تفاوت میان نسخه‌های «دقیقی»

۶۲ بایت اضافه‌شده ،  ۲ سال پیش
جز
اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB
جز (اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB)
}}
[[پرونده:Firdawsi - Bidarafsh Kills Zarir, the Brother of Gushtasp - Walters W602355A - Full Page.jpg|انگشتی|چپ|[[بیدرفش]]، پهلوان تورانی، [[زریر]]، پهلوان ایرانی و عموی [[اسفندیار]] را می‌کشد. این بخش از [[شاهنامه]] سرودهٔ دقیقی است.]]
'''ابو منصور محمد بن احمد توسی''' که بیشتر به کوتاهی با نام '''دقیقی''' شناخته می‌شود (زاده‌شده پس از ۳۲۰ – درگذشت در مابین سال‌های ۳۶۷ تا ۳۶۹ هجری قمری) شاعر بزرگ [[فهرست شاعران فارسی‌زبان|پارسی‌زبان]] بود. او از نخستین کسانی بود که پیش از فردوسی تلاش کرد داستان‌های ملی ایران را به شعر درآورد و از پیشگامان حماسه‌سرایی به زبان فارسی است. بخشی از [[شاهنامه]] سرودهٔ اوست که فردوسی آنهاآن‌ها را در اثر خود گنجانده‌است. زادگاه وی بنا به روایات گوناگون، [[توس]]، [[بلخ]]، [[سمرقند]] و [[بخارا]] ذکر شده‌است، اما بر پایهٔ پژوهش‌های نوین، اینگونهاین‌گونه پنداشته می‌شود که او زادهٔ شهر [[توس]] بوده‌است. دقیقی با دربار شاهان [[سامانیان|سامانی]] در پیوند بود و به تشویق [[نوح دوم سامانی]] به نظم درآوردن [[شاهنامه ابومنصوری]] را آغاز کرد. اما پیش از آنکه آن را به پایان برساند، به دست غلام خود کشته شد. پس از آن [[فردوسی توسی]] کار دقیقی را ادامه داد و شاهنامهٔ ابومنصوری را که منثور بود به نظم درآورد. فردوسی در شاهنامهٔ خود داستان زندگی دقیقی را به کوتاهی نقل کرده و هزاربیتی که دقیقی سروده را هم در شاهنامهٔ خود گنجانده و بدین‌گونه از ازدست‌رفتن آنهاآن‌ها جلوگیری کرده‌است. در دوران‌های نوین، از سوی خاورشناسان این دیدگاه مطرح شد که دقیقی یک زرتشتی بوده، ولی امروزه این دید با پژوهش‌های بیشتر رد شده و دقیقی را یک مسلمان شیعه به‌شمار می‌آورند. دقیقی یکی از بزرگ‌ترین و مهمترین شاعرهای فارسی‌زبان است و تأثیری فراوان بر شاعرهای پس از خود، بویژهبه ویژه سبک حماسی [[شعر فارسی]] گذاشته‌است.
 
== منبع‌شناسی ==
نخستین کوشش از سوی خاورشناسان برمی‌گردد به هنگامی که لمسدن، از نظامیان [[مردم انگلستان|انگلیسی]] مقیم [[هند]]، نخستین مجلد شاهنامه را در سال ۱۸۱۱ میلادی در [[کلکته]] به چاپ رسانید. پس از او کسانی که به شاهنامه پرداختند، در پیشگفتارهای خود به ناچار از دقیقی و پیشگامی او در سردون حماسه ملی ایران نیز سخن یاد کردند.<ref name="afshar"/>
 
یکی از خاورشناسان [[آلمانی‌ها|آلمانی]] به نام [[هرمان اته]] میان سال‌های ۱۸۷۲ و ۱۸۷۵ به انتشار دو مقاله به [[زبان آلمانی]] پرداخت و در آنهاآن‌ها از دقیقی یاد کرده بود. نخستین مقاله دربارهٔ فردوسی، و دیگر مقاله‌ای دربارهٔ پیشروان و معاصران [[رودکی]] (۱۸۷۵) بود. اته یکی از نخستین کسانی است که بحث دربارهٔ زرتشتی بودن دقیقی را مطرح کرد و بر پایه آن، سرودن شاهنامه را بیشتر ناشی از حس و توجه شاعر به عوالم روحی و فکری او عنوان کرد.<ref name="afshar"/>
 
[[تئودور نولدکه]] در سال ۱۸۹۲ در جلد دوم مجموعه پژوهش‌های مربوط به زبان فارسی که در شهر [[وین]] انتشار یافت، ضمن بحثی دربارهٔ شعر فارسی از سهم دقیقی در حماسه ایران یاد کرد و موضوع زرتشتی بودن دقیقی را یکی از مباحث اصلی بحث خود قرار داد.<ref name="afshar"/>
 
== پیشینه به‌نظم‌درآوردن داستان‌های ملی ایران ==
در اواخر دوره [[ساسانیان|ساسانی]] کتابی به [[فارسی میانه|زبان پهلوی]] به نام [[خدای‌نامه]] نوشته شده بود که داستان‌های ملی ایران را در آن گردآوری کرده بودند. این کتاب در آغاز [[دوره اسلامی]] به دست [[المقفع]] به [[زبان عربی]] برگردانده شد و منبع اصلی «تاریخ» [[ایران باستان]] بود. عنوان شماری از کتاب‌ها دربارهٔ قهرمانان ملی ایران هم به عربی و هم به فارسی در دسترس است، که گویا از نوشته‌های [[فارسی میانه]] ترجمه شده بودند؛ که همین نوشته‌ها منابع مستقیم یا غیرمستقیم فردوسی در سرودن شاهنامه بوده‌اند. پیش از فردوسی نیز تلاش‌هایی برای به شعر درآوردن این داستان‌ها، هم به عربی و هم به [[فارسی دری|فارسی]]، انجام شده بود. در پیرامون سال ۲۰۰ هجری قمری (۸۱۵ میلادی)، [[آبان بن عبدالحمید لاحقی]] شماری از کتاب‌های ساسانی را به شعر عربی و در [[بحر رجز]] برگردانده بود، که از جمله آنهاآن‌ها «کتاب مزدک» بود که گویا در شاهنامه هم بکار برده شده‌است. در نیمه نخست سده دهم، [[مسعودی مروزی]] شاهنامه‌ای در [[بحر حجز]] سروده بود که این بحر بر پایهٔ همان اصول وزنی بحر عربی رجز بنا شده بود. از این شاهنامه تنها سه بیت به جا مانده‌است. دقیقی از شاعرانی بود که در نیمه دوم سده دهم میلادی به نظم درآوردن داستان‌های ملی ایران دست یازید، اما کار او ناتمام ماند تا اینکه فردوسی آن را به پایان رساند.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده =François de Blois |نشانی = http://www.iranicaonline.org/articles/epics |عنوان = EPICS| ناشر =ENCYCLOPÆDIA IRANICA |تاریخ = |تاریخ بازدید = ۲۲ ژوئن ۲۰۱۶}}</ref>
 
در زمان سده‌های نخستین اسلام عرب‌ها آشکارا ملل دیگر را تحقیر می‌کردند. این وضع در دوره [[بنی عباس]] نهضت ملی [[شعوبیه]] را ایجاد کرد. اینان نخست برابری همه مسلمانان را اعلام داشتند، ولی پس از آن مدعی برتری [[ایرانیان]] بر عرب‌ها شدند. در این دوره کشمکشی میان نویسندگان ایرانی و عرب در زمینه ادبیات پدید آمد که هر کدام تلاش می‌کردند برتری خود را نشان دهند. از این کشمکش ادبیاتی به زبان عربی پدید آمد که از سده نهم تا یازدهم میلادی ادامه داشت. در سده نهم به این ملت‌پرستی فکری، ملت‌خواهی سیاسی نیز افزوده شد. به دنبال آن نخستین سلسله پادشاهان ایرانی در [[خراسان]] پدید آمد که از [[بغداد]] دور بود و برای همین کانون بدعت‌های پرشمار سیاسی و مذهبی به‌شمار می‌رفت.<ref>{{پک|ماسه|۱۳۵۰|ص=۳۸–۳۹}}</ref> به همت شاعران فارسی‌زبان، زبان فارسی کم‌کم زبان عربی را از دربار شاهان کنار راند. فرمانروایانِ سلسله‌های نخستین ایرانی، از پیشرفت زبان کشور خود خرسند بوده‌اند، چرا که بطور غیرمحسوسی رشته‌هایی که ایرانیان را به خلافت پیوند می‌داد، می‌گسست. این خرسندی را از آنجا می‌توان دریافت که آنان بر حفظ سنت‌های تاریخی و افسانه‌ای ایران پافشاری داشتند و بکاربستن همین سنت‌ها بود که بزودی حماسهٔ ملی ایران را پدیدآورد.<ref>{{پک|ماسه|۱۳۵۰|ص=۴۹}}</ref>
بر پایهٔ گفتهٔ [[عوفی]] «او را بسبب دقت معانی و دقت الفاظ دقیقی گفتندی». بر پایهٔ گفتهٔ [[ذبیح‌الله صفا]]، پذیرش این نکته مستلزم آن است که بپنداریم او پیش از رسیدن به مرتبهٔ استادی در شعر فارسی، لقب شعری نداشته و بنابراین این گفتهٔ عوفی را نادرست می‌داند.<ref>{{پک|صفا|۱۳۶۹|ص=۴۰۸}}</ref>
 
برخی او را همان ابوعلی [[محمد بن احمد بلخی]] دانسته‌اند که [[ابوریحان بیرونی]] به او و شاهنامه‌اش اشاره کرده‌است، ولی بر پایهٔ گفتهٔ صفا، دلایلی که برای یکی دانستن آنهاآن‌ها گفته می‌شود قانع‌کننده نیست. نخست آنکه شاعر بودن ابوعلی بلخی و نوشتن شاهنامه از روی منابع مختلف دلیل نمی‌شود که او همان دقیقی توسی باشد و دوم آنکه از گفتهٔ ابوریحان پیداست که شاهنامه ابوعلی بلخی منثور بوده‌است، نه منظوم.<ref>{{پک|صفا|۱۳۶۹|ص=۴۰۹}}</ref>
 
عوفی گفته‌های دقیقی را بیست‌هزار بیت برمی‌شمرد. این گفته لزوماً درست نیست (و ممکن است بر اثر اشتباه نوشتاری «بیتی‌هزار» به «بیست هزار» رخ داده باشد،<ref name="din"/>) ولی [[تاریخ هرات]] نوشته [[سیف هروی]] ۷۰ بیت در [[بحر متقارب]] در سبک حماسی را به دقیقی نسبت می‌دهد و این امکان وجود دارد که این بیت‌ها گوشه‌هایی از شاهنامهٔ او بوده باشند، هرچند که آن بیت‌ها را می‌توان بخشی از آثار دیگر دقیقی نیز به حساب آورد.<ref name="pre-mongol">{{یادکرد|نویسنده = |کتاب = Persian Literature - A Bio-Bibliographical Survey: Poetry of the Pre-Mongol Period| ناشر =Routledge |صفحه =۹۴–۹۶ |تاریخ = |شابک|978-0947593476}}</ref>
سرگذشت‌نویسان گوناگونی [[بخارا]]، [[سمرقند]]، [[بلخ]]، [[مرو]] و [[توس]] را زادگاه او دانسته‌اند. بر پایهٔ گفتهٔ [[محمد عوفی]] زادگاه او شهر توس بوده‌است و [[جلال خالقی مطلق]] با برشمردن چندین دلیل توس را زادگاه دقیقی می‌داند.<ref name="zadgah"/><ref name="iranica"/> [[دانشنامهٔ بریتانیکا]] نیز زادگاه او را توس دانسته‌است.<ref name="britanica">{{یادکرد وب|نویسنده = |نشانی = http://www.britannica.com/biography/Daqiqi |عنوان = Daqīqī| ناشر =Encyclopædia Britannica |تاریخ = |تاریخ بازدید = ۶ آوریل ۲۰۱۶}}</ref>
 
بر پایهٔ خالقی مطلق، توس به چند دلیل زادگاه دقیقی است. نخست آنکه زمان عوفی نسبت به دیگر سرگذشت‌نویسان دقیقی، پنج‌سده پیشتر و نزدیک‌تر است و خود عوفی نزدیک به دویست سال با دقیقی فاصله دارد، بویژهبه ویژه آنکه عوفی سال‌ها در شهرهای [[خراسان بزرگ]] سفر کرده و یادداشت تهیه نموده. دوم آنکه بخارا از آن رو نمی‌تواند زادگاه دقیقی باشد که خود عوفی زادهٔ این شهر است و در همان‌جا تحصیل کرده و بعید است که شاعری به نامبُرداری دقیقی پس از دویست سال آنچنان از یاد همشهریانش رفته باشد که او را بیگانه بپندارند. این حکم دربارهٔ مردم دیگر شهرها مانند سمرقند و مرو و توس نیز درست است و می‌دانیم که عوفی در سمرقند و مرو به سر برده و در سال ۶۰۰ در [[نسا]] و در ۶۰۳ در [[نیشابور]] بوده و به احتمال زیاد از توس نیز دیدن کرده و با دانشمندان آنجا گفتگو و نشست‌وبرخاست داشته و افزون بر این، توس در آن هنگام هنوز گرفتار [[حمله مغول به ایران|تاخت و تاز مغول‌ها]] نشده بود و بیشتر کتاب‌ها و دیوان‌های سده‌های گذشته همچنان در دسترس بوده‌است.<ref name="zadgah"/>
 
دقیقی در یکجا می‌گوید:<ref name="zadgah"/>
 
=== دین ===
در شعرهای دقیقی اشاره‌هایی هست که پژوهشگران را بر آن داشته تا او را زرتشتی بپندارند. اما بر پایهٔ گفتهٔ [[جلال خالقی مطلق]] در دانشنامه ایرانیکا، به جز نام اسلامی او، اشاره‌های دیگری هست که نشان می‌دهد او یک مسلمان بوده. اگر زادگاه او توس بوده باشد که از شهرهای کهن [[شیعه]]‌نشین بوده و در زمان فرماندار سامانی، [[ابومنصور عبدالرزاق]] به مرکز فعالیت‌های ملی‌گرایانه ایرانی تبدیل شده بوده، محتمل است که دقیقی نیز همچون فردوسی یک شیعه بوده‌است. در آن دوره بسیاری از پیروان مذهب شیعه به فرهنگ باستانی ایران افتخار می‌کردند که این کار موجب می‌شده مخالفین آنها، به آنهاآن‌ها نام‌هایی چون [[قرمطی]] و [[شعوبی]] بدهند و آنهاآن‌ها را در دستهٔ [[مجوس]] و [[زندیق]] قرار دهند.<ref name="iranica">{{یادکرد وب|نویسنده =Djalal Khaleghi-Motlagh |نشانی = http://www.iranicaonline.org/articles/daqiqi-abu-mansur-ahmad-b |عنوان = DAQĪQĪ, ABŪ MANṢŪR AḤMAD| ناشر =ENCYCLOPÆDIA IRANICA |تاریخ =December 15, 1993 |تاریخ بازدید = ۶ آوریل ۲۰۱۶}}</ref>
 
دقیقی آغاز به نظم درآوردن شاهنامه را از پادشاهی [[گشتاسپ]] گرفته‌است، نه از آغاز، که این یکی از دلایلی بوده که شماری او را زرتشتی بدانند؛ ولی بر پایه خالقی مطلق، پیش از فردوسی، قهرمانان ملی ایران گشتاسپ و [[اسفندیار]] بودند، نه [[رستم]]. از آنجایی که [[گرشاسپ]] نیز جایی در [[خدای‌نامه]] و [[شاهنامه ابومنصوری]] نداشته، دقیقی کار را با پادشاهی گشتاسپ آغاز کرده که آغاز روایت [[اسفندیار]] نیز هست.<ref name="iranica"/>
 
فردوسی در شاهنامه (سده چهارم)، عوفی در لباب‌الالباب (سده هفتم)، [[حمدالله مستوفی]] در تاریخ گزیده (سده هشتم)، و کسانی که پس از آنهاآن‌ها سرگذشت دقیقی را نوشته‌اند، به نامسلمان بودن او اشاره نکرده‌اند.<ref name="din">{{یادکرد وب|نویسنده =سید محمد محیط طباطبایی |نشانی = http://www.ensani.ir/fa/content/201792/default.aspx |عنوان = عقیده دینی دقیقی| ناشر = |تاریخ = |تاریخ بازدید = ۶ آوریل ۲۰۱۶}}</ref>
 
دیدگاه زرتشتی‌بودن دقیقی نخستین بار توسط خاورشناسان غربی و گویا از منبعی [[هندو]] به گزارش ایشان راه یافته و رفته‌رفته پررنگ‌تر شده.<ref name="din"/> با این حال شواهد نشان از زرتشتی‌بودن او ندارد. جدا از نام او که عربی و از نام‌های [[پیامبر اسلام]] است، اینکه گفته می‌شود زرتشتیانی بوده‌اند که دارای نام‌های عربی بوده‌اند در تاریخ مصداق ندارد.<ref name="din"/> بر پایه گفتهٔ محمد جواد شریعت، زرتشتیانی که نام‌های اسلامی دارند، دست کم لقب و اشاره‌ای در نام آنان هست که نشان دهد پیرو این کیش هستند، مانند [[علی بن عباس مجوسی]] که کلمه مجوس در پایان نام او نشان از آن داد که او پیرو این کیش بوده‌است.<ref>{{پک|شریعت|۱۳۷۳|ص=۸}}</ref>
 
در جایی دقیقی اینگونهاین‌گونه دربارهٔ خود سخن می‌گوید:
{{شعر}}
{{ب|دقیقی چار خصلت برگزیده|به گیتی از همه نیکی و زشتی}}
 
=== در شاهنامه ===
فردوسی در مقدمهٔ شاهنامه می‌گوید که چگونه آن «مرد جوان» بر آن شد تا شاهنامه منثور را به نظم درآورد، ولی او را خوی بد یار بود و پیش از آنکه بتواند سرتاسر شاهنامه را به نظم دربیاورد به دست غلام خویش کشته می‌شود. در آغاز پادشاهی گشتاسپ، فردوسی دقیقی را در خواب می‌بیند که از او درخواست می‌کند تا بخیلی نکرده و هزاربیتی که او سروده را در شاهنامه‌اش بگنجاند. از سخن فردوسی به گستردگی اینگونهاین‌گونه برداشته شده‌است که سروده‌های دقیقی تماماً آن بوده که فردوسی آنهاآن‌ها را در شاهنامه آورده، اما اینگونهاین‌گونه نیز می‌توان برداشت کرد که بخش مورد نظر، آخرین بخشی بوده که دقیقی پیش از «پایان زندگی خویش» به نظم کشیده، نه لزوماً تنها سروده‌های او. اینکه فردوسی هزار بیت او را گنجانده‌است می‌تواند برای فرار از سردون بخش ظهور زرتشت بوده باشد، چرا که به دست دادن یک تصویر مثبت از زرتشت و کیش او، می‌توانست موجب آن شود که مسلمانان به فردوسی تهمت زردشتی‌بودن بزنند.<ref name="pre-mongol"/> خالقی مطلق البته با این دید مخالف است و آن بخش از شاهنامه را دربرگیرندهٔ مطلب «حادی» نمی‌بیند که فردوسی بخواهد از آن بگریزد. او همان دلیل اینکه فردوسی به ارزش کار دقیقی آگاه بوده و خواسته این هزاربیت از دست نروند و بمانند را محتمل‌تر می‌داند.<ref name="khaleqi1"/>
 
== مدح‌شدگان از سوی دقیقی ==
 
== سبک ==
به گفتهٔ دبیرسیاقی، دقیقی قدرت طبع و کلام نیک درهم بافته دارد، در غزل‌سرایی لطیف و در ستایندگی قوی و در مضمون‌آوری نوآور و تازه‌گوی است و دل‌انگیزی و روانی را در قول و غزل خویش از یاد نبرده‌است. با این حال او را در داستان‌سرایی به پای فردوسی نمی‌داند و گشتاسپ‌نامهٔ او را پس از شاهنامه از دیگر منظومه‌های [[بحر متقارب]] برتر می‌داند.<ref>{{پک|دبیرسیاقی|۱۳۷۴|ص=۱۰۲}}</ref> بر پایه جلال خالقی مطلق در دانشنامه ایرانیکا، هزاربیت دقیقی در شاهنامه نسبت به سخن فردوسی زبانی باستانی‌تر و کهنه‌تر دارد، اما خشک و تهی از استعاره‌ها و تصویرهایی است که در سخن فردوسی دیده می‌شود. فردوسی پس از آوردن سروده‌های دقیقی در شاهنامه، با آنکه با احترام نسبت به او سخن می‌گوید و او را راهبر خود می‌پندارد، ولی همزمانهم‌زمان لب به نکوهش او نیز می‌گشاید و آن را برای حماسه ملی ایران سزاوار نمی‌بیند.<ref name="iranica"/>
 
بیت‌های دقیقی در شاهنامه که به گشتاسپ‌نامه مشهور است، در تصحیح [[جلال خالقی مطلق]] ۱۰۱۵ بیت، در تصحیح [[ژول مول]] ۱۰۲۳ بیت و در چاپ مسکو ۱۰۰۹ بیت است. جلال خالقی مطلق در مقاله‌ای به بررسی سخن دقیقی در شاهنامه پرداخته و بیت‌های او را با سخن فردوسی سنجیده‌است. بر پایهٔ پژوهش او، سخن فردوسی در سنجش با دقیقی، از کوتاهی و ایجاز بیشتری برخوردار است و دقیقی جزئیات بیشتری را در داستان‌ها آورده و در جای‌هایی هم مطالبی که پیشتر عنوان شده‌اند را دوباره به گونه‌ای زاید تکرار کرده‌است. این تکرار و درازگویی حتی واکنش [[بنداری اصفهانی]] که شاهنامه را به [[زبان عربی]] ترجمه کرده را نیز در پی داشته و او در جایی سخن دقیقی را یکباره خلاصه می‌کند. برای سنجش، خالقی بر این باور است که فردوسی می‌توانست هزاربیت دقیقی را با ۵۰۰ یا ۷۰۰ بیت بازگو کند، از آن سو، دقیقی اگر قرار بود همهٔ شاهنامه را بسراید، به هفتاد تا صدهزار بیت نیاز داشت. از نظر تشبیه‌ها و توصیف‌های شاعرانه، سخن دقیقی به جز شمار اندکی، روی هم رفته تهی از تشبیه‌ها و توصیف‌های زیبای شاعرانه است و از این دیدگاه در سنجش با فردوسی خشک و خالی شمرده می‌شود. همچنین سخن دقیقی نیز مانند فردوسی سرشار از احساسات ملی است و به زیبایی ایران و ایرانیان را توصیف کرده‌است. همچنین دشنام‌هایی که فردوسی به کار برده، نسبت به دقیقی ملایم‌تر هستند.<ref name="khaleqi1">{{یادکرد وب|نویسنده =جلال خالقی مطلق |نشانی = http://www.ensani.ir/fa/content/184788/default.aspx |عنوان = نگاهی به هزار بیت دقیقی و سنجشی با سخن فردوسی (1) (با یاد پژوهندهٔ فقید استاد ذبیح‌الله صفا)| ناشر = |تاریخ = |تاریخ بازدید = ۶ آوریل ۲۰۱۶}}</ref>
 
در حماسهٔ دقیقی وقتی قهرمان تازه‌ای وارد صحنه می‌شود و سپس ناپدید می‌گردد کم‌وبیش با همان شیوه و با همان واژه‌های پیشین توصیف می‌شود، در صورتیکهصورتی‌که فردوسی می‌کوشد آنهاآن‌ها را به شیوه‌های گوناگون توصیف کند. در سخن دقیقی میدان‌های جنگ و بویژهبه ویژه جنگ‌های تن‌به‌تن کمتر از فردوسی رنگین است و گوناگونی دارد. گفتار و پیام‌ها بهتر از خود داستان بیان می‌گردد. گفتگوها اندکی ناشیانه است و تحول‌ها و تضادها گاهی مبهم و همچون آثار [[هومر]]، در کتاب دقیقی اصطلاحات ساخته و پرداخته بیش از اندازه تکرار می‌شود. در عوض دقیقی دارای شیوه‌ای کاملاً حماسی است. بدیهی است که او این سبک را یک مرتبه، ابداع نکرده بلکه پیشینیان او آن را تکمیل و رفته‌رفته بوجود آورده‌اند. بیت‌های پراکنده‌ای از پیشینیان دقیقی وجود دارد که نشان می‌دهد پیش از دقیقی نوع شعر حماسی تثبیت‌یافته بوده و فرهنگ خاص و وزن شعری خاص داشته‌است که همان بحر متقارب است.<ref>{{پک|ماسه|۱۳۵۰|صص=۵۵–۵۹}}</ref>
 
از لحاظ بکار بردن واژه‌های عربی، دقیقی در ۱۰۱۵ بیت خود ۵۰ واژهٔ عربی یا معرّب را ۱۱۰ بار بکار برده‌است. در مقابل فردوسی در همهٔ شاهنامه ۶۴۲ واژهٔ عربی بکار برده‌است، که این شمار بر پایهٔ دیدگاه خالقی مطلق، در دستنویس اصلی خود فردوسی که از دست رفته بی‌گمان کمتر هم بوده‌است. اگر فردوسی در نزدیک به ۴۸ هزار بیت خود نزدیک به ۶۴۰ واژه عربی به کار برده باشد، به طوربه‌طور میانگین در هر هزاربیت ۱۴ واژهٔ نو عربی بکار برده‌است، در حالی که این رقم برای دقیقی ۵۰ واژه است. بسامد واژه‌های عربی در شاهنامه ۸۸۰۰ بار است، که برای فردوسی در هر هزار بیت، می‌شود ۱۸۴ واژهٔ نو یا معرب و این رقم برای دقیقی ۱۱۰ است. در نتیجه، فردوسی از دید بسامد، واژه‌های عربی بیشتری بکار برده، ولی دقیقی، نوواژه‌های عربی بیشتری دارد.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = جلال خالقی مطلق|نشانی = http://www.ensani.ir/fa/content/184804/default.aspx |عنوان =نگاهی به هزار بیت دقیقی و سنجشی با سخن فردوسی (2) | ناشر = |تاریخ = |تاریخ بازدید = ۶ آوریل ۲۰۱۶}}</ref> در شعرهای پراکنده و غیرحماسی دقیقی، برخلاف شعرهای حماسی او، واژه‌های عربی زیاد به کار رفته‌اند که نشان می‌دهد پرهیز از بکاربردن واژه‌های عربی از روی عمد بوده‌است.<ref>{{پک|ماسه|۱۳۵۰|ص=۵۷}}</ref>
 
هزاربیتی که از دقیقی در شاهنامه آمده‌است و به گشتاسپ‌نامه نامبردار است، درون‌مایه‌ای یکسان با کتاب پهلوی [[ایادگار زریران]] دارد. بررسی و سنجش این دو نشان می‌دهد که دقیقی از مآخذ دیگری برای سرودن گشتاسپ‌نامه بهره برده و زبان پهلوی نمی‌دانسته که یکراست از روی این نوشتهٔ پهلوی گشتاسپ‌نامهٔ خود را بسراید. در این دو نوشته، یعنی گشتاسپ‌نامه دقیقی و یادگار زریران پهلوی، ناهمسانی‌هایی بزرگ میان روند روی دادن رخدادها، مفاهیم و گاه جملات و حتی نام پهلوانان وجود دارد، هرچند که این دو نوشته خالی از شباهت هم نیستند.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده =رقیه همتی |نشانی = http://www.ensani.ir/fa/content/241896/default.aspx |عنوان =حماسه دقیقی و یادگار زریران (مقایسه گشتاسب نامه دقیقی با نوشته‌های پهلوی) | ناشر = |تاریخ = |تاریخ بازدید = ۲۵ آوریل ۲۰۱۶}}</ref>
 
== تأثیرها ==
دقیقی یکی از مهمترین شاعران در دوره‌های نخستین شعر فارسی است. او راه را برای شاعران پس از خود همچون فردوسی هموار کرد، که فردوسی نزدیک به هزار بیت از دقیقی را در شاهنامهٔ خود گنجانده‌است. هر چند که نمی‌توان بوجود آوردن سبک و شیوهٔ غالب در ادبیات حماسی فارسی را تماماً به دقیقی نسبت داد، ولی بی‌گمان دقیقی سهم زیادی در بوجود آوردن آن داشته‌است.<ref name="britanica"/> پس از [[رودکی|ابو عبدالله جعفر رودکی]]، دقیقی به همراه [[ابوشکور بلخی]] و [[شهید بلخی]]، مهمترین سرایندگان سده ۱۰ میلادی هستند.<ref name="iranica"/> شاعران دوران‌های بعد دقیقی را در ردیف گویندگان بزرگ نام برده و سخن او را ستوده‌اند و از دیوانش نسخه برداشته‌اند و در طرز سخنگویی و شیوهٔ شاعری بدو اقتدا کرده‌اند. [[ناصر خسرو]] در سفرنامه از [[قطران تبریزی]]، شاعر سده پنجم یاد می‌کند که در [[تبریز]] دیوان دقیقی و [[منجیک ترمذی]] را نزد او آورده و مشکلات آن دو دیوان را از وی پرسیده‌است. اما امروزه جدا از هزار بیت گشتاسپ‌نامه که فردوسی آنهاآن‌ها را در شاهنامه آورده، تنها نزدیک به سیصد بیت، از قطعه و قصیده و ابیات پراکنده در دست است.<ref>{{پک|دبیرسیاقی|۱۳۷۴|ص=۱۰۱}}</ref>
 
== پانویس ==
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش