باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB
ویژگی‌هایی که غالباً برای تشکیل یک زبان برنامه‌نویسی مهم شمرده می‌شوند:
* تابع :یک زبان برنامه‌نویسی، زبانی است که برای نوشتن برنامه‌های رایانه‌ای به کار می‌رود که رایانه‌ای را برای انجام محاسبات یا اجرای الگوریتم یا احتمالاً کنترل دستگاه‌های خارجی مثل چاپگر، ربات و… درگیر می‌کنند.
* هدف: زبان‌های برنامه‌نویسی با [[زبان‌های طبیعی]] تفاوت دارند و آن اینکه زبان‌های طبیعی فقط برای فعل و انفعالات بین مردم به کار می‌روند، در حالیکه زبان‌های برنامه‌نویسی همچنین به انسانهاانسان‌ها اجازه می‌دهد که از طریق دستورهای با ماشین‌ها ارتباط برقرار کنند. برخی زبان‌های برنامه‌نویسی بوسیله یک دستگاه استفاده می‌شوند تا دستگاه دیگری را کنترل کند. برای مثال برنامه‌های پست اسکریپت(post script) غالباً توسط برنامه دیگری برای کنترل یک چاپگر یا نمایشگر ایجاد می‌شوند.
* ساختارها: زبان‌های برنامه‌نویسی ممکن است ساختارهایی برای تعریف و تغییر [[داده ساختارها]] یا کنترل جریان اجرا داشته باشند.
* توان بیانگر: [[نظریه محاسبات]]، زبان‌ها را بوسیله محاسباتی که توان بیان آن‌ها را دارند [[طبقه‌بندی]] می‌کند. تمام زبان‌های «کامل تورینگ» می‌توانند مجموعه یکسانی از الگوریتم‌ها را پیاده‌سازی کنند.ANSI/ISO SQL و Charity مثال‌هایی هستند از زبان‌هایی که کامل تورینگ نیستند، ولی غالباً زبان برنامه‌نویسی نامیده می‌شوند.
 
=== معناشناسی ایستا ===
معناشناسی ایستا محدودیت‌هایی بر روی ساختار مجاز متن‌ها تعیین می‌کند که بیان آن‌ها در فرمول دستوری استاندارد مشکل یا غیرممکن است. مهمترین این محدودیت‌ها به وسیله [[سیستم نوع]] گذاری‌گذاری انجام می‌شود. برخلاف باور برخی از برنامه‌نویسان محدودیت‌های اعمال شده، اعمال نشده‌اند بلکه در واقع ناشی از زیرساخت‌های آن زبان برنامه‌نویسی هستند تا سرعت پردازش را افزایش دهند و قدرت پردازش پردازنده را برای تایپ‌کستینگ‌های خودکار متعدد صرف نکنند. استفاده از روش ایستا صرفاً سرعت پردازش‌هایی را افزایش می‌دهد که در کسری از ثانیه به محاسبه حجم انبوهی از داده‌ها نیاز دارند. این موضوع بهبود پردازش برای مثال خودش را در گرافیک‌های سنگین بازی‌های کامپیوتری نشان می‌دهد همچنین برای مثال در سرورهای بک‌اند (پشتی) بانکداری با حجم انبوهی از ثبت ترنزاکشن‌ها که از زبان ایستای جاوا استفاده می‌شود اما حتی در موضوع گرافیک جاوا به دلیل استفاده از گاربیج‌کالکشن یا جمع‌آوری زباله و البته استفاده از ماشین مجازی برای مدیریت حافظه سرعت پردازشی C++ را ندارد از طرفی استفاده دات نت از زبان میانجی IL برای پشتیبانی از زبان‌های متعدد مانند C# یا F# و کامپایل نکردن مستقیم به باینری ماشینی باعث می‌شود که سرعت پردازش C# نیز از جاوا پایین‌تر باشد اما امکانات گسترده‌تری را در زمینه‌های خاصی مانند طراحی وب یا ساخت برنامه‌های سبک‌پردازشی روی سیستم‌عامل را فراهم کند اگرچه با صرف میزان بیشتری از منابع حافظه و پردازشی.
 
=== سیستم نوع گذارینوع‌گذاری ===
یک سیستم نوع گذارینوع‌گذاری مشخص می‌کند که یک زبان برنامه‌نویسی چگونه مقادیر و عبارات را در نوع(type) دسته‌بندی می‌کند، چگونه می‌تواند آن نوع‌ها را تغییر دهد و رفتار متقابل آن‌ها چگونه‌است. این کار عموماً توضیح داده ساختارهایی که می‌توانند در آن زبان ایجاد شوند را شامل می‌شود. طراحی و مطالعه سیستم‌های نوع گذارینوع‌گذاری بوسیله ریاضیات قراردادی را تئوری نوع گذارینوع‌گذاری گویند.
 
==== زبان‌های نوع گذارینوع‌گذاری شده و بدون نوع گذارینوع‌گذاری ====
یک زبان نوع گذارینوع‌گذاری شده‌است اگر مشخصات هر عملیات، نوع داده‌های قابل اجرا توسط آن را با نشان دادن نوع‌هایی که برای آن‌ها قابل اجرا نیست، تعیین کند. برای مثال، «این متن درون گیومه قرار دارد» یک رشته‌است. در غالب زبان‌های برنامه‌نویسی، تقسیم یک رشته با یک عدد معنایی ندارد. در نتیجه غالب زبان‌های برنامه‌نویسی مدرن ممکن است اجرای این عملیات را توسط برنامه‌ها رد کنند. در برخی زبان‌ها، عبارات بی‌معنی ممکن است هنگام ترجمه(compile) پیدا شود (چک‌کننده نوع ایستا)، و توسط کامپایلر رد شود، در حالی که در سایر برنامه‌ها، هنگام اجرا پیدا شود. (چک‌کننده نوع دینامیک) که به استثنای در حال اجرا منتج شود(runtime exception).
حالت خاص زبان‌های نوع دار زبان‌های تک نوعند. این زبان‌ها غالباً اسکریپتی یا مارک آپ هستند، مانند rexx وSGML و فقط یک داده گونه دارند—غالباً رشته‌های کاراکتری که هم برای داده‌های عددی و هم برای داده‌های سمبلی کاربرد دارند.
در مقابل، یک زبان بدون نوع گذاری، مثل اکثر زبان‌های اسمبلی، این امکان را می‌دهد که هر عملیاتی روی هر داده‌ای انجام شود، که معمولاً دنباله‌ای از بیت‌ها با طول‌های متفاوت در نظر گرفته می‌شوند. زبان‌های سطح بالا که بی نوع هستند شامل زبان‌های ساده رایانه‌ای و برخی از انواع زبان‌های نسل چهارم.
 
در عمل، در حالیکه تعداد بسیار کمی از دیدگاه نظریه نوع، نوع گذارینوع‌گذاری شده تلقی می‌شوند (چک کردن یا رد کردن تمام عملیات‌ها)، غالب زبان‌های امروزی درجه‌ای از نوع گذارینوع‌گذاری را فراهم می‌کنند. بسیاری از زبان‌های تولیدکننده راهی را برای گذشتن یا موقوف کردن سیستم نوع فراهم می‌کنند.
 
==== نوع گذارینوع‌گذاری ایستا و پویا ====
در نوع گذارینوع‌گذاری ایستا تمام عبارات نوع‌های خود را قبل از اجرای برنامه تعیین می‌کنند (معمولاً در زمان کامپایل). برای مثال، ۱ و (۲+۲) عبارات عددی هستند؛ آن‌ها نمی‌توانند به تابعی که نیاز به یک رشته دارد داده شوند، یا در متغیری که تعریف شده تا تاریخ را نگه دارد، ذخیره شوند.
 
زبان‌های نوع گذارینوع‌گذاری شده ایستا می‌توانند با مانیفست نوع گذارینوع‌گذاری شوند یا با استفاده از نوع استنباط شوند. در حالت اول، برنامه‌نویس بیشتر صریحاً نوع‌ها را در جایگاه‌های متنی مشخص می‌نویسد (برای مثال، در تعریف متغیرها). در حالت دوم، کامپایلر نوع عبارات و تعریف‌ها را بر اساس متن استنباط می‌کند. غالب زبان‌های مسیر اصلی(mainstream) ایستا نوع گذارینوع‌گذاری شده، مانند C#,C++ و Java، با مانیفست نوع گذارینوع‌گذاری می‌شوند
 
==== نوع گذارینوع‌گذاری قوی و ضعیف ====
نوع گذارینوع‌گذاری ضعیف این امکان را ایجاد می‌کند که با متغیری به جای متغیری دیگر برخورد شود، برای مثال رفتار با یک رشته به عنوان یک عدد. این ویژگی بعضی اوقات ممکن است مفید باشد، اما ممکن است باعث ایجاد برخی مشکلات برنامه شود که موقع کامپایل و حتی اجرا پنهان بمانند.
 
نوع گذارینوع‌گذاری قوی مانع رخ دادن مشکل فوق می‌شود. تلاش برای انجام عملیات روی نوع نادرست متغیر منجر به رخ دادن خطا می‌شود. زبان‌هایی که نوع گذارینوع‌گذاری قوی دارند غالباً با نام «نوع-امن» یا امن شناخته می‌شوند.
تمام تعاریف جایگزین برای «ضعیف نوع گذارینوع‌گذاری شده» به زبان‌ها اشاره می‌کند، مثل perl, JavaScript, C++، که اجازه تعداد زیادی تبدیل نوع داخلی را می‌دهند. در جاوااسکریپت، برای مثال، عبارت ۲*x به صورت ضمنی x را به عدد تبدیل می‌کند، و این تبدیل موفقیت‌آمیز خواهد بود حتی اگر x خالی، تعریف نشده، یک آرایه، یا رشته‌ای از حروف باشد. چنین تبدیلات ضمنی غالباً مفیدند، اما خطاهای برنامه‌نویسی را پنهان می‌کنند.
 
قوی و ایستا در حال حاضر عموماً دو مفهوم متعامد فرض می‌شوند، اما استفاده در ادبیات تفاوت دارد، برخی عبارت «قوی نوع گذارینوع‌گذاری شده» را به کار می‌برند و منظورشان قوی، ایستایی نوع گذارینوع‌گذاری شده‌است، و یا، حتی گیچ‌کننده تر، منظورشان همان ایستایی نوع گذارینوع‌گذاری شده‌است؛ بنابراین C هم قوی نوع گذارینوع‌گذاری شده و هم ضعیف و ایستایی نوع گذارینوع‌گذاری شده نامیده می‌شود.
 
=== معناشناسی اجرا ===
== تاریخچه ==
=== پیشرفت‌های اولیه ===
اولین زبان برنامه‌نویسی به قبل از رایانه‌های مدرن بازمی‌گردد. قرن ۱۹ دستگاه‌های نساجی و متون نوازنده پیانو قابل برنامه‌نویسی داشت که امروزه به عنوان مثال‌هایی از زبان‌های برنامه‌نویسی با حوزه مشخص شناخته می‌شوند. با شروع [[قرن بیستم]]، پانچ کارت‌ها داده را کد گذاریکدگذاری کردند و پردازش مکانیکی را هدایت کردند. در دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، صورت گرایی حساب لاندای آلونزو چرچ و [[ماشین تورینگ]] [[آلن تورینگ]] مفاهیم ریاضی بیان الگوریتم‌ها را فراهم کردند؛ حساب لاندا همچنان در طراحی زبان مؤثر است.
 
در دهه ۴۰، اولین رایانه‌های دیجیتال که توسط برق تغذیه می‌شدند ایجاد شدند. اولین [[زبان برنامه‌نویسی سطح بالا]] طراحی شده برای کامپیوتر پلانکالکول بود، که بین سال‌های ۱۹۴۵ و ۱۹۴۳ توسط کنراد زوس برای ز۳ آلمان طراحی شد.
* LISP از جمله زبان‌هایی بود که براساس پردازش لیست‌ها کار می‌کرد و برای الگوریتم‌های [[هوش مصنوعی]] مناسب بود.
* Prolog، طراحی شده در ۱۹۷۲، اولین زبان [[برنامه‌نویسی منطقی]] بود؛ که برای الگوریتم‌های هوش مصنوعی مناسب بود.
* در ۱۹۷۸ ML سیستم نوع چند ریخت روی لیسپ ایجاد کرد، و در زبان‌های برنامه‌نویسی کاربردی ایستا نوع گذارینوع‌گذاری شده پیشگام شد.
هر یک از این زبان‌ها یک خانواده بزرگ از وارثین از خود به جای گذاشت، و مدرنترین زبان‌ها از تبار حداقل یکی از زبان‌های فوق به‌شمار می‌آیند.
 
هیچ برنامه غالبی برای دسته‌بندی زبان‌های برنامه‌نویسی وجود ندارد. یک زبان مشخص معمولاً یک زبان اجدادی ندارد. زبان‌ها معمولاً با ترکیب المان‌های چند زبان پیشینه بوجود می‌آیند که هربار ایده‌های جدید در گردشند. ایده‌هایی که در یک زبان ایجاد می‌شوند در یک خانواده از زبان‌های مرتبط پخش می‌شوند، و سپس از بین خلاهای بین خانواده‌ها منتقل شده و در خانواده‌های دیگر ظاهر می‌شوند.
 
این حقیقت که این دسته‌بندی ممکن است در راستای محورهای مختلف انجام شوند، این وظیفه را پیچیده‌تر می‌کند؛ برای مثال، جاوا هم یک زبان شیءگرا (چون به [[برنامه‌نویسی شیءگرا]] تشویق می‌کند) و زبان همزمانهم‌زمان (چون ساختارهای داخلی برای اجرای چندین جریان موازی دارد) است. پایتون یک زبان اسکریپتی شیءگرا است.
 
در نگاه کلی، زبان‌های برنامه‌نویسی به مثال‌های برنامه‌نویسی و یک دسته‌بندی بر اساس محدوده استفاده تقسیم می‌شوند. مثال‌ها شامل [[برنامه‌نویسی رویه‌ای]]، برنامه‌نویسی شیءگرا، برنامه‌نویسی کاربردی، و برنامه‌نویسی منطقی؛ برخی زبان‌ها ترکیب چند مثالند. یک زبان اسمبلی مثالی از یک مدل مستقیم متضمن معماری ماشین نیست. با توجه به هدف، زبان‌های برنامه‌نویسی ممکن است همه منظوره باشند، زبان‌های برنامه‌نویسی سیستمی، زبان‌های اسکریپتی، زبان‌های محدوده مشخص، زبان‌های همزمان/ گسترده (و یا ترکیب اینها). برخی زبان‌های همه منظوره تا حد زیادی برای اهداف آموزشی طراحی شده‌اند.
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش