تفاوت میان نسخه‌های «پارس»

۳۴ بایت اضافه‌شده ،  ۲ سال پیش
جز
اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB
جز (←‏top: اصلاح فاصله مجازی با استفاده از AWB)
جز (اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB)
بر اساس آنچه در تقسیمات کتاب‌های دوره امپراتوری اسلامی ([[معجم البلدان]] و کتاب ابن حوقل، [[مقدسی]]، [[استخری]] و جغرافی نویسان اسلامی قرون وسطی) آمده‌است، ایالت یا «اقلیم فارس جنوب» ایران و کرانهٔ خلیج فارس که در غرب آن [[خوزیه]] ([[اهواز]]) و [[بصره]] (پسراه) و آپالو (ابله) و در شرق آن مکران، کرمانیا و در شمال شرقی آن [[خراسان]] وجود داشت.
 
عربهااین منطقه را اقلیم فارس و مردم این منطقه را فارسی می‌نامیدند. اما اروپاییان در تمام دوره‌های تاریخی همه اقلیم‌های ایرانی را پارس و پرسیا نامیده‌اند. پارسها قومی از نژاد [[آریایی]] بودند که با [[اسب|اسب‌ها]] و دام هایدام‌های خود در میان دشت‌ها و کوهستان‌های گرم سیری و سرد سیری سیر می‌کردند.
[[امپراتوری هخامنشی]] بر یکجانشینی این قوم تأثیر زیادی گذاشت.
 
[[پارتیان|پارت ها]] و پارس هاپارس‌ها شیوه زنگی یکسانی داشتند و بهترین اسب سواران زمان خود بودند. به همین دلیل عرب هاعرب‌ها پس از فتح ایران به بهترین اسب سواران و چابک سواران فارس می‌گفتند. آنهاآن‌ها واژه فارس را جایگزین کلمه عربی جواد، خیل و خیول عربی کردند و امروزه فارس را مترادف با [[شوالیه]] و جنگجو نیز بکار می‌برند.
 
یکی از معانی پارس، [[اسب]] می‌باشد. ایرانیان باستان لقب افراد را بر پیشهٔ اسب خود شناسایی می‌کرده‌اند مانند سفید اسب، سه اسب پیر اسب زراسب و... در دربار هخامنشی اسبهای تربیت یافته‌ای بوده‌است در سفرنامه فیثاغورس نادرترین گونه اسب جهان نامیده شده‌اند که به آنهاآن‌ها پارسی می‌گفته‌اند.
 
اروپایی‌ها که جنوب ایران رابا نام پارس می‌شناختند همواره سرزمین ایران را با گونه‌های مختلف واژه‌هایی که از پرسیس یونانی مشتق شده می‌گفتند و این نام را البته بر همهٔ سرزمین و فلات ایران نیزاطلاق می‌کردند همانگونه که نام شهر مراکش را به کل سرزمین مغرب عربی و نام بندر موسمبیک را بر کل موزامبیک می‌گفتند.
== منطقه ==
{{اصلی|استان فارس}}
'''پارس'''یا'''فارس'''(اسم خاص) منطقه ٔ وسیعی است که قسمتی از جنوب و جنوب غربی کشور [[ایران]] را فرا گرفته و تقریباً از یازده قرن پیش از میلاد مسیح محل سکنای رشیدترین طوایف [[آریایی]]، بنام پارس بوده و بهمینبه همین مناسبت به '''پارس''' موسوم گردیده‌است.
 
یادگار دوران عظمت و افتخار و آثار تمدن سه هزار سال در این سرزمین با شکوه و جلال خاصی پایدار است و هر بیننده‌ای را در برابر خود به تعظیم وامی‌دارد. خرابه‌های [[پازارگاد]]، [[استخر]]، [[تخت جمشید]]، [[تخت طاوس]]، [[نقش رستم]]، [[آثار فهلیان]] از [[دوره ٔ هخامنشی]] و خرابه‌های [[دارابگرد]]، [[سیراف]]، [[شاپور]]، [[شهرچور]] و آثار [[بحرین|جزیره ٔبحرین]] از [[دوره ساسانیان]]، [[مسجد جامع عتیق شیراز]] مربوط به [[دوره ٔصفاریان]]، [[بند امیر]] و [[مدرسه ٔ خان شیراز]] از ساخته‌های [[عضدالدوله ٔدیلمی]] و ابنیه ٔ دیگر در حوالی [[شیراز]] از [[اتابکان فارس]]، بازار [[مسجد وکیل]] و [[موزه ٔ پارس]] و ده‌ها بنای دیگر از [[کریم خان زند]]، [[آرامگاه حافظ]] و بناهای بزرگ دیگر از دوران [[رضاشاه]] است.
 
=== ایران ===
کلمه ٔفارس و پارس به سراسر خاک [[ایران]] نیز اطلاق شده‌است. صورتی از این کلمه را که در [[زبان انگلیسی]] از اصل یونانی گرفته‌اند در زبان مذکور بجایبه جای لغت [[ایران]] به کار می‌برند و چون این صورت یعنی [[پرشیا]] {{به انگلیسی|Persia}} در زمان [[رضاشاه پهلوی]] در ایران نیز بکار می‌رفت دستوری در منع استعمال این واژه صادر شد و مقرر گردید درکتاب‌ها و نوشته‌های ایرانی همه جا واژه ٔ [[ایران]] برای نامیدن این کشور به کار رود.
 
== اقوام ==
آن که از مردم ایران است.<ref name="ReferenceA"/>
 
=== شکل گیریشکل‌گیری قوم پارس ===
در پارسی باستان (کتیبه‌های هخامنشی) [[پارسه]] نام یکی از [[اقوام ایرانی]] مقیم''' جنوب ایران''' است که مقر ایشان را نیز پارس نامیده‌اند.
دانشمندان زبان پارسی باستان را خویشاوند [[زبان سقلابیان بالت]] می‌دانند و این امر موجب این فرضیه شده که اجداد ایرانیان در جوار سقلابیان میزیسته‌اند و [[است|اُسّتهای]] امروزی را واسطه ٔ بین [[قوم پارس]] و [[سقلابیان]] می‌دانند.
 
در نیمه ٔ اول از هزاره ٔ اول [[ق. م.]] سه قدرت بزرگ در نواحی شمال [[دجله]] و [[فرات]] با هم رقابت داشتند که از میان آنهاآن‌ها ایرانیان توانستند بر دو رقیب دیگر یعنی [[اورارتو]] ([[آرارات]]) و [[آشور]] چیره شوند و شاهنشاهی وسیعی به وجود آورند.
 
نام این قوم برای اولین بار در سالنامه‌های پادشاهان [[آشور]] در شرح لشکرکشی آنان به حدود جبال [[زاگرس]] به میان آمده‌است. آشوریان این قوم را در ۸۴۴ ق. م. شناخته‌اند. با این دلایل قوم پارسی قبلاً در شمال غربی ایران کنونی در مغرب و جنوب غربی دریاچه ٔ[[ارومیه]] مستقر بوده و سپس به تدریج به جنوب متمایل شده و این انتقال در نتیجه ٔ فشار [[اورارتو]] و [[آشور]] بوده‌است. این قوم به احتمال قوی در حدود سال ۷۰۰ ق. م. در مغرب جبال [[بختیاری]] جایگزین شدند و مرکز حکومت آنهاآن‌ها مطابق نوشته ٔ آشوریان '''[[پارسوماش]] ''' (که اکنون [[مسجدسلیمان]] خوانده میشودمی‌شود) نامیده شد.
پارسیان پس از ورود به این سرزمین تحت قیادت [[هخامنش]] حکومت کوچک خود را تشکیل دادند. پس از مرگ هخامنش پسرش [[چیش پیش]] پادشاه شهر [[انشان]] نامیده شد و رسماً در قلمرو وسیعتری به فرمانروایی پرداخت و ایالت تازه‌ای را که پارسه نامیده شد (فارس کنونی) به دیگر متصرفات خود پیوست.<ref>{{یادکرد-دهخدا|عنوان =از کتاب ایران تألیف گیرشمن ترجمه ٔ معین صص ۵۹ - ۱۰۹| بازیابی =۰۸/۰۶/۲۰۱۱}}</ref>
قوم پارس همچنان در این سرزمین زیست می‌کرد، و در حدود''' پانصد سال''' بعد از سقوط امپراطوری هخامنشی خاندان دیگری که خود را از نسل [[داریوش سوم]] و بازمانده ٔ خاندان هخامنشی می‌شمرد در پارس نیرو گرفت و دومین شاهنشاهی بزرگ قوم پارس را به وجود آورد.
[[ساسان]] جداین سلسله در [[شهر استخر]] در [[معبد آناهیتا]] (ناهید) مقامی ارجمند داشت. پسر او [[بابک|پاپک]] با دختر یکی از امرای محلی ازدواج کرد و بوسیله ٔ کودتایی قدرت را از دست او گرفت و بعدها مؤسس سلسله ٔ[[ساسانی]] شناخته شد و جلوس او(۲۰۸ م.) مبداء تاریخ جدیدی به شماربه‌شمار رفت.<ref>{{یادکرد-دهخدا|عنوان =از کتاب ایران گیرشمن ترجمه ٔ معین صص ۲۹۰-۲۹۱ | بازیابی =}}</ref>.
 
از فرزندان [[بابک|پاپک]] به ترتیب این کسان به تخت شاهی نشسته‌اند :
# '''فارس'''به معنی سوار، یعنی صاحب اسب. ج، فرسان، فوارس. صورت جمع‌اخیر برای وزن فاعل بسیار نادر است زیرا وزن فواعل جمع فاعلة است. (منتهی الارب).
# شیر بیشه، دلاور،
# قسمی ذوذوابة است بصورتبه صورت ماه تمام با یالی چون یال اسب از پس افکنده.
# خلاف راجل<ref>{{یادکرد-دهخدا|عنوان = منتهی الارب | بازیابی =۰۸/۰۶/۲۰۱۱}}</ref>
{{شعر}}
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش