باز کردن منو اصلی

تغییرات

۳۶ بایت اضافه‌شده ،  ۱ سال پیش
جز
اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB
 
== در فرهنگ تشیع ==
[[تشیع|شیعیان]] که معتقد به امامت هستند براین باورند جانشینی بعد از پیامبر از جانب [[خداوند]]تعیین و معرفی می‌شود که همان [[علی بن ابی طالب]] است و پیامبر وی را به صورت خاص در [[غدیر]] خم معرفی کرد و از آنهاآن‌ها برای [[علی]] [[بیعت]] گرفت وفرزندان علی نیز جانشین بعدی پیامبر ند و تمامی آنان معصومند خلافت انتسابی نیست بلکه جانشینی صلبی وارثی از پدر به پسر است..
از میان امامان دوازده‌گانه فقط [[علی]] و پسرش [[حسن]] حکومت واقعی تشکیل دادند ولی بعدها اسماعلیان [[خلفای فاطمی]] در [[مصر]] را تشکیل دادند که درحال حاضرشاهزاده کریم حسین معروف به [[آقاخان]] چهار، چهل و نهمین رهبر [[اسماعیلیان]] است در ایران نیز [[صفویان]] داعیه مرشدی می‌کردند ودرو در [[سودان]] نیز فردی بنامبه نام مهدی خودرا خلیفه خواند.
 
== در فرهنگ تسنن ==
== سایر نظریه‌ها ==
امامت را مسئله‌ای مجزا از خلافت می‌دانند.
در کتاب [[حقیقت امامت]] آمده استآمده‌است: بدون شک با توجه به مستندات، پیامبر در غدیرخم [[علی]] را به عنوان جانشین خود انتخاب کرده‌اند، اما نه برای خلافت، البته ایشان را از خلافت منع نکردند. منظور پیامبر از انتخاب [[علی]]، امامت، حکومت شرعی و معنوی است نه انتخاب بعنوانبه عنوان خلیفه و حاکم سیاسی جامعه.
خداوند هیچ‌یک از پیامبران را بعنوانبه عنوان حاکم معرفی نکرده، پیامبر اسلام نیز به این سنت الهی عمل نموده‌اند. اولیای خدا هیچ‌یک برای خدمت به خلق به دنبال مادیات، قدرت و حکومت نبودند. هدف آنهاآن‌ها برپا داشتن حکومت خدا از طریق حکومت مردم بر مردم در چارچوب دستورهای خداوند است.<ref>حقیقت امامت، رضا قهرمانی، ص 14</ref>
بعد از مرگ [[عثمان]]، طبقات مختلف مردم به خانة [[علی]] رفته و می‌گویند: یا اباالحسن [[عثمان]] کشته شد و ما به پیشوا نیازمندیم و امروز هیچ فردی را شایسته‌تر از تو نمی‌دانیم. [[علی]] درخواست آنهاآن‌ها را رد می‌کند.
اگرخلافت برای [[علی]] اصل بود، آیا [[علی]] اجازه تعارف و رد خلافت را داشت؟
ادّعای بیعت گرفتن برای [[علی]] از طرف پیامبر برای خلافت، ناقض عقیده به نصب وی از سوی خدا است. البته ناقض چنین عقیده و نظری هم مضمون آیه ۱۸ سوره فتح می‌باشد زیرا که از رضایت خداوند از بیعت مردم یثرب با پیامبر اسلام که از جانب حداوند منصوب شده در زیر درخت مشخص شده خبر می‌دهد و بیعت مردم را با او انکار نمی‌نماید. اگر کسی به عنوان خلیفهٔ پیامبر از سوی خدا تعیین شده باشد دیگر بیعت گرفتن برای وی معنی ندارد. پیامبر در غدیر خم [[علی]] را به عنوان امام و جانشین شرعی خود معرفی می‌کند نه بعنوانبه عنوان خلیفه برای حکومت سیاسی بر جامعه.<ref>حقیقت امامت، رضا قهرمانی، ص 37</ref>
این مسئله که [[فاطمه]]، [[علی]] و [[بنی هاشم]] با [[ابوبکر]] بر سر خلافت اختلاف داشتند غیرقابل انکار است اما اعتراض بزرگان [[بنی هاشم]]، [[علی]] و تعدادی از اصحاب برای انتخاب خلیفه نبود و انتخاب خلیفه را خلاف قرآن و سخنان پیامبر نمی‌دانستند، آنهاآن‌ها به نحوه برگزیده شدن و عدم حضور [[بنی هاشم]] و [[مهاجران]] و شتابزدگی برای انتخاب خلیفه معترض بودند.<ref>حقیقت امامت، رضا قهرمانی، ص 51</ref>
در [[نهج البلاغه]] آمده: «به جان خودم سوگند، در جنگیدن با کسی که مخالفت حق کرده و در راه گمراهی قدم نهاده است سستی و مسامحه نمی‌کنم»<ref>نهج البلاغه خطبهٔ 24</ref>
اگر [[علی]] بعنوانبه عنوان خلیفه از جانب پیامبر تعیین شده بود می‌بایست با تمام وجود از مقام و وظیفهٔ الهی خود دفاع نماید و با کسانی که مخالف امر خدا و رسولش عمل می‌کنند، بجنگد.
بعد از بیعت مسلمانان با [[ابوبکر]] جمعی نزد [[علی]] رفتند و اظهار پشتیبانی کردند. امّا ایشان در پاسخ فرمود: «در کار خود اندیشه کردم دیدم اطاعت از رسول برعهده من است، بیعت کردم و براساس پیمان خود با نبی اسلام عمل کردم.»<ref>نهج البلاغه خطبهٔ 37</ref>
چگونه ممکن است خدا به پیامبر دستور داده باشد و خلافت [[علی]] را به مسلمانان اعلام کند، امّا پبامبر به او توصیّه کرده باشد اگر عدّه‌ای از مردم درامر خلافت دچار اختلاف شدند تو با کسی که بعنوانبه عنوان خلیفه انتخاب شده بیعت کن.<ref>حقیقت امامت، رضا قهرمانی، ص 87</ref>
پیامبر در غدیر خم [[علی]] را بعنوانبه عنوان امام و جانشین شرعی انتخاب نموده و انتخاب خلیفه‌ای که طبق دستورات خداوند عمل کند را به مردم واگذار می‌کند تا سنتی برای آیندگان شود.<ref>حقیقت امامت، رضا قهرمانی، ص 121</ref>
 
== جستارهای وابسته ==
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش