنیق‌های آتشین بر روی برج‌ها، این شهر را به صورت دژی تسخیر ناپذیر درآورده بود.<ref>{{پک|بابایی|۱۳۸۹|ک= تاریخ ارتش ایران (از ۵۵۸ پیش از میلاد تا ۱۳۵۷ شمسی)|ص=۲۹۲ و ۲۹۳}}</ref> شاهین در آسیای صغیر مصمم بود [[قسطنطنیه]] را مورد تهاجم قرار دهد. به همین دلیل وی با قبایل [[خاقانات آوار|آوار]] پیمانی بست تا مشترکاً کنستانتینوپل را مورد تهاجم قرار دهند.<ref>{{پک|آژند|۱۳۸۵|ک=ایران باستان|ص=۱۷۴}}</ref>
 
=== محاصره کنسنتانتینوپل ===
 
هراکلیوس دفاع از [[قسطنطنیه]] را به برادرش [[تئودور (برادر هراکلیوس)|تئودور]] سپرد و خود به طرف لازیکا حرکت کرد و از آنجا به تفلیس حمله برد، ولی توفیقی بدست نیاورد. از طرف دیگر قسطنطنیه مورد هجوم سپاهیان [[شاهین وهمن‌زادگان|شاهین]] قرار گرفت که نتیجه ای جز شکست نداشت و نیروهایش نیز عقب‌نشینی کردند.<ref>{{پک|محمودآبادی|۱۳۸۶|ک=شاهنشاهی ساسانیان در گزارشه‍ای تاریخی اسلامی و غربی|ص=۱۷۰}}</ref>
همین واقعه باعث شد که تئودور، کلسدون را از چنگ ساسانیان بیرون آورد. شاهین پس از این شکست درگذشت و منابع تاریخی دلیل مرگ وی را افسردگی ناشی از شکست عنوان کرده‌اند. [[آوارهای اوراسیایی|آوارها]] هم از حمله به قسطنطنیه نتیجه‌ای به دست نیاوردند، زیرا ایرانیان قادر به کمک و یاری به آنان نبودند.<ref>{{پک|نژاد اکبری مهربان|۱۳۸۶|ک=شاهنشاهی ساسانیان|ص=۱۰۹}}</ref>
 
=== اتحاد علیه بیزانس ===
[[پرونده:Muros-de-constantinopla.png|بندانگشتی|بخش بازسازی شده از دیوارهای کنستانتینوپل. دیوار بیرونی و دیواره یدیوارهٔ خندق و برج دیوار داخلی قابل مشاهده است.]]
در حالی که رومیان با ایرانیان مشغول جنگ بودند، [[آوارهای اوراسیایی|آوارها]] و [[اسلاوها]] به بالکان یورش بردند و چندین شهر بیزانس شامل سینگیدونوم (بلگراد امروزی)، ویمیناسیوم، نیسوس ([[نیش (شهر)|نیش]] امروزی) و ساردیکا (صوفیه امروزی) را تصرف کردند و [[سالونا]] را نابود کردند. [[ایزیدور سویل]] قدیس اسپانیایی حتی ادعا می‌کرد که اسلاوها "«یونان"» را از بیزانس پس گرفته اندگرفته‌اند.<ref name=":2" /> آوارها همچنین شروع به حمله به [[تراکیه]] کرده و به دروازه هایدروازه‌های قسطنطنیه رسیدند.<ref name=":2" /> با این حال، تلاش هایتلاش‌های بسیاری از آوارها و اسلاو هااسلاوها برای رسیدن به [[سالونیک|تسالونیکی]]، مهمترین شهر بیزانس در بالکان پس از قسطنطنیه، بی ثمر بود و به بیزانس اجازه داد تا در قلمرو حیاتی خود به دفاع بپردازد.<ref name=":1" /> دیگر شهرهای کوچک در [[دریای آدریاتیک|ساحل آدریاتیک]] مانند جادار ([[زادار]] امروزی)، تراگوریوم ([[تروگیر]] امروزی)، بوتوا ([[بودوا|بودوای]] امروزی)، اسکودا ([[اشکودر]] امروزی) و لیسوس ([[لژه]] امروزی) نیز از هجوم آوارها در امان ماندند.<ref name=":1" /> این حمله اقوام شمال و شمال شرقی اروپا به بیزانس فرصت مغتنمی به دست ایرانیان داد تا در حملات خود با تمام قوای روم مواجه نشوند چرا که رومیها به دلیل نیاز به دفاع در برابر این حملات، نمی توانستندنمی‌توانستند از تمام نیروهای خود در برابر ایرانی هاایرانی‌ها استفاده کنند. در طی محاصره کنستانتینوپل توسط ایرانیها، خسرو با خاقان آوارها ارتباط برقرار کرد تا طی حمله‌ای هماهنگ، شهر را از دو طرف (آوارها از قسمت اروپایی و ایرانیان از قسمت آسیایی) مورد یورش قرار دهند.<ref name=":0" /> البته این حملات به دلیل نبود نیروی دریایی با سختی همراه بود چرا که آوارها قدرت حمله به استحکامات قدرتنمد کنستانتینوپل را نداشتند و ایرانیان از فقدان نیروی دریایی برای یاری رسانی به متحدین رنج می‎بردندمی‌بردند.<ref name=":2" />
 
هراکلیوس فرستاده ایفرستاده‌ای به [[خاقان]] آوار فرستاد و به وی اعلام کرد بیزانس در صورتیکه آوارها به آنسوی رود [[دانوب]] بازگردند به آنها پاداش پرداخت خواهد کرد.<ref name=":0" /> در نهایت و پس از مدتی خاقان آوار با دریافت ۲۰۰هزار [[سولیدوس]] به عنوان غرامت، همراه با جان آتالاریخوس، فرزند نامشروع هراکلیوس، خواهر زاده‌اش استفن و پسر غیرقانونی [[:en:Bonus_(patrician)|بونس]] (از فرماندهان نیروهای حاضر در کنستانتینوپل) به عنوان گروگان این درخواست را پذیرفت. بازگشت آوارها باعث شد تا هراکلیوس بتواند نیروهای خود را به طوربه‌طور کامل بر ایرانیان متمرکز کند.
 
=== جنگ‌های هراکلیوس (هرقل) ===
[[پرونده:Byzantine-persian campaigns 611-624-mohammad adil rais.PNG|بندانگشتی|چپ|نقشه لشکرکشی‌های امپراتوری روم و ساسانی از سال [[۶۱۱ (میلادی)|۶۱۱]] تا [[۶۲۲ (میلادی)|۶۲۲]]میلادی]]
 
بیزانس در شرایط بدی به سر می‌برد، ضعف اقتصادی حکومت و از دست دادن استانهای مهم و استراتژیک از لحاظ نظامی و تجاری، حضور دشمن در پشت دیوارهای شهر و شیوع طاعون. همچنین ازدواج غیرمشروعش وی با خواهرزاده‌اش از وی چهره بدی به عنوان زانی با محارم ساخته بود. با این وجود وی از حمایت کلیسا بهره مندبهره‌مند بود بطوریکه کلیسا تمامی طلا و نقره موجود در کنستانتینوپل را وقف جنگ با ایرانیان کرد و این جنگ را برای تمام مسیحیان پیرو کلیسای روم واجب اعلام کرد. این حمایت جنگی توسط کلیسا به زعم برخی از مورخین من جمله ویلیام صوری به عنوان اولین جنگ صلیبی یا مقدمه‌ای بر آن یاد شده استشده‌است. <ref name=":4" /> <ref name=":3" /> <ref>{{Harvnb|Chrysostomides|Dendrinos|Herrin|2003|p=[https://books.google.com/books?id=Xrbg8_8lrzoC&pg=PA219 219]}}</ref> <ref>{{Harvnb|Runciman|2005|p=[https://books.google.com/books?id=Z_sWBOzEleMC&pg=PA5 5]}}</ref> هراکلیوس در سال [[۶۲۲ (میلادی)|۶۲۲]]میلادی از تنگه هلسپونت ([[داردانل]] کنونی) گذشت و [[آسیای صغیر]] را فتح کرد. آن‌گاه پس از رسیدن به مرزهای ارمنستان، شهربراز، را شکست داده به قسطنطنیه بازگشت. سال بعد نیز با قبایل شمال (خزرها و دیگر قبایل) متحد شد و از طرف [[لازستان|لازیکا]] به ایران لشکرکشی کرد. خسروپرویز با چهل هزار سرباز رهسپار [[آذربایجان]] شده با دشمن به مقابله پرداخت. هراکلیوس در سال [[۶۲۳ (میلادی)|۶۲۳]]میلادی شهر [[گنزک]] (شیز) را تسخیر و آتشکده بزرگ [[آتشکده آذرگشسپ|آذرگشنسب]] را ویران کرد. خسروپرویز در موقع فرار از این شهر، [[آتش‌های مقدس زرتشتی|آتش مقدس]] را نیز به همراه برد.<ref>{{پک|محمودآبادی|۱۳۸۶|ک=شاهنشاهی ساسانیان در گزارشه‍ای تاریخی اسلامی و غربی|ص=۱۶۸}}</ref>
در سال [[۶۲۴ (میلادی)|۶۲۴]]میلادی خسرو تصمیم گرفت تا به [[اران]] ([[آلبانی]]) حمله کند و به کمک سه اردوی خود نیروهای هراکلیوس را نابود سازد. اما هراکلیوس پیش دستی کرده وارد ارمنستان شده و پیش از آنکه سه اردوی ایرانی به هم پیوندند، هریک را به‌طور جدا، شکست داد. آن‌گاه به اردوی خسرو حمله کرد و آن را نیز درهم شکست.<ref>{{پک|محمودآبادی|۱۳۸۶|ک=شاهنشاهی ساسانیان در گزارشه‍ای تاریخی اسلامی و غربی|ص=۱۶۹}}</ref> در سال [[۶۲۵ (میلادی)|۶۲۵]]میلادی هراکلیوس در جنگی بر شهربراز پیروز شد و شهر آمد (دیاربکر) را به تصرف درآورد.<ref>{{پک|آژند|۱۳۸۵|ک=ایران باستان|ص=۱۷۴}}</ref>
 
[[پرونده:SassanidMAPGREATESTEXTENT.png|بندانگشتی|چپ|وسعت قلمرو ساسانیان در سال [[۶۲۲ (میلادی)|۶۲۲]]میلادی]]
 
[[پرونده:Cherub plaque Louvre MRR245.jpg|بندانگشتی|تسلیم شدن خسرو در مقابل هراکلیوس، 1160-1170،۱۱۶۰–۱۱۷۰، موزه لوور |جایگزین=تصویری از تسلیم شدن خسرو در مقابل هراکلیوس، کشیده شده بر روی پلاک، 1160-1170 ،۱۱۶۰–۱۱۷۰، موزه لوور]]
 
=== دستگرد ===
[[پرونده:Mohammad adil rais-map1.PNG|بندانگشتی|چپ|نقشه لشکرکشی‌های هراکلیوس از سال [[۶۲۴ (میلادی)|۶۲۴]] تا [[۶۲۸ (میلادی)|۶۲۸]]میلادی]]
با پیروزی هراکلیوس در میدان نبرد خسروپرویز میدان جنگ را ترک کرد و به تیسفون بازگشت. در این میان باقی مانده نیروهای ساسانی در کنار [[نهروان]] به هم ملحق شده و دویست فیل جنگی به آنها اضافه شد. این تجمع دوباره نیروها در کنار عمق نهر، هراکلیوس را از تعقیب خسرو و تصرف تیسفون بازداشت و او به [[گنزک]] در آذربایجان بازگشت.<ref>{{پک|محمودآبادی|۱۳۸۶|ک=شاهنشاهی ساسانیان در گزارشه‍ای تاریخی اسلامی و غربی|ص=۱۷۰}}</ref>
 
متن نامه‌ای که از طرف هراکلیوس به پایتخت رسید چنین بود:<blockquote>من به دنبال صلح هستم. من دوست ندارم ایران را بسوزانم، اما بخاطر اعمال شما مجبورم. اجازه دهید اکنون سلاح‌هایمان را فروبگذاریم و صلح را در آغوش کشیم. اجازه دهید آتش را پیش از آنکه همه چیز را بسوزاند فروبنشانیم. اولاتیموم هراکلیوس به خسرو دوم، ۶ ژانویه ۶۲۸ <ref name=":2">{{Harvnb|Kaegi|2003|p=133,140}}</ref></blockquote>
 
 
== برکناری و قتل خسروپرویز ==
این جنگ هر دو امپراتوری ساسانیان و بیزانس را فرسوده کرد و در خصوص ساسانیان، منجر به یک بحران سیاسی داخلی شد. چرا که نبردهای خسروپرویز و جنگهای بی پایان او با روم وی را از پرداختن به مسائل داخلی کشور بازمی‌داشت بطوریکه برای مثال در دو سال آخر عمر خسروپرویز اعراب تحت حاکمیت ایران توجهی به قدرت مرکزی نداشتند و حتی اقدام به قتل [[هامرز]] سردار ایرانی در [[حیره]] کردند، اما خسروپرویز به این مسئله توجهی نکرد.
 
جنگ ۲۵ ساله ایران و روم، زمینه ساززمینه‌ساز پیدایش [[خلافت راشدین|خلافت اسلامی]] به عنوان یک امپراتوری جدید شد. این جنگ نظم سیاسی را که طی سه سده بر این منطقه حاکم بود، فروریخت و خلأ قدرتی را پدیدآورد، که در پی آن سپاهیان مسلمان عرب آن دو امپراتوری را شکست دادند و امپراتوری نوپدید خلافت را بنا نهادند.<ref>{{پک|Robinson|2011|ک= The New Cambridge History of Islam|زبان=en|ص= 73}}</ref> این جنگ هر دو امپراتوری را فرسوده کرد و در خصوص ساسانیان، منجر به یک بحران سیاسی داخلی شد. هرچند جنگ با پیروزی روم شرقی به پایان رسید، اما امپراتوری روم وضعی بهتر از ساسانیان نداشت. برخی از ثروتمندترین مناطق این امپراتوری، یعنی [[شام]] و [[مصر]]، طی دو دهه تحت اشغال بودند. همچنین، مردمان این سرزمین‌ها دیگر امپراتوری روم را به عنوان یک ضرورت اجتناب ناپذیر زندگی نمی‌دیدند. به علاوه، امپراتوری ذخایر ثروتش را در خلال جنگ هزینه کرده بود و دیگر منبعی برای تأمین مالی قوا در برابر سپاه مسلمانان نداشت.<ref>{{پک|Robinson|2011|ک= The New Cambridge History of Islam|زبان=en|ص= 93-94}}</ref> از سوی دیگر، در پی شکست ساسانیان در اواخر این جنگ، خسروپرویز به قتل رسید و دوره‌ای چندساله از هرج و مرج سیاسی دربار ساسانیان را فراگرفت. نهایتاً، [[یزدگرد سوم]] بر تخت نشست. هرچند، سپاه امپراتوری ساسانی، در جنگ آسیب چندانی ندیده بود و همچنین موانع طبیعی شامل رودخانه‌های [[فرات]] و [[دجله]] و نیز کوه‌های [[زاگرس]] از سرزمین ایران در برابر مهاجمان دفاع می‌کرد، اما، امپراتوری ساسانی به علت اختلافات سیاسی داخلی بیش از آن ضعیف شده بود که بتواند در برابر حمله سپاهیان مصمم مسلمان مقاومت کند.<ref>{{پک|Robinson|2011|ک= The New Cambridge History of Islam|زبان=en|ص= 111-113}}</ref> ساسانیان به علت زوال اقتصادی، مالیات‌های سنگین برای تأمین مالی لشگرکشی‌های [[خسروپرویز]] و قدرت گیری شاهان محلی در برابر پادشاه بیشتر تضعیف شدند.<ref>{{harvnb| Howard-Johnston|2006|pp=291}}</ref>
 
== جستارهای وابسته ==