باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB
 
== زمینه‌های تأسیس ==
در سال ۱۹۱۵ اولین ریشه‌های [[جنبش جنگل]] توسط آزادی خواهان و به رهبری میرزا کوچک خان، [[دکتر حشمت]] و [[میرزا حسین کسمایی]]<ref name="x">ابراهیم فخرایی، سردار جنگل</ref> و سایر نیروهای [[مشروطه خواه]] (مجاهدین) ایجاد شد. فنون نظامی به نیروهای داوطلب جنگلی توسط افسران ترک، اتریشی و آلمانی تعلیم داده شد.<ref name="fahn" /> میرزا کوچک خان و حدود ۳۰۰ چریک مسلح تحت فرمانش که جنگلی خوانده می‌شدند تا سال ۱۹۱۶ به تدریج گیلان را به کنترل خود درآوردند.<ref name="Abrahamian">Ervand Abrahamian (2008) «A history of modern Iran" Cambridge University Press, Page 5۹–۶۱</ref> در مارس ۱۹۱۸ حمله‌ای به قزوین انجام شد که موفقیت آمیزموفقیت‌آمیز نبود. در اوت ۱۹۱۸ در حالی که جنگ جهانی اول به پایان نزدیک می‌شد انگلستان قراردادی با جنگلی‌ها بست که به موجب آن گیلان منطقه جنگلی‌ها محسوب می‌شد ولی افسران ترک و آلمانی و اتریشی باید گیلان را ترک می‌کردند. در سال ۱۹۱۹ دولت مرکزی ایران با کمک نیروی قزاق حمله‌ای به جنگلی‌ها انجام داد و توانست مناطق تحت کنترل جنگلیها را پس بگیرد.<ref name="fahn">[http://www.fahnenversand.de/fotw/flags/ir-shlvd.html#gilan Persia (Iran): Short-lived states - Fahnen Flaggen Fahne Flagge Flaggen-Shop Versand kaufen bestellen<!-- عنوان تصحیح شده توسط ربات -->]</ref> پس از قرارداد ۱۹۱۹ [[وثوق الدوله]] بین ایران و انگلیس میرزا کوچک خان با حمایت بلشویکها جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران تشکیل داد.<ref name="Abrahamian" />
برنامه سیاسی کوچک خان را باید پس از اتحاد وی با کمونیست‌های ایرانی و باکویی توجیه کرد. این برنامه عبارت بود از تأسیس جمهوری گیلان در ژوئن ۱۹۲۰ (۱۴ خرداد ۱۲۹۹).<ref name="autogenerated1">محمدتقی بهار: تاریخ احزاب سیاسی، تهارن، ۱۹۴۴، صفحات ۱۶۶ و ۱۶۷</ref>
 
[[پرونده:SovietGilanh.jpg|120px|راست|بندانگشتی|یک نامه اداری از دولت شوروی ایران]]
در ۲۰ می ۱۹۲۰ کوچک خان طی مذاکراتی از بلشویک‌ها قول گرفت که در امور داخلی نهضت دخالت نکنند.<ref name="ehsan1">خاطرات احسان اله خان در نشریه شرق و انقلاب، شماره ۲۴، ۱۹۲۳، صفحات ۸۸ و ۱۰۷.</ref> با این وجود، باز هم میرزا تسلیم نظر احسان اله خان مبنی بر پیشروی فوری قوای جنگل به سوی تهران و تأسیس یک حکومت انقلابی و امضای قراردادی با روس‌ها در مسکو نشد و به جای این کار، نیروهای نهضت وارد رشت شدند و جمهوری ایران را بنیان نهادند.<ref name="ehsan1" />
می۱۹۲۰ تشکیل این جمهوری اعلام شد. به دنبال استقرار نیروهای انقلابی در رشت اختلاف نظرها میان رهبران جنبش بر سر چگونگی حکومت بالا گرفت از مهمترین مسایل مورد بحث تقسیم زمین میان رعیت‌ها بود. بخشی از حمایت از جنبش به علت پافشاری برخی رهبران بر تقسیم زمین و گرفتن زمین از مالکان به این طریق از دست رفت. همزمانهم‌زمان با پیاده شدن ارتش شوروی به خاک ایران، چند تن از اعضای حزب عدالت باکو نیز تدریجاً به گیلان وارد شدند، و سازمان حزبی‌شان را در رشت دائر نمودند، که روزنامهٔ «کامونیست» به مدیریت [[سید جعفر پیشه‌وری|سید جعفر جوادزاده]] مبلغ وارگان حزب بود.<ref name="x" /> افراد شناخته شدهٔ حزب عبارت بودند از: [[اسدالله غفارزاده]]، زاخاریان، علی‌زاده، آقایف و چندتن دیگر که بیشتر فعالیتشان به دادن میتینگ و فعالیت حزبی مصروف بود. این وضع مسلماً به پیشوای نهضت جنگل گران می‌آمد و احساس می‌کرد که اقدامات مزبور تعمداً و علی‌رغم نظریاتش که از پیش اعلام داشته بود، صورت می‌گیرد.<ref name="x" /> این بود که روز جمعه ۲۲ شوال، مطابق با ۱۸ تیر ۱۲۹۹ معترضانه رشت را ترک و به فومن عزیمت نمود و اعلام کرد مادامی که اعضای [[حزب عدالت]] از پرخاش و ستیزه‌جوئی و تبلیغات مرامی دست برندارند از [[فومنات|فومن]] برنخواهد گشت.<ref name="x" />
 
== کودتای سرخ ==
</div>
 
کمیتهٔ انقلاب ایران از تاریخ تشکیل و افتتاح خود تا امروز به حل و تصفیه قضایای عمده اساسی مشغول بوده و به این جهت اصلاحات و تنظیم دواتر داخلی به عهده تعویق افتاد درصورتیکهدرصورتی‌که دیدگاه کمیتهٔ انقلاب نه تنها استقرار آزادی و مبارزه با شاه و شاه‌پرستان و دشمنان انقلاب است بلکه در همه حال تهیهٔ وسایل آسایش عامه را وجههٔ همت و مراقبت خود ساخته الحال برای اینکه به انتظارات جماعت خاتمه داده و آن‌ها را مطمئن نماید که کمیته در آتیه هم خود را مصروف راحت عامه خواهد نمود شروع به اصلاحات و تنظیمات نموده و برای اینکه امورات دارای حسن جریان بوده و در حدود افراط و تفریط و عدم صحت سیر نکند و مجالی برای اشخاص منفعت‌پرست و هرج و مرج طلب باقی نماند دواتر مملکتی را بر پنج پست تقسیم کرد و هریک از اعضای کمیته لزوماً یک پست را عهده‌دار شدند.
اکنون مطابق این اعلان تشکیل حکومت جمهوری شوروی را به قرار ذیل بشارت می‌دهد:
* '''میرزا کوچک خان''' (سر کمیسر و کمیسر مالیه)
[[احمدشاه قاجار|احمدشاه]] در زمان جشن تاجگذاری‌اش که در روز ۶ اردیبهشت‌ماه ۱۳۰۰ برپا شد خطاب به روتشتن چنین گفت: «امیدوارم در آینده روابط حسنهٔ دولتین برقرار گردد. یقین دارم قضیهٔ اسف‌بار گیلان در نتیجهٔ اهتمامات شما هرچه زودتر خاتمه یافته و طوری نخواهد شد که سکته به روابط دوستی دو ملت وارد آید.»<ref name=":3" />
روتشتن نیز این نکته را در نطقش گنجانید: «خاطر اعلیحضرت همایونی را مطمئن می‌سازد که دولت متبوعه دوستدار نظر به تعهداتی که در هنگام انعقاد قرارداد نموده با نهایت صمیمیت اقدام‌های لازم را برای تصفیهٔ مسئلهٔ گیلان اتخاذ خواهد نمود.»<ref name=":4">{{Cite book|title=سردار جنگل|last=فخرایی|first=ابراهیم|publisher=|year=|isbn=|location=|pages=ص ۳۵۴}}</ref>
با تنظیم قرارداد ایران و شوروی دستور تلگرافی به «کیگالو» فرمانهٔ نیروی شوروی در گیلان رسید که نشان می‌داد فصل جدیدی در سیاست دو کشور باز شده‌است. متن این تلگراف اینگونهاین‌گونه بود که سفیر شوروی بایستی انقلاب گیلان را به طرزی خاموش کند که لطمه‌ای به وجههٔ آزادی‌خواهانهٔ شوروی وارد نسازد.<ref name=":4" /> روز بعد «کیگالو» برای دیدار میرزا به [[کسما]] رفت و مراتب را در محیط صمیمانهٔ‌ای با وی در میان نهاد و میرزا را از جریان سیاست‌های پشت پرده آگاه ساخت.<ref name=":4" /> میرزا از احساسات کیگالو و از اینکه حاضر شد رنج سفر را به خود هموار سازد تشکر کرد.<ref name=":4" />
میرزا پس از مشورت با چند تن از سران جنگل، سعدالله خان درویش را با پیام مخصوص به تهران فرستاد. او با روتشتن سفیر کبیر شوروی و سران تهران مذاکره کرد و این مطالب را با آنان در میان گذاشت:
«۱- اصلاحات اساسی در کلیهٔ دوایر کشور به عمل در آید. بطوری‌کهبه‌طوری‌که امنیت داخلی و آزادی‌های ملی توأم با حفظ منافع بیگانگان تأمین گردد.
# هیئت دولت قول دهد قراردادهای مخالف اقتدارات ملی را فسخ نماید و در اجرای تعهداتی که برای حفظ استقلال و آزادی کشور لازم است ذمه‌دار باشد.
# واگذاری امنیت گیلان به جنگلی‌ها و تأدیهٔ حقوق افراد از درآمدهای محلی.
 
== پایان یافتن انقلاب گیلان ==
پس از ورود [[سردار سپه]] به رشت، قواء دولتی بر اوضاع مسلط شد. از قواء متفرقهٔ جنگل کسانی که مقاومت می‌نمودند دستگیر و کشته می‌شدند.<ref name="x" /> البته مقاومت در این لحظه ثمری نداشت، زیرا نه سازمانی باقی ماندهباقی‌مانده بود و نه مأمنی که به آنجا پناه برده شود و نه فرماندهی که از روی تاکتیک صحیح عملیات جنگی را اداره نماید.<ref name="x" /> سلطان عبدالحسین خان ثقفی فرماندهٔ قواء جنگل که از تمامی قوایش جدا شده، چند روزی با میرزا در حال عقب‌نشینی و فرار بود دستگیر شد. طولی نکشید که پناهگاه سایر سران غیرنظامی نیز کشف شد و تحویل زندان شدند.<ref name="x" /> تنها سه تن از معاریف جنگل (میرزا - گائوک - معین‌الرعایا) باقی ماندهباقی‌مانده بودند که قواء دولتی تعقیبشان می‌نمود. سرانجام معین‌الرعایا نیز تسلیم شد.<ref name="x" /> میرزا قصد داشت به خلخال نزد عظمت خانم فولادلو برود. عظمت خانم خلخالی به محض شنیدن اینکه میرزا کوچک آهنگ خلخال نموده با همهٔ مخاطراتی که پیش‌بینی می‌کرد چند صد تن سوار به پیشواز فرستاد تا او را به سلامت به مقصد برسانند.<ref name="x" /> اما کمی دیر شده بود و میرزا و [[گائوک|هوشنگ]] سرانجام زیر سرمای شدید از پای درآمدند.<ref name="x" />
 
== سران حکومت ==
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش