تفاوت میان نسخه‌های «باوندیان»

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ۱ سال پیش
←‏تأسیس: تبدیل اعراب به عربهای مسلمان
(←‏تأسیس: تبدیل گوشه گیر می شود به گوشه گیری اختیار می کند)
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه ویرایش‌های مشکوک به خرابکاری
(←‏تأسیس: تبدیل اعراب به عربهای مسلمان)
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه ویرایش‌های مشکوک به خرابکاری
بدین ترتیب کیوس به [[طبرستان]] رفت و گوشه نشین شد. فرزند وی فیروز نام داشت و نوه‌اش را [[باو]] بود. باو در زمان [[خسرو پرویز]] همراه وی در جنگ با ارتش روم شرکت کرد و پس از پایان جنگ خسرو پرویز، که دلاوری‌های باو را دیده بود، وی را شاه [[آذربایجان]] نامید؛ ولی پس از قتل خسرو پرویز توسط پسرش، [[شیرویه]]، باو به جرم وفاداری به خسروپرویز به زندان می‌افتد.
پس از مدت کوتاهی خواهر شیرویه که [[آزرمی دخت]] نام داشت با کشتن برادرش شهبانوی ایران می‌شود و زندانیان، که باو در بین آنان بود، را آزاد می‌کند. سپس به باو پیشنهاد فرماندهی ارتش ایران را به باو می‌دهد ولی باو که از زنان خوشش نمی‌آمد قبول نمی‌کند و در [[آتشکده|آتشکده ای]] گوشه گیری اختیار می کند ولی پس از به حکومت رسیدن یزدگرد سوم دوباره به مقامات بالا می‌رسد.
با هجوم [[مردمعربهای مسلمان عرب|اعراب]] به ایران، [[یزدگرد سوم]] قصد کرد تا بگریزد و باو نیز به همراه یزدگرد راهی شد ولی در راه باو به دلیل زیارت [[آتشکده کوسان]]، که کاووس آن را بنا نهاده بود، از یزدگرد جداشد و تصمیم بر این شد تا همدیگر را در [[گرگان]] ملاقات کنند.
پس از این که باو به زیارت آتشکده کوسان رفت، خبر مرگ یزدگرد به [[طبرستان]] نیز رسید بنابراین باو که خود را مقصر و دخیل در مرگ پادشاه جوان می‌دانست، موی سر خود را تراشید سپس گوشه‌نشین شد و مشغول خدمت به آتشکده گردید.
بیست و چهار سال‌بعد، همزمان با حکومت [[فرخان بزرگ]] در [[گیلان]] و [[دیلم]] در سنه ۶۵۵ میلادی، ترک‌هایی که هنوز قبیله‌ای شکل بودند، از سمت گرگان به طبرستان حمله نمودند. پس از مدتی مردم این دیار از باو خواهش کردند تا رهبری مردمان را بدست بگیرد و به [[مردمان ترک|ترکان]] متجاوز هجوم برد؛ ولی باو قبول نکرد، ولی با دعوت مصرانه مردم بالاخره راضی شد تا پادشاه بلاد شرقی [[مازندران]] گردد ولی شرطی را مقرر کرد و آن شرط این بود که:
کاربر گمنام