تلاش: پاسخ دروغ پنهان: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
'''تلاش: پاسخ دروغ پنهان''' {{به انگلیسی|Talaash: The Answer Lies Within}} فیلمی است محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی [[ریما کاگتی]] است. در این فیلم بازیگرانی همچون [[عامر خان]]، [[رانی موکرجی]]، [[کارینا کاپور]]، [[نوازالدین صدیقی]]، [[شرناز پاتل]]، [[راجکومار رائو]]، [[شبا چادها]]، [[ویوان بهاتنا]]، [[گلفان خان]] ایفای نقش کرده‌اند.
 
== داستان ==
آرمان کاپور([[ویوان بهاتنا]]) یک هنرپیشه سرشناس است او در یک جاده متروکه به دلیل ترس از برخورد با چیزی تعادل ماشینش را از دست می دهد و ماشین به دریا می افتد و می میرد.بازرس سوریان سینگ([[عامر خان]]) مامور تحقیق درباره حادثه می شود.سوریان پسرش کارن را به تازگی از دست داده است برای همین اوضاع روحی مناسبی نداردو تلاش های همسرش روشنی([[رانی موکرجی]]) برای بهبود حال او هم تاثیر ندارد.
 
بازرس می فهمد که آرمان کاپور در شب حادثه ۲ میلیون یورو دریافت کرده است تا آن را به فردی به نام ششی بدهد.او می فهمد ششی به همراه تیمور ([[نوازالدین صدیقی]]) از آرمان کاپور به خاطر رابطه پنهانی اش در سه سال قبل باج خواهی می کردند.
 
از طرفی همسایه سوریان و روشنی زنی است که با ارواح ارتباط دارد و ادعا می کند با روح کاران در ارتباط است، روشنی حرفهای او را باور می کند اما سوریان از اومی خواهد تا مزاحم زندگی آن ها نشود.سوریان از طریق یک [[دختر تلفنی|فاحشه]] به نام رزی([[کارینا کاپور]]) اطلاعات خوبی درباره پرونده آرمان کاپور به دست می آورد و رزی به او قول می دهد تا برایش خبرچینی کند.پلیس با کمک اطلاعات دریافتی جسد ششی را همراه با پول ها و یک dvd پیدا می کند این فیلم حاوی ارتباط پنهانی و شرم آور آرمان و دوستانش با یک دختر است.سوریان پس از مطمئن شدن از ارتباط روسپی ها با آرمان کاپور تحقیقاتش را در محله فقیر نشین شهر متمرکز می کند.رزی همراه با سوریان به یک محل آرام و دور افتاده در کنار رودخانه می رود و به او می گوید که سه سال پیش، او با آرمان و دوستانش، سانجی و نیکیل رابطه داشته است.با این حال، او چیزی بیشتر نمی گوید.سوریان تلاش می کند برای نزدیک شدن به نیکیل به اطلاعات بیشتری دست پیدا کند، اما متوجه می شود که نیکیل سه سال پیش پس از یک حادثه دچار مرگ مغزی شده است.
 
در همین حین سوریان با همسرش روشنی به دلیل اعتمادش به زن همسایه که با ارواح ارتباط دارد و با فرزندشان ارتباط برقرار می کند دچار مشاجره می شود او به ارتباط با ارواح اعتقاد ندارد برای همین روشنی و زن همسایه را مورد سرزنش قرار می دهد.تیمور از سانجی باج خواهی می کند اما پس از گرفتن پول فرار می کند و توسط دو مزدور اجیر شده توسط سانجی تعقیب و کشته می شود.پلیس یکی از آن ها را دستگیر می کند و پی به حقیقت ماجرا می برد.سوریان سانجی را دستگیر می کند و او اعتراف می کند سه سال پیش در جشن تولد نیکیل با یک [[دختر تلفنی|دختر روسپی]] رابطه داشته اند. درحین رانندگی نیکیل شروع به آزار دختر می کند و در ماشین به صورت اتفاقی باز می شود، هر دو نیکیل و دختر از ماشین در حال حرکت به جاده پرتاب می شوند. هر دوی آنها به شدت مجروح شده بودند.آرمان و سانجی، نیکیل را به بیمارستان بردند اما از ترس رسوایی آن دختر را در جاده رها کردند. سانجی ششی را فرستاد تا از آن دختر مراقبت کند. با این حال، ششی به آنها گفت که دختر فوت کرده است . از آن زمان، ششی شروع به اخاذی پول از آنها آن ها کرد.
 
سوریان با بازبینی فیلم ها متوجه می شود دختر مورد نظر همان رزی است و به سانجی می گوید این دختر زنده است و او را می شناسد.سوریان در حال انتقال سانجی به مقر پلیس به همان محل تصادف آرمان کاپور نزدیک می شود.سوریان برای یک لحظه رزی را در صندلی عقب ماشین می بیند و چند لحظه بعد سانجی و سوریان هر دو رزی را در جاده جلوی خود می بینند در تلاش برای برخورد نکردن به رزی ماشین به درون دریا می افتد.سانجی جان خود را از دست می دهد و سوریان در ماشین گیر افتاده است او رزی را در آب می بیند و به کمک او نجات می یابد.او تازه می فهمد رزی همان سیمران است و یک '''روح''' سرگردان است که می خواهد از عاملان حادثه انتقام می گیرد.وقتی سوریان ماجرا را برای مافوقش تعریف می کند او از سوریان می خواهد تا این حرفها را نزند و می گوید این موضوع برای سابقه کاری تو بد تمام می شود و سوریان می فهمد که در آن شب هایی که با رزی حرف می زده است فقط او قادر به دیدن رزی بوده و همکارانش فکر می کردند او با خودش حرف می زند.پس سوریان موافقت می کند تا در گزارش خود دلیل مرگ آرمان کاپور را تصادف و دلیل مرگ سانجی را تلاش برای فرا از پلیس گزارش کند.
 
او به همان محل دور افتاده ای که رزی او را به آنجا برده بود، می رود چون رزی گفته بود همیشه می توانی من را اینجا پیدا کنی.سوریان با کندن زمین جسد رزی را پیدا می کند و جمله ای را به یاد می آورد که گفته بود ''مرده ها به کسانی که روحشان دچار مشکل است و افسرده هستند نزدیک می شوند'' او سپس در مراسمی بقایای جسد سیمران یا همان رزی را آتش می زند.
 
او که به وجود ارواح وارتباط آن ها با زنده ها اعتقاد پیدا کرده است به خانه می رود و نامه هایی که پسرش از طریق زن همسایه برای او نوشته است می خواند و آرامش پیدا می کند.
== منابع ==
{{پانویس}}