باز کردن منو اصلی

تغییرات

۴ بایت حذف‌شده ،  ۱ سال پیش
جز
اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB
* هویت محور: شامل شاخه جوانان، شاخه زنان، شاخه اقلیت‌های قومی، شاخه همجنسگرایان و …
* موقعیت محور: شامل شاخه‌هایی برای نامزدهای انتخاباتی، شهرداران، فرمانداران، متخصصین، دانشجویان و …
این گونه دسته‌بندی‌ها و شاخه‌ها برای دستاوردها، آموزش و به کار‌گیریکارگیری افراد در حزب بسیار مفید هستند.
 
=== ساختار حزب در نظام پارلمانی ===
وقتی حزب به وسیله اعضایش در مجلس نمایندگان، نمایندگی می‌شود، رهبر حزب هم‌زمان به عنوان رهبر اعضای گروه در مجلس نیز به انجام وظایفش مبادرت می‌ورزد؛ بسته به حداقل کرسی‌های گرفته شده، احزاب عموماً به رهبر خود اجازه می‌دهند تا اگر اکثریت مجلس را در دست داشته باشند، ریاست مجلس نمایندگان را بر عهده بگیرد. در نظام‌های پارلمانی وقتی که حزب تبدیل به بزرگترین مخالف رسمی حکومت شود، معمولاً اعضای حزب به گونه‌ای رسمی [[دولت در سایه]] را تشکیل می‌دهند؛ و وقتی که حزب بتواند اکثریت کرسی‌ها در مجلس را در دست بگیرد، آن وقت همان تیمی که دولت در سایه را تشکیل داده بودند تبدیل به اعضای [[کابینه وزیران]] خواهند شد.
 
اعضای حزب و رهبران آن در مجلس نمایندگان که نه جزیی از دولت و نه جزیی از مخالفین رسمی یا همان دولت در سایه هستند با نام صندلی‌های عقب شناخته می‌شوند و همیشه به دنبال کسب موقعیت و فرصتِ قرار گرفتن در کرسی‌های اصلی و تأثیر گذارتأثیرگذار می‌باشند تا بتوانند در دولت آینده سهم قابل توجهی ایفا کنند.
 
== نظم و مقررات ==
 
== شیوه حزبی ==
شیوه و منش احزاب نسبت به حوزه‌ای که در آن فعال هستند، گستردگی متنوعی دارد، بسته به این که چند حزب در هر حوزه فعالیت می‌کنند و این که هر حزب چقدر قدرت نفوذ و اثر گذاریاثرگذاری در بین شهروندان دارد.
 
=== غیر حزبی ===
در نظام غیر حزبی هیچ حزب رسمی سیاسی وجود ندارد و برخی مواقع حتی محدودیت‌های قانونی بر سر راه ایجاد و فعالیت احزاب سیاسی گذاشته می‌شود. در انتخابات غیر حزبی هر نامزد مستقلاً می‌تواند در انتخابات شرکت کرده و برنده آن باشد. در مجالس قانون گذاریقانون‌گذاری غیر حزبی هیچ اتحادی از اعضای رسمی یک حزب در مجلس وجود ندارد. دولت [[جرج واشینگتن]] و چند مجلس اولیه ایالات متحده همگی غیر حزبی بودند. واشینگتن حتی در سخنرانی معروف خویش علیه ایجاد هرگونه حزب و مرز بندی اخطار داده بود.<ref>Redding 2004</ref> در ایالات متحده مجلس قانون گذاریقانون‌گذاری [[نبراسکا]] غیر حزبی است. در کانادا، مجلس قانون گذاریقانون‌گذاری قلمروهای شمال شرقی و نوناوت غیر حزبی اداره می‌شوند. در [[نیوزیلند]] نیز ایالت توکلئو از مجلس غیر حزبی بهره می‌جوید. بسیاری از حکومت‌ها و مجالس قانون گذاریقانون‌گذاری در کشورها و ایالات مختلف به گونه غیر حزبی اداره می‌شوند. انتخابات غیر حزبی و اداره حکومت به این طریق در خارج از نهادهای دولتی امری رایج تلقی می‌شود.<ref>Abizadeh 2005</ref> اگر ممنوعیت قانونی علیه تشکیل و فعالیت احزاب سیاسی وجود نداشته باشد، عموماً جناح‌های سیاسی فعال در نظام‌های غیر حزبی تبدیل به احزاب سیاسی آینده می‌شوند.
 
== انواع نظام‌های حزبی ==
* از محل تأمین درآمد عمومی دولت.<ref>See Heard, Alexander, 'Political financing'. In: Sills, David I. (ed.) ''International Emcyclopedia of the Social Sciences'', vol. 12. New York, NY: Free Press - Macmillan, 1968, pp. &nbsp;235–241; Paltiel, Khayyam Z. , 'Campaign finance - contrasting practices and reforms'. In: Butler, David et al. (eds.), Democracy at the polls - a comparative study of competitive national elections. Washington, DC: AEI, 1981, pp. 138-172; Paltiel, Khayyam Z. , 'Political finance'. In: Bogdanor, Vernon (ed.), ''The Blackwell Encyclopedia of Political Institutions''. Oxford, UK: Blackwell, 1987, pp. &nbsp;454–456; 'Party finance', in: Kurian, George T. et al. (eds.) The encyclopedia of political science. vol 4, Washington, DC: CQ Press, 2011, pp. 1187-1189.</ref>
 
هنوز احزاب سیاسی توسط بعضی‌ها جناج خوانده می‌شوند، به ویژه توسط کسانی که در دولت مشغول به کارند. این احزاب همیشه به شدت در حال رایزنی با سازمان‌ها، تجارت‌ها و گروه‌هایی با منافع خاص مثل اتحادیه‌های اصناف می‌باشند. پول و هدیه‌های مالی که به حزب یا اعضای رده بالای آن اعطا می‌شود ممکن است به عنوان یک مشوق عمل کند. چنین کمک‌هایی منبع سنتی جمع‌آوری منابع مالی برای احزاب هستند. این شیوه از اواخر قرن نوزدهم شروع شد و احزابی که تازه تأسیس بودند به مدد همین کمک‌ها می‌توانستند شروع به کار و فعالیت کنند، نمونه بارز این دسته از احزاب، حزب‌های دسته چپی کارگران بود. اما احزاب بعدها شیوه جدید را ابداع کردند، شیوه‌ای که حزب در آن به شدت عضو‌گیریعضوگیری می‌کرد و منبع جدیدی را برای تأمین درآمد خویش یافت؛ '''حق عضویت'''.
 
از نیمه دوم قرن بیستم احزابی که تنها به کمک‌های بیرونی متکی بودند، دچار مشکلاتی جدی شدند. به همراه بالارفتن امنیت کمک‌های بیرونی، مشکل دیگری در عضو‌گیریعضوگیری احزاب در دموکراسی‌های غربی پدید آمد که خود تبدیل به مانعی بر سر راه تأمین منابع مالی حزب شد و آن کم شدن تعداد اعضای احزاب بود. برای مثال در بریتانیا و استرالیا عضویت در دو حزب بزرگ آن‌ها در سال ۲۰۰۶ کمتر از یک هشتم آن چیزی بود که در ۱۹۵۰ داشتند، علی‌رغم افزایش قابل توجه جمعیت در این بازه زمانی.
در بعضی از احزاب، مانند احزاب بعد از کمونیسم در [[ایتالیا]] و فرانسه و و حزب‌های سین فین و سوسیالیست در [[ایرلند]]، نمایندگان منتخب بخشی از حقوق و دستمزد خود به حزب می‌دهند یا در بعضی موارد کل درآمد خویش را صرف حزب می‌کنند در حالی که سایرین سهم کوچکی را به خزانه حزب واریز می‌نمایند. گرچه ممکن است چنین مثال‌هایی امروزه نادر باشند، اما رانتخواری شاید یک ویژگی اصلی بسیاری از احزاب سیاسی در جهان باشد.<ref name=ODI>Foresti and Wild 2010. [http://www.odi.org.uk/resources/details.asp?id=5143&title=political-parties-governance-politics Support to political parties: a missing piece of the governance puzzle]. London: [[Overseas Development Institute]]</ref>
 
در بریتانیا می‌توان مدعی شد که اشراف برای مشارکت در تأمین منابع مالی حزب تشویق می‌شوند و کسانی که چنین کمک‌هایی به حزب می‌کنند تبدیل به اعضای [[مجلس اعیان]] این کشور می‌شوند و در نتیجه در موقعیتی قرار می‌گیرند که می‌توانند در روندهای قانون گذاریقانون‌گذاری مشارکت جویند. اما یکی از مشکلات این امر چیزی بود که در دوره [[لوید جرج]] و توسط وی اتفاق افتاد و آن فروش چنین حمایت‌هایی و بروز فساد در نظام سیاسی بریتانیا بود. برای جلوگیری از چنین مفاسدی در آینده، مجلس بریتانیا قانون جلوگیری از سوءاستفاده را در ۱۹۲۵ به تصویب رساند و بنابراین فروش چنین کمک‌هایی تبدیل به یک عمل کیفری شد. اما این امر هم نهایتاً به‌طور کامل جلوی فساد را نگرفت و اشراف راه‌هایی برای دور زدن این قانون نیز یافتند.
 
چنین فعالیتی که از آن‌ها با نام تأثیر نامشخص یاد می‌شود باعث این شد تا تقاضایی ایجاد شود که میزان این کمک‌های مالی محدود و معین شود و از یک میزانی بالاتر کسی حق کمک مالی نداشته باشد. پس همان‌طور که هزینه‌های انتخاباتی شدت می‌یافت، تقاضا برای تأمین منابع مالی حزب نیز افزایش یافت. در انگلستان بعضی از سیاستمداران از این ایده حمایت کردند که احزاب باید به وسیله دولت تأمین مالی شوند؛ پیشنهادی که این نوید را می‌داد که دولت به فعالیت‌ها و بحث‌های جالبی که در کارزار انتخاباتی در کشور می‌شود کمک مالی کرده و هزینه آن‌ها را تأمین کند. (در سال ۱۸۸۳)
 
== انواع احزاب سیاسی ==
دانشمند فرانسوی علم سیاست، [[موریس دوررزه]]، تمایزی میان احزاب کادری و احزابی با اعضای بسیار قائل می‌شود. احزاب کادری نخبگان سیاسی هستند که دغدغه پیروزی در انتخابات و تأثیر محدودی بر فضای خارج از خود را دارند، و تنها در کارزارهای انتخاباتی مشغول به کار می‌شوند. اما احزاب بزرگ در صدد جذب و به کار‌گیریکارگیری اعضای جدید می‌باشند که به گونه‌ای منبع حزب برای تأمین منابع مالی در نظر گرفته می‌شوند و از آنان انتظار می‌رود در جهت گسترش ایدئولوژی حزب همان‌طور که در انتخابات فعالیت می‌کنند، کوشا باشند. احزاب سوسیالیست نمونه‌ای از این نوع احزاب هستند در حالیکه [[حزب محافظه کار بریتانیا]] و اتحادیه مسحیان دموکرات آلمان نمونه‌هایی از احزاب کادری می‌باشند. در ایالات متحده که هر دوی احزاب اصلی احزاب کادری تلقی می‌شوند، رقابت در دوره انتخابات قبل از این که به عرصه عمومی برسد به گونه‌ای درون حزبی است و افراد حزب با رقابت در حزب خویش می‌کوشند تا به عنوان نامزد حزب برای انتخابات معرفی شوند.<ref>Ware, ''Political parties'', pp. 65-67</ref>
 
[[کلوس ون بیمه]]، احزاب اروپایی را به نه خانواده دسته‌بندی می‌کند، که اکثر احزاب در این دسته‌ها جای می‌گیرند. او توانست هفت دسته از این دسته‌ها را از چپ تا راست مرتب کند: [[کمونیست]]، [[سوسیالیست]]، [[حزب سبز|سبز]]، [[لیبرال]]، [[دموکرات مسیحی]]، [[محافظه کار]] و [[لیبرتارین]]. جایگاه دو نوع دیگر که احزاب منطقه‌ای و قومی هستند، متفاوت می‌باشد.<ref>Ware, ''Political parties'', p. 22</ref>
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش