نبرد سردارآباد: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB
جز (جایگزینی با ویرایشگر خودکار فارسی)
جز (اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB)
 
== زمینه نبرد ==
با پیشامد [[انقلاب روسیه (۱۹۱۷)|انقلاب مارس ۱۹۱۷ روسیه]]، در موازنه قدرت‌های جهانی و بویژهبه ویژه در عرصه رویارویی‌های نظامی در آن مقطع، دگرگونی مهمی صورت گرفت که پی آمدهای آن فقط به تدریج روشن شد. هنوز هیچ‌یک از طرفین و بویژهبه ویژه [[قدرت‌های مرکز]] که می‌توانستند طرف منتفع از این دگرگونی باشند مطمئن نبودند که آیا تحولات جاری در روسیه به کناره گیریکناره‌گیری قطعی آن از جنگ و در نتیجه تضعیف [[نیروهای متفقین]] منجر خواهد شد یا خیر.
[[پرونده:Armenians Organize to Resist the Turks.png|بندانگشتی|270px|چپ|سرفصل روزنامه [[نیویورک تایمز]] از مه-ژوئن ۱۹۱۸ (سازماندهی ارمنیان برای ایستادگی در برابر تُرک‌ها. قسم به مبارزه با مرگ برای دفاع از نهضت و کشور خود)]]
از این رو دولت عثمانی نیز از این فرصت بهره‌برداری کردند در حالی که ارمنی‌ها، نگران از تحولات جاری در جبهه قفقاز از حکومت [[الکساندر فیودورویچ کرنسکی|کرنسکی]] خواستند که برای تقویت جبهه‌های جنگ اقدامی جدی به عمل آورد در نوامبر ۱۹۱۷، در تفلیس پایتخت اداری قفقاز تشکیلاتی به نام [[:w:en:Transcaucasian Commissariat|کمیساریای ماوراء قفقاز]] برپا شد تا بلکه تا روشن شدند تکلیف [[امپراتوری روسیه]] بعد از تشکیل [[مجلس مؤسسان]] در [[سن پترزبورگ]]، زمام امور را در دست نگهدارد.<ref>Richard Pipes, The formation of the Soviet Union, page 103</ref>
با توجه به اغتشاش حاکم بر کل روسیه، بروز یک [[جنگ داخلی]] گسترده میان [[بلشویک]]‌ها و مجموعه‌ای از نیروهای [[ضد انقلاب]] و مقامات قفقاز، حتی برای از سرگیری مجدد مذاکرات نیز می‌بایست ترتیب جدیدی اتخاذ کنند که با تشکیل سئیم<ref>در آن موقع منطقه قفقاز جنوبی (آذربایجان-ارمنستان-گرجستان) توسط کمیساریای فدراسیون قفقاز جنوبی و مجلس قفقاز جنوبی به نام سئیم اداره می‌شد.</ref>-مجلس- قفقاز جنوبی این ترتیب نیز اتخاذ شد. در اوایل مارس نیز برای جلوگیری از پیشروی‌های دیگر عثمانی‌ها هیئتی به [[ترابزون]] اعزام شد.
 
ارمنیان و گرجی‌ها استقلال سرزمین [[قفقاز جنوبی]] را نمی‌خواستند بلکه برای ولایات خود طلب یک [[خودمختاری]] بودند. [[ارتش روسیه]] قفقاز که [[ارمنستان غربی]] را اشغال کرده بود در آن زمان در حال تفرقه و متلاشی بود و سربازان برای بازگشت به روسیه واحدهای خود را ترک می‌گفتند. نخستین تلاش سئیم این شد که با امکانات خود لشکری تشکیل دهد که قادر باشد جبهه ترکیه را نگاه دارد. [[جمهوری آذربایجان]] ([[:w:en:Musavat|حزب مساوات]]) از جنگیدن با برادران تُرک خویش خودداری می‌کردند و [[حزب سوسیال دموکرات]] گرجی نیز که در این میان خود را به متحد عثمانی یعنی [[امپراتوری آلمان]] نزدیک کرده بودند با مذاکرات صلحی که با ژنرال ''فریق وهیپ محمد''،<ref>او که بیشتر به نام وهیپ پاشا معروف است تباری [[آلبانی|آلبانیایی]] داشت. وی و برادرش عزت پاشا هر دو از اهالی یانیا بودند. پدر آنهاآن‌ها امین افندی شهردار آن شهر بود.</ref> [[فرمانده کل]] نیروهای عثمانی جریان داشت امید بسیار داشتند.<ref>[[هراند پاسدرماجیان]]. تاریخ ارمنستان. تهران: انتشارات زرین، ۱۳۷۷. ISBN 964-407-013-5</ref>
می‌ماند ارمنی‌ها (حزب داشناکسوتیون) که جز اتکا به عزم و توانایی خود هیچ گزینه دیگری در پیش رو نداشتند.<ref>[[ریچارد هووانسیان|Richard G. Hovannisian]] (1967). Armenia on the Road to Independence, 1918. Berkeley: University of California Press. pp. 113–117. ISBN 0-520-00574-0.</ref>
 
نیروهای ارمنی مستقر در گیومری که تقریباً غافلگیر شده بودند، پس از یک زدوخورد سنگین عقب نشسته و قوای تحت فرمان [[:w:en:Tovmas Nazarbekian|ژنرال تُوْماس ناظاربگیان]] نیز در دره [[وانادزور]] مستقر شدند. ترک‌ها با تمرکز بخش اصلی نیروهای خود در [[گیومری]] در ۲۲ مه از سه قسمت دست به پیشروی زدند، نخست نیروهای ناظاربگیان در وانادزور هدف حمله قرار گرفت و او مجبور شد به [[دیلیجان]] عقب بنشیند.
 
در این میان در حالی که قوای ناظاربگیان در اطراف دیلیجان موضعی دفاعی اختیار کرده بودند قوای تحت فرمان [[:w:en:Movses Silikyan|ژنرال مُوْسس سیلیکیان]] که مسئولیت دفاع از ایروان را برعهده داشتند برای مقابله با حمله تُرک‌ها دست به کار شدند. نخست از نیروی تحت فرمان [[درو]] خواسته شد که در [[آپاران]] مانع از پیشروی تُرک‌ها شود و خود ژنرال سیلیکیان نیز در سارداراباد نه فقط تعرض تُرک‌ها را درهم شکست بلکه موفق شد آنهاآن‌ها را حدود پنجاه کیلومتر نیز به عقب براند.
 
== تهاجم نیروهای عثمانی ==
در برابر لشکر نهم پیاده که از سمت ایغدیر پیش می‌آمد، دو هنگ از نیروهای داوطلب منطقه [[وان]] قرار داشت که می‌بایست به کمک روستائیان محلی مسیرهای جنوبی ایروان را تحت پوشش قرار دهد. در بخش آپاران نیز لشکر سوم پیاده تُرک‌ها نیروهای [[درو]] را در برابر داشتند. نیروهای تحت فرمان او عبارت بودند از نیمی از هنگ ششم تفنگدار، یک آتشبار [[توپخانه]] و حدود هزار [[پارتیزان]] کارآزموده و [[تک‌تیرانداز]]. این نیروی نه چندان چشمگیر توانست در تنگه‌ای مابین آپاران و آشتاراک حدود پنجاه کیلومتری ایروان راه را بر پیشروی تُرک‌ها ببندد.
 
پس از عقب‌نشینی ناظاربگیان در وانادزور، [[مرکز ثقل]] تحولات به حوزه ایروان منتقل شد و در اینجا بود که درگیری‌های تعیین کنندهتعیین‌کننده نهایی صورت گرفت. دفاع از ایروان به ژنرال سیلیکیان واگذار شد. کلنل [[کریستوپور آراراتوف]] که واحدهایی از نیروی تحت فرمانش تیپ دوم توپخانه در نقاط مختلفی میان آشتاراک، [[واغارشاپات]] و سارداراباد مستقر شده بود نیز در صحنه حاضر بود. [[:w:en:Daniel Bek-Pirumian|ژنرال دانیل بک پیرومیان]] فرماندهی گروهی را برعهده داشت که در اطراف سارداراباد مستقر بودند. کلنل ''بوغوس پیرومیان'' پسر عموی او نیز در مقام فرمانده هنگ پنجم تفنگدار ارمنی افسر ارشد آن ناحیه بود.
 
در ۱۵ مه ۱۹۱۸ موج بی پایانی از پناهندگان دره آلاشگرد و منطقه وان از ایروان گذشتند. بیش از ۳۰۰۰۰۰ نفر بودند. خسته و مانده در توده‌ای از [[گرد و غبار]] برآمده از گاری‌ها و ردپاهایشان، منظره رقت باری را تشکیل می‌دادند. عقب‌نشینی آنهاآن‌ها به سمت نواحی کوهستانی اطراف [[دریاچه سوان]] نیز خود مزید بر نگرانی مردم شهر بود.
 
مقامات نظامی ایروان توصیه کرده بودند که جاثلیق اچمیادزین به جای مطمئن تری نقل مکان کند ولی گورگ پنجم به هیچ وجه زیر بار نرفت. هزاران آواره در کوی و بازاری که زیر دیوارهای این [[صومعه]] کهن قرار داشت و همچنین بقایای [[کاروان‌سرا|کاروان‌سرایی]] در مقابلش پناه گرفته بودند. همگی آن‌ها از روستاهایی که اخیراً به اشغال تُرک‌ها درآمده بود بدآنجا آمده بودند و هر لحظه آمادگی آن را داشتند که از نو دستخوش بیم و وحشت گردند.
نیروهای ارمنی حدود ۱۰۰۰۰ نفر که شامل:[[هنگ]] چهارم و پنجم تفنگدار ارمنی ۲۳۰۰نفر. هنگ اول و هنگ سوار پارتیزان ۲۰۰۰نفر. هنگ ارزنجان ۷۰۰نفر. هنگ ماکو ۳۰۰نفر. گردان سرفرماندهی ۲۰۰نفر. هنگ‌های اول و دوم تفنگدار وان ۲۵۰۰ نفر. هنگ دوم سوار ۷۰۰ نفر. هنگ سوار زیتون ۵۰۰نفر. هنگ سوار مخصوص ۵۰۰ نفر. ۴ آتشبار مرکب از ۱۶ عراده توپ ۵۰۰ نفر.<ref>These are the figures provided by Simon Vratsian, the then member of the Armenian National Council. The composition of the forces was as follows: 4th Battalion (1,500 men); 5th Battalion (800); 1st Battalion (700; 1st Partisan (1,200); Erzinjan Battalion (700); Maku (300); 2nd Cavalry Battalion (700); Partisan Cavalry (800); Special Cavalry (500); and the 1st and 2nd Van Regiments (2,500): see Stephen G. Svajian, A Trip Through Historic Armenia. New York: GreenHill Publishing, 1977, p. 558.</ref>
 
حال آنکه ترک‌ها آن هم با صرف احتساب نیروهای خط مقدم آن‌ها، پنج [[لشکر]] در میدان داشتند. لشکرهای سوم، پنجم، نهم، یازدهم و سی و ششم که پنجاه [[گردان]] شامل می‌شد با قوایی معادل ۵۰۰۰۰ نفر و بعلاوهبه‌علاوه ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ [[سواره نظام]] کُرد شامل می‌شد.<ref>The composition of the Ottoman I Caucasian Corps was as follows: 5th Caucasian Division; 9th Caucasian Division; 11th Caucasian Division; 36th Caucasian Division; 1,500-3,000 Kurdish Cavalry</ref>
[[پرونده:General Nazarbekian.jpg|بندانگشتی|200px|چپ|ژنرال تُوْماس ناظاربگیان]]
* ۲۱ مه ۱۹۱۸:
گئورگی خان زوریان در سال 1893 در [[نخجوان]] به دنیا آمد. وی پس از فراغت از تحصیل حقوق در دانشگاه مسکو وارد آکادمی نظامی شد. در سال 1916 از میان 600 دانشجو با احراز رتبه سوم فارغ‌التحصیل شد و به ستاد لشکر تفنگدار [[سیبری]] مأمور شد</ref>
* ۲۲ مه ۱۹۱۸:
<<اوضاع وخیم بود حتی تعداد نیروهای تُرک را نیز نمی‌دانستیم کاملاً روشن بود آن‌هایی که روبرویمان در [[تپه]]‌ها مستقر شده بودند، فقط نیروهای تُرک‌ها را تشکیل می‌دهند. سرنوشت ارمنستان در میان بود و حیات مردمانش. در طول شب قوای ذخیره محدودی فراهم آمد. جناح چپ نیروهایمان به کلی عقب کشیده شدند و در جناح راست نیز نیرویی معادل دو گروهان و دو عراده توپ به جلو اعزام شدند. توسط تلفن از ژنرال مُوْسس سیلیکیان اجازه گرفتیم که واحد خیزناوس<ref>در آستانه نبرد سارداراباد واحد تحت فرمان کاپیتان پاشیان روستایی موسوم به خیزناوس مستقر شده بود و به همین دلیل نیز از سوی فرماندهی قوا به نام واحد خیزناوس خوانده می‌شد.</ref> کاپیتان پاشایان از هنگ ارزنجان را مورد استفاده قرار دهیم. آنگاه وی فرمان یافت که فردا صبح به سمت غرب شتافته و از منتهی‌الیه رشته تپه‌های کوچکی که تحت اشغال تُرک‌ها بود گذشته و از پشت مواضع آن‌ها را تحت آتش توپخانه قرار دهد.>><ref>کلنل آلکساندر شنور که هدایت جنگ را نیز برعهده داشت گزارش مکتوبی از ماوقع برجای مانده استمانده‌است. او خاطراتش را از جنگ تُرک و ارمنی در 1918-1919 نوشته و بخش‌هایی از آن را در سوگلاسیه یک نشریه ماهیانه روسی چاپ کرد. او در سال 1884 در سن پترزبورگ به دنیا آمد. در سال 1906 در دانشکده توپخانه فارغ‌التحصیل شد و در واحدهای مستقر در [[لهستان]] خدمت کرد و در سال 1915 از آموزشگاه هواپیمایی [[کی‌یف]] گواهینامه خلبانی گرفت.</ref>
 
نقشه نبرد به طوربه‌طور خلاصه چنین بود:(گروه سارداراباد با فشاری که وارد می‌آورد تُرک‌ها را در مواضعشان میخکوب کرده و بدین ترتیب واحد خیزناوس فرصت می‌یافت که به عقبه آن‌ها رخنه کند و خطوط مواصلاتی پشت جبهه تُرک‌ها را قطع کند. تنها در یک چنان شرایطی بخش اصلی قوای سارداراباد می‌توانست از مواضع خط مقدم خود به یک حمله سراسری دست بزند)
* ۲۳ مه ۱۹۱۸: کلنل آلکساندر شنور:
«هنگامی که فهمیدم همراه با دو گروهان دیگر مأمور شده‌ایم در مقام قوای جلودار خط اول هنگ را تشکیل دهیم برای افرادم سخنانی گفتم که هنوز چند کلمه‌ای از آن را به یاد دارم. بدان‌ها گفتم بدانید که دیگر نمی‌توانیم عقب‌نشینی کنیم زیرا آن منطقه کوچک و آزادی که در پشت داریم تنها چیزی است که از ارمنستان باقی‌مانده و پناه بردن به کوه‌ها نه فقط باعث خواهد شد که مردمان این حدود به حال خود رها شوند بلکه تعداد بی شماریبی‌شماری از آواره‌ها را نیز که بدین حدود پناه آورده‌اند، به سرنوشت دهشتناکی دچار خواهند شد.»
 
«با [[طلوع آفتاب]] همه برپا بوده و هنوز نخستین اشعه‌های خورشید نتابیده بود که در طول کل جبهه صدای توپ طنین انداز شد. در پی آتش گاه به گاه توپخانه، مسلسل‌ها به صدا درآمدند. تُرک‌ها چند بار سعی کردند که از ارتفاعات مزبور پایین آمده و حمله کنند ولی هربار آتش متمرکز ما آن‌ها را بر جایشان می‌نشاند. خود را به بالای منبع آبی رساندم که از آنجا همه چیز به روشنی دیده می‌شد. حدود ساعت ۹ صبح توده غباری از شمال از سمت واحد خیزناوس دیده شد که به تدریج به سمت غرب می‌کشید، واحد مزبور در جهت محل مقرر حرکت می‌کرد. واحدهای ما نیز که حدود چهار کیلومتر از مواضع تُرک‌ها فاصله داشتند به تدریج رو به جلو حرکت کرد.»
«بدین ترتیب ژنرال دانیل بک پیرومیان فرمان حمله را صادر کرد نیروهای ما از مواضعشان به پا خاسته و [[گلوله]]‌ها و [[خمپاره]]‌ها را به دست فراموشی سپرده و با فریادهای (هورا) به پیش شتافتند. صدای آتشبار توپخانه از عقب برخاست. یک گروه از تُرک‌ها محاصره شده ولی بخش اصلی آن‌ها با برجای گذاشتن همه چیز به سمت ارتفاعات گریختند. نیروی سوار ما آن‌ها را تعقیب کرد. تعدادی از تُرک‌ها اسیر و ستون تدارکات آن‌ها نیز به غنیمت گرفته شد. تُرک‌ها سراسیمه می‌گریختند و از آنجایی که واحد پاشیان و هنگ ارزنجان در پشت خطوط آن‌ها بودند هر یک بیراهه‌ای را در پیش گرفته بودند. نبرد بُرده شد. ارمنستان نجات یافت.»
* ۲۴ مه ۱۹۱۸:
وانادزور توسط هنگ اول و یک هنگ پیاده و چند آتشبار آزاد شد و مقاومت دشمن درهم شکسته شده و مواضعشان را ترک کردند. چنین معلوم شد که هنگ صد و هشت تُرک‌ها در برابر سارداراباد به کار گرفته شده بود. تلفات ارمنیان زیاد نبود. تلفات ارمنیان بین ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ نفر و نیروهای عثمانی حدود ۶۵۰۰ نفر بوده استبوده‌است.
* ۲۷ مه ۱۹۱۸:
ترک‌ها به عقب‌نشینی از ایستگاه ارس واقع در منطقه سارداراباد دست زدند، ارمنی‌ها در کل جبهه تهاجم اختیار کردند.
* نبرد سارداراباد بر طبق یک طرح از پیش تعیین شده اجرا شد.
* هرگونه شکستی در سارداراباد می‌توانست باعث فروپاشی کامل مقاومت ارمنی‌ها گردد حال آنکه پیروزی حاصله مسیر تحولات را دگرگون ساخت و محاسبات تُرک‌ها را درهم ریخت.
* ضدحمله‌های موفقیت آمیزموفقیت‌آمیز آپاران و تسخیر وانادزور تنها پس از پیروزی سارداراباد میسر شد.
* متضمن شکست تام و تمام یک لشکر کامل تُرک بود.
 
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش