تفاوت میان نسخه‌های «کنفوسیوس»

۱۷ بایت اضافه‌شده ،  ۳ سال پیش
جز
اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB
جز (اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB)
کنفوسیوس، در سال ۵۵۱ قبل از میلاد، در روستایی به نام [[تسو]]، واقع در ایالتِ قدیمی لو – که امروزه بخشی از شهرستان جدید [[شاندونگ]] است – زاده شد. خانواده‌ای که کنفوسیوس در آن به دنیا آمد، خانواده‌ای پرجمعیت بود.
 
پدرِ کنفوسیوس، [[شولیانگ هو]]، افسری بازنشسته بود که با شرکت در جبهه‌های نبرد موفّق شده بود رضایت پادشاه را به دست آورده و زمین‌هایی را به تملّک خود درآورد. شولیانگ سه همسر داشت که هیچ‌کدام از آنهاآن‌ها نتوانسته بودند برایش پسری بزایند؛ نُه دختر او نیز همه ازدواج کرده و به خانواده‌های دیگر پیوسته بودند. به همین دلیل، در سال ۵۵۵ قبل از میلاد، شولیانگ هو، در حالی که شصت و چهار سال سن داشت، دختری پانزده ساله به نام [[یان چنگ تسای]] را به عنوانِ همسر متعه خود اختیار کرد.
چنگ تسای نیز تا مدّتی نمی‌توانست باردار شود؛ به همین دلیل – چنان‌که از روایات سنتی آئین کنفوسیوس برمی آید – از تپّه نی چی ئو بالا رفت و بر فرازِ آن به دعا و نماز مشغول شد؛ تا این که سرانجام به کنفوسیوس حامله شد؛ به همین سبب، یکی از نام‌های کنفوسیوس «چیو» به معنی تپّه است.
 
وقتی کنفوسیوس هنوز سه سال داشت، پدرش مُرد و او را در فانگشان، واقع در لوی شرقی، به خاک سپردند. با مرگِ شولیانگ هو، کنفوسیوس و مادرش مجبور بودند از بقیه خانواده جدا شوند، به نحوی که حتّی اجازه نداشتند در مراسم خاکسپاری شولیانگ شرکت کنند. از آن جا که مادرِ کنفوسیوس، زنِ رسمیِ شولیانگ به حساب نمی‌آمد، چیزی از میراثِ شولیانگ به او نرسید و آنهاآن‌ها از آن پس مجبور بودند در [[چاندونگ]] واقع در شرق چین به تهی دستی روزگار بگذرانند. بر اساس روایات، کنفوسیوس همچنین از کودکی به مطالعه آثاری در زمینه قربانی و آداب معبد می‌پرداخت.
 
چندی بعد، در حالی که کنفوسیوس سنینِ نوجوانی اش را می‌گذراند – به روایتی سیزده سال و به روایتی دیگر شانزده سال داشت – مادرش بر اثر بیماری و کارِ زیاد درگذشت. چنگ تسای را نیز در فانگشان به خاک سپردند.
وقتی کنفوسیوس هفده سال داشت، یکی از اشرافِ لو به نام چی پینگ تسو به دنبال شخصی می‌گشت که با آداب قربانی آشنایی داشته باشد؛ به همین دلیل همه عالمان شهر را به مجلسی دعوت کرد و کنفوسیوس نیز در بین آنهاآن‌ها حاضر شد.
 
کنفوسیوس در بیست سالگی با دختری به نام [[یی چی گوان]] ازدواج کرد. این ازدواجی بود که مادرِ کنفوسیوس بین او و دخترِ دوستِ پدرش ترتیب داده بود. پس از گذشتِ دو سال از این ازدواج، یی چی گوان برای کنفوسیوس پسری زایید که کونگ لی نامیده شد. کنفسیوس دختری نیز داشته‌است که در برخی کتاب‌ها نامِ او کونگ جیو ثبت شده‌است. (کونگ، نام خانوادگی کنفوسیوس است و در عرف زبان چینی نام خانوادگی پیش از نام می‌آید)
کنفوسیوس در روزگار فرمانروایی دودمان بهار و پاییز زندگی کرد. وی در کشوری به نام لو اقامت داشت و کشور لو پیشرفته‌ترین کشور در زمینه فرهنگی بود.<ref name="دانشنامه چین">[http://persian.cri.cn/chinaabc/chapter17/chapter170204.htm دانشنامه چین]، در: China ABC، (فارسی)، بازدید: اکتبر ۲۰۰۹.</ref>
 
کنفوسیوس در بیشتر دوران عمرش از مقامات چندان بلندپایه نبود، اما دانش زیادی داشت. در چین باستان آموزش و پرورش از حقوق ویژه [[اشراف]] بود، اما کنفوسیوس با شیوه خود این حق را از آنان گرفت و خود شاگردانی را جذب کرد و به آنهاآن‌ها آموزش داد. گفته می‌شود که وی سه هزار شاگرد داشته و در میان آنهاآن‌ها چند تن جزو دانشمندان آینده بوده‌اند.<ref name="دانشنامه چین" />
 
کنفوسیوس در پنجاه سالگی به خدمت فرمانروایان دولت چو رسید و حکومت یکی از شهرهای بزرگ را در دست گرفت. او رسیدن به مقام حکومتی را بهترین راه ایجاد [[اصلاحات]] اجتماعی می‌دانست.
 
کنفوسیوس پس از سفرهای طولانی و دیدار با [[لائوتزه]]، به لو آمد و به پیشنهاد پادشاه آن ایالت، مقام وزارت دادگستری را برعهده گرفت و پس از مدتی نیز وزیر امور داخله شد؛ تا این که سرانجام به وزارت اعظم ایالت لو رسید. در این زمان عدالتی که او در کارش داشت، باعث برانگیخته شدن مخالفت‌ها و عزل او از مقامش بود. وقتی در روز عید از گوشت قربانی برایش نفرستادند، کنفوسیوس این اقدام را بهانه قرار داد و وطنش را ترک کرد. در روایتی نیز حاکم منطقه لو (لائوتزه) نمی‌توانست عدالت کنفسیوس را بستاید و سیاق قبلی را ترجیح می‌داد. وقتی هشتاد غلام زیباروی به دربارش فرستاده شد. مکتب اخلاقی، فضیلت و تقوی را کنار گذاشته و به زیبایی و هنر روی آورد که موجب کناره گیریکناره‌گیری کنفسیوس شد و وی دوباره به دوره گردی روی آورده و فقیر شد<ref>هنری، توماس دانالی، توماس،''ماجراهای جاودان در فلسفه''، تهران، ققنوس، ۱۳۸۹، ص۶۵–۶۶<ref>پس از آن، کنفوسیوس بیشتر عمرش را در بین ایالت‌های چین سرگردان بود. سخنان او در مورد شیوه حکومت و اخلاق حاکمان، مورد پذیرش هم‌روزگارانش واقع نشد و حتی به زندان نیز افتاد.
 
سرانجام در سال ۴۷۹ پیش از میلاد، در حالی که خود را ناموفق می‌دانست از دنیا رفت. وی آثار مهمی بر جای نهاد و شاگردان برجسته‌ای پرورش داد که آموزه‌های او را رونق بخشیدند.<ref>توفیقی، حسین، ''آشنایی با ادیان بزرگ''، تهران، سمت، ۱۳۷۹، ص۴۹–۴۸.</ref>
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش