باز کردن منو اصلی

تغییرات

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است.، ۱ سال پیش
جز
اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB
 
== عباس میرزا و امیرکبیر ==
از وقایع دوران نوجوانی عباس میرزا، همراهی او با شاه و امیرکبیر در سفر اصفهان در واپسین روزهای صدارت امیر بود. در این زمان ناصرالدین شاه رفته رفته توسط اطرافیان خود نسبت به امیر بدبین شده بود. حتی چنین شایع کرده بودند که امیر قصد برکناری ناصرالدین شاه و به تخت نشاندن عباس میرزا را دارد تا پس از آن به سبک نادرشاه که طهماسب دوّم را کنار زد، خود جای او را بگیرد. عباس میرزا بعدها در خاطرات خود، به صراحت این موضوع را رد می کندمی‌کند و میگویدمی‌گوید که میان او و امیر «هیچ خصوصیتی نبوده است».
 
در راه بازگشت، به قم که رسیدند شاه مقرر داشت که عباس میرزا و مادرش «یک چندی در قم باشند». عباس میرزا خود در خاطراتش نوشته است: «اسماعیل جدیدالاسلام که از پیشخدمتان مقرب بود با دستخط همایون آمد، و مختصر مطلب این بود که چون در تهران مفسدین بسیارند، تو باید در قم بمانی، طهران آمدنت صلاح نیست. چون بجز اطاعت چاره ایچاره‌ای نبود، ماندم.»
 
نکته مهم در این میان آن است که امیر با تصمیم شاه موافق نبود، امّا شاه توجهی نکرد. این اولین بار بود که شاه نسبت به نظر امیر بی اعتنایی می کردمی‌کرد. از این رو مورخان، این اتفاق را اوّلین نشانه سقوط رابطه امیر و شاه میدانند. ده روز پس از مراجعت شاه و امیر به تهران، عباس میرزا به حکومت قم منسوب شد.
 
== وقایع پس از قتل امیرکبیر ==
پس از قتل امیر، مازبوری وزیر امور خارجه انگلیس، نامه عتاب آمیز و تندی خطاب به دولت ایران نوشت. در حاشیه اصل یادداشت وزارت خارجه انگلیس تصریح شده است: «این اعلام اخیر در برحذر داشتن دولت ایران از ارتکاب قتل هایقتل‌های سیاسی، مربوط به احتمال کشتن عباس میرزای نایب السلطنه ملک آرا برادر ناصرالدین شاه بود».{{سخ}}
شیل، وزیر مختار انگلیس در ایران مینویسد: «در دربار چنین شایع شده استشده‌است که دوّمین قربانی کینه توزی و انتقامجویی مادر شاه، همانا عباس میرزای نایب السلطنه برادر ناتنی ناصرالدین شاه است. به قراری که اطلاع یافتم شخص شاه هم در این دشمنی با مادرش شریک است. و نیز از منبع موثقی شنیدم که علت اصلی ناخشنودی شاه نسبت به مرحوم امیرنظام نیز جانبداری او از نایب السلطنه و مادرش بوده استبوده‌است... »{{سخ}}
شیل، بعداً در نامه‌ای خطاب به ناصرالدین شاه، می نویسد: «حکومت شهر قم که تبعیدگاه مغضوبان سیاسی بشماربه‌شمار می رود،می‌رود، شایسته مقام یگانه برادر پادشاه نیست، دولت ملکه انگلستان به سرنوشت و نیکبختی او علاقه خاص دارد، باید به پایتخت برگردد و در سایه رافت پادشاه به آسودگی زیست کند و از هر گزند و کینه ایکینه‌ای در امان باشد. و این کیفیت را دولت انگلستان در اساس مناسبات خود با ایران منظور خواهد داشت.»
 
در هر حال رفتار دولت انگلستان در دل ناصرالدین شاه هراسی انداخت که از آن پس به طوربه‌طور علنی به قتلهای سیاسی دست نزند.
== منابع ==
{{پانویس}}
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش