تفاوت میان نسخه‌های «کابالا»

۳۱ بایت اضافه‌شده ،  ۳ سال پیش
جز
اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB
جز (اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB)
جز (اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB)
'''قبّاله'''، '''کابالا''' یا '''کبالا''' {{به عبری|קַבָּלָה}} به معنی لغوی دریافت کردن یا سنت، روشی، مکتبی و طرز فکری عرفانی است که از یهودیت ریشه گرفته‌است. در یهودیت به یک فرد کابالیست، مکوبال (عبری: מְקוּבָּל) اطلاق می‌شود.
 
تعریف کابالا بر اساس پیروان مختلفش متفاوت است. با اینکه این مکتب از یهودیت نشات گرفته‌است ولیکن پیروان مسیحی، نوعصری، و پیروان [[علوم خفیه]] آنراآن را روشی عرفانی برای فهم رابطه بین [[عین سوف]] که غیرقابل تغییر، همیشگی و پیچیده‌است و جهان مادی فانی و محدود (مخلوق) است. کابالا به دنبال فهم ذات دنیا و انسان است.
 
کابالا از متون یهودی سرچشمه گرفت و پیروانش معمولاً از متون یهودی برای توصیف و تفسیر مسائل عرفانی استفاده می‌کنند. دستورهای کابالا برای فهم معنی مخفی متون یهودی نظیر [[تورات]] و نوشتارهای ربیها نظیر [[تلمود]] به کار می‌رود و معنی مخفی عبادت یهودی را بیان می‌کند.
* '''سود''' (عبری :סוד به معنی مخفی): تفسیر باطنی، عرفانی، معنوی که در کابالا بیان می‌شود.
پیروان کابالا اعتقاد دارند که آن جزئی مهم از یادگیری تورات است؛ ولیکن بعضی از دکترینهای مورد قبول کابالا توسط بقیه یهودیان رد شده و بر خلاف یهودیت و کفرآمیز دانسته می‌شود. بعد از کابالای قرون وسطی و به خصوص بعد از قرن ۱۶ میلادی کابالا جایگزین فلسفه یهودی (هاکیرا) شد.
منبع اصلی لغت کابالا معلوم نیست و ممکن است توسط سولومون ابن گبیرول یا بهیا بن اشر استفاده شده باشد. با اینکه لغات دیگری از قرن دوم میلادی برای اینگونهاین‌گونه اعمال مورد استفاده قرار می‌گرفت لغت کابالا کم‌کم لغت اصلی برای این نوع تفسیر شد. بعد از [[عهد عتیق]] اولین نوشته‌های مربوط به کابالا در قرن اول و دوم میلادی در بعضی متون و از جمله کتاب [[سفر یتزیرا]] یافت می‌شود. این روش به نام [[عرفان مرکابا]] (به معنی کالسکه) تا قرن ۱۰ میلادی ادامه یافت تا بعد از آن با کابالای ایجاد شده در جنوب غربی اروپا در قرن ۱۲ و ۱۳ جایگزین شد. کتاب [[زوهر]] منبع اصلی تعالیم کابالا گشت که بعدها در شهر [[صفد]] توسط [[اسحاق لوریا]] دوباره بازبینی شد. کابالا لوریایی در قرن ۱۸ توسط بیشتر حلقه‌های عرفانی یهودی مورد قبول واقع شد و سرمنشا جنبش [[یهودیت حسیدی]] (حسیدیم) شد.
در متون دانشگاهی معمولاً لغت کابالا برای اشاره به عرفان یهودی که در قرن ۱۳ به بعد رایج شد استفاده می‌شود و [[عرفان مرکابا]] در زمره آن قرار نمی‌گیرد. به‌طور کلی کابالا می‌تواند به سه زیر شاخه تقسیم شود.
[[پرونده:Sefer raziel segulot.png|بندانگشتی|[[سیگیل]]‌های جادویی از کتاب [[سفر رازیل هاملخ]] که نقش زیادی در متوان ابتدایی کابالا داشت.|150px]]
{{اصلی|عرفان مرکابا}}
{{اصلی|متون ابتدایی کابالا}}
بر اساس نظر کابالیست‌ها، کابالا از بهشت نشات گرفت. در زمانهایزمان‌های بسیار دور آن برای عده‌ای از درستکاران ([[زدیک]]یم) آشکار شد و در هر زمان توسط عده معدودی از آنان حفظ شد. بر اساس دیدگاه دانشگاهی کابالا در دوره‌های مختلفی از تاریخ یهودی شکل گرفت؛ ولیکن تاریخ دقیقی از چگونگی شکل‌گیری و رشد آن در دست نیست.
بر اساس نظر کابالیست‌ها ریشه کابالا توسط خداوند به آدم در باغ بهشت نازل شد. بر اساس نظر آنان فصول ابتدایی کتاب پیدایش رازهای خداوند را آشکار می‌کند و باطن داستان آدم و حوا، باغ بهشت، درخت دانش خوبی و بدی و درخت جاودانگی و مار را بیان می‌کند.
 
در متون یهودی بسیاری در بین قرن‌های ۱ تا ۱۰ میلادی در مورد معاسه مرکابا صحبت شده‌است. بر این اساس ربیها تلاش می‌کردند که رؤیای [[حزقیال]] و دیدن عرش خدا را مجدداً تجربه کنند.
 
از قرن ۱۰ به بعد کم‌کم متون کابالایی گسترش یافت. بعضی ربیهای عصر ریشونیم دارای تبحر در کابالا بودند. یکی از معروفترین آن‌ها نهمانیدس یا رمبان است. بهیا بن آشر المانهای تفسیر تورات را با کابالا مخلوط کرد. اولین کتابهایکتاب‌های معروف کتاب بهیر (روشنایی) بود که توسط اسحاق کور استاد نهمانیدس نوشته شد. کتاب دیگر مهمی روش سمت چپ نام دارد که توسط اسحاق بن اسحاق هاکوهن در اسپانیا نوشته شد. کتاب زوهر در قرن۱۳ توسط موشه لیون نوشته شد و تبدیل به کتاب اصلی کابالا گردید. او ادعا کرد که این کتاب رو خود ننوشته‌است و بلکه نوشته‌های [[شمعون بار یوحای]] را پیدا کرده‌است. [[زوهر]] بسیار مورد علاقه بود و تبدیل به مهمترین کتاب کابالا گردید. بر اساس نظر گرشوم شولم تاریخدان یهودی روش‌های کابالا در مواجهه با روش‌های عقلانی فلسفه یهودی شکل گرفت.
[[پرونده:Yalkut Hadash.jpg|بندانگشتی|کتاب سفر ها-زوهر نسخه لوبلینو در سال ۱۶۴۸ میلادی.|150px]]
بعد از اخراج یهودیان از اسپانیا در سال ۱۴۹۲ میلادی یهودیان به دنبال نشانه‌های از ظهور منجی خود و نجات از سرنوشت دردناکشان بودند. در سال ۱۵۰۰ میلادی شهر صفد در جلیله مرکز اصلی فعالیتهایفعالیت‌های عرفانی گردید. در این زمان دیدگاه‌های کابالایی بر روی دید مسیحایی متمرکز گردید. موشه کوردورو تعالیم زوهر را در بین تعداد زیادی گسترش داد با اینکه در گذشته کابالا فقط به افراد معدودی یاد داده می‌شد. نویسنده کتاب شولخان آروخ ربی یوسف کارو [[سال (میلادی)|سالنیز]] در کابالا مهارت داشت و دفترچه خاطرات کابالایی از خود به جا گذاشت. موشه الشیخ نیز تفسیر کابالایی از تورات نوشت.
 
بیشترین گسترش کابالا با حضور اسحاق لوریا و شاگردانش حیم ویتال و اسرائیل سروگ شکل گرفت. نوشته‌های لوریا بسیار مورد استقبال بود و سروگ تعالیم او را به اروپا برد.
سئوالی که وجود دارد این است که آیا واقعاً این ممنوعیت وجود داشته‌است یا خیر. ترجمه دیگری از سخن بالا به صورت زیر نیز وجود دارد:
 
از سال ۱۵۴۰ به بعد تمامی قسمتهایقسمت‌های کابالا باید به صورت علنی به همه یاد داده شود. تنها از طریق کابالا ما می‌توانیم جنگ را نابود و ظلم مردان به بقیه مردان را برای همیشه از بین ببریم.
 
== کابالای سفاردی و میزراهی ==
ربی اسرائیل بن الیزر بعل شم طوف جنبش حسیدیم را در اوکراین ایجاد کرد. این جنبش بر پایه کابالای لوریان بود ولیکن المان‌های احساسی به آن اضافه نمود. این روش کابالا را از محدود به افراد نخبه تبدیل به یک روش عمومی نمود.
[[پرونده:Besht.jpg|بندانگشتی|ربی اسرائیل بن الیزر یا بعل شم طوف.|150px]]
جنبش [[خبد|خاباد لوباویچ]] از بقیه حسیدیم جدا شد و عقل را به جای قلب مرکز دین می‌دانست. نوشته‌های آن روش‌های عقلانی یهودی را با روش‌های عرفانی مخلوط می‌کنند. در زمانهایزمان‌های فعلی جنبش مسیحایی بیشتر در بین خاباد وجود دارد.
 
[[پرونده:The House of Man.png|بندانگشتی|ارتباط درخت زندگی با بدن انسان، نقاشی توسط آلبرتو دلا ویته.|150px]]
 
== ریشه شیطان ==
یکی از مشکلاتی که در فلسفه کابالا به آن برخورد شد مسئله ریشه وجود شر است. بعضی کابالیست‌ها اعتقاد داشتند که شر یکی از صفات منفی خداست. در این دیدگاه خدای بی‌انتها به شر احتیاج دارد تا آنچه هست بماند. بعضی متون اصلی کابالای قرون وسطی به شر به عنوان معادل شیطانی مقدسها نگاه می‌کنند و آنراآن را سیترا آچرا (طرف دیگر) می‌نامند و کلیپات معادل منفی سفیروت و درخت زندگی است. بعضی متون رادیکال تر حتی ریشه شر را در سفیروت گوورا به معنی استحکام می‌دانند.
گوورا برای خلفت به عنوان معادل چسد (محبت) لازم است؛ ولیکن وقتی انسان گناه می‌کند سفیروت قضاوت بر سفیروت محبت غلبه می‌کند و باعث ایجاد بی‌نظمی در بین سفیروتها می‌شود.
[[پرونده:Kaphtziel.jpg|بندانگشتی|چپ|از قرن ۱۵ میلادی پیروان لوریا و آنهایی که به به کابالای عملی تعلق داشتند از نشانهای جادویی استفاده می‌کردند.|200px]]
{{اصلی|جماتریا}}
کابالا ایده‌های عهد عتیق و تلمود را گسترش داد و اعتقاد دارد که خدا دنیا را بر پایه زبان عبری ایجاد کرده{{مدرک}} و تورات دارای مفاهیم مخفی زبانی است. از این رو هر حرف عبری، لغت و عدد دارای مفاهیم مخفی عرفانی است. نام‌های خدا در یهودیت نیز دارای مفاهیم مخفی هستند. از این رو تورات دارای مفاهیم نهانی بی انتهاست. فهم تورات معادل دو درخت باغ بهشت به نامهای درخت دانش (درخت ممنوعه) و درخت زندگی (درختی که برای آدم و حوا آزاد بود) است. از این رو فهم ظاهری تورات معادل درخت دانش و فهم عرفانی آن معادل درخت زندگی است.
از قرن ۱ قبل از میلاد یهودیان اعتقاد داشتند که تورات دارای مفاهیم مخفی است. گماتریا یک روش پیدا کردن این حقایق مخفی است. در عبری بر خلاف بیشتر زبانهازبان‌ها اعداد جداگانه وجود ندارد. از این رو هر لغت معادل یک عدد نیز می‌باشد. با تبدیل لغات به اعداد کابالیست‌ها به دنبال معنای مخفی تورات می‌روند.
 
== تأثیر کابالا بر دانشمندان و فیلسوفان معروف ==
 
=== فیثاغورث ===
هرمیپس ازمیری در متون خود نوشته‌است که [[فیثاغورث]] بیشتر تئوریهای خود را از حکمت مخفی یهودیان گرفته‌است. دکتر ست پانکست در مورد فیثاغورث یکی از بزرگترین شخصیتهایشخصیت‌های زمان خود نه تنها یک متفکر بزرگ در آن زمان بود بلکه یک کابالیست بسیار رده بالا بود.
 
=== افلاطون ===
 
=== [[اسپینوزا]] و کابالا ===
سولومون میمون که در جوانی کابالا مطالعه می‌کرد در مورد تئوری اسپینوزا گفته‌است: «کابالا در واقع همان تئوریهای اسپینوزا است.» در قرن ۱۷ بیشتر مخالفان اسپینوزا اشاره می‌کردند که بخش کفرآمیز تئوریهای او در واقع از کابالا گرفته شده‌است. بسیاری تئوریهای او را کابالا در لباس ریاضی می‌دانستند. مخالفان او اعتقاد داشتند که اسپینوزا تئوریهای دکارت را با مخلوط کردن آن با کابالا مخدوش کرده‌است. ا.جی. باکستر در قرن هجدهم کتابی معروف در زمینه ارتباط فلسفه اسپینوزا و کابالا نوشته‌است. باکستر دید بسیار منفی نسبت به کابالا داشت و آن را کفر آمیزکفرآمیز می‌دانست و از این رو او با فلسفه اسپینوزا نیز بسیار مخالف بود. لایبنیتس نیز به این مطلب علاقه پیدا کرد. او در کتاب تئودیس خود نوشته‌است: «یک آلمانی، که از نژاد اسرائیل بود چندین سال پیش تحت نام موسی آلمانی تدریس می‌کرد، او فلسفه اسپینوزا را با دیدگاه‌های خود مخلوط می‌کرد با اینکه اسپینوزا در واقع کابالای یهودی را دوباره زنده کرده بود». اسپینوزا خود نیز اذعان کرده بود که در جوانی به مطالعه کابالا پرداخته‌است ولیکن خود ادعا می‌کرد که دید او نسبت به کابالا بسیار منفی است.
 
=== اسحاق نیوتن و کابالا ===
این برخورد خشونت‌آمیز دینی ممکن است به دلیل درگیرهای شدید بین یهودیان و غیریهودیان در زمان زوهر وابسته باشد. از این رو بعضی کابالیست‌ها مانند اسحاق لوریا اعتقاد دارند که جنتیلهای صالح دارای این روح شیطانی نیستند و روح آن‌ها شبیه به روح یهودیان است. بعضی دیگر نظیر ربی پینچاس اعتقاد دارند که روح شیطانی تنها در درصد کمی از مردمان وجود دارد ولیکن روح یهودیان کافر دارای نیروی شیطانی شدیدتری از بت پرستان است.
 
بعضی کتابهایکتاب‌های دیگر کابالا نیز در این مورد صحبت کرده‌اند. به‌طور مثال در کتاب حسیدیم تانیا اشاره شده‌است که روح یهودیان با روح غیریهودی متفاوت است. بر اساس نظر نویسنده شنور زلمان لیادی با اینکه یک غیریهودی می‌تواند به مرحله بالایی از عرفانیت برسد ولیکن روح او همچنان با روح یهودی فرق دارد. دیدگاه مشابهی در کتاب کوزاری که توسط یهودا هالوی نوشته شده‌است دیده می‌شود.
 
ولیکن بعضی دیگر از کابالیست‌های معروف این دیدگاه را به صورت کامل رد کردند. به‌طور مثال مناهم ازریا دا فانو در کتاب حلول مجدد روحها اشاره می‌کند که شخصیتهایشخصیت‌های توراتی چندین مرتبه به صورت یهودی و جنتیل دوباره حلول کرده‌اند. ربی یهودا اشلاخ اعتقاد داشت که واژه یهودی و جنتیل تنها دو مرحله مختلف از ادراک هستند و برای هر کسی قابل دستیابی هستند.
 
بعضی دیگر از کابالیست‌ها اعتقاد دارند که کابالا مرزهای دین را می‌شکند و می‌تواند به عنوان دین جهانی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش