تفاوت میان نسخه‌های «کمال‌الدین بهزاد»

←‏زندگی: ویرایش و تصحیح (جزئی)
(←‏زمینهٔ تاریخی: ویرایش و تصحیح (جزئی))
(←‏زندگی: ویرایش و تصحیح (جزئی))
=== در هرات ===
[[پرونده:Behzad beggar at a mosque.jpg|بندانگشتی|چپ|نگارهٔ «گدا بر در مسجد» اثر کمال‌الدین بهزاد]]
هیچ نویسنده‌ای شرح‌حال منسجمی از بهزاد به‌دست نمی‌دهد، اما می‌توان برخی از حقایق مربوط به زندگی‌اش را از منابع مختلف استخراج کرد.<ref group=en>{{پک|Soucek|1989|ف=Behzād, Kamāl-Al-Dīn|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> بر پایهٔ کارهای موجودِ بهزاد، سال تولدش را می‌توان در میان دههٔ ۸۵۵ تا ۸۶۵ ه‍.ق تخمین زد.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref> نویسندگان مرتبط با [[هرات]] مانند خواندمیر، بابر، و میرزا حیدر دوغلات تأکید می‌ورزند که بهزاد ابتدا برای [[علی‌شیر نوایی]] و سپس [[سلطان حسین بایقرا]] کار می‌کرد.<ref group=en>{{پک|Soucek|1989|ف=Behzād, Kamāl-Al-Dīn|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> بهزاد به‌سرعت معروف شد و با حمایت‌های نخستین پشتیبانش، علی‌شیر نوایی، فرصت‌های هنری بزرگی را به دست آورد. وی اندکی پیش از ۸۹۳ ه‍.ق به خدمت سلطان حسین بایقرای تیموری درآمد که دربارش در هرات محل گردآمدن نخبگان اهل ذوق و استعداد بود و نوایی و [[جامی]] و خواندمیر در رأس آن‌ها بودند.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref> در بیشتر منابع معتبر، بهزاد به‌عنوان شاگرد و زیردست [[میرک نقاش|روح‌الله میرک نقی‌زاده]] مشغول به کار بود که ابتدا کارگاه امیرعلی‌شیرمیرعلی‌شیر و سپس سلطان حسین را مدیریت می‌کرد. دوست‌محمد و قاضی احمد جزئیات بیشتری در مورد بهزاد و میرک ارائه می‌دهند. قاضی احمد بر روابط شخصی نزدیک بین این دو تأکید می‌کند و می‌گوید پس از اینکه بهزاد در جوانی یتیم شد، ازسوی میرک تربیت شد و آموزش دید. دوست‌محمد می‌افزاید که نام کامل میرک، امیر روح‌الله بود و اینکه متعلق به خانواده‌ای از [[سادات]] معروف به «کمانگران» است، اگرچه میرک خود به‌عنوان یک خوشنویس مشهور است. هیچ نویسنده‌ای به این نتیجه نرسیده که بهزاد و میرک نسبت خانوادگی داشته‌اند و اشاره‌ای به نحوهٔ آشنایی دو نفر نیز نکرده است.<ref group=en>{{پک|Soucek|1989|ف=Behzād, Kamāl-Al-Dīn|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> بهزاد ظریف‌کاری و تذهیب را مستقیماً از میرک آموخت، و قلمزنی ظریف و بیانگری عمیق را از کارهای [[مولانا ولی‌الله]].<ref>{{پک|پاکباز|۱۳۸۴|ک=نقاشی ایران|ص=۸۰–۸۱}}</ref> مصطفی عالی، مورخ نه‌چندان معتبر عثمانی، [[پیر سید احمد تبریزی]] را نیز استاد بهزاد می‌داند.<ref>{{پک|فرهاد|۱۳۸۳|ف=بهزاد، کمال الدین|ک=دائرةالمعارف اسلامی|ج=۱۳|ص=۱۶۷}}</ref> [[جهانگیرشاه|جهانگیرشاه گورکانی]] نیز در ''[[تاریخ جهانگیری]]'' [[خلیل احمد]] را نام می‌برد و می‌نویسد که بهزاد سبک او را ادامه داده‌است.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref> بهزاد از حوالی بیست سالگی‌اش به حدی از توانایی رسیده‌بود که به عنوان نقاشی بااستعداد شناخته شود.<ref>{{پک|پاکباز|۱۳۸۴|ک=نقاشی ایران|ص=۸۱}}</ref> او از ابتدا نقاش فعالی بود، اما تا پیش از ۸۹۰ ه‍.ق نمی‌توان هیچ اثری را از او دانست.<ref group=en>{{پک|Gray|1977|ک=Persian painting|ص=110|زبان=en}}</ref> در دوره‌ای هشت ساله (میان ۸۸۶–۸۹۳ ه‍.ق) بهزاد به پرورش شیوهٔ خویش پرداخت و در دورهٔ دوازده سالهٔ بعدی (میان ۸۹۴–۹۱۶ ه‍.ق) بهترین کارهای خود را آفرید.<ref>{{پک|پاکباز|۱۳۸۴|ک=نقاشی ایران|ص=۸۱}}</ref> او ظاهراً دست‌کم دو خواهر و برادر داشته‌است، زیرا گفته می‌شود که فرزندانشان شاگردانش بوده‌اند. دورهٔ زندگی بهزاد پس از مرگ سلطان حسین بایقرا در سال ۹۱۱ ه‍.ق به‌درستی معلوم نیست.<ref group=en>{{پک|Soucek|1989|ف=Behzād, Kamāl-Al-Dīn|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> بعد از برافتادن سلسلهٔ تیموریان به دست محمدخان شیبانی در ۹۱۲ ه‍.ق، بهزاد همچنان در هرات باقی ماند.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref> بابر می‌نویسد که بهزاد تحت حمایت [[محمد شیبانی]] قرار گرفته‌است.<ref group=en>{{پک|Soucek|1989|ف=Behzād, Kamāl-Al-Dīn|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> به‌گفتهٔ بابر، محمدخان شیبانی با گستاخی، نگارگری‌های بهزاد را اصلاح می‌کرد.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref><ref>{{پک|فرهاد|۱۳۸۳|ف=بهزاد، کمال الدین|ک=دائرةالمعارف اسلامی|ج=۱۳|ص=۱۶۷}}</ref><ref group="یادداشت">به‌گفتهٔ [[قمر آریان]]، با توجه به دشمنی میان بابر و محمد شیبانی، نباید احتیاط را دردربارهٔ این‌بارهاین نیز،گفتهٔ نبایدبابر از نظر دور داشت. ببینید: {{پک|آریان|۱۳۶۲|ک=کمال‌الدین بهزاد|ص=۲۸}}</ref> به‌گفتهٔ [[باسیل گری]]، احتمالاً بهزاد یازده سال پس از مرگ محمد شیبانی نیز در هرات زندگی کرده‌است.<ref group=en>{{پک|Gray|1977|ک=Persian painting|ص=127|زبان=en}}</ref>
 
=== سفر به تبریز ===
[[پرونده:Yusef Zuleykha.jpg|بندانگشتی|راست|نگارهٔ «یوسف و زلیخا» اثر کمال‌الدین بهزاد]]
بهزاد احتمالاً آخرین سال‌های زندگی خود را در [[تبریز]] در استخدام دربار صفوی سپری کرد. او بایستی همراه با بستگان نزدیکش به تبریز نقل مکان کرده باشد زیرا خواهرزاده‌اش، [[رستم‌علی خراسانی|رستم‌علی]] که خوشنویسی شناخته‌شده بود و همین‌طور نوه‌های خواهرش [[محب‌علی]] و [[مظفرعلی]] که هر دو نقاش بودند، همگی در تبریز آموزش دیده‌اند. تاریخ و شرایط حرکت بهزاد به تبریز نامعلوم است. فرمان [[شاه اسماعیل]] در تاریخ ۹۲۸ ه‍.ق دربارهٔ انتصاب بهزاد به‌عنوان سرپرست کارگاه نسخه‌های خطی شاه اسماعیل، اغلب به‌عنوان شاهدی از ارتباط بهزاد با این حاکم به شمار می‌رود. بااین‌حال، این سند در نسخه‌ای از ''[[نامه نامی|نامهٔ نامی]]'' خواندمیر — مجموعه‌ای از نمونه‌های شیوهٔ نامه‌نگاری که [[ماده‌تاریخ|ماده‌تاریخش]] نشان از ۹۲۵ ه‍.ق دارد — حفظ می‌شود. این مغایرت زمانی، پرسش‌هایی دربارهٔ اصالت این حکم بر می‌انگیزدبرمی‌انگیزد. افزون بر این، نویسندگان صفوی مانند دوست‌محمد، اسکندر بیگ و قاضی احمد قمی، روشن می‌کنند که بهزاد در زمان [[شاه طهماسب]] استخدام شده‌است، اما هیچ اشاره‌ای به پیوند با شاه اسماعیل نمی‌کنند. قاضی احمد مشخص می‌کند که بهزاد در زمانی که کتابخانهٔ شاه طهماسب پیشترها تأسیس شده بود، وارد تبریز شد و مدیر آن، [[سلطام محمد نگارگر|سلطان محمد]]، به حاکم نقاشی تعلیم می‌داد.<ref group=en>{{پک|Soucek|1989|ف=Behzād, Kamāl-Al-Dīn|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> این سند گفتهٔ منشی قمی را — دربارهٔ ماندن بهزاد در هرات تا شروع سلطنت شاه طهماسب در ۹۳۰ ه‍.ق — نقض می‌کند.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref> به‌جز این فرمان، سندی که به وابستگی بهزاد با شاه اسماعیل گواهی دهد، حکایتی از ''[[مناقب هنروران]]'' تألیف پژوهشگر عثمانی، [[مصطفی عالی گالیپولی]] به سال ۹۹۵ ه‍.ق است. او توضیح می‌دهد که چگونه بهزاد و خوشنویس [[شاه محمود نیشابوری]] همراه شاه اسماعیل به میدان جنگ در [[جنگ چالدران|چالدران]] پیوستند و او آن‌ها را در یک غار پنهان کرد زیرا در صورت پیروزی عثمانی از امنیت آن دو بیمناک بود. این حکایت همراه با پیشگویی پیروزی عثمانی است که بر تاریخی‌بودن آن تردید می‌افکند.<ref group=en>{{پک|Soucek|1989|ف=Behzād, Kamāl-Al-Dīn|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> با توجه به این ماجرا، چنین برداشت می‌شود که بهزاد مورد توجه و لطف شاه اسماعیل بوده‌است.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref> اما از سوی دیگر، با توجه به شاخ و برگ بسیار داستان از سوی مصطفی عالی و اینکه هیچ‌یک از مورخان ایرانی به آن اشاره نکرده‌اند، می‌توان در وقوع و اصالت آن تردید کرد.<ref>{{پک|فرهاد|۱۳۸۳|ف=بهزاد، کمال الدین|ک=دائرةالمعارف اسلامی|ج=۱۳|ص=۱۶۸}}</ref> اظهارات دیگر مصطفی عالی نشان می‌دهد که بهزاد برای او شخصیتی اسطوره‌ای و یادآور بهترین فضائل است.<ref group=en>{{پک|Soucek|1989|ف=Behzād, Kamāl-Al-Dīn|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> در سال ۹۱۹ ه‍.ق، طهماسب فرزند اسماعیل فرمانروای هرات شد، و هنگامی که در سال ۹۲۹ ه‍.ق به تبریز بازگشت، بهزاد در همراهی او بود. در تبریز، او همچنان از حمایت سلطنتی برخوردار بود و به‌عنوان مدیر کتابخانهٔ سلطنتی منصوب شد و سرپرست تولید نسخ خطی تذهیب‌کاری‌شده و تصویرگری‌شده بود<ref group=en>{{پک|The Editors of Encyclopaedia Britannica|1998|ف=Behzād|ک=britannica|زبان=en}}</ref> و مسئولیت همهٔ کتابداران، خوشنویسان، نقاشان، تذهیب‌کاران، حاشیه‌نگاران، زراندودکاران، زرکوبان و لاجوردشویان به او واگذار شد.<ref group=en>{{پک|Soucek|1989|ف=Behzād, Kamāl-Al-Dīn|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> او این مقام را تا زمان مرگش حفظ کرد.<ref group=en>{{پک|The Editors of Encyclopaedia Britannica|1998|ف=Behzād|ک=britannica|زبان=en}}</ref>
 
=== درگذشت ===
 
=== شخصیت بهزاد ===
لورنس بینیون و دیگران با توجه به نگارهٔ چهرهٔ بهزاد که در کتابخانهٔ اِوکاف [[استانبول]] موجود است شخصیت او را محجوب و بی‌ادعا اما تیزبین و اندیشمند ارزیابی می‌کنند و ادامه می‌دهند که با توجه به انتصابش به ریاست کتابخانهٔ سلطنتی شاه اسماعیل اول، احتمالاً مدیر توانایی بوده‌است. به‌گفتهٔ خواندمیر بهزاد ویژگی‌های دلپذیر و دوستانه‌ای داشته‌است. گذشته از ارتباطش با علی‌شیر، بهزاد از پشتیبانی چهار پادشاه برخوردار بوده که دو پادشاه صفوی نگاه ویژه‌ای به او ابراز داشته‌اند. اعتبار بهزاد در درجهٔ نخست، نتیجهٔ آرمان‌گرایی او در آثارش، و سپس شخصیت فردی و همکاری مستمرش با رهبران اندیشه و حاکمان بزرگ روزگار خویش بود. بااین‌حال، اشاره‌ای هم به این موضوع شده که شخصیت بهزاد به بزرگی شهرتش — آن‌گونه‌که دوست مورخش، خواندمیر نوشته‌است — نبوده و رابطهٔ بهزاد با علی‌شیر و [[جامی]] سبب افزودن ناروا بر شهرت او شده‌است. ازسویاز سوی دیگر، بابر و حیدر میرزا که گمان می‌رود منصف و بی‌تعصب بوده‌اند، جایگاه والای بهزاد در میان هم‌روزگارانش را تأیید کرده‌اند. به هر تقدیر، هنوز به‌سختی می‌توان درجهٔ اصالت کامل بهزاد در ارائهٔ فرم‌های جدید یا برتری آشکارش بر همهٔ نقاشان همکارش را مشاهده کرد و چنین موضوعی با چشم‌داشت‌ها از چهرهٔ استادی که به‌خاطر کمال هنرش در سراسر دنیای اسلام نامدار است، ناهمخوانی دارد.<ref group=en>{{پک|Binyon|Wilkinson|Gray|1971|ک=Persian miniature painting|ص=81–82|زبان=en}}</ref>
 
== سبک ==